در یک چرخش نادر تقویم، اولین روز سال نو افغانی، نوروز، در ده روز آخر رمضان قرار گرفت. این دو مناسبت هر دو دلپذیر و خوشآیند هستند. اما در این قسمت از “دغدغه های روزانه”، حامد پکتین به “مندوی”، بازار مزدحم مرکزی در قلب کابل، رفته است که پر از تجار، فروشنده و مشتریان و عطر و ادویهجات و محصولات تازه است. او با یک عمدهفروش باتجربه صحبت میکند. این عمدهفروش به او میگوید که برای بسیاری از خانوادهها که در تلاش برای تأمین معیشت خود هستند، فقر و افزایش هزینههای مایحتاج اولیه، درخشش این روزهای ویژه را کمرنگ کرده است. تجارت کاهش یافته است. با این حال، او هنوز به آینده امیدوار است.
افغان ها پیش از عید سعید فطر در حال خرید میوۀ خشک در کنار دریای کابل. عکس: وکیل کهسار/ خبرگزاری فرانسه، ۸ حمل ۱۴۰۴
من ۲۰ سال است که در بازار مندوی کابل دکاندار هستم. همه چیز با یک دکان کوچک شروع شد که با پول قرض از دوستان و خانواده باز کردم. در آن روزهای اولیه، من بودجه و سرمایه لازم برای ذخیره کالا در گدام را نداشتم و به انبوه عمده فروشان در بازار که برای فروش کالا از آنها قرض می گرفتم، متکی بودم. کم کم دکان کوچکم را به یک فروشگاه خوراکه پررونق تبدیل کردم که به قیمت مناسب و محصولات با کیفیت شهرت دارد. من مجموعه ای از مشتریان ثابت دارم و حتی چند نفر دیگر را برای کار استخدام کرده ام.
در طول سالها، لحظات خوب و بد زیادی را با مشتریانم تجربه کردهام. پسران و دختران کوچکی که در ابتدا به همراه والدینشان برای خرید مواد غذایی و امتعه مخصوص عید به فروشگاه من میآمدند، حالا بزرگ شدهاند، ازدواج کردهاند و خودشان بچهدار شدهاند؛ بچههایی که اکنون به همراه والدینشان به فروشگاه من میآیند. داستان من تنها درباره موفقیت شخصیام یا چگونگی تبدیل فروشگاه کوچکم به یک کسبوکار عمدهفروشی موفق نیست، بلکه داستان شهر من و جامعهای است که به مدت دو دهه به آن خدمت کردهام. این داستان سفر مشترک ما در دوران فراوانی و سختیهاست.
دو تعطیلات همزمان
ما بیشتر کسبوکار خود را در سه عید بزرگ انجام میدهیم: عید قربان (عید الأضحی)، عید فطر و نوروز. امسال، ما یک جشن دوگانه داریم، زیرا نوروز در ده روز آخر ماه رمضان آغاز میشود و با عید فطر همزمانی دارد. تقویم اسلامی که بر اساس ماه قمری است، حدود ۱۰ روز کوتاهتر از تقویم غربی و هجری خورشیدی است، بنابراین آغاز رمضان هر سال پیش میآید و تغییر می کند. از سوی دیگر، نوروز همیشه در اعتدال بهاری، در روز اول حمل مطابق ۲۰ یا ۲۱ مارچ آغاز می شود. به دلیل تفاوت در طول دو تقویم، رمضان و نوروز به طور دوره ای مانند امسال با هم تداخل دارند. در افغانستان، نوروز معمولاً به مدت سه روز جشن گرفته میشود و یک مراسم اضافی در سیزدهمین روز سال جدید به نام سیزده بدر یا مراسم سبزه لگد برگزار میشود. امسال، این مراسم – در سه روز عید فطر است. هم نوروز و هم عیدها معمولاً با دیدارهای خانوادگی، هدیه به کودکان و غذای خاص جشن گرفته میشود. طبق معمول، تجارت در ماه رمضان افزایش یافت، اما برخلاف سالهای قبل از تغییر نظام در افغانستان، مردم در مخارج خود محتاطتر هستند. آنها از جا های دور و اطراف به مندوی کابل می آیند تا هرآنچه را که نیاز دارند بخرند چون قیمتی را می پردازند که خریداران عمده می پردازند ، بنابراین اجناس به طورکُلی ارزان تر است. شما میتوانید همهی جمعیت و ازدحام بازار را ببینید، اما فروش ما به هیچ وجه به اندازهی سالهای جمهوری نمیرسد. در آن زمان، اقتصاد خوب بود و مردم پول بیشتری در دست داشتند، بنابراین بیشتر تمایل داشتند که آزادانه خرج کنند و چیزهای بیشتری برای عید بخرند. حالا با رکود اقتصادی، مردم روزهای سختی را میگذرانند و بیشتر خانوادهها در تأمین نیازهای اولیه دچار مشکل هستند. برخی حتی نمیتوانند نان بخرند، بنابراین طبیعتاً در هزینهکردن برای تجملات در عید بسیار محتاطتر هستند.
افغانستان تقریباً همه چیز را وارد میکند، بنابراین نوسانات نرخ ارز مستقیماً بر قیمت مواد غذایی تأثیر میگذارد، زیرا کالاها را به دالر امریکائی می خریم، اما فروش ما به افغانی است. امسال، قیمت کالاهای وارداتی از پاکستان به دلیل بسته بودن مرز تورخم به مدت چند هفته حتی بالاتر بود. همچنین، مردم در ماه رمضان از مواد غذایی بسیار بیشتری استفاده میکنند، بنابراین بسته شدن مرزها به این معنی است که یافتن بسیاری از چیزها یا دشوار شده یا به سادگی در دسترس نیست.
تقریباً همه چیز گران شده است
فروشگاه من بهتر از بسیاری دیگر عمل میکند زیرا ما غذا میفروشیم و مردم همیشه به غذا نیاز دارند. اما مردم نمیتوانند مانند گذشته خرید کنند و این موضوع بر فروش ما تأثیر گذاشته است. قیمت اقلام اساسی مانند آرد، برنج و روغن افزایش یافته و علاوه بر این، قیمتهای بازار ناپایدار است زیرا افغانی در برابر دالر امریکا ناپایدار است. وقتی افغانی بالا میرود، قیمتها کاهش مییابد و وقتی پایین میآید، قیمتها افزایش مییابد.
من نگاهی به یادداشت های مالی ام انداختم تا بتوانم به شما بگویم که قیمتها در مقایسه با سال ۱۴۰۰، زمانی که جمهوری هنوز در قدرت بود، چقدر افزایش یافته است. همانطور که میبینید، همهچیز خیلی گران شده است، بعلاوه آن، مردم درآمد خود را از دست دادهاند یا پول کمتری بدست میآورند. خانواده ها حساب و کتاب های خود را به آسانی متعادل ساخته نمیتوانند.
جدول تهیه شده توسط شبکه تحلیلگران افغانستان.
تنها استثناهایی که در قیمت مواد غذایی مشاهده میشود، محصولات محلی تولید شده مانند میوههای خشک است که یک امتعه اصلی در تمام خانههای افغان محسوب میشود. به عنوان مثال، قیمت یک کیلو بادام که در سال ۱۴۰۰ به ۸۰۰ افغانی فروخته میشد، اکنون به ۶۰۰ افغانی کاهش یافته و قیمت یک کیلو کشمش از ۵۰۰ افغانی به حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ افغانی رسیده است – این قیمت برای کشمش دارای بهترین کیفیت است. اما این به این معنا نیست که مردم میوههای خشک و مغزها را بیشتر خریداری میکنند. در گذشته تقاضا برای این محصولات به قدری زیاد بود که نمیتوانستیم آنها را به سرعت به فروشگاه برسانیم. آنها به سرعت از فروشگاه فروخته می شدند و گاهی حتی کمبود هم داشتیم. اما اکنون، افرادی که قبلاً بادام و کشمش را به خریطه خریداری میکردند، حالا خریدهای خود را به یک کیلو یا حتی چند گرام محدود کرده اند.
همین بیمیلی به خرید به صورت عمده در مورد سایر مواد غذایی نیز صدق میکند. مندوی یک بازار عمدهفروشی است، بنابراین معمولاً مردم برای خرید در حجم بالا به اینجا میآیند. در گذشته، مشتریان آرد و برنج را به صورت خریطه یی یا به بوجی میخریدند. اما اکنون آنها به خرید کیلوگرامی روی آوردهاند. من مشتریانی دارم که قبلاً چندین بوجی از این مواد غذایی را برای عید خریداری میکردند، نه تنها برای خانوادههای خود بلکه برای توزیع به نیازمندان. اما اکنون حتی این مشتریان نیز تنها همان مقداری که برای خانه خود نیاز دارند، خریداری میکنند – یک سیر (هفت کیلو) اینجا و نیم سیر (۳.۵ کیلو) آنجا. این وضعیت هرگز در دوران جمهوریت اتفاق نمیافتاد. عید باید یک مناسبت برای جشن و زمانی برای نشان دادن سخاوت باشد. اما در اینجا در مندوی، بوضوح مشاهده میتوان که چگونه اقتصاد ضعیف حتی خانوادههایی را که درآمد دارند، ویران کرده و آنها را ناتوان یا بیمیل کرده است که بیشتر از آنچه را که به طور ضروری نیاز دارند، هزینه کنند.
هزینه بالای کسب و کار
فروشنده توضیح می دهد که این زمانها برای همه افغانها دشوار و نامشخص است. کاهش قدرت خرید آنها به این معنی است که اغلب باید بدون برآورده شدن برخی از نیازهای خود زندگی کنند. او می گوید که برای فروشندگان، فشارهای داخلی و بینالمللی شرایط بازار را ناپایدار کرده و آنها را از انجام سرمایهگذاریهای بزرگ مانند نگهداری گدام های بزرگ، بیمیل کرده است:
اقتصاد به شدت تحت تأثیر پایان سرمایهگذاری خارجی قرار گرفته و کسبوکارها از فرار سرمایههای داخلی از کشور رنج میبرند. امارت اسلامی تعرفههای گمرکی را افزایش داده و مالیات بالاتری را معرفی کرده است که به سود خالص ما آسیب میزند و قیمتهای ما را افزایش میدهد. به عنوان تاجران خوب و مسلمانان خوب، نمیخواهیم مشتری های ما برای نیازهای اساسی زندگی قیمتهای گزافی پرداخت کنند، اما ما تاجر هستیم و محاسبات باید منطقی باشد. اگرچه امارت وعده کاهش مالیات و تعرفهها بر اقلام غذایی اساسی را داده، اما هنوز این وعده به کاهش پولی که به دولت پرداخت میشود، منجر نشده است. آنها همچنان سقف قیمت برای برخی اقلام را تعیین میکنند که به معنای این است که ما مجبور می شویم از عرضه آنها برای فروش صرف نظر کنیم، زیرا هزینه نگهداری این اقلام در فروشگاه معمولاً بیشتر از قیمتی است که میتوانیم از مشتریان دریافت کنیم.
محدودیتهای بانکی همچنین کار را برای تجار دشوارتر کرده است تا محصولات را از خارج خریداری کنند. از آنجا که نمیتوانیم از سیستم بانکی برای انتقال وجوه استفاده کنیم یا اعتبارنامههای بانکی باز کنیم، مجبور هستیم به واسطهها مراجعه کنیم که برای تسهیل انتقال وجوه و معاملات تجاری هزینههای بالایی دریافت میکنند. اما اگر بخواهیم کسبوکار خود را حفظ کنیم، چارهای جز استفاده از این مسیر نداریم.
زمانی برای تأمل و امید به آینده ای روشن تر
ای کاش میتوانستم بگویم که آینده روشن به نظر میرسد، اما در حال حاضر هیچ نوری در انتهای تونل نمیبینم. با این حال، این عید فطر و نوروز است. این مناسبتها تنها به دیدار عزیزان و خوردن غذاهای خوشمزه محدود نمیشوند. بلکه زمان تفکر و تجدید امید هستند، زمانی برای امید به آینده و اعتماد به برنامه خداوند. بنابراین در حالی که دیدن آن برایم دشوار است، باید به این اعتماد کنم که آیندهای بهتر در راه است، که تنها در آنسوی سایهها منتظر است.
بیاکتنې:
دا مقاله په وروستي ځل تازه شوې وه ۱۴ حمل / وری ۱۴۰۴