Afghanistan Analysts Network – Dari Pashto

سیمییزې اړیکې / روابط منطقهای

خط دیورند و حصار: جوامع چگونه زندگی فرا مرزی را مدیریت می کنند؟

سباوون صمیم 29 دقیقې

خط دیورند که به عنوان مرز غیر رسمی بین افغانستان و پاکستان عمل می کند، هرگزتوسط هیچ حکومتی در کابل به رسمیت شناخته نشده است. این مرز از میان قبایل پشتون که باهم پیوند خانوادگی، مذهبی و سنت های مشترک دارند، می گذرد. در طول موجودیت خود، این خط تأثیر حد اقلی بر زندگی روزمرۀ کسانی که در دو طرف مرز ساکن اند، داشته است. با این حال، تصمیم پاکستان برای حصار کشیدن در امتداد کُل این خط در سال ۱۳۹۶، پروژه ای که تقریباً تکمیل شده است، عملاً مردم جوامع را از هم جدا کرده است. نویسنده مهمان سباوون صمیم تأثیر آن را بر زندگی کسانی که در امتداد خط دیورند ساکن هستند در این گزارش بررسی میکند. او به آسیب های ناشی از آن و همچنین برخی از راه حل هایی که مردم محلی سنجیده اند، هرچند با هزینه و خطر قابل توجه، نگاه می کند.

گردهمایی اهالی قریه برای جشن عروسی در درۀ دریزده ولایت خوست در کوه های شامخ ولسوالی سپیره در امتداد مرز افغانستان و پاکستان. عکس از: دیوید فورست از خبرگزاری فرانسه، 30 عقرب 1387

توافقنامه ایجاد خط دیورند به طول ۲۶۴۰ کیلومتر در سال ۱۸۹۳ میلادی (۱۲۷۲ هـ.ش) بین امیر عبدالرحمان خان، پادشاه افغانستان و سرهنری مورتیمر دیورند، دبیر امور خارجه در هند برتانوی، امضاء شد (متن توافقنامه را دراینجا نگاه کنید). درباره چگونگی دستیابی به این توافق، وضعیت حقوقی آن و تأثیر آن بر سیاست دو کشور مطالب زیادی نوشته شده است. با این حال، اطلاعات کمی در مورد چگونگی تأثیر حصارکشی در امتداد خط توسط پاکستان بر جمعیت محلی از نظر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی وجود دارد.  این گزارش که براساس ۱۶ مصاحبه مفصل و عمیق با اتباع افغانستان در ولایات مرزی تهیه شده است، سعی می کند به این موضوع بپردازد. پس از ارائه یک پیشینه تاریخی مختصر، به بررسی اینکه جوامع محلی چه کسانی هستند و چه پیوندهایی بین آنها وجود دارد، می پردازد. این گزارش به محدودیت هایی که اخیراً تحمیل شده، به ویژه حصاری که پاکستان کشیده است و همچنان چگونگی تأثیر آن برقریه ها، قبایل، مزارع و خانواده ها، نگاه می کند. در نهایت، چگونگی کنار آمدن مردم محل با از دست دادن آزادی تردد که قبلاً از آن برخوردار بودند، را بررسی می کند. این گزارش با مروری کوتاه بر مناسبات سیاسی کنونی بین دو کشور به پایان می رسد.

 
نقشه افغانستان در سال ۱۸۹۳ میلادی (۱۲۷۲ هـ. ش)  با مرز های معاصر ، موسسه تحقیقاتی سیستم های زیست محیطی. منبع: لایه قدیمی از افغانستان، بلوچستان . توسط هانت و ایتون، نیویارک، ۱۸۹۳٫
 پوشش لایه جدید: توسط راجر هیلمز برای شبکه تحلیلگران افغانستان در ۱۴۰۳

خط دیورند بر روی نقشۀ فوق که توسط بریتانیایی ها در سال ۱۸۹۳ میلادی (۱۲۷۲ هـ. ش) ایجاد شده، قرار گرفته است. همچنین، میراث چالش‌برانگیز نقشه‌برداری از دوران استعمار را برجسته می‌کند، که ادعای دقت بالا مبتنی به مفاهیم وستفالیایی (عدم مداخله درامور کشور های دیگر) در باره مرز ها و حاکمیت ارضی داشت، اما درواقعیت از دقت کمی برخوردار بود. به نظر می رسد نقشه شامل بخش هایی از افغانستان است که مدت هاست ارتباط آن از نزدیک با دربار کابل قطع شده بود، اگر واقعاً چنین ارتباطی وجود داشته است.

پس زمینه

برای افغان ها، به ویژه پشتون ها، خط دیورند همچنان یک مسئله  آزار دهنده و  نگران کننده است. بسیاری آن را به عنوان مرز رسمی و مشروع نمی پذیرند و استدلال می کنند که عبدالرحمان خان این قرار داد را تحت فشار انگلیس امضاء کرده است. آنها معتقدند که این یک معاهده برای شناسایی حوزه های نفوذ مربوطه است و نه ایجاد مرز رسمی بین دو کشور. علاوه بر این، افغان‌ها اعتبار توافقنامه را پس از خروج بریتانیا از سرزمینی که در سال ۱۹۴۷میلادی (۱۳۲۶ هـ. ش) به پاکستان تبدیل شد، زیر سوال می‌برند. این باور عمومی در میان افغان‌ها وجود دارد که این توافقنامه فقط برای ۱۰۰ سال اعتبار داشته است، اگرچه در توافقنامه هیچ اشاره‌ای به این موضوع نشده است. حتی با کنار گذاشتن استدلال‌های سیاسی و حقوقی موافق و مخالف مشروعیت آن، خط دیورند در حال حاضر عواقب وحشتناکی بر زندگی روزمره جوامعی دارد که در امتداد آن قرار دارند. این خط از قلب قلمرو قبایل پشتون می گذرد و به طور خود سرانه خانواده ها و قبایل را در کشور های متفاوت قرار داده و بین شان جدایی افگنده است. از ولایات پشتون نشین جنوبی هلمند، قندهار، زابل تا پکتیکا، خوست، پکتیا الی ننگرهار و کنر، در هر دو طرف خط دیورند مردمی زندگی می کنند که کاملاً یکسان اند و با مرزی از هم جدا شده اند که در ایجاد آن دست نداشته اند و اینکه اکثراً آن مرز را قبول ندارند. مهمتر از آن، به ویژه در چند سال گذشته، این مرز باعث ایجاد مشکلات اساسی در زندگی روزمره آنها شده است.

خط  دیورند یک عامل کلیدی موثر در روابط بین افغانستان و پاکستان بوده است که اغلب آنها را به سمت خصومت سوق داده است. اولین نزاع به سال ۱۹۴۷ میلادی (۱۳۲۶ هـ. ش) باز می گردد که پاکستان تازه تاسیس قرار بود به عنوان یک کشور مستقل به سازمان ملل بپیوندد و افغانستان به عضویت آن رای منفی داد. با این حال، مدت ها قبل از ایجاد پاکستان، بحث در مورد آینده مناطق قبیله ای، واحدهای اداری که بخش زیادی از قلمرو آن سوی خط دیورند را شامل می شود، در محافل سیاسی پشتون جریان داشت. بسیاری ها از طرف هندی خط دیورند و همچنین خود دولت افغانستان برای حل این موضوع به بریتانیا مراجعه کردند. رهبران سیاسی پشتون در هند بریتانوی، مانند خان ​​عبدالغفار خان و برادر او داکتر خان، نظریۀ یک کشور مستقل پشتون یعنی پشتونستان را برای پشتون های طرف مقابل توسعه دادند. اما این تلاش‌ها نتیجه نداد و ادارات قبیله‌ای همراه با سایر مناطق پشتون‌نشین در ولایت مرزی شمال غرب و بلوچستان، سرانجام پس از تجزیه در پاکستان مدغم شدند.

دولت افغانستان نگرانی ها و مخالفت های خود را داشت و در سال ۱۹۴۹ میلادی (۱۳۲۸ هـ. ش)، لویه جرگه، تمام توافقات مربوط به خط دیورند را باطل و غیر قانونی خواند. بعدها، ایدۀ پشتونستان توسط داود خان، صدراعظم افغانستان (۱۳۳۲- ۱۳۴۲ هـ. ش) و سپس رئیس جمهور پس از کودتا (۱۳۵۲-۱۳۵۷ هـ. ش)، پذیرفته شد. داود برای علنی کردن تقاضای خود مبنی بر ترسیم مجدد مرز یا یک کشور مستقل برای پشتون ها، دست به ابتکارات متعددی زد. او نه تنها جنگ تبلیغاتی شدیدی به راه انداخت، بلکه به اردوی افغانستان دستور داد تا به مناطق قبیله‌ای وارد شود، که در آنجا با شبه ‌نظامیان پاکستانی درگیر شد. داود اقوام پشتون را تشویق و مسلح کرد تا علیه پاکستان بجنگند و روز ملی پشتونستان را به تقویم/جنتری افغانستان اضافه کرد (برای جزئیات بیشتر گزارش قبلی شبکه تحلیلگران افغانستان را اینجا نگاه کنید) و جاده ها و چهار راهی هایی را در کابل و جلال آباد به این نام مسمی کرد.

افغانها در حال قدم زدن در امتداد راهرو حصار کشی شده در گذرگاه اسپین بولدک در مرز افغانستان و پاکستان، عکس از: خبرگزاری فرانسه، ۳۰ عقرب ۱۴۰۱

پاکستان با توجه به تهدید ارضی، به مسئله پشتونستان پاسخ داد و با بستن بنادر و مرزهای خود به روی واردات و صادرات افغانستان، فشار اقتصادی عظیمی را بر افغانستان که به عنوان کشوری محصور در خشکی، برای ترانزیت و تجارت به بنادر دریایی پاکستان متکی است، وارد کرد. اقدامات تلافی جویانه پاکستان منجر به شکست های اقتصادی جدی برای افغانستان شد، زیرا یکی از بادوام ترین مسیرهای تجاری آن بسته شد. بعداً، پاکستان نیز از افغان‌هایی که از حکومت ‌جمهوری داود ناراضی بودند حمایت کرد و به نوبه خود سلاح و پناهگاه برای آنها فراهم کرد. در نهایت داود مسئله خط دیورند را به کلی کنار گذاشت و پاکستان گذرگاه های مرزی خود را بازگشایی کرد، اما روابط بین دو کشور غیر دوستانه باقی ماند (به کتاب دوپری صفحه ۲۳۸ تا ۲۵۴ مراجعه کنید).

پس از ترور داود در سال ۱۳۵۷ و تغییر خشونت آمیزِ رژیم ، کشور در هرج و مرج طولانی فرو رفت و پاکستان توانست دست برتر را بر افغانستان حفظ کند. این کشور نه تنها مناسب ترین گزینه افغانستان برای تجارت و ترانزیت بود، بلکه می توانست مستقیماً بر احزاب مجاهدین مسلمان سنی افغانستان  که مقر احزاب شان در پاکستان بود وعلیه جانشینان داود یعنی رژیم کمونیستی حزب دموکراتیک خلق افغانستان و حامیان شوروی آن می جنگیدند، تاثیر گذار باشد. بعد از داود خان، هیچ حکومت افغانستان به طور جدی تلاش نکرده است تا راهبردی برای ترویج فعالانۀ نظریه پشتونستان دنبال کند. با این حال، هیچ حکومتی هم در کابل هرگز ادعا نکرده است که خط دیورند مشروع، قابل توجیه و منطقی است. همچنین هیچ یک از این حکومت ها نتوانسته راه حل واقعی را، چه در صحنه بین المللی و چه دوجانبه، برای آنچه که افغان ها به عنوان یک مشکل جاری می بینند، ارائه کند.

در عوض، حکومت های پاکستان در تلاش‌های خود برای وادار کردن حکومت ‌های افغانستان به تایید رسمی خط دیورند به‌عنوان مرز مشروع بین پاکستان و افغانستان، ثابت قدم بوده‌اند و پافشاری داشته اند. به عنوان مثال، زمانی که مجاهدین سرانجام رژیم حزب دموکراتیک خلق را در سال ۱۳۷۱ شکست دادند، یکی از خواسته های اصلی پاکستان عبارت از توافق راهبردی دوجانبه بود که در آن به رسمیت شناخته شدن خط دیورند به عنوان مرز رسمی  چون یک موضوع کلیدی درج شد. صبغت الله مجددی رئیس جمهور موقت وقت افغانستان این درخواست را رد کرد (برای جزئیات دقیق تلاش های پاکستان برای رسمی کردن توافقنامه خط دیورند، این گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان را بخوانید).

در سال ۱۹۹۶، طالبان که به شدت مورد حمایت پاکستان بودند، به قدرت رسیدند و امارت اسلامی را تشکیل دادند. پاکستان دوباره خواستار به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز قانونی شد. امارت اسلامی اول نیز از مذاکره در مورد آن خود داری کرد. هنگامی که رئیس جمهور حامد کرزی اظهار داشت که یکی از اهداف اصلی پاکستان به رسمیت شناخته شدن خط دیورند به عنوان یک مرز رسمی است، آشکار بود که در دوره جمهوریت نیز مسئله رد  این درخواست مطرح بوده است.

تا امروز، همه حکومت های افغانستان از صحبت در مورد خط دیورند به عنوان مرز رسمی خودداری کرده اند. اما در عمل، دو همسایه تمامی تاسیسات لازم گمرکی و سایر امکانات مورد نیاز برای یک مرز رسمی را فراهم می کنند.

با این حال، وضعیت موجود در سال های اخیر تغییر کرده است و پاکستان زیرساخت های فیزیکی خط دیورند را تقویت کرده است. از سال ۱۳۹۶ به بعد، تقریباً آن را به طور کامل حصارکشی کرده است، و حداقل در گذرگاه تورخم بین ننگرهار و پشاور، اکنون برای ورود به پاکستان همه افغان‌ها ویزا و پاسپورت نیاز دارند. پاکستانی ها هم برای عبور از خط در این نقطه، نیاز به داشتن پاسپورت و ویزا دارند.

چه کسی در امتداد خط دیورند زندگی می کند؟

موضوع اصلی این گزارش، اقوام پشتون با فرهنگ، قومیت، زبان و سنت های مشترک و چگونگی تقسیم آنها به دو قسمت توسط خط دیورند است. برای مثال، سه قبیلۀ اصلی شینواری، مهمند و صافی در امتداد خط بین ولایات کنر و ننگرهار در شرق افغانستان و ولسوالی‌های باجور، مهمند و خیبر پاکستان قرار دارند. به همین ترتیب، قبایل  زدران، گوربز، منگل و توری در ولسوالی های مختلف ولایات خوست و پکتیا درافغانستان و ولسوالی های وزیرستان شمالی و کرم خیبر پختونخوا زندگی می کنند. اعضای قبیله وزیر در ولسوالی برمل پکتیکا و آن سوی خط دیورند در وزیرستان جنوبی و شمالی زندگی می کنند، در حالی که اعضای قبایل مُقبل و زازی در ناحیه مرزی پکتیا در دند پتان و ولسوالی کرم در آن سوی خط دیورند به سر می برند.

یکی از مصاحبه شوندگان ما گفت، “یک خارجی نمی تواند این مردم را که در دو کشور مختلف در دو طرف خط زندگی می کنند تشخیص دهد.” یکی دیگر خاطر نشان نمود که ” وقتی از یک قریه در خط دیورند در سمت افغانستان بازدید به عمل می آوری و بعد آنرا با  این طرف خط در سمت پاکستان مقایسه می کنی، تفاوت بین آنها صفر است.” یکی دیگر از مصاحبه‌شوندگان می‌گوید: ” مراسم عروسی و سایر رسوم، سنتها و رواج های مردم ساکن در هر دو سوی خط دیورند، با هم شباهت کامل دارند.”

در شهر چمن در ایالت بلوچستان پاکستان، مصاحبه‌شوندگان گفتند که تمایز بین ساکنان چمن و پشتون‌های همسایه سپین بولدک، قندهار و منطقه وسیع‌تر جنوب افغانستان، اگر کاملاً غیرممکن نیست، دشوار است. ساکنان دو شهر مرزی، به ویژه، عمدتاً از قبیله  اچکزی هستند. ساکنان چمن  زمین، خانه و خویشاوندانی در سپین بولدک و قندهار دارند، در حالی که ساکنان قندهار در چمن و کویته صاحب دارایی، تجارت و اقارب می باشند. تعداد زیادی از مردم در هر دو سوی خط،  دارای  کارت شناسایی یا تذکره رسمی هر دو کشور اند. یکی از مصاحبه شوندگان گفت: «وقتی به اسپین بولدک می روند، از تذکره افغانی خود استفاده می کنند و زمانی که به پاکستان برمی گردند، از کارتِ شناخت پاکستانی خود استفاده می کنند.»

موتر های باربری حامل محصولات افغانستان در نزدیکی گذرگاه مرزی تورخم در ولایت ننگرهار در انتظار ورود به پاکستان، عکس از: شفیع الله کاکر از خبرگزاری فرانسه، ۲۵ جدی ۱۴۰۲

این خط در بسیاری از نقاط به خوبی مشخص نشده است و تا همین اواخر، در مناطق کوهستانی علامت گذاری نشده بود، و حتی اگر بخواهند، تعیین محل دقیق آن برای مردم محلی دشوار می باشد.  مصاحبه شوندگان گفتند که در مناطق جنگلزار، قبایل خود تمایل به تشخیص دقیق خط مرزی داشتند تا مشخص شود که  کدام ساحه جنگل متعلق به کدام سمت است و بر این اساس جنگل را به مردم آن طرف اختصاص داده اند. یکی از مصاحبه شوندگان گفت: “اگر جنگل ها در سمت افغانستان شناسایی و قبول می شد، مردم آنها حق استفاده از آن را داشتند و اگر در سمت پاکستان بود، مردم پاکستان از آن استفاده می کردند.”

نه تنها ساکنان این مناطق تقسیم شده قابل تفکیک نبودند، بلکه رفت و آمد بین دو کشور، هم برای ساکنان مناطق اطراف خط دیورند و هم برای ساکنان ولایات دیگر بدون مشکل بود. تشریفات رسمی بسیار اندک و حد اقل بود. یکی از مصاحبه شوندگان گفت که برای بسیاری از هموطنانش، رفتن به آن سوی خط دیورند مانند رفتن به مرکز ولایت زادگاهش گردیز در پکتیا آسان بود.

به گفته مصاحبه شوندگان ما، پیوند ها بین مردم پشتون، به ویژه اعضای یک قبیله، آنقدر قوی بود که اگر شخصی از هر طرف خط گرفتار یک دشمنی می شد یا در لیست تحت تعقیب دولتشان قرار می گرفت، برای آنها عادی بود که در طرف دیگر خط پناه بگیرند. یکی از مصاحبه‌ شوندگان گفت :”قبیله به آن‌ها پناه می داد و هیچ‌کس جرأت نداشت به آنها صدمه بزند، زیرا تمام قبیله از آنها حمایت می کرد.”

حتی تلاش های هر دو کشور برای ممانعت از جابجایی و عبور و مرور مردم جوامع مرزی از طریق خط دیورند نتیجه ای نداشت. در زمان آشفتگی سیاسی بین دو کشور، پاکستان به قول یکی از مصاحبه‌شوندگان جرئت نمی کرد از عبور این مردم جلوگیری کند، زیرا پیوندها بین قبایل به اندازه‌ای قوی بود که در برابر قدرت دولتی مقاومت می کردند.

علاوه بر این، زمانی که شوروی به افغانستان حمله کرد و مجاهدین افغان مبارزه علیه ارتش سرخ را آغاز کردند، میلیون ها افغان از جمله مجاهدین به پاکستان پناهنده شدند. دولت کمونیستی مورد حمایت شوروی اقدامات شدیدی را برای محدود کردن عبور و مرور مردم و نفوذ مجاهدین به افغانستان از طریق خط دیورند انجام داد، اما زمین ناهموار و پیوندهای قوی اجتماعی که از مجاهدین حمایت می کرد، عملاً بستن این خط را غیرممکن کرد.

در طول جهاد علیه شوروی، بالا گرفتن احساس همبستگی در میان مسلمانان، بیش از پیش به کاهش محدودیت‌های رفت و آمد کمک کرد. افغان‌ها، به‌ ویژه آن‌هایی که در مجاورت خط دیورند ساکن بودند، علاوه بر خیبر پختونخوا سفر به پنجاب و دیگر ولایات دورتر پاکستان را امری عادی می‌دانستند. به عنوان مثال، پدر یکی از مصاحبه شوندگان، مرتباً از لاهور مرکز ولایت پنجاب بازدید می کرد و کالاهایی مانند پرزه جات موتر را از آنجا وارد می کرد. به گفته پسرش او فقط با تذکره افغانی خود که در زمان حکومت داود خان به دست آورده بود، سفر می کرد. یکی دیگر از مصاحبه شوندگان خاطرات خانوادگی مشابهی داشت:

مردم ما برای کار و درمان به پاکستان می رفتند. آنها روزها در خانه های خود میزبان پشتون ها در سمت پاکستانی خط دیورند بودند. کاکایم اغلب به ما می گوید که آنها حتی کلمات “پاسپورت” و “گمرک” را نمی شناختند. برعلاوه، او ادعا می کند که حتی اگر کسی مدارک رسمی برای سفر نداشت، پولیس پاکستان از او رشوه درخواست نمی کرد.

آنها به یاد دارند که در دهه ۱۹۸۰ میلادی (دهه ۶۰ هـ. ش) چگونه پشتون های پاکستانی از مهاجرین افغان وارد شده از مناطق کنار خط دیورند، از جمله خوست که به منطقه کرم می رفتند، استقبال می کردند. یکی از مصاحبه شوندگان گفت از آنجایی که هر دو به یک قوم تعلق داشتند، آنها را “هم خون دانسته و هرگز مثل بیگانه با ایشان رفتار نمی کردند.” مرد دیگری از قوم زدران می گوید که وقتی در جریان جنگ با شوروی به پاراچنار در ولسوالی کرم نقل مکان کردند، مردم محلی که نیز از قوم زدران بودند، زمین برای کشت و زرع  را رایگان برای شان توزیع کردند و از آنها در قریه های خود میزبانی کردند. در عین حال، در صد سال گذشته، در مواقع بحران و مخالفت با حکومت مرکزی در کابل، عده ای از مردان آن سوی خط داوطلب شده اند تا در کنار هموطنان پشتون خود بجنگند. آنها این کار را علیه حبیب الله کلکانی، که در آن زمان تاج و تخت را در کابل در دست داشت، در سال ۱۹۲۹میلادی ( ۱۳۰۸ هـ. ش)انجام دادند. اخیراً در جنگ علیه ارتش شوروی و نیز اتحاد شمال (گروه‌های عمدتاً تاجیک، هزاره و ازبک که علیه اولین امارت اسلامی در سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ گرد هم آمده بودند) و بعداً ارتش ایالات متحده و اردو و پولیس جمهوریت، همین کار را تکرار کردند.

مرزبندی و بعد حصار کشی

مقامات افغان و بریتانیایی پس از امضای قرارداد در سال ۱۸۹۳ میلادی (۱۲۷۲ هـ. ش)  خط دیورند را بین سال‌های ۱۸۹۵ ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۴ تا ۱۲۷۷ هـ. ش) مشخص کردند، اگرچه گاهی اوقات به ‌ویژه در مناطقی با زمین‌های ناهموار، علامت گذاری ضعیف بود. با این حال، در عمل، زندگی مردم بدون مانع باقی ماند و کماکان در روال عادی ادامه می یافت. حتی پس از ایجاد پاکستان برای مردمی که در هفت منطقه قبیله ای تحت اداره فدرال زندگی می کنند، تغییر چندانی در وضعیت به وجود نیامد. این مرم وضعیت اداری و قانونی استثنایی را که هند بریتانوی برای شان اعطا کرده بود و وضعیت نیمه خود مختاری را حتی به قیمت حقوق مدنی تضمین می کرد، حفظ کردند. حد اکثر، پاکستان گذرگاه های رسمی را در خط دیورند، که تا کنون دست نخورده باقی مانده است، در مسیر های مهم تاریخی ایجاد کرده است که توسط مردم  تورخم در ننگرهار، سپین بولدک در قندهار، غلام خان در خوست، انگور اده در پکتیکا و بهرامچه در هلمند استفاده می شود. این گذرگاه ها مسیر های اصلی رفت و آمد شده اند. پاکستان هیچ مشکل جدی ایجاد نکرد و جوامع محلی را به حال خود گذاشت تا مثل گذشته به زندگی شان ادامه دهند. تردد مردم علی رغم راه اندازی رسمی این مسیرها، به صورت عادی ادامه داشت. یکی از مصاحبه شوندگان که  60 سال دارد، خاطرات پدرش را چنین به یاد می آورد:

وقتی راهی پاکستان شدیم، بیشتر از مسیر و راه مرز غلام خان استفاده کردیم و در ابتدا پدرم به ما گفت که هیچ مانعی برای رسیدن به پاکستان و مرز وجود ندارد. همه بدون مشکل به پاکستان می رفتند. در واقع، تعداد بسیار کمی از مردم می دانستند که این طرف کدام سمت و کشور است یا آن طرف کدام است، یا چه زمانی  به پاکستان رسیده اند. اما با گذشت زمان همه چیز تغییر کرد. حالا می بینید که عبور از مرز چقدر سخت شده است.

زیرساخت ها و کنترول مرزی، علیرغم تنش های بعدی که توسط عملیات نظامی شوروی و مجاهدین ایجاد شد، تقریباً بدون تغییر باقی ماند. شرایط در اوایل دهه  2000میلادی (دهه ۸۰ هـ. ش) زمانی که ایالات متحده از ایجاد حکومت جدید، جمهوری اسلامی افغانستان، حمایت کرد، و به ویژه پس از گسترش جنگ توسط طالبان شروع به تغییر کرد. روابط با پاکستان به زودی تبدیل به خصومت شد، زیرا حکومت جدید افغانستان در مسئله حمایت و پناه دادن به جنگجویان طالبان انگشت اتهام را به سمت پاکستان دراز می کرد. حکومت جمهوری بیشتر و بیشتر مخالف پاکستان  و به رقیب اصلی اسلام آباد، یعنی هند متمایل بود. اسلام آباد، به نوبه خود، عمدتاً بر “عمق ستراتیژیک” متمرکز بود،  ایده ای که اساس آنرا تکیه بر یک کشور دوست از عقب، در مواجهه با هند تشکیل میداد. افزایش ناامنی و ستیزه‌ جویی در مناطق قبیله‌ای پاکستان به آن کشور کمک کرد تا کنترول بهتری بر مرزهای خود اعمال کند. معهذا، این امر بدون ایجاد اختلال در زندگی اقوام پشتون که در امتداد خط دیورند بسر می برند، امکان تحقق نداشت.

اقداماتِ اولیۀ اسلام آباد ایجاد محدودیت در گذرگاه های رسمی بود. گاهگاه شروع به بستن دروازه‌ها نه تنها برای تجارت، بلکه به روی افرادِ جوامعی می‌کرد که در اطراف خط دیورند زندگی می‌کردند و با درخواست اسنادی مانند کارت شناسایی و پاسپورت، رفت و آمد آنها را محدود می‌کرد یا به طور ساده از عبور آنها جلوگیری می کرد. این محدودیت‌ها بعداً نهادینه شدند: در اوایل ماه جوزای ۱۳۹۵، اسلام آباد رسماً شرایط پاسپورت و ویزا برای ورود به پاکستان از طریق دروازه تورخم در ننگرهار را اعلام کرد (گزارش الجزیره را اینجا نگاه کنید).

در اواخر دهه ۸۰ هـ. ش،  پاکستان شروع به حفر خندق – دو متر عمق و دو متر عرض کرد. این خندق ها بیشتر در حاشیه ولایت های جنوبی قندهار و هلمند حفر شده است. با این حال، آنها نتوانستند به طور کامل به هدف ظاهری – توقف تردد فرا مرزی – برسند.

جدی ترین اقدام پاکستان در سال ۱۳۹۶ آغاز شد و این زمانی بود که تصمیم به حصار کشی در امتداد کُل خط دیورند گرفت (گزارش دویچه وله را اینجا نگاه کنید). انگیزه اصلی پاکستان جلوگیری ازنفوذ تحریک طالبان پاکستان، به داخل آن کشور بود. همچنان ممکن می خواسته با حصار کشیدن خط دیورند ازمهاجرت افغانها، پناهندگان یا کسانی که دنبال کار به آسانی وارد پاکستان می شدند، جلوگیری کند. با این حال، بسیاری از مردم، از جمله اکثر مصاحبه شوندگان ما، به نیات پاکستان مشکوک بودند و استدلال می کردند که این حصار در اصل، تلاشی برای مشروعیت بخشیدن به خط دیورند و جدا کردن پشتون ها از یکدیگر است تا به قول  یکی از مصاحبه شوندگان، “آنها متحد نشوند و خواستار حذف خط دیورند نه گردند”

زنان افغان  در حال عبور از از مرز افغانستان و پاکستان از طریق کوه های شمشاد در ولایت ننگرهار، عکس از: نور الله شیرزاده/خبرگزاری فرانسه، ۲۳ ثور ۱۳۹۵

این تصمیم با واکنش شدید عمومی در افغانستان مواجه شد. حکومت جمهوری با شدیدترین بیانیه ها حصارکشی را محکوم کرد. رئیس جمهور اشرف غنی در یک گردهمایی مردمی در پکتیا گفت: “کسانی که می خواهند ما را با سیم خاردار جدا کنند، باید دوباره فکر کنند. طیاره ها و بمب ها ما را از هم جدا نکردند. سیم خاردار فقط چند بُرِش کار دارد.” او افزود که حصار قادر به “پاک کردن تاریخ نیست. عشق و خون جدایی ناپذیرند” (به گزارش بی بی سی پشتو اینجا نگاه کنید).

افغان ها در همه جا به جاده ها ریختند تا اعتراضات خود را اعلام کنند. آنها این حصارکشی را تلاشی غیرقانونی برای تقسیم خانواده ها و قبایل می دانستند. باشندگان پکتیا از حکومت افغانستان درخواست کردند تا به آنها اجازه دهد حصار را برداشته و از تمدید بیشتر آن جلوگیری کند. در پکتیکا، معترضان اعلام کردند که ۳۰۰۰ مرد جوان از این ولایت برای رفتن به خط و برداشتن سیم خاردار آماده شده اند (گزارش خبر گزاری باختر را اینجا نگاه کنید). نظامیان افغانستان نیز به صورت پراکنده با سربازان پاکستانی در محلاتی درگیر شدند و سعی کردند در صورت امکان از برپایی آن جلوگیری کنند و یا در غیر این صورت به تخریب آن بپردازند (به این گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان در مورد درگیری در مرز نگاه کنید). در مناطقی که ساختارهای قبیله ای مستحکم بود، مردم محلی موفق شدند از ایجاد حصار توسط نیروهای پاکستانی جلوگیری کنند. این امر حداقل در ولسوالی زازی میدان ولایت خوست، جایی که خط تا هنوز بدون حصار باقی مانده است، صدق می کند. حتی طالبان هم واکنش نشان دادند، البته نه به طورعلنی: بر اساس معلومات نگارنده، آنها در هلمند در سال ۱۳۹۷  چندین کیلومتر از حصار را تخریب کردند و با نیروهای امنیتی پاکستان درگیر شدند. با این حال، موضوع بعداً حل شد.

در ثور ۱۴۰۲، احمد شریف، مدیر روابط عمومی شاخه نیروهای مسلح پاکستان، گفت که پاکستان ۹۸ درصد از پروژه حصار خود را در امتداد خط دیورند به طول ۲۶۰۰ کیلومتر تکمیل کرده است (به گزارش طلوع نیوز اینجا نگاه کنید). این حصار از قطعات بافته شده سیمی  تشکیل شده است که هر قطعه آن دو متر ارتفاع دارد و فاصله بین پایه های غرس شده آن به دو متر می رسد . نیم متر فوقانی آن با سیم خاردار پوشانده شده است. پاکستان علاوه بر حصار، صدها پُست بازرسی نیز در امتداد آن ایجاد کرده است. در مناطق پرجمعیت، پُست های بازرسی در هر ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر جا بجا شده است، در حالی که در مناطق ناهموار و کوهستانی این تعداد خیلی کمتر می شود. کشیدن حصار به شدت بر تمامی حوزه های زندگی قبایل محلی، از اقتصاد و تجارت گرفته تا فرهنگ، سنت ها و روابط خانوادگی تأثیر گذاشته است.

چگونه حصار جوامع، خانواده ها و مزارع را تقسیم کرده است

یکی از مصاحبه شوندگان از ولسوالی دند پتان پکتیا اظهار داشت: “جدایی بین خانواده ها و ایجاد مانع بین [آنهایی که تقسیم شده اند] بر اساس هیچ قانون یا مذهبی، درست نیست.” بسیاری دیگر حصار را اینگونه توصیف کردند: “بر فراز زمین نه، بلکه از قلب ما می گذرد”. آنها مشتاق بودند از کلماتی مانند “وحشی” و “غیر انسانی” برای توصیف آن استفاده کنند، در حالی که یکی از بزرگان جامعه از ولسوالی گُربز ولایت خوست گفت:

وقتی شروع به کشیدن حصار کردند، احساسی داشتیم مانند این که یکی از اعضای خانواده را از دست داده باشیم. ناراحت کننده بود حتی یک کافر ظالم هم چنین کاری نمی کند که برادر را از برادر جدا کند. ما قبلاً هرگز چنین چیزی را تصور نمی‌کردیم و هرگز کسانی را که این کار را انجام دادند و کسانی که آنها را قادربه انجام این کار ساختند، نمی‌بخشیم.

نیروهای شبه نظامی پاکستان در امتداد حصار مرزی پاکستان و افغانستان در پست بیگ بن در ولسوالی خیبر ولایت خیبر پختونخوا گشت زنی می کنند. عکس از عامر قریشی / خبرگزاری فرانسه، ۰۳ قوس ۱۴۰۰

حصار قریه ها و حتی برخی از خانواده ها را از هم جدا کرده است. به عنوان مثال، نیمی از خانوادۀ یک دهقان که نویسنده با آنها صحبت کرده است، در سمت پاکستانی خط زندگی می کنند در حالی که او به همراه دو برادرش در سمت افغانستان مانده است. در طول سفر در ماه حمل ۱۴۰۱ به سپین بولدک قندهار، نویسنده همچنین مشاهده کرد که یک دهقان چاهی در سمت افغانستان در خط دیورند داشت، در حالی که بیشتر زمین های او در سمت پاکستان بود. او حداقل از دو مورد مشابه در خوست و پکتیا اطلاع داشت. یکی از مصاحبه شوندگان، اهل پکتیکا که ۵۰ ساله هست چنین توضیح داد:

در خرسین، یک قر یه سرحدی در ولسوالی برمل، مردم با خوشی زندگی می کردند و برای هیچ کس اهمیت نداشت که آنها پاکستانی یا افغان اند، زیرا تمام قریه از یک طایفه تشکیل شده بود. اما وقتی حصار به قریه رسید، نیروهای امنیتی پاکستان به منطقه ای در وسط قریه اشاره کردند و گفتند: تا اینجا قریه متعلق به پاکستان است و آنجا را حصار می‌کشیدند. مردم خیلی به آنها گفتند که این کار را نکنید. حتی به آنها التماس کردند، اما نیروهای پاکستانی قانع نشدند. اهالی فقیر قریه قدرت کافی برای مقاومت در برابر آنها را نداشتند، بنابراین حصار ایجاد شد و قریه را از وسط نصف کرد. حتی خانواده هایی هستند که برخی از اقارب را در طرف افغانستان و برخی در پاکستان دارند. اکنون پاکستانی ها حتی یک پُست بازرسی در خارج از قریه ایجاد کرده اند. مردم و اقوام فقط می توانند از راه دور برای هم دست تکان دهند و وقتی می خواهند همدیگر را ببینند یا باید به پاکستانی ها رشوه بدهند یا مسیر بسیار طولانی را طی کنند تا از دروازه رسمی عبور کنند.


چنین مواردی از قریه های جدا شده کم نیستند. تقریباً همه مصاحبه شوندگان یا تجربه مستقیم چنین اتفاقی را داشتند یا داستان مشابهی را می دانستند. به عنوان مثال، در  کنر، یکی از مصاحبه شوندگان گفت که یکتن از هم قریه های او با زنی از منطقه کاگه/کاغه در باجور پاکستان ازدواج کرده است. قبل از حصار، آنها می توانستند آزادانه بین دو کشور رفت و آمد کنند و همسرش به طور مکرر با خانواده خود در باجور دید و بازدید می کرد. با این حال، پس از ایجاد حصار، او دیگر نمی‌توانست با خانواده ‌اش دیدار کند و اکنون فقط هر دو تا سه سال یک بار و حتی پس از طی مسافت طولانی و عبور از گذرگاه رسمی، آنها را می‌بیند. موارد مشابهی از تقسیم قریه ها و خانواده ها را در این گزارش تلویزیونی «انعکاس» و در گزارش های دیگر از بخش پشتوی رادیو صدای امریکا اینجا و اینجا به ترتیب از کنر، نورستان و سپین بولدک نگاه کنید.  یک معلم مکتب  از ولایت ننگرهار که  40 ساله است،  توضیح داد که چگونه حصار به جامعه اش ضربه زده است:

قبل از ایجاد حصار می توانستیم آزادانه به باجور، مهمند و پشاور برویم. به عروسی، تشییع جنازه و دیگر مراسم می رفتیم. مردم از آن طرف می آمدند تا در مراسم ما شرکت کنند. زمانی که مشکلی پیش می آمد آنها را به جرگه‌ها دعوت می‌کردیم و در جرگه‌های آنها شرکت می‌کردیم و در تصمیم‌گیری‌های کلیدی قبیله‌ای در آنجا جای خود را داشتیم. علاوه بر این، در قریه ما، بسیاری از مردان ما با زنان باجور ازدواج کرده اند و بسیاری از مردم، دختران و خواهران خود را به مردان در باجور به شوهر داده اند. ما دیگر نمی‌توانیم مثل قبل با هم دید و بازدید کنیم.

دو تصویر ماهواره ای زیر دو نمونه از محل سکونت واقع در امتداد خط دیورند را نشان می دهد که با حصار پاکستانی از هم جدا شده اند و هیچ گذرگاه رسمی مرزی در آن نزدیکی ها وجود ندارد.

نقشه ۲: خط دیورند و حصار پاکستان در مرز پکتیکا و وزیرستان جنوبی. منبع: راجر هیلمز،  شبکه تحلیلگران افغانستان، ۱۴۰۳

خط دیورند و حصار: جوامع چگونه زندگی برون مرزی را مدیریت می کنند؟

نقشه ۳: خط دیورند و حصار پاکستانی در مرز زابل و بلوچستان. راجر هیلمز، شبکه تحلیلگران افغانستان، ۱۴۰۳

مشکلات ایجاد شده توسط حصار به همین جا ختم نمی شوند: علامت گذاری های نا روشن در امتداد خط دیورند و این ادعا که پاکستان تمایل دارد تا به خاک افغانستان دست درازی کند، وضعیت را هم برای مردم محلی و هم برای دولت ها پیچیده تر کرده است. مصاحبه ‌شوندگان ما و گزارش‌های رسانه‌ها ادعا می‌کنند که پاکستان در چندین منطقه به خاک افغانستان تجاوز کرده و در زمین‌هایی که متعلق به افغانستان است، حصار کشیده است (گزارش های  طلوع نیوز را اینجا و اینجا و گزارش پژواک را اینجا نگاه کنید). هنگامی که پاکستان این پروژه را آغاز کرد، بسیاری از مناطق در امتداد این خط ناامن بود و درگیریها بین حکومت وقت افغانستان و طالبان ادامه داشت، بدون اینکه هیچ یک از طرفین کنترول قطعی بر آن مناطق داشته باشد. به قول یکی از مصاحبه شوندگان، پاکستان توانست “خاک افغانستان را تصاحب کند” بخاطریکه دولت افغانستان قادر به حفظ سرزمین خود نبود. یکی از مصاحبه شوندگان گفت که قبل از نصب و ایجاد حصار، پُست های بازرسی امنیتی پاکستان در جایی که مردم محل آنرا “نقطه صفر” می نامند، یعنی آخرین اینچ از خاک افغانستان مربوط به قریه زنزه خیل در ولسوالی تنی ولایت خوست، تقربیاً ۱۵ دقیقه با موتر از مرکز قریه فاصله داشت. مردم محلی می گویند که پاکستان وارد این کشور شد و حصار را درخاک افغانستان ساخت و اکنون نیمی از قریه زنزه خیل در سمت پاکستانی خط دیورند قرار دارد.

یکی دیگر از مصاحبه شوندگان از سپین بولدک قندهار به شبکه تحلیلگران افغانستان گفت که پاکستان پنج کیلومتر به خاک افغانستان در منطقه غلام ماندۀ آن ولسوالی  تجاوز کرده است. او با ذکر مثالی بر ادعای خود تاکید کرد: قبرستان قریه که در اصل و از نظر تاریخی در داخل خاک افغانستان مشخص شده بود، اکنون در سمت پاکستانی حصار قرار دارد.

قاری فصیح الدین فطرت، لوی درستیز افغانستان، در مصاحبه اخیرخود با طلوع نیوز، سخنان مصاحبه‌ شوندگان ما در مورد مناطقی مانند زنزه خیل را تأیید کرد و گفت: “وقتی برای مشاهده مرزها رفتیم، جاهایی وجود داشت که تجاوزاتی رخ داده بود.”

وی افزود، آنچه که باعث درگیری های مرزی بین امارت اسلامی افغانستان و پاکستان شد، تلاش پاکستان برای ایجاد حصار بود و آنهم نه در جایی که خط تعیین و علامت گذاری شده است، بلکه در سمت [افغانستان]. نویسنده همچنین با دیگر مقامات امارت اسلامی دخیل در مسائل مربوط به مرز در این مورد صحبت کرده است. یکی ادعا کرد (بدون ارائه جزئیات) که در دوران جمهوریت، “نه تنها پاکستان، بلکه بسیاری از همسایگان دیگر کیلومترها از خاک افغانستان را گرفته اند.” یکی دیگر از مقامات گفت:

حکومت قبلی سال ها بود که جرئت نظارت از مرزها و خط دیورند را نداشت. آنها در واقع به آن اهمیت نمی دادند. این وزارتخانه هیچ کاری نمی کرد. از این رو بسیاری از همسایگان از این فرصت استفاده کردند و مرزهای خود را در داخل خاک افغانستان ایجاد و انتقال دادند. هنگامی که ما از جی پی اس برای تعیین موقعیت مرز استفاده کردیم و نقشه اصلی را که از زمان تعیین خط در وزارت خود داشتیم، بررسی کردیم، متوجه شدیم که پاکستان ده ها قریه افغانستان را تصرف کرده است.

برخی از مصاحبه شوندگان، مانند مقامات طالبان، جمهوریت را متهم کردند که در آن زمان بسیار مطیع وتسلیم پاکستان بود و به آن اجازه داد تا حصار را در مناطقی که می توانست جلو آن را بگیرد، ایجاد کند. با این حال، با توجه به شدت جنگ در آنزمان، ممکن ممانعت آن دشوار بوده است.

آسیب به اقتصاد

جدا از آسیبی که به پیوندهای خانوادگی وارد شده است، محدودیت ها در خط دیورند نیز به تجارت و اقتصاد محلی آسیب جدی وارد کرده است. در بسیاری از شهرهایی در امتداد یا نزدیکی خط، مردم محلی صرف نظر ازینکه در کدام طرف زندگی می کنند، مشغول تجارت و کار در هر دو سوی خط بودند. افغان‌ها نیز می‌توانستند به راحتی تردد کرده و برای مداوا به شهرهای پاکستان بروند.

در شهرهای مرزی چمن و اسپین بولدک، مردم محلی از هر دو طرف همیشه مشاغل و کار های بزرگی را اداره می‌کنند و تجار و کارگران به راحتی از خط عبور می‌کنند. در شهر اسپین بولدک و قندهار، ساکنان چمن و کویته دارای مارکیت های بزرگ، نمایشگاه های موتر و سایر مشاغل هستند. یکی از مصاحبه شوندگان گفت: «چمنی ها صبح به اینجا می آیند، تجارت می کنند و عصر به خانه [به چمن] برمی گردند.»

در مناطق دیگر، مردم محلی افغانستان کالاها و محصولات خود را در پاکستان می فروختند و یا برعکس آن. مصاحبه شوندگان گفتند که مردم پاراچنار، مرکز ولسوالی کرم، در بازارهای محلی و ولسوالی خوست، پکتیا و پکتیکا دکان دارند. بسیاری از تجار طرف پاکستانی، کالاها را از بازارهای افغانستان وارد می‌کردند، زیرا دسترسی به آن آسان‌تر و قیمت برخی کالاها کمتر از رفتن به شهرهای پاکستان بود.

فرمان شینواری، رئیس سابق انجمن کارگری تورخم، در ماه جدی ۱۴۰۰، در گفتگو با دیوه نیوز ازصدای امریکا، گفت: “ما چیزهایی مانند گُر [یک نوع شیرینی محلی]، دال، شیر و سایر کالاهایی را می آوریم که  در سمت افغانی خط دیورند ارزان هستند و آنها را در بازار پشاور می فروختیم. اما از زمانی که حصار ایجاد شد، با مشکلات متعددی مواجه شدیم. ما در عبور از مرزتورخم مشکل داریم. ما نمی‌توانیم  ویزا یا برگه کاغذ موقت به جای ویزا دریافت کنیم.” یکی از باشندگان لندی کوتل در ولسوالی خیبر گفت که حصار بر هزاران نفر در بازار لندی کوتل نیز تأثیر گذاشته است. مردم از افغانستان برای خرید تیل و سایر کالاها می‌آمدند، اما حصار نه تنها بازار ما را، بلکه کل منطقه در امتداد خط دیورند را تحت تأثیر قرار داده است (گزارش را اینجا نگاه کنید).

گذرگاه های مختلف در خط دیورند علاوه بر ایجاد مشکل در تجارت قانونی، به مسیرهای کلیدی برای حمل و نقل کالاهایی مبدل شده بودند که بعلت گریز از پرداخت محصول قانونی گمرکی توسط دولت افغانستان یا پاکستان ممنوع شده بود. در طول دهه ۶۰ هـ. ش، و جنگ با شوروی و بعداً در جریان جنگ طالبان علیه ایالات متحده، قاچاقچیان وسایل نقلیه نظامی، مس و اسلحه و همچنین کالاها و اقلامی مانند گندم و گوسفند را حمل و نقل می کردند. برخی از تاجران نیز برای اجتناب از مالیات گمرکی بر کالاهای خود ترجیح  می دادند بجای گذشتن از گذرگاه های رسمی، از راه های غیررسمی عبور کنند.

بسیاری از این کسب و کار، به ویژه در بخش‌های شرقی و جنوب شرقی کشور، آسیب جدی دیده‌اند، زیرا حصار و سایر محدودیت‌ها در رفت و آمد، عبور از خط دیورند را برای مردم محلی دشوار می‌کند. به تازگی پاکستان الزامات ویزا را در دروازه چمن-بولدک در قندهار و انگور اده در ولایت پکتیکا اعلام کرد. این مسئله واکنش های شدید شهروندان درهردو محل را در پی داشت. از میزان ۱۴۰۲ به بعد، آنها تجارت و سفر از طریق مرز را به طور کامل مسدود کرده و در اعتراض به وضع محدودیت ها دست به تحصن زده اند که با گذشت پنج ماه (تا زمان نگارش این گزارش) هنوز ادامه دارد (گزارش طلوع نیوز و رادیو سپوژمی را نگاه کنید).

به گفته یکی از مصاحبه شوندگان، حکومت جمهوری و مردم محلی، پاکستان را نه تنها به تجاوز، بلکه به تلاش برای “دزدیدن نفوس” متهم کرد. او توضیح داد که در بسیاری از قریه ها و حتی ولسوالی های مرزی، پاکستان عمداً تذکره های پاکستانی را به افغان ها می دهد. و گفت که این مسئله به ویژه در ولسوالی های مرزی شمالزی در زابل و سپین بولدک در قندهار مشهود بود. آنها همچنین سیم کارت های پاکستانی را برای ساکنان توزیع کردند که با شبکه قابل دسترس تری که پاکستان در مرزهای خود ایجاد کرده است قابل استفاده است. مصاحبه شوندگان ما این تلاش ها را به عنوان بخشی از تمایل گسترده تر پاکستان برای انتقال خط دیورند به طور پیوسته به داخل قلمرو افغانستان تفسیر کردند.

چگونه مردم موفق به عبور از حصار می شوند؟

همانطوریکه در بالا توضیح داده شد، حصار در عمل خانواده ها و قریه ها را از هم جدا کرده است. با این حال، پیوندهای بین جوامع همچنان پایدار بوده و حصاری با ارتفاع دو متری آنها را به طور کامل از یکدیگر جدا نکرده است. مردم محلی روابط خود را حفظ می کنند و همیشه راهی برای دیدار با خانواده، شرکت در عروسی ها، مراسم تدفین و سایر مراسم و اظهار نظر در امور یکدیگر پیدا می کنند. با این وجود، همه اینها با هزینه قابل توجهی و اغلب با برخی خطرات اتفاق می افتد.

در بیشتر موارد، روابط و تردد جوامع به دو صورت رخ می دهد. یکی رسیدن به سمت دیگر خط از طریق کانال های رسمی است که نیاز به رفتن به گذرگاه های رسمی دارد. در آنجا، پاکستانی‌ها به افرادی که از مناطق اطراف خط می‌آیند اجازه می‌دهند بدون ویزا با استفاده از کارت شناسایی خود عبور کنند. در برخی از گذرگاه ها، مانند غلام خان خوست، ساکنان ولسوالی های پیوسته به خط، به جای ویزا، یک برگه موقت یا یک  جواز عبور دریافت می کنند. این به آنها اجازه می دهد تا برای چند روز مشخص در آنجا بمانند. مردم در سمت پاکستانی خط می توانند با نشان دادن کارت شناسایی خود به راحتی وارد افغانستان شوند.

در مرز اصلی تورخم در ننگرهار، اکنون فقط افغان‌هایی که ویزا دارند اجازه ورود به پاکستان را دارند. در سپین بولدک، ساکنان ولایت قندهار پس از ارائه کارت شناسایی خود اجازه عبور از دروازه را داشتند. با این حال، اسلام آباد اخیراً اعلام کرده است که داشتن ویزا اینک برای همه افراد در گذرگاه چمن – اسپین بولدک الزامی است.

با این حال، سیاست اجازه به افراد محلی برای عبور از خط فقط با کارت شناسایی یا برگه کاغذی نیز نامنظم است و به فضای سیاسی کلی بین دو کشور بستگی دارد. در مواقعی که روابط خصومت آمیز و پرتنش است، پاکستان درهای خود را نه تنها به روی تجارت، بلکه به روی افراد محلی نیز می بندد که در غیر این صورت می توانند بدون ویزا عبور کنند. به عنوان مثال، مرزغلام خان در خوست در آغاز سال ۱۴۰۱ برای یک ماه و دوباره در اواخر سال ۱۴۰۱ کاملاً بسته شد. انگور اده در پکتیکا نیز گاهگاهی بسته می شود.

معترضان افغان در حال آتش زدن بیرق پاکستان در جریان تظاهرات پس از درگیری بین نیروهای مرزی در اسدآباد ولایت کنر، عکس از: خبرگزاری فرانسه، ۱۶ ثور ۱۳۹۲

مردم همچنین از گذرگاه های غیررسمی استفاده می کنند. به طور مثال، مصاحبه شوندگان گفتند که در چندین منطقه که پُست های بازرسی پاکستانی خیلی به هم نزدیک نیستند، آنها، حتی گاهی اوقات با اجازه عساکر پاکستانی، حصار را به گونه ای قطع کرده و بُریده اند که به راحتی قابل تشخیص نیست. یکی از مصاحبه شوندگان می گوید: “مردم قسمت پائین حصار را می‌شکنند و سوراخی زیر آن حفر می‌کنند تا یک نفر بتواند از آن عبور کند. وقتی آنها رد شدند، حصار را دوباره به هم می‌بندند، بنابراین به نظر نمی‌رسد که قطع شده باشد.” مصاحبه شونده گفت که این یک تلاش مخاطره آمیز است، زیرا نیروهای امنیتی پاکستان پس از کشف اینگونه موارد، به روی مردم محلی آتش گشوده اند: “وقتی متوجه قطع حصار می شوند… بلافاصله آن را تعمیر می کنند و نظارت خود را در آن منطقه افزایش می دهند.”

مصاحبه شوندگان اشاره کردند که قبلاً در بسیاری از نقاط در امتداد خط دیورند، نیروهای امنیتی پاکستان متشکل از پشتون‌هایی بودند که با مردم محلی همدردی می‌کردند و اغلب به آنها اجازه می‌دادند از طریق دریچه هایی در حصار از خط عبور کنند. با این حال، برخی از مصاحبه شوندگان گزارش دادند که اکنون عمدتاً آن نیروها با نیروهای سرحدی جایگزین شده اند، که به احتمال زیاد از ولایات غیر پشتون پاکستان می آیند و ظاهراً کمتر دلسوز هستند. از سوی دیگر، در برخی از مناطقی که خط دیورند از آن عبور می‌کند و از شهرهای پاکستان دور است و تدارکات لوجستیک سربازان را با مشکل مواجه می‌کند، نیروهای پاکستانی برای کالاها و مواد غذایی به مردم محلی متکی هستند و در عوض به آنها اجازه عبور از حصار را می‌دهند.

رایج ‌ترین و امن ‌ترین راه برای عبور مردم محلی از خط عملاً، رشوه دادن به سربازان پاکستانی است. در امتداد خط  دریچه هایی در حصار وجود دارد که اغلب در مجاورت پُست های بازرسی امنیتی قرار دارند. اگر مردم محلی به افسران امنیتی رشوه بدهند، دریچه ها را باز کرده و به آنها اجازه عبور می دهند. یکی از مصاحبه شوندگان گفت:” هر سرباز پاکستانی که مامور امنیت مرز است، رشوه می گیرد. و هنگامی که به آنها پول می دهید، حتی اگر مواد منفجره هم داشته باشید، به آسانی اجازه ورود و خروج می یابید. افغان ها پس از ورود به پاکستان از مردم محلی قابل تشخیص نیستند و به ندرت مورد پرسش قرار می گیرند.

ساکنان مناطق مرزی با وجود تحمل این همه مشقت ها، تردد فرا مرزی خود را تا حدودی حفظ کرده اند. با این حال،  مشکلاتی که حصار برای آنها ایجاد کرده است کماکان قابل توجه است و تأثیر زیادی بر تجارت، خانواده ها و قبایل دارد. آنچه که قبلاً یک کار معمولی و روزمره محسوب می شد، با توجه به تهیه پول برای رشوه، ضرورت برای سفر و صرف وقت، به دردسری پرخطر و پرهزینه تبدیل شده است.

از آنجایی که دو دولت نتوانسته اند یا نمی خواهند این مسئله را حل کنند، پشتون ها در هر دو کشور از ایجاد حصار و محدودیت های ناشی از آن شکایت می کنند. فعالان افغان مکرراً خواستار راه حلی برای معضل خط دیورند شده اند و یک گردهمایی یا جرگه بزرگ قبیله ای پشتون در ماه حوت ۱۴۰۰ در بنو که در آن ۵۰۰۰ پشتون ازسمت پاکستانی خط جمع شده بودند، “به شدت حصارکشی در امتداد خط دیورند را محکوم کردند.” آنها خواستار “باز شدن کامل تمامی مسیرهای تجاری تاریخی برای تجارت و احترام به رفت و آمد بدون محدودیت مردم دو طرف شدند” (به گزارش دویچه وله اینجا نگاه کنید).

اخیراً، زمانی که در میزان ۱۴۰۲ اسلام آباد اعلام کرد که همه افغان ها برای ورود به پاکستان از طریق دروازه چمن در اسپین بولدک، باید پاسپورت و ویزا داشته باشند، هزاران نفر از مردم چمن بلوچستان دست به تحصن زدند و خواهان پس گرفتن این تصمیم از سوی پاکستان شدند. این تظاهرات همچنان ادامه دارد بدون آنکه دولت پاکستان به خواسته های آن توجه کرده باشد.

هیچ یک از این اعتراضات و عرایض مشابه نتیجه ملموسی نداشته است. مناقشه خط دیورند تا حدی یکی از جنبه های یک درگیری گسترده تر و طولانی تر  است ناشی از سیاست های دولت ها در قبال قبایل و فقدان موضع مشترک در میان اقشار مختلف جامعه پشتون برای تصمیم گیری در مورد خواسته های خاص و چگونگی اعمال فشار کافی بر دولت ها برای تغییر سیاست های شان.

بسیاری از مردم به دلایلی که برای این حصارکشی ذکر شده است، به دیده شک می نگرند، زیرا هدفی که برای حصول آن برپا شده بود، تحقق نه یافته است. در چند سالی که از برپایی آن میگذرد، نه توانست مانع نفوذ افراط گرایان به داخل و خارج پاکستان شود. اگر حصار، آنچنانیکه پاکستان ادعا دارد مؤثریت داشته است، پس چرا نتوانست تا کنون مانع عبور و تردد تحریک طالبان پاکستان گردد؟

سیاست خط دیورند

روابط افغانستان و پاکستان بیشتر اوقات از زمان ایجاد پاکستان در سال ۱۳۲۶ هـ. ش متشنج و غیر دوستانه بوده که محور اصلی آن خط دیورند بوده است. پاکستان بارها اعلام کرده است که خط دیورند مرز رسمی قانونی بین دو کشور است. از سوی دیگر، افغانستان اصرار دارد که این تنها یک خط فاصل است، نه مرز. با این حال، تلاش داود خان برای ایجاد یک کشور مستقل پشتون در دهه ۱۹۷۰میلادی (اواخر دهه ۴۰ هـ. ش) آخرین باری بود که افغانستان سیاست فعالی در مورد خط دیورند داشت. پس از آن، به دلیل تهاجمات و درگیری های پیهم، افغان ها به سختی فرصت فکر کردن در مورد آن را داشتند. با این وجود، [مسئله] خط دیورند هنوز هم چون یک داعیه عمومی باقی مانده است.

در حال حاضر، روابط بین پاکستان و امارت اسلامی افغانستان بر سر مرز با درگیری های گاه و بیگاه و بسته شدن تجارت و ترانزیت کالاها تیره است (به گزارش رادیو آزادی و الجزیره نگاه کنید). بنابر گزارش ها، در ساخت و ایجاد حصار از طرف امارت اسلامی اخلال بوجود آمده است. طور مثال، گزارش رویترز در ماه جدی ۱۴۰۰ در ننگرهار جزئیاتی در این رابطه ارائه می نماید. در ماه سنبله ۱۴۰۲، وزارت دفاع افغانستان از ایجاد ۱۰۰ پُست بازرسی امنیتی جدید و یک جاده در امتداد خط دیورند برای نظارت مؤثر بر آن خبر داد (گزارش طلوع نیور را نگاه کنید).

اخیراً بیش از نیم میلیون افغان که در پاکستان زندگی می‌کردند مجبور به بازگشت شدند که این امرسبب افزدون نمک به زخم ومنتج به وخامت وضعیت شده است. مقامات ارشد افغانستان در ملاء عام و به صراحت به خط دیورند اعتراض کرده اند. به عنوان مثال، مولوی کلیم الله افغان، مدیر مالی و اداری در وزارت شهدا و معلولین، در یک گردهمایی در تاریخ ۳ قوس ۱۴۰۲، گفت: “پناهندگان افغان در خاک شما زندگی نمی کردند. آنها در پشتونستان خودمختار و اشغال شده زندگی می کردند. آنها یا در بلوچستان زندگی می کردند یا در پشاور، که در پشتونستان اشغالی، سرزمین افغانستان بزرگ واقع است. (گزارش رادیو آزادی و ویدئوی را که عبدالسید، پژوهشگر افغانی در ایکس گذاشته نگاه کنید).

گروهی از مردان افغان در حال تماشی نصب حصارهای آهنی توسط نیروهای شبه نظامی پاکستان در گذرگاه تورخم در مرز افغانستان و پاکستان، عکس از: طارق محمود/ خبرگزاری فرانسه، ۱۰ قوس ۱۴۰۰

نورالله نوری سرپرست وزارت سرحدات و امور قبایل نیز خط دیورند را “خط فرضی” خوانده و گفت: “ما با پاکستان نه مرز رسمی و نه نقطه صفر” داریم (به گزارش طلوع نیوز مراجعه کنید). عباس استانکزی معاون سرپرست وزارت امور خارجه نیز گفت: ما هرگز دیورند را به رسمیت نشناختیم و نخواهیم شناخت، امروز نیمی از افغانستان جدا شده و در آن سوی خط دیورند قرار دارد. دیورند خطی است که انگلیس ها در دل افغان ها کشیده اند” (به طلوع نیوز مراجعه کنید).

باری هم ملا محمد یعقوب، وزیر دفاع افغانستان نیز با اشاره به اخراج اجباری پناهجویان افغان از سوی پاکستان، به طور ضمنی به اسلام آباد هشدار داد: “رژیم پاکستان باید عواقب هر کاری را که انجام می‌دهد بسنجد و فقط به اندازه‌ای بکارد که درو کرده بتواند. (گزارش آریانا نیوز را اینجا نگاه کنید). انور کاکر، نخست وزیر موقت پاکستان متعاقباً در مصاحبه ای با طلوع نیوز تاکید کرد که خط دیورند مرز بین المللی پذیرفته شده بین دو کشور است. به همین ترتیب، وزارت امور خارجه پاکستان در واکنش به اظهارات عباس استانکزی در بیانیه‌ای اعلام کرد که “هرگونه ادعای خودخواهانه و واهی در مورد قانونیت و تقدس مرز پاکستان و افغانستان نمی‌تواند واقعیت‌های جغرافیایی، تاریخی و حقوق بین‌الملل را تغییر دهد” (به گزارش آریانا نیوز نگاه کنید).

هر چند نزاع و جدالی که در رسانه ها پخش می شود، و هرقدر که جوامع آسیب دیده به مدت طولانی رنج ببرند، هیچ کس، با توجه به سیاست های داخلی هر دو کشور انتظار ندارد که دو دولت به این زودی ها محدودیت های موجود بر زندگی مردم را کاهش دهند. در عمل، رویای داود خان برای ایجاد یک دولت مستقل پشتون، یا ضمیمه کردن مناطق قبایلی سابق افغانستان واقع در آن سوی خط دیورند، برای دو کشور و ساکنان آنها عجیب و غیرقابل اجرا به نظر می‌رسد. با این حال، چیزی که می تواند مفید باشد، کاهش محدودیت ها در رفت و آمد و تجارت است. این امر به ویژه در مورد کسانی که در امتداد خط دیورند زندگی می کنند صدق می کند. آنها آرزو دارند بار دیگر از آزادی لذت ببرند تا به راحتی به زمین های کشاورزی برسند و دوستان و بستگانی را ببینند که در حال حاضر از آنها جدا شده اند.

مترجم: روح الله سروش

لیکوالان: