Afghanistan Analysts Network – English

Peace process

Plan of the National Council for Peace (Dari)

AAN Team 18 min

Mehwar-e Solh wa Nejat-e Afghanistan az Bohran (Axis for Peace and Salvation of Afghanistan from Crisis): “Tarh-e Shura-ye Melli-ye Solh (Plan of the National Council for Peace)”

طرح شورای ملی صلح

 بخش اول

  1. مقدمه
  2. اهداف
  3. اعتماد سازی و مراحل آن
  4. موارد اعتماد سازی داخلی
  5. موارد اعتماد سازی خارجی
  6. مکانیزم های عملی برای دست یابی به توافقات
  7. دارالانشاء محور صلح و نجات افغانستان
  8. هیئت مذاکره کننده
  9. آغاز مذارکرات و بشنهاد های عملی
  10. تضمین بین المللی از عملی شدن توافقات
  11. تضمین کننده گان

بخش دوم

انتخاب اعضای تیم مذاکره کننده و مسئولیت های کاری آن

  1. تشکیل هیئت مذاکره
  2. مشروعیت هیئت ها
  3. دولت
  4. احزاب سیاسی
  5. طالبان
  6. نهاد های اجتماعی و جامعه مدنی
  7.  رهبری و آجندای مذاکرات
  8. شرایط مذاکره
  9. شورای ملی صلح
  10. ترکیب و شیوه معرفی اعضای شورای ملی صلح
  11. دارالانشاء مشترک هیئت مذاکره کننده
  12. انتخاب هیئت اداری شورای صلح ملی (رئیس و معاونین)
  13. مواصفات اعضای شورای ملی صلح
  14. انتخاب کمیته ها
  15. وظایف و مسئولیت های عمده شورای ملی صلح
  16. انتخاب هیئت مذاکره کننده
  17. وظائف هیئت مذاکره کننده


بخش سوم

طرح بیشنهادی توافقنامه صلح میان جمهوری اسلامی افغانستان و تحریک طالبان

  1. توافقنامه سیاسی
  2. توافقنامه نظامی
  3. کمیسیون تطبیق توافقنامه های سیاسی و نظامی
  4. کمیته نظامی
  5. آزادی رفت و آمد
  6. آتش بس موقتی
  7. آتش بس دایمی
  8. کمیسیون قانون اساسی
  9. رسیدگی به وضعیت بازمانده گان شهداء و معلولین جنگ
  10. آزادی سیاسی
  11. دعوت لویه جرگه قانون اساسی


بسم الله الرحمن الرحیم

طرح شورای ملی صلح

قال الله تعالی: (و تعاونوا علی البر و التقوی و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان)

مقدمه

بدون شک صلح در افغانستان یک مسئله حیاتی  است  و از ینرو، باید در صدر آجندای ملی  قرار گیرد. مردم افغانستان خواستار توقف هرچه زودتر جنگ  و تحقق  صلح  مثبت/ پایدار، در کشور اند. این امر ایجاب می کند تا همه ی  نیروهای ملی اعم از شخصیت های ملی، احزاب سیاسی – جهادی،احزاب سیاسی غیرجهادی، نهادهای مدنی  و در کل  تمام  شهروندان افغانستان، در این راستا تشریک مساعی داشته باشند.

همه می دانیم  که  جنگ، نا امنی، فقر و گرسنگی، فساد، قانون شکنی ، قانون گریزی، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و نبود امنیت در کشور بیداد می کنند و مزید بر این ها، شیرازه ی وحدت ملی  در این کشور نیز، در حالی ازهم پاشیدن است. در چنین و ضعی  لازم است  یک حرکت فراگیر و همه  شمول  افغانی را، برای بقای افغانستان  و برون رفت از بحران های  موجوده ی  کنونی در کشور، به را ه بیندازیم. خوشبختانه از مدتی  بدین سو تعدادی از رهبران سیاسی – جهادی  و غیرجهادی ، نمایندگان جامعه ی مدنی و… در راستای شکل دهی یک چنین حرکتی با هم کار می کنند. ما با راه اندازی یک کارزار گسترده در سطح کشور سعی خواهیم نمود تا این مأمول را برآورده نموده  و یکبار دیگر مردم  افغانستان را به آینده شان امیدواربسازیم.

با درنظر داشت ضوابط و نقاط کلیدی بحران در افغانستان و پس منظر تاریخی و اجتماعی منازعه ی موجود در کشور، موارد آتی  درخور توجه اند:

  1. در صدر آجندای ملی قراردادن صلح: تنها راه حل عبور از وضعیت بحرانی کنونی کشور ، آغاز مذاکرات بین الافغانی معطوف به صلح عادلانه و پایدار در افغانستان است. به همین دلیل می باید صلح در صدر آجندای ملی قرار گیرد/ داده شود.
  • آموختن از تجارت ناکام گذشته: بی تردید از خود گذری طرفها وجناح های چون: دولت ، مخالفین مسلح وسیاسیون، از پیش شرط های ضروری برای دست یابی به صلح پایدار در کشور است. از همین رو نیاز است که از تلاش های پراکنده ی ناکام گذشته در امر رسیدن به صلح ، بیاموزیم وبا تلاش های جدی ومنسجم به تامین آشتی ملی وصلح عادلانه در کشور دست یابیم.
  • جلوگیری از خطر تبدیل شدن کشور به پایگاه امن گروهای هراس افکن بین المللی: با ورود نیروهای ناتو به رهبری ایالات متحده آمریکا 2001 تحت عنوان جنگ/ مبارزه با تروریسم در افغانستان و طولانی شدن حضور این نیروها در کشور، ناامنی مزید بر بعد داخلی، ابعاد تازه ی منطقه ی وبین المللی  پیداکرده  است. و اینک افغانستان به سمتی درحرکت است که نزدیک است به لانه امن برای گروهای ستیزه جوی بین المللی مبدل شود. بنابراین، جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به پایگاه امن گروهای هراس افکن بین المللی، از وجایب حلقات سیاسی، نهاد های ملی و… است.  این حلقات و نهاد ها، نباید بی تفاوت بمانند و بگذارند که سلامت این کشور با خطر روبه رو شود .
  • اعاده ی  اعتماد از دست رفته ی ملت به روند صلح: وضعیت اسف بار فعلی افغانستان این امر را اقتضا می کند که علایق وسلایق شخصی، گروهی و… کنار گذاشته شود و با اتحاد وکسب اعتماد مجدد مردم برای ختم جنگ وبیرون شدن نیروهای خارجی از این کشور مشترکاً دست به کار شویم.
  • شکل دهی اجماع داخلی، منطقه ی و بین المللی:   ما خواهان وخوش بین آغاز گفتگوهای صلح میان تحریک طالبان و ایالات متحده امریکا هستیم و این گفتگوهارا مقدمه ی برای آغاز مذاکرات بین الا فغانی می دانیم و در عین زمان تاکید می نمایم، مذاکرات صلحی که در آن حاکمیت صد در صد مردم افغانستان بر قلمرو کشور شان تامین نشود و موجب تقویت نظام برخاسته از اراده مردم افغانستان نگردد، چنین صلحی را عادلانه و پایدار نمی دانیم. با این توجه ، دست یابی به صلح دایمی مستلزم شکل دهی اجماع داخلی – ملی مورد حمایت منطقه و جامعه ی  بین المللی است.
  • شفافیت در گفتگوهای صلح:  مذاکرات شفاف به این معنی است که ملت / مردم افغانستان به صورت دوام دار از جریان گفتگوها و مذاکرات و قیمتی که آن ها برای صلح می پردازند در جریان قرار بگیرند.  تنها در این صورت است که شهروندان افغانستان از همکاری با روند صلح دریغ نمی کنند  و مذاکرات صلح از ضمانت اجرایی داخلی برخوردار خواهد شد.  کشور های همسایه، منطقه  و  قدرت های بزرگ، با ایجاد و تحکیم  اجماع منطقه ای و بین المللی برا تامین صلح در افغانستان می توانند همکاری جدی نمایند  و علاوه بر آن، شفافیت از روند صلح افغانستان را ضمانت کنند که این کار زمینه را برای رسیدن به صلح در این کشور  سهل تر و آسان تر خواهد کرد.

محور صلح و نجات افغانستان، به منظور تهیه طرحی برای اعاده صلح و آشتی ملی در کشور کمیسیونی را بنام کمیسیون تسوید طرح ملی صلح توظیف نمود تا در مشوره با همه احزاب سیاسی، نهاد های مدنی و اجتماعی، شورا های قومی و بزرگان ملی طرحی صلح ملی را تهیه نماید. طرح موجود نتیجه مشوره و رآی زنی این کمیسیون با همه نهاد هائی که در راستای صلح کار  نموده اند و طرح هائی داشتند می باشد. از همه احزاب و نهاد هائی که طرح های خویش را با این کمیسیون شریک ساختند و در جلسات مشورتی اشتراک نمودند اظهار امتنان و قدر دانی می نمائیم. 

اهداف

هدف از ایجاد “محور صلح و نجات افغانستان ازبحران ” جمع نمودن همه ی  جناح ها و طرف های داخلی  در دور میز مذاکره، با مخالفین مسلح  برای  ختم جنگ، تامین صلح پایدار  و سرانجام بیرون شدن  نیروهای خارجی از کشور است.

  اشتراک  سه ضلع اصلی ( دولت، سیاسیون و مخالفین مسلح) در گفتگوهای صلح، دستیابی به اهداف  فوق را تضمین می کند.

اهداف “محور صلح و نجات افغانستان” را می توان  به این صورت  خلاصه کرد:

  1. قطع فوری جنگ در افغانستان؛
  2. تامین صلح پایدار و سرتاسری در کشور؛
  3. تلاش برای  قانون محوری  و تامین عدالت سرتاسری در کشور؛
  4. قطع مداخلات خارجی و ختم فعالیت های استخباراتی عوامل خارجی در افغانستان؛
  5. ایجاد وفاق ملی، تشخیص و تعمیل اولویت های ملی در کشور؛ 
  6. تقویت وحدت ملی و حفاظت از تمامیت ارضی افغانستان؛
  7. جلوگیری از فعالیت های تروریستی و پیشگیری از تبدیل شدن افغانستان به ابزار تهدید برای کشورهای منطقه و جهان؛
  8. نقطه ی  پایان گذاشتن به جنگ های نیابتی در افغانست

هم چنان، تشویق طرف های منازعه به این امر که  تا با صداقت کامل، ایمان راسخ، تعهد به دین مبین اسلام و منافع علیای کشور برای ختم جنگ و تحقق صلح دائمی و سرتاسری در کشور، باهم به توافق برسند و نیز در جهت اجرایی ساختن این توافقات به ارزش اخلاقی – دینی،  صادقانه پابند بمانند. 

اعتمادسازی  و مراحل آن

به یقین، راه اندازی روند صلح و آشتی، مستلزم اعتماد سازی ملی و ایجاد حسن نیت میان جناح های درگیر است. اعتمادسازی مقدمه ی برای آغاز روند صلح است. هموارساختن راه و آماده نمودن  ذهنیت های  جناح های متخاصم برای آغاز روند صلح و آشتی ملی، یک امر اجتناب ناپذیر است. در این مرحله – اعتماد سازی اقداماتی که بتواند سطح تشنج را کاهش بدهد از اهمیت اساسی برخوردار است. تأکید بر مشترکاتی چون:  اسلامیت، جمهوریت نظام، هم پذیری، تامین عدالت اجتماعی، بیرون شدن قوت های خارجی، مبارزه با فساد، تقویت حاکمیت ملی، حفظ تمامیت ارضی، خود داری از تبلیغات منفی علیه یکدیگر، پاسخ دهی  به دلهره های طرف های داخلی، بکار بردن  ادبیات صلح جویانه  و اظهار روحیه ی  تنازل در گفتگوها، از مواردی اند که می باید به  عنوان عناصر اعتمادساز در نظر گرفته  شوند.

در مجموع ، می توان ساحه و مراحل اعتمادسازی را به دو بخش عمده تقسیم کرد:

  1. موارد اعتمادساز داخلی:
    1. اقداماتی برای پائین آوردن سطح تشنج و درگیری ها: این کار زمینه را برای تقویت علاقمندی طرف ها به آغاز مذاکره فراهم می سازد. کاهش سطح درگیری ها در مرحله اعتمادسازی، زمینه ساز خوبی برای آتش بس در مرحله ی آغازین صلح می باشد.
  • ایجاد گروه تماس: ایجادگروه تماس از نمایندگان طرف های درگیر می تواند زمینه ی  رفع سوءظن ها و ایجاد تفاهمات میان دوطرف را فراهم سازد و نیز  پیش زمینه های آغاز روند صلح را به بهترین و سریع ترین وجه تسهیل نماید.
  • شامل نمودن موارد مشترک در طرح صلح:
  1. تداوم مذکرات طالبان و امریکا؛
    1. آغاز مذاکرات بین الافغانی؛ 
    1. تاکید بر حفظ حقوق اساسی انسانی مانند: حق آزادی بیان، حقوق زنان، حقوق اقلیت ها، تقویت ساختارهای سیاسی و مدنی در چارچوب اساسات ارزشهای اسلامی و ملی؛
    1. حمایت و تضمین بین المللی از تطبیق توافقات؛.
    1. اشتراک جناح های مهم ملی در مذاکرات صلح  و آگاه ساختن مردم از جریان  و محتوای  مذاکرات؛ 
    1. حاکمیت نظام ملی- اسلامی؛
    1. قطع مداخلات خارجی؛
    1. خروج مسئولانه ی  قوت های بیرونی؛
    1. رهائی محبوسین هردو طرف؛
    1. بلند بردن سطح تبلیغ و نشرات به نفع صلح و آشتی ملی؛
    1. سهیم ساختن نهادهای مدنی و نمایندگان مردمی؛
  • اعتمادسازی در موارد خارجی:

منازعات سیاسی در جهان امروز ندرتآ منحصر به یک منطقه ی جغرافیائی می ماند. اهمیت ژئوپولیتیک کشورها، دیگر  این انحصار را شکسته است. تاثیر رقابت های استراتژیک کشورهای بزرگ، همواره نسبت به منافع همسایه ها و کشورهای منطقه، تعیین کننده بوده اند/ می باشند. منازعات و تنش ها در کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. منافع و تنازع ژیوپولیتیک کشورهای دور و نزدیک، در جغرافیای سیاسی ما نیز نقش تعین کننده دارند. با وجود این، اعتمادسازی میان همسایه ها، منطقه، فرامنطقه  وکشورهای بزرگ،  از اولویت های آغاز روند صلح و آشتی ملی  محسوب می شود. 

سطوح اعتماد سازی:

  1. اعتمادسازی  درسطح کشورهای همسایه؛
  2. اعتمادسازی  درسطح کشورهای منطقه؛  
  3. اعتمادسازی در سطح کشورهای فرامنطقه  و  سرانجام اعتماد سازی  درسطح قدرت های بزرگ با حفظ بیطرفی، احترام متقابل و عدم مداخله به کار یکدیگر طبق موازن بین المللی؛

میکانیزم های عملی برای دستیابی به توافقات

جنگ افغانستان که از چهار دهه بدینسو زندگی میلیون ها تن از شهروندان این  سرزمین را ستانده، جنگ پیچیده ی است که علاوه بر عوامل داخلی، عوامل منطقوی و جهانی نیز در تدوام آن تاثیر فوق العاده دارند. از این رو، به هم پذیری و همگرائی نیاز جدی داریم تا بتوانیم با استفاده از آن، بحران های موجوده ی  کشور را که در زمره ی معضله های پیچیده و مغلق دنیا قرار گرفته است حل  نمائیم.  رسیدگی به این امر، مستلزم  تعهد ، کار دوامدار و اعتمادسازی متقابل میان طرف های درگیر است.

تلاش های معطوف به دست یافتن به توافقات صلح ،  بدون استفاده از سازو کارها و روش های عملی معقول و مناسب،  ممکن و میسرنیست. بنا بر این، بکار بستن میکانیزم های عملی زیر دستیابی به توافقات.را آسانتر و کم هزینه تر می سازد:

  1. دارالانشاء محور صلح و نجات افغانستان: برای پیشبرد مذاکرات صلح ایجاد دارالانشاء و سکرتریت  حتمی بوده و شورای ملی صلح و هیئت مذاکره کننده را  کمک می نماید. وظایف و مسئولیت های این نهاد در بخش دوم این طرح توضیح شده است. 
  • هیئت مذاکره کنندهبرای رسیدن به صلح پایدار، ایجاد یک هیئت مذاکره کننده ی  مسوول و باصلاحیت  متشکل ازنمایندگان دولت ، سیاسیون  و تحریک طالبان، امر ضروری است.  شیوه ی  انتخاب اعضای هیئت، صلاحیت ها و مسئولیت های آن ها، شامل بخش دوم این طرح می باشد.
  • آغاز  مذاکرات و پیشنهادات عملی: در صورت آغاز مذکرات، پیشنهاد های دو طرف، شرایط برای هریک از پیشنهاد ها و نحوه ی  تطبیق آن ها شامل بخش سوم این طرح می باشد.
  • تضمین بین المللی از عملی شدن توافقات:

کشورما، چهار دهه است که در آتش جنگ  می سوزد و هنوز که هنوز است مردم افغانستان، این سریال تراژیک (جنگ)  را تماشا می کنند  و به پایان آن نزدیک نشده اند. تغییرات و تحولات مختلف سیاسی  در منطقه و جهان نیز ، به این جنگ – افغانستان، شاخ و برگ داده و  به دوام آن یاری  رسانده است. با توجه این ، آغاز روند صلح، بدون توافق نظر  داخلی – ملی، منطقه ی  و جهانی  ممکن نیست و می باید چنین توافق نظری در هرسه سطح شکل بگیرد. توافق دیدگاها در این سطوح، زمینه را برای رسیدن به توافقات معطوف به ختم جنگ و نظارت از تطبیق آن ها  فراهم می سازد. 

تضمین بین المللی و نحوه ی  این  تضمین  از تطبیق توافقات، می تواند در ضمیمه، به این طرح افزوده شود. همچنان درجریان مذکرات برای رسیدن به صلح پایدار در کشور، ضمانت از اجراء توافقات میان دو طرف، بحث ها و پیشنهادهایی صورت خواهد گرفت که دارالانشاء (شورای ملی صلح) آن را طی ضمیمه ای به این طرح خواهد افزود.

تضمین کننده گان:

  1. هر یکی از طرفین به منظور تطبیق مواد این توافقنامه مورد ضمانت بین المللی قرار می گیرد .
  2. تضمین کنندگان بین المللی، توافقات به میان آمده را مورد حمایت همه جانبه قرار داده  و در جلب همکاری های اقتصادی و سیاسی،  همکاری نمایند. 
  3. به منظور جلب اعتماد، نباید  هیچ کشوری، متخاصم یا دارای سوء نیت تلقی نمی گردد.

بخش دوم

انتخاب اعضای تیم مذاکره کننده و مسؤلیت های کاری آن

تشکیل هیئت های مذاکره

با در نظرداشت این نکته که طالبان از انجام مذاکره مستقیم با نمایندگان حکومت وحدت ملی تا حال خود داری کرده اند، ایجاب می کند تا هیئتی متشکل از نمایندگان حکومت، احزاب سیاسی، جامعه مدنی وشخصیت های ملی با رعایت ترکیب قومی و جنسیتی تعیین گردند. 

جهت رعایت خوب ترکیب قومی لازم  است که  نفوس تقریبی اقوام در ترکیب هیئت در نظر گرفته شود. 

این نیز یک واقعیت است که هر نوع مذاکره در غیاب نماینده یا نمایندهای دولت، پیامدهای ناگواری بر روند صلح، خواهد داشت. بنا برآن در ترکیب هیئت اعضای حکومت گنجانیده شوند.

در ترکیب هیئت، اشخاصی گنجانده شوند که در موضوعات مطروحه، از دانش و تجربه برخوردار  باشند.

با توجه، به کثرت احزاب سیاسی و نهاد های جامعه مدنی، تشکیل یک هیئت با هفتاد عضو با دشواری همراه است. از این جهت،  بهتر است احزاب سیاسی  بزرگتر و فعال تر جهادی و سیاسی با تشکیل یک کمیته ی  مشترک، در مشورت باهم  به این موضوع رسیدگی کنند.

مشروعیت وصلاحیت هیئت ها:

با در نظر داشت اهمیت صلح  در کشور  به عنوان یک نیازملی، هیئت مذاکره کننده ی متشکل  از احزاب سیاسی، نمایند های حکومت و جامعه مدنی، باید این صلاحیت را د اشته باشند تا برسر موضوعاتی مندرج در این سند، با جانب طالبان مذاکره کنند.

در مورد اجرایی شدن توافقاتی برآمده از مذاکرات،  باید قانون اساسی، سایر قوانین نافذه ی  کشور و نهاد های مرتبط به دولت، در نظر گرفته شود.

  1. جمهوری اسلامی افغانستان:  نمایندگان دولت در این هیئت نیز رسما تایید گردند.
  1. احزاب سیاسی: این احتمال وجود دارد که به دلیل کثرت احزاب سیاسی ثبت شده، عده ی از آن ها با وجودی اینکه  فعالیتی ندارند، بر هیئت احزاب انتقاد کنند و مشروعیت آن ها را زیر سوال ببرند. به همین دلیل لازم است قبل از اعلام لیست هیت مذاکره کننده تا حد ممکن  به پرسش های احزاب سیاسی منتقد پاسخ داده شود تا  نگرانی آن ها در این زمینه مرفوع گردد. پاسخگویی به این پرسش ها، وظیفه ی  احزاب سیاسی  است که برای مذکرات نماینده  معرفی می کنند. ذکر این نکته لازم  است که این هیئت ، ازسوی احزاب سیاسی  طی یک  نشست مطبوعاتی همگانی گردد. مهم ترین نکته در مورد هیئت احزاب٬ مشروعیت احزاب سیاسی  است و مشروعیت احزاب سیاسی به اعتبار ثبت رسمی آن ها در مطابقت با قوانین نافذه ی کشور است و به تایید مشروعیت این احزاب از جانب نهاد های دیگر نیازی نیست.
  1. تحریک اسلامی طالبان:  به نظر می رسد هیئت تعیین شده ی  طالبان توسط رهبری این گروه رسما تایید گردد. به احتمال زیاد٬ مشروعیت هیئت طالبان برای این مذاکره٬ حضور نظامی آن ها در داخل و تصمیم امریکا برای مذاکره با آن هاست. به عبارت دیگر، علت مشروعیت طالبان برای مذاکره بن بست نظامی است که در میدان های جنگ به وجود آمده است.
  • رهبری و آجندای  مذاکرات: آجندای دور نخست مذاکرات بهتراست با میانجیگری نماینده ی  بین المللی صورت بگیرد. اما آجندای  مذاکرات بعدی  با توافق طرفین  قابل تغییر است.  جهت  سرعت بخشیدن به کارها خوب است  برای هر آجندا کمیته های کاری تشکیل شود.

حضور نماینده ی بین الملل در مذاکرات به صفت ناظر ضروری پنداشته می شود. با شروع دور نخست مذاکرات ، رهبری مذاکرات باید به طور نوبتی به طرف های افغانی سپرده شود. هر جلسه، دارای یک رئیس، یک معاون و یک منشی  باشد. در جلسات نوبتی، رئیس  جلسه از یک جانب مذاکره و معاون و منشی از جانب دیگر  انتخاب می شوند. ذکر این نکته ضروری است که کرسی ریاست جلسات نوبتی میان طرف های صلح در گردش است.

شرایط مذاکره: با درنظر داشت ابعاد داخلی وخارجی قضیه ی  افغانستان، لازم است  مذاکرات صلح مرحله به مرحله گسترش پیداکند و درنهایت تمام طرف های ذیدخل  و هم چنان علاقه مندان به قضیه ی  افغانستان که تاحال شناسایی شده اند، در مذاکرات سهیم ساخته شوند.

در ابتدا باید مذاکرات میان هیئت احزاب سیاسی، نماینده های دولت، جامعه مدنی و طالبان، با میانجیگری ملل متحد صورت بگیرد. اگر در نتیجه ی  دور نخست مذاکرات معلوم شد که امکان صلح با طالبان میسر و هر دو طرف آماده ی  آتش بس و صلح واقعی اند، آنگاه همین هیئت ها در مورد دخیل ساختن طرف های دیگر و نحوه ی  مشارکت آن ها در پروسه ی  صلح نیز  می توانند تصمیم  بگیرند.

بهتر است این مذاکرات در کشور های برگزار شوند که یا به نحوی در قضیه ی  افغانستان دخیل اند و یا علاقه مند میزبانی  مذاکرات  هستند.اگر  در این  زمینه به کشور های غیر متنازع فیه منطقوی اولویت داده شود بهتر خواهد بود.

شورای ملی صلح : به منظور پیشبرد هرچه خوب تر وبهتر مذاکرات صلح با طالبان، نیاز است در حدود (70) نفر از سوی جمهوری اسلامی افغانستان به عنوان اعضای شورای ملی صلح، انتخاب یا انتصاب شوند. از این میان(15) تن آن‌ها مسؤلیت تدویر جلسات مرکزی با طالبان را بر عهده بگیرند. این (15) تن که هئیت مذاکره کننده ی مرکزی خوانده می‌شوند از سوی اعضای شورای ملی صلح انتخاب می گردند.

شیوه ی  معرفی اعضای شورای ملی صلح: انتخاب و معرفی 70 نفر از اعضای شورای ملی صلح به ترتیب ذیل می باشد:

  1.  10 نفر از نمایندگان دولت به شمول 2 نفر آن ها از خواهران.
  2.  5  نفر از نمایندگان بخش اناث.
  3.  1 نفر نماینده از جمع اهل هنود.
  4.  4 نفر از نمایندگان علمای دین.
  5.  30 نفر از نمایندگان احزاب سیاسی.
  6.  20 نفر از نماینده گان جامعه مدنی و اجتماعی،
  7. 10 نفر از نمایندگان شورا های قومی،
  8. در تعیین این 70 تن  از  اعضای شورای ملی صلح، رعایت ترکیب ملی ضروری است.  
  9. این شورا بنام شورای ملی صلح  یاد می گردد.
  10. سایر گروپ های تخنیکی و کاری بنام کمیته  های ذیل یاد می گردد:
    1. دارالانشای کمیسیون ملی صلح افغانستان که مدیریت و تنظیم تمام کمیته ها را بدوش داشته و تحت رهبری هیئت اداری شورای ملی صلح فعالیت می کند.
    1. کمیته سیاسی
    1. کمیته امنیتی
    1. کمیته مالی
    1. کمیته تنظیم سفر( مسافرت به داخل و خارج از کشور)
    1. کمیته فرهنگی ؛ رسیدگی در امور مطبوعاتی مصاحبه ها، تعیین سخنگو و سایر بخش ها، از  میان اعضای کمیسیون ملی صلح افغانستان تعیین گردد.
    1. کمیته قانون اساسی
    1. کمیته تنظیم امور مهاجرین
    1. کمیته رهایی محبوسین سیاسی
    1. کمیته خارج شدن نیروی خارجی
    1. ایجاد سایر کمیته ها درصورت نیاز

دارالانشاء مشترک هیئت مذاکره کننده:

در حالی که هریک از هیئت ها می توانند دارالانشاء جداگانه  داشته باشند. با این وجود تاسیس یک دارالانشاء مشترک از هر دوطرف هیت مذاکره کننده ضروری است تا صورت جلسات را به هر دوزبان رسمی کشور ثبت و طوری توحید کنند که برداشت های چند گانه ای  از آن ها صورت نگیرد.

انتخاب هیئت اداری شورای ملی صلح (رئیس و معاونین شورا):

شورای ملی صلح در اولین مجلس خود رئیس ،معاونین، منشی و سخنگو را انتخاب  و لایحه کار داخلی خویش را نیز تصویب و کمیسیون های شامل طرح را ایجاد می نمایند.

انتخاب هیئت اداری (رئیس و معاونین) به گونه ی  سری و مستقیم  با  اکثریت  آرا  صورت می گیرد. انتخاب منشی و سخنگو از صلاحیت های هیئت اداری می باشد.

مواصفات اعضای شواری ملی صلح: اعضای شورای ملی صلح،  مطابق تقسیماتی که در بالا ذکر شد از طرف نهاد ها معرفی می گردند.  این نهاد ها نیز،  در هنگام انتخاب و معرفی نمایندگان شان،  مواصفات اعضای شور ا را مد نظر  بگیرند.

  1. تابعیت افغانستان را داشته باشد.
    1. توانائی درک، فهم و تحلیل مسائل شرعی، حقوقی و سیاسی را داشته باشد.
    1. توانائی خواندن و نوشتن به دو زبان ملی فارسی و پشتو را داشته باشد.
    1. از شهرت نیک برخوردار باشد.
    1. برای تامین صلح  در کشور تعهد و اخلاص داشته باشد،
    1. در پروسه صلح تجربه لازم داشته باشد.
    1. نسبت به صلح، فکر و انگیزه ی  مثبت داشته باشدف
    1. سن اشخاصی که به عضویت این شورا معرفی می گردند از 35 سال کم نباشد.

وظائف ومسولیت های عمده شورای ملی صلح :

  1. سرپرستی وانسجام گفتگوها.
  2. همکاری با هیئت مذاکره کننده.
  3. مشوره ی دوامدار با رهبران سیاسی و ملی کشور و حکومت افغانستان.
  4. آگاه ساختن ملت از نتایج گفتگوها. 
  5. فراهم آوری امکانات لوژستیکی برای پیشبرد مذاکرات.
  6. فراهم سازی معلومات حقوقی و قانونی برای هیئت مذاکره کننده در جریان مذاکرات.

انتخاب هیئت مذاکره کننده:

هیئت مذاکره کننده از  اعضای شورای عالی ملی صلح، بر گزیده می شوند. و این کار زمانی صورت می گیرد که  هر دوطرف روی آن به توافق برسند. شورای ملی صلح،  به منظور انتخاب اعضای هیئت مذاکره کننده برنامه ای را ترتیب می دهد، تا بتواند آن عده از اعضای شورای ملی صلح  را برای  این کار  انتخاب نماید که  از:  تجربه، علمیت و سابقه ی  کاری خوبی برای پیشبرد مذاکرات برخور دار باشند. در ضمن، شورای ملی صلح تا حد ممکن توازن قومی، جنسیتی  و توازن نمایندگی سیاسی را مراعات می نماید.

وظایف هیئت مذاکره کننده: 

  1. هیئت مذاکره کننده، از مردم  و حکومت افغانستان در مذاکرات نمایندگی  نموده  و روند تفاهم بین الافغانی را به پیش می برد.
  2. مجالس را تنظیم و صورت جلسات را ثبت و به دارالانشاء شورای ملی صلح ارائه می نماید.
  3. نتائج مذاکرات را به شورای ملی صلح گزارش و آجندای مجالس آینده را ترتیب  می دهد.
  4. فضای مناسب را برای پیشبرد مذاکرات آماده می سازد. 
  5. در صورت ضرورت با هیئت های  میانجی و میزبان، مذاکرات ضمنی  انجام می دهد.

انتخاب کمیته ها:

اعضای شورای ملی صلح،  نظر به علاقمندی و رشته ی  تخصص خود، در یکی از کمیته ها ثبت نام می نمایند. هیئت اداری با در نظر داشت تعداد مورد نظر  و تخصص اعضایی که در هر یکی از کمیته ها ثبت نام نموده اند، تعداد اعضای هر کمیته را تعین و اعضای آن را اعلان می کنند.

کمیته ها باالنوبه رئیس خود را  به گونه ی  آزاد و  با اکثریت آرا  انتخاب می نمایند.

دارالانشاء، اعضای کمیته ها و رؤسای منتخب آن ها را ثبت می نماید.

بخش سوم

طرح پیشنهادی توافقنامۀ صلح میان جمهوری اسلامی افغانستان و تحریک طالبان

جریان مذاکرات صلح حساس ترین مرحله  در روند صلح می باشد. درک توقعات و خواسته های طرف های  مذاکره کننده، اعتماد سازی و کشاندن دوطرف روی میز مذاکره، از موضوعاتی اندکه در بسیاری از منازعات به آسانی میسر نمی گردند. برای رسیدن به صلح ختم منازعات، درک توقعات و خطوط غیر قابل تغیر دو طرف و مدیریت آن ها مهم و سرنوشت ساز می باشد. توافقات صلح ایجاد تفاهم و موافقت طرف های منازعه را در مسائلی مانند اقداماتی به منظور ذهنیت سازی، توافق نامه سیاسی، توافق نامه نظامی، کمیته سیاسی و کمیته نظامی به منظور تطبیق توافقات، ادغام نیرو ها، جمع آوری اسلحه، آزادی رفت آمد در مناطق دو طرف، آتش بس، تعدیل قانون اساسی و تعدیلات در قانون انتخابات، رسیدگی به وضعیت معلولین جنگ و بازماندگان شهداء و آزادی زندانیان سیاسی و بسیار مسائل دیگری را احتواء می نماید.

توافقنامه صلح درکل شامل بسته ای از توافق ها می باشد که بیشتر توافقات سیاسی و نظامی را احتوا می کند. این طرح نیز این دو بخش سیاسی و نظامی را در بر می گیرد.

توافقنامه سیاسی:

  1. این توافقنامه شامل بحث روی تمام موضوعاتی  می گردد که طرفین مذاکره به آن علاقه مند  باشند.
  2. احتمالا طالبان برتطبیق شریعت به حیث یک اصل در مذاکرات تاکید کنند که در اصول با آن اختلافی نیست اما بهتر است تفسیر و تآویل از مبانی دینی به یک مرجع با صلاحیت واگزار گردد.
  3. رهایی زندانیان سیاسی باید مشروط به توافق روی تمام موضوعات و اجرای مرحله به مرحله آن، گردد.
  4. اگر جانب طالبان با حکومت افغانستان حاضر به گفتگو نشوند، حکومت افغانستان نباید برموضع خود تا آن حد پافشاری کند که روند صلح به بن بست مواجه گردد.
  5. طرف های مذاکره باید تصمیم بگیرند که نماینده ملل متحد در کدام مرحله در مذاکرات شامل گردد.
  6. کشورهای ذیدخل وعلاقه مند به روند صلح افغانستان مانند امریکا، اتحادیه اروپا، چین، هند، ایران، پاکستان ، امارات متحد عربی ، قطر، عربستان سعودی، ترکیه و آسیای میانه وسایرکشور ها  باید در روند صلح شامل ساخته شده از توافقنامه سیاسی و نظامی پشتیبانی خود را اعلام بدارند.
  7. تشکیل هیئت های سیاسی و نظامی براجرای توافقنامه های سیاسی و نظامی ضروری پنداشته می شود.
  8. برای متخلف از توافقنامه های سیاسی و نظامی باید راهکار های عملی در نظر گرفته شود. این راهکار ها می تواند شامل پیگیری قضایی، تحریم و حتی اقدام نظامی محدود باشد.
  9.  طالبان باید تضمین دهند که با گروه های تروریستی قطع رابطه می کنند.
  10. طرف های مذاکره باید تضمین دهند که افغانستان محلی برای تهدید به کشور های دیگر نمی باشد.
  11. طرف های مذاکره  باید به نگرانی های امنیتی کشورهای منطقه مانند ایران٬ روسیه٬ هند و پاکستان پاسخ روشن و اطمینان بخش بدهند.
  12. توافقنامه سیاسی باید برای بازگشت داوطلبانه پناهندگان به کشورشان و پشتیبانی کشورهای جهان از این پروسه٬ راهکار روشنی داشته باشند.
  13. هر نوع توافق باید به تقویت حکومت داری و نهاد های ملی بیانجامد.
  14. هر نوع مشروعیت بعد از اجرای توافقنامه سیاسی و نظامی، باید از طریق مراجعه به آرای مردم به دست آید.
  15. تشکیل یک اجلاس بین المللی برای پشتیبانی از توافقنامه سیاسی و نظامی با حضور کشور های منطقه و فرامنطقه ضروری به نظر می رسد.

توافقنامه نظامی:

توافقنامه نظامی ازمهم ترین بخش های مذاکرات صلح به شمار می رود و به عنوان ضمانت اجرایی توافقنامه سیاسی تلقی می گردد.

  1. طالبان باید لستی از نیروهای نظامی خویش را به اعتبار ولسوالی ها ارائه بدارند.
  2. این نیروها باید طور داوطلبانه درتشکیلاتی که به توافق دولت و طالبان ایجاد می گردد، ادغام گردند.
  3. رعایت طرزالعمل های نظامی برای جذب این نیروها اجتناب ناپذیر می باشند.
  4. آنعده از نیروهای نظامی غیر دولتی که خواهش مشارکت در تشکیلات نظامی دولت را ندارند باید سلاح آنها جمع آوری گردد.
  5. آنعده افراد نظامی که شامل پروسه ادغام نمی گردند، باید برایشان زمینه کار مساعد گردد. دولت و جامعه بین المللی در این راستا باید کمک کنند.
  6. بعد از اجرای توافقنامه نظامی، هرگروه مسلح دیگر در خاک افغانستان دشمن تلقی گردیده مشترکا علیه آنها اقدام صورت  گیرد.

کمیسیون تطبیق توافقنامه های سیاسی و نظامی:

  1. همزمان با اعلام آتش بس دایمی کمیسیون تطبیق توافقنامه های سیاسی و نظامی تشکیل می گردد.
  2. این کمیسیون بخاطر اختصار به « کمیسیون سیاسی» و « کمیسیون نظامی» مسمی می گردند.
  3. کمیسیون های سیاسی و نظامی همزمان به کار خود آغاز می کنند.
  4. مقر کار این کمیسیون ها در کابل می باشد.
  5. اعضای این کمیسیون ها در جریان مذاکرات تعیین می گردند.
  6. کمیسیون سیاسی بر اجرای آن بخش از توافقات سیاسی نظارت می کند که تطبیق آن به غیر از مراجعه به آرای مردم ممکن باشد. 
  7. تشکیل کمیسیون قانون اساسی، اصلاحات انتخاباتی، رهایی زندانیان سیاسی، اطلاع رسانی به مردم و طرف های توافقنامه، صحبت با رسانه و غیره از این جمله می باشند. 
  8. کمیسیون نظامی از اجرای توافقنامه نظامی نظارت می کند. 
  9. هرنوع اختلاف در جریان اجرای توافقنامه نظامی  درسطح حکومت توسط کمیسیون نظامی حل و فصل می گردد.

کمیسیون نظامی:

  1. تشکیل:
  2. کمیسیون مرکزی نظامی در مرکز (کابل) تشکیل میگردد که شاخه های آن در ولایات نیز فعالیت میکنند.
  3. این کمیسیون (9) عضو دارد که به تعداد مساوی از جانب طرفین با صلاحیت تام معرفی میگردد و کمیته های ولایتی آن (5-5) عضو دارند که اصل تساوی کمیتۀ مرکزی در آنها نیز رعایت میگردد. 
  • وظایف و صلاحیت های کمیته نظامی:
  • کمیته های ولایتی تعداد افراد مسلح، سلاح ها، مهمات، دیپو ها و سایر تجهیزات نظامی را مشخص و درج لیست کرده، آن را به کمیتۀ مرکزی میفرستد. 
  • کمیسییونمرکزی، با تفاهم با وزارت های دفاع، داخله و امنیت ملی سلاح، مهمات و تجهیزات نظامی را جمع آوری می کند  و افراد ذی علاقه را با در نظرداشت نیاز این نهاد ها جذب میکنند. 
  • افرادی که میخواهند به زنده گی عادی برگردند، از طریق پروژه های ملی که از جانب حکومت راه اندازی میشوند، به کار گماشته میشوند. 
  • در صورتیکه اختلافی در میان اعضای کمیسیون نظامی واقع شود، موضوع به کمیسیون نظامی  مرکزی ارجاع میگردد. فیصلۀ کمیسیون مرکزی نظامی الزامی میباشد. 
  • حکومت مکلف است همزمان با جمع آوری سلاح از افراد مسلح ، به خلع سلاح پولیس محلی، اردوی محلی، خیزش مردمی و هر گروه مسلح دیگر نیز بپردازد. 
  • در صورتیکه کسی در برابر عمل خلع سلاح مقاومت کند، کمیسیون نظامی می تواند دستور استعمال قوۀ را در مشوره با کمیسیون نظمامی مرکزی صادر کند.
  • ادغام نیروهای مسلح و سایر نیروهای مسلح مخالف دولت براساس یک جدول زمانی صورت می گیرد.
  • در قدم نخست فهرستی از نیروهای مسلح آماده و در قدم بعدی دولت، طالبان و نیروهای خارجی با در نظر داشت امکانات موجود، تعداد افرادی را که به نیروهای مسلح دولت مدغم شوند تعیین می کنند.
  • سپس آن نیروهایی که نزدیک به شاهراه ها و مراکز دولتی اند به پروسه ادغام شامل می گردند.
  • به دنبال آن نیروهایی که درسرحدات کشور اند به پروسه ادغام شامل و در اخیر سایر نیروها به پروسه ادغام داخل می شوند.
  • پروسه ادغام باید طوری باشد که نیروهای طالبان با سایر نیروهای نظامی مدغم شوند.
  • جمع آوری سلاح از تمام گروه هایی که بعد از ادغام نیروهای نظامی باقی می مانند، حتمی می باشد.
  • این پروسه می تواند شامل نیروهای خیزش مردمی و غیره نیز گردد.
  • نخست باید اسلحه آنعده از طالبان که از پروسه ادغام بیرون می مانند جمع آوری گردد.
  • قدم بعدی جمع آوری سلاح  نیروهای پولیس محلی، اربکی و خیزش مردمی می باشد.
  • در خلع سلاح این گروه ها نیروهای ادغام شده طالبان با نیروهای دولت همکاری می کنند.
  • هرگاه بعضی از این نیروها هنگام جمع آوری سلاح دست به مقاومت مسلحانه بزنند اجبارا باید خلع سلاح شوند.
  • آزادی رفت و آمد:
  • با آغاز  کار کمیسیون تطبیق توافقنامه سیاسی و نظامی، آزادی رفت و آمد در سرتاسر کشور آغاز می گردد. 
  • نیروهای نظامی بدون سلاح وسایرتجهیزات نظامی می توانند به مناطق تحت کنترول دولت و طالبان آزدانه رفت و آمد کنند. 
  • طالبان با آغاز کار کمیسیون از گرفتن هر نوع مالیات بر مواد تجارتی  که به مناطق شان انتقال می شوند اجتناب می کنند.
  • آتش بس موقتی:
  • برای شروع مذاکرات و این تلقی که آنها برای مذاکرات جدی هستند، لازم است یک آتش بس موقت از سه جانب طالبان، دولت و نیروهای خارجی اعلام گردد.
  • این آتش بس شامل رفت و آمد به مناطق تحت کنترول یک دیگر نمی گردد، اما لازم است برای جلوگیری از احتمالات برخورد غیر مترقبه یک گروه تماس از سه جانب تشکیل گردد.
  • این آتش بس می تواند  زمینه را برای مراحل بعدی مذاکرات و آتش بس دایمی فراهم  گرداند.
  • آتش بس دایمی: 

با امضای این توافقنامه، طرفین به نیرو های خود دستور میدهند تا موارد ذیل را رعایت نمایند:

  1. امتناع از انجام هر نوع عملیات نظامی.
  2. نظامیان طرفین میتوانند بدون حمل سلاح در مناطق یکدیگر رفت و آمد کنند و
  3. باز نمودن راه های مواصلاتی.
  4. در صورتی که موردی خلاف حکم فقرۀ (1) این ماده واقع گردد، طرف ناقض مکلف است به اعادۀ وضعیت اقدام نموده و طرف مقابل را مطمئن سازد.
  5. با تشکیل کمیسیون نظامی مرکزی، تشخیص نقض فقرۀ (1) و رسیده گی به نقض احکام این ماده از صلاحیت این کمیسیون میباشد.
  6. راه های مواصلاتی نیروهای نظامی همه طرف ها، باز می گردد و هیچ یک از طرفین مانع آن نمی گردند.
  7. باز شدن راه های مواصلاتی برای نظامیان شامل انتقال افراد نظامی بدون سلاح و مواد غیر نظامی از قبیل موادغذایی، سوخت، لباس وغیره می شود.
  • کمیسیون قانون اساسی: 

این احتمال وجود دارد که طالبان خواهان آوردن اصلاحات در قانون اساسی به حیث مهم ترین سند ملی موجود باشند. شکی نیست که هیئت احزاب هم به اصلاح بعضی از مواد قانون اساسی رغبت داشته باشند لهذا نکات ذیل را باید مورد توجه قرار داد، هرنوع اصلاح باید به نفع حقوق شهروندی باشد و تغیر درساختار دولت باید به حفظ یکپارچگی ووحدت کشور صدمه نزند.

  1. از طرح تعطیل و انحلال هر نوع نهاد ملی به ویژه نظامی و امنیتی خود داری گردد.
  2. هرنوع توافقی در اصلاح قانون اساسی باید مشروط به دعوت لویه جرگه گردد.
  3. مسوده ی  طرح اصلاح قانون اساسی باید به عهده یک کمیسیون گذاشته شود که بعد از اجرای توافقنامه  تشکیل گردد.
  4. حکومت جهت تطبیق توافقات تیم مذاکره کننده در بخش اصلاح قانون اساسی، کمیسیونی را در مدت زمان دو ماه بعد از امضاء موافقتنامه صلح تشکیل میدهد.
  5. اعضای کمیسیون قانون اساسی از میان علماء و دانشمندان عرصۀ حقوق و شرعیات توسط رهبری دو طرف تعیین میشوند. 
  6. کمیسیون قانون اساسی، مسودۀ اصلاح را در ظرف زمانی شش ماه آماده ساخته و آن را در اختیار حکومت و کمیسیون سیاسی قرار میدهد.
  7. کمیسیون قانون اساسی از استقلالیت کامل برخوردار بوده، اما؛ در مورد اختلاف اصلاحات واردۀ با متن توافقنامه، نگرانی کمیسیون سیاسی را در نظر می گیرد . 
  8. کمیسیون قانون اساسی سر از تاریخ فرستان طرح اصلاح به کمیسیون سیاسی، در خلال مدت شصت روز طرح اصلاح را همگانی می کند  و برای سه ماه به جمع آوری نظریات شهروندان می پردازد. 
  9. کمیسیون قانون اساسی در مدت دو ماه نظرات شهروندان را مورد ارزیابی قرار داده و طرح نهایی را آماده کرده، به کمیسیون سیاسی اطلاع رسمی میدهد تا ترتیباب برگزاری لویه جرگۀ تصویب اصلاح قانون اساسی را بگیرد.
  10. کمیسیون قانون اساسی دیوان (محکمه) تفسیر و نظارت بر تطبیق قانون اساسی را در اصلاحات پیشنهادی در نظر می گیرد .
  •  رسیده گی به وضعیت بازمانده گان شهداء و معلولین جنگ:
  • کمیسیون سیاسی جهت رسیده گی به وضعیت بازمانده گان شهداء (خصوصاً اطفال بی سرپرست و یتیم) تدابیر خاص گرفته، زمینۀ زنده گی، تعلیم و تربیت آنها را مساعد می کند . 
  • کمیسیون سیاسی با در نظرداشت امکانات دست داشته معلولین را مورد حمایت دایمی قرار میدهد. 
  •  آزادی زندانیان سیاسی
  • آزادی زندانیان سیاسی به صورت تدریجی بوده و هم زمان با تطبیق توافقنامه نظامی صورت می گیرد.
  • در قدم نخست زندانیان رده های پایین و آنها که دارای مدت حبس کمتری هستند رها می گردند.
  • در بخش دوم زندانیانی که دارای حبس های متوسط اند رها می گردند.
  • در مرحله بعدی زندانیان مشهور و کسانی که به حبس های طویل یا اعدام محکوم گردیده اند رها می گردند و این زمانی است که پروسه صلح کاملأ عملی شده باشد.
  • دعوت لویه جرگه عنعنوی:
  • لویه جرگه عنعنوی می تواند بعد از توافقات سیاسی و نظامی برگزار گردد.
  • برگزاری لویه جرگه نباید بیشتر از یک سال بعد از توافقات سیاسی و نظامی را در برگیرد.
  • لویه جرگه می تواند روی موضوعاتی تصمیم گیری کند که در توافقنامه سیاسی و نظامی ذکر گردیده است.

Tags:

Mehwar-e Solh wa Nejat-e Afghanistan az Bohran Axis for Peace and Salvation Taleban talks peace plan