امارت اسلامی افغانستان شورا های انکشاف محلی را که تحت رهبری جمهوری اسلامی افغانستان توسط برنامه همبستگی ملی تأسیس و بعد به برنامه میثاق شهروندی تعویض شده بود، لغو نموده است. به تمام نهاد های حکومتی گفته شده است که در عوض، تمام پروژه های اقتصادی را با شورا های علما هماهنگ نمایند. با این حال، افغانستان دارای سنت قدیمی و دیرینه ازنهاد های مردمی، تصمیم گیری جمعی و حلال مشکلات به نام شوراهای روستاهاست که مدت ها پیش از شوراهای انکشاف محلی تاسیس شده بود. برای مثال، به گفته لوئی دوپری، مردم شناس فقید، نقش این روستاها در زندگی روستایی بسیار مهم بوده چون در “گذار کشور از بحران های داخلی قدرت به امنیت پس از ۱۹۳۳ میلادی (۱۳۱۲ هـ ش)” کمک کرده است. الینا بلیتسا و گروه شبکه تحلیلگران افغانستان بین ماههای عقرب ۱۴۰۱ و جوزای ۱۴۰۳، با روستایی ها در سراسر افغانستان مصاحبه هایی انجام داده اند تا چگونگی اجراآت این شورا ها تحت حاکمیت امارت اسلامی را دریابند. بسیاری از مصاحبه شوندگان گفتند که قبل از اعمال ممنوعیت و تحریم، شورا های آنها غیرفعال شده بودند ویا به مشکل فعالیت می کردند. آنها گفتند که امارت آنها را نادیده گرفته وترجیح می دهد با مَلِک های روستاها که اکثر آنها را خود شان انتخاب کرده اند، کار کنند.
جلسه اعضای شورای انکشافی در ولایت هرات. منبع: فلیکر برنامه همبستگی ملی، 24 عقرب 1389
این گزارش شامل دو بخش است:
بخش اول
مقدمه
شوراهای روستا به عنوان نهاد های مردمی، تصمیم گیری جمعی و حلال مشکلات، از دیر باز نقش مهمی را، از جمله در دوره های پر تلاطم و نا آرام، در افغانستان ایفا کرده اند. جرگه و شورا هردو مفاهیمی اند که برای اشاره به این نهاد ها و گاهی به جای یکدیگر، استفاده می شوند. همانطور که کریس جانسون و جولیون لزلی خاطرنشان نمودند، “در این کشور فقط یک راه برای انجام کارها وجود ندارد، بلکه مجموعه ای پیچیده از بدیل ها اند که گزارش های متناقض ارائه شده توسط افراد مختلف، ابعاد مختلف آن واقعیت را منعکس می کند.” این واقعیت که این دو اصطلاح گاهی اوقات به جای یکدیگر استفاده می شوند به درک ما از ماهیت انعطاف پذیر شوراهای روستا کمک می کند. علاوه بر این، همانطور که دوپری بیان می کند، صرف نظر از اینکه به چه نامی یاد می شوند، “اکثر گروه های قومی در افغانستان دارای نوعی شورای قبیله ای، روستایی، یا منطقه ای هستند”. شوراها جزء شبکه پیچیده ای هستند که نه تنها بر سیاست داخلی جوامع افغانستان بلکه بر روابط بین آنها و حکومت نیز تأثیر می گذارد.
اورزلا اشرف نعمت، رئیس سابق واحد تحقیقات و ارزیابی افغانستان، معتقد است که روستاهای افغانستان شبیه “جمهوری های روستایی” هستند که دارای سیستم های محلی برای خودگردانی و ظرفیت وتوانایی بالا برای “تامین کالاهای عمومی، امنیت و حل و فصل اختلافات و سایرخدمات اساسی به مردم” هستند. یک شورا یا شورای بزرگان که در دری بنام ریش سفیدان و در پشتو سپین ږیري خوانده میشود، در واقع نماد این “جمهوری های روستایی” بوده اند که در موارد به خصوص، یا گاهگاهی گرد هم می آیند و به انواع مسائل، از مدیریت منابع گرفته تا حل و فصل اختلافات رسیدگی می کنند. خانم نعمت خاطر نشان می نماید که این شورا ها عبارتند از:
جایی که قدرت نهفته است، جایی که تصمیم گیری در مورد بازیگران قدرتمند مانند مَلِک، ملا، میرآب [شخص مسئول سازماندهی و توزیع آب] و غیره صورت می گیرد. آنها برای حل منازعات و درگیری های داخلی و تصمیم در مورد پاسخ دهی به مداخلات خارجی اقدام می کنند.
این شوراها به مثابه پُل مهم در شبکه های پیچیده ای عمل کرده اند که روستا را به قدرت های بیرونی وصل می کند. آنها ممکن است نمایندگان ارگان های حکومتی، فرماندهان جنگ سالاران محلی، بازیگران بین المللی و سازمان های کمک رسانی ملی یا بین المللی باشند. شوراها معمولاً با گسترش بیشتر شبکههای بزرگتر، عمدتاً از طریق خویشاوندی، قومیت و وابستگیهای مذهبی مشترک، و همچنین در تقریباً نیم قرن گذشته، رفقای میدان جنگ، ایجاد شدهاند. از طریق این شبکه ها، اعضای شورا امیدوارند که حمایت خود را هم از نظر منابع و هم از نظر محافظت از روستا در برابر بیگانگان تضمین کنند. تعلق داشتن به یک شبکه بزرگتر معمولاً اهمیت و قدرت فرد را در یک جامعه محلی افزایش می دهد.
تلاش امارت برای تسلط بر روستاهای افغانستان
اعضای شبکه تحلیلگران افغانستان در حال ملاقات با یک عضو شورای قریه قرغنه تو، ولایت بامیان، عکس از: الینا بلیتسا، سنبله ۱۳۹۸
شورا ها، ناگزیر، به مرور زمان و در اثر رویداد ها، از جمله در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی (اواخر دهه ۵۰ و دهه ۶۰ هـ ش)، توسط سازمان های غیر دولتی و گاهگاهی توسط جناح های مجاهدین که به دنبال نمایندگان محلی برای همکاری بودند، تغییر کردهاند. جمهوری اسلامی افغانستان، پس از سال ۱۳۸۰، بطور سیستماتیک شوراهای انکشافی اجتماعی را به عنوان وسیله ای برای ادغام ساختار های حکومتی روستاهای محلی در چارچوب حکومت، به ویژه در تصمیم گیری درمورد کمک ها، ایجاد کرد. زنان هم به عنوان عضو به شوراها اضافه شدند (تفصیل بیشتر در زیر). پس از سقوط جمهوریت در ماه اسد ۱۴۰۰، به نظر می رسد که شورا از دید عموم مردم ناپدید شدند، اما سازمان های امداد رسان به همکاری با آنها ادامه دادند. با این حال، پرسش هایی در مورد چگونگی برخورد مردم محلی با واقعیت سیاسی جدید امارت اسلامی، نحوۀ حل و فصل اختلافات با حکومت، و اینکه چگونه به دنبال شرایط بهتر بودند، مطرح و برجسته می شود.
این گزارش بر اساس بیش از ۵۰ مصاحبه با بیش از ۴۰ مرد که نمونه ای از تنوع قومی و جغرافیایی افغانستان هستند، در طول دو سال انجام شده است. این تحقیق به بررسی انواع سیستم های خودگردان در سطح روستا می پردازد که هنوز وجود دارند. این افراد شامل بزرگان قبیله، افراد با رسوخ جوامع محلی، روزنامه نگاران، دهقانان، معلمان و دیگر روستاییان در ۲۱ ولایت می شوند. قابل توجه است که همه از عنوان “شورای انکشافی اجتماعی” به جای “شورا” و “شورای روستا” استفاده میکنند.
این گزارش به سه بخش اصلی تقسیم میشود: بخش اول مروری کوتاه بر تاریخچه شوراهای روستا بر اساس بررسی ادبیات و دلایل تغییرات حاکمیت روستا در ۵۰ سال گذشته می باشد. بخش دوم روش شناسی را تشریح می کند و یافته ها را مورد بحث قرار می دهد. بخش آخر نتیجه گیری از یافته های تحقیق را ارایه میکند.
خلاصه ای از یافته ها
- شورا ها از زمان ایجاد حکومت معاصر افغانستان در اواسط قرن ۱۸ میلادی تا حال باقی مانده اند و با تحولات سیاسی و اجتماعی، جنگ ها، عصری سازی، تلاش ها برای دولت سازی، گسترش افکار و مفاهیم غربی و سازمان های امداد رسانی سازگار شده اند.
- معلومات حاصل از تحقیقات میدانی (بیش از ۵۰ مصاحبه با بیش از ۴۰ مرد در ۲۱ ولایت در دوره های متعدد (بین ماه های عقرب ۱۴۰۱ و جوزای ۱۴۰۳) نشان می دهد که شوراهای روستا به عنوان نهاد های طبیعی دارای قدرت و مشروعیت ، بعد از تغییر حکومت در ماه اسد ۱۴۰۰ در ابتدا جان سالم بدر بردند و حداقل در برخی مناطق، برخی وظایف و نظام های انتخاباتی معرفی شده در دوران جمهوریت، منظور و تایید شد. مصاحبهشوندگان ما شوراها را بهعنوان ترکیبی از روشهای جدیدتر و سنتی قرن بیست برای خودگردانی اجتماعی تصویر کردند. مصاحبه شوندگان اصطلاحات “شورای انکشافی” و “شورا” را چون مفاهیم قابل تعویض استفاده می کنند.
- از خلال مصاحبه های ابتدایی که در عقرب ۱۴۰۱، یعنی یک سال بعد از تصرف کشور توسط امارت، در ۱۳ ولایت انجام شد، دریافتیم که در حالیکه بیساری شوراهای روستایی فعال اند، تقریباً همه آنها اظهار کردند که مسئولیت های اصلی آنها سلب شده و از ارزش و اهمیت شان کاسته شده است. در برخی از روستاها اعضای شورا عوض شده اند، در حالی که در برخی دیگر، شوراها تابع ارباب یا ملک قریه شده اند. این ارباب ها یا ملک های قریه توسط امارت اسلامی افغانستان تایید و در برخی موارد منصوب شده اند.
- دو سوم مصاحبه های انجام شده در سال ۱۴۰۲ در ۱۶ ولایت نشان می دهد که در اکثرنقاط، شوراهای که در سال ۱۴۰۱ دارای ساختار مشابه زمان جمهوریت بودند – یعنی رئیس، معاون، خزانه دار و منشی داشتند – تنها به نقش سمبولیک یا نمادین در سطح روستا تنزل پیدا کرده و از طرف حکومت نادیده گرفته شده اند.
- در بیشتر روستاهایی که مورد بررسی از سوی ما قرار گرفته اند، تا سال ۱۴۰۲، نقش شورا به عنوان پل ارتباطی بین جامعه و حکومت به یک نماینده مورد تایید امارت اسلامی افغانستان یا در برخی موارد، نماینده انتصابی امارت اسلامی افغانستان منتقل شده است. در برخی موارد، این نماینده مورد تایید امارت اسلامی افغانستان رئیس سابق شورا یا محترم ترین فرد در قریه بوده است.
- در سال ۱۴۰۲، به شوراهای تازه تأسیس علما در سطح قریه ها، نقش برجسته و عمده تری در برخی روستا ها داده شد.
- مصاحبه های بعدی با هفت نفر در سال جاری (۱۴۰۳) انجام شد که گفتند شوراهای شان قسماً فعال می باشند. یکی از مصاحبه شوندگان گفت که شورای آنها از سال ۱۴۰۲ به بعد کاملاً غیر فعال است. چهار نفر دیگر گفتند که شورای شان فعالیت اندک داشته و دو نفر دیگر گفتند که هنوز فعال است.
- در سه دور اصلی تحقیق ما، همه مصاحبه شوندگان، به جز یک نفر از یکاولنگ در ولایت بامیان، گفتند که زنان دیگر عضو شورای آنها نیستند. (در سروی مختصر اهالی روستایی در تمام ولایات افغانستان که پس از فرمان لغو شوراهای انکشافی انجام شد، سه نفر از ۳۴ مصاحبه شونده گفتند که هنوز زنان در شوراهای آنها عضویت دارند.)
- با وجود اینکه امارت اسلامی به دنبال راههای جدیدی برای تعامل با روستاهاست، بسیاری از این شوراها/ شوراهای انکشافی در زمانی که امیر امارت اسلامی فرمان لغو شورا های انکشافی را در ۳ جوزا ۱۴۰۳ صادر نمود، موجود بودند. با این حال، آنها عمدتاً با کاهش منزلت روبرو شده، کارمندان شان تقلیل یافته و تا حد زیادی نمادین یا غیرقابل استفاده شده اند.
- بررسی مختصری که در اواسط جوزای ۱۴۰۳ به دنبال فرمان امیر صورت گرفت، نشان داد که اطلاعات مربوط به لغو شوراهای انشکافی در آن زمان هنوز به سطح روستا نرسیده است.
نمایندگی محلی در شهر ها
وضعیت نمایندگی محلی در شهرها تا حدودی متفاوت است اما همچنان از یک مدل سنتی پیروی می کند. به عنوان مثال، در کابل، هر کوچه یک بزرگ یا نماینده دارد که توسط مردم انتخاب می شود. هیچ مکانیزمی برای انتخاب نمایندگان کوچه ها وجود ندارد. معمولاً مردان در کوچه دور هم می نشینند و تصمیم می گیرند که چه کسی نماینده آنها باشد. سالمند منتصب وظیفه نمایندگی امور بیرونی کوچه ، مانند ارتباط با سازمان های کمک رسان در مورد انتخاب افراد مستحق به منظور توزیع کمک، را به عهده دارد. با این حال، اخیراً، مسئول کوچه به عنوان دیده بان محل نیز خدمت می کنند. آنها در مورد هر خانواده جدید در کوچه به مقامات اطلاع می دهند ( مسئول کوچه باید به وکیل گذر، و رئیس محل خبر دهد و او در نهایت به حوزه پولیس اطلاع دهد). نماینده یا کلان کوچه باید مطمئن شود که همسایه های جدید درساحۀ او فورم های توزیع شده از طرف حکومت را پُر کرده اند. خانواده یا همسایه جدیدی که در ساحه آمده باید دو نفر ضامن در منطقه داشته باشد. امارت اسلامی نماینده کوچه، رهنمای معاملات و وکیل گذر را، در صورتی که کدام اتفاق امنیتی واقع شود و افراد تازه وارد در ساحه متهم شوند، مسئول می داند.
امارت اسلامی افغانستان همچنین از نماینده کوچه می خواهد که در مورد عودت کنندگان از پاکستان به آنها اطلاع داده و به آنها کمک کنند. نمایندگان همچنین باید مراقب فعالیتهای عودتکنندگان و اینکه آنها در جامعه با چه کسی در ارتباط هستند، باشند. مقامات همچنین به نمایندگان گفته اند که فهرستی از افرادی را که از کشور توسط خارجی ها بیرون شده اند، به آنها بدهند و محل خانه هایشان را لیست کنند. آنها همچنین دستور داده اند که افرادی را که حکومت جمهوری زندانی کرده است، چه طالبان و چه غیر طالبان، شناسایی و نامهای آنها به اشتراک گذاشته شود. در صورتی که خانه ای در منطقه خالی باشد، نماینده کوچه محل آن را نیز به اطلاع مسئولان برسانند.
شورای روستا: ساختار ترکیبی ماندگار
شوراهای افغانستان با تحولات سیاسی، اجتماعی، جنگ ها، عصری سازی، تلاش برای ایجاد حکومت ها، سازمانهای امداد رسان و گسترش افکار و اندیشه های غربی سازگاری نموده و بقای خود را حفظ کرده اند. بقای آنها و نقشی که در موقعیت های مختلف سیاسی ایفا کرده اند، موضوع چندین مقاله و فصول کتاب ها بوده است. آدم پِن، کارشناس توسعه روستایی، ماهیت در حال تغییر حکمرانی روستا را به عنوان “ترکیب نهادی” توصیف نموده است که نه کاملاً جدید است و نه کاملاً سنتی، بلکه “ترکیب فعال” است که اشکال عرفی، رسمی و غیر رسمی را درهم می آمیزد. او گفت که شوراهای روستا یکی از نهادهای پیچیده در سطح روستا هستند که تکامل یافته و از امتحان زمان موفق بیرون آمده اند:
مطالعات تجربی متعددی که در افغانستان انجام شده است، انعطاف پذیری، پیچیدگی و ویژگی در حال تحول سازمان های سطح روستا را نیز نشان داده است. دیده شده است که چنین سازمان هایی شامل شورا (شورای روستا)، ملا، ارباب یا ملک قریه (نماینده حکومت در روستا) و بزرگان می شود، اگرچه نام و کارکرد این سازمان های مرسوم بین مناطق و روستاها به طور قابل توجهی متفاوت است. همچنین شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان میدهد این سازمانهای عُرفی نقش مهمی در ارائه خدمات عمومی در داخل روستا، بهویژه در رابطه با حل اختلاف و تامین رفاه اولیه دارند.
شوراهای روستا با گذشت زمان تغییر کرده و مانند هر چیز دیگری در افغانستان، در دهه های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ هـ ش. تحت فشارهای جدیدی قرار گرفتند. در طول مقاومت در برابر اشغال شوروی، اصطلاح شورا توسط احمدشاه مسعود برای برجسته کردن جهت گیری اسلامی شبکه شورای نظار تحت رهبری خودش که از جناح مجاهدین جمعیت اسلامی ظهور کرد، استفاده شد. همانطور که جنیفر بریک مرتضاشویلی در مطالعه پیشگامانه خود با عنوان “نظم غیررسمی و حکومت در افغانستان” خاطرنشان می کند، این عبارت و کارکردهای آن با تأسیس اولین امارت اسلامی افغانستان در دهه ۱۹۹۰ میلادی (۷۰ هـ ش) بیشتر مورد توجه قرار گرفت:
با فروپاشی رژیم کمونیستی در سال ۱۳۷۱ هـ ش و ظهور مجاهدین و طالبان، نهاد شورا به سطح حکومتی ارتقا یافت… واژۀ شورا دوباره اهمیت پیدا کرد، اما به شدت با مفاهیم مذهبی مرتبط با جهاد همراه بود. نهادهای حکومتی ایجاد شده توسط طالبان را می توان ابتدایی و غیرمتمرکز توصیف کرد. ملاعمر و یارانش از شورای عالی خود در قندهار بر یک شورای نظامی و شورای کابل متشکل از تعداد متغیر وزراء نظارت داشتند. در سطح محلی، شوراهایِ انتخاب شده توسط روستاییان قرار بود ارتباط بین حکومت و مردم را فراهم کنند. به گفته جانسون و لزلی، نیاز سازمانهای کمکرسان به سازمانهای محلی برای تعامل نیز بسیار مهم بود (لطفاً به صفحه ۴۲ از کتاب افغانستان: سراب صلح مراجعه کنید).
در برخی جاها شوراها بخش واقعی از عملکرد سنتی جامعه هستند. در برخی دیگر، محصول مجاهدین در مناطق آزاد شده از حاکمیت شوروی بودند، که تلاش صادقانه (حتی اگر بعداً تضعیف شد) برای مشارکت جامعه در آن زمان بود. در بعضی جاهای دیگر آنها محصول سازمان های امداد رسان هستند. در برخی دیگر، مردم هنوز از طریق ریش سفیدان قریه تصمیم می گیرند که در صورت نیاز جلسه ای تشکیل می دهند و چیزی مانند جرگه یا شورا ندارند.
مرتضاشویلی به نکته مشابهی اشاره داشته و تاکید می کند چگونه روشهای امداد رسانی به همکاری شوراها به ویژگیهای ماندگار در وضعیت امدادرسانی کمک کرد:
پس از خروج شوروی از افغانستان در سال ۱۳۶۷ هـ ش.، تعدادی از سازمان های امداد رسان بین المللی مستقر در پشاور از مرز عبور کرده وارد افغانستان شدند. این سازمان ها در طول سلطه و حاکمیت مجاهدین و طالبان در دهه ۹۰ میلادی (۷۰ هـ ش) به انجام خدمات حیاتی ادامه دادند که در شرایط عادی در حیطه مسئولیت حکومت قرار می گرفت. سازمان های امداد رسان به نهادهای محلی نیاز داشتند تا کمک های خود را از طریق آنها به مردم برسانند. جالب اینجاست که این جستجو برای همکاران و همتایان مستلزم حضور یک اداره عملیاتی بود که بر پایه شوراها بنا می یافت. از دیدگاه بازیگران بینالمللی، شوراها ویژگیهای ثابتی مانند آنچه الفین استون برای جرگه تقریباً دو قرن پیش از آن ذکر کرده بود، به خود گرفتند.
زنان در حال رفتن به جلسه شورای زنان در ولسوالی بگرام ولایت پروان. منبع: رسانه حمایت قاطع، اردوی ایالات متحده، ۷ ثور ۱۳۹۰
همیش نیکسون، کارشناس حکومت داری، در مقاله خود در سال ۱۳۸۷ با عنوان “چهره درحال تغییر حکومت محلی: شوراهای انکشافی در افغانستان” که توسط واحد تحقیقات و ارزیابی افغانستان منتشر شد، خاطر نشان نمود که شوراهای محلی، که در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ برای نظارت بر فعالیتهای توسعه محلی تأسیس شدند، “پدیده جدیدی بودند که اغلب با ساختارهای “سنتی” بیشتری در هم آمیخته شدهاند. با این حال، باید توجه داشت که تنها سازمانهای امدادرسان بینالمللی نبودند که به دنبال تأثیرگذاری یا استفاده از ساختارهای حاکمیت روستایی موجود بودند. احزاب مجاهدین مستقر در پیشاور نیز تغییراتی را ارائه کردند که به گفته نیکسون، “یا سازگار با شوراها یا در جاهای دیگر از طریق تحمیل ساختارهای حزبی و فرماندهی مبتنی برسلسله مراتب بیشتر بود”.
این تحولات در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی (دهه ۶۰ و ۷۰ هـ ش) باعث ایجاد نخبگان جدید و پویایی قدرت جدید در روستا ها شد. به طور ناخواسته، این دو عامل باعث تغییر در شوراها شد، زیرا آنها نیازمند پاسخگویی به خواسته های داخلی و بیرونی شدند. برای درک چگونگی تغییر شوراهای روستا در طول زمان نیاز به درک این موضوع است که چه کسی قدرت و موقعیت را در سطح روستا به دست آورده و چه کسی از دست داده است. پرداختن به این موضوع از حوصله این تحقیق خارج است. با این حال، بر لزوم توجه به این نکته تأکید میکند که شوراهای روستاها نه ساختارهای سنتی ثابت هستند و نه صرفاً ساختارهایی هستند که توسط سازمانهای انکشافی در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ (دهه ۶۰ و ۷۰ هـ ش) ترویج شدهاند، زیرا همانطور که در بخش بعدی توضیح داده می شود در طول زمان به تکامل خود ادامه دادند.
شورا های انکشافی
راه اندازی برنامه همبستگی ملی به رهبری حکومت درسال ۱۳۸۲ و بعد برنامه جاگزین آن، میثاق شهروندی، نقطۀ عطفی در تاریخ حکومت داری روستا بود. هدف برنامه همبستگی ملی که توسط وزارت احیا و انکشاف دهات با الهام از رویکرد توسعه جامعه محور بانک جهانی تطبیق شد، ایجاد شبکه ای از شوراهای انکشافی درسراسر روستاهای افغانستان بود. هدف، توانمند سازی جوامع روستایی برای “شناسایی، برنامه ریزی، مدیریت و نظارت بر پروژه های توسعه ای شان و پایه گذاری شکل پایدار حکمرانی محلی فراگیر، بازسازی و فقر زدایی بود” (به رهنمود عملیاتی برنامه همبستگی ملی در سال 1385 اینجا نگاه کنید). طبق رهنمود عملیاتی، شوراهای انکشافی قرار بود به عنوان “بنیان اجتماعی و توسعه در سطح جامعه” عمل کند:
براساس سنت های افغانی اشر، اعضای جامعه به صورت داوطلبانه برای بهبود ز یرساخت های جامعه با یکدیگر همکاری می کنند.
جرگه – شوراهایی متشکل از بزرگان جامعه و ارزشهای اسلامی وحدت، برابری و عدالت.
تا ماه اسد ۱۴۰۰ در این شورا ها ۴۵۰۰۰ نفر اعم از زن و مرد عضویت داشتند که به عنوان میکانیزمی برای کمک به روستاها، به عنوان پل ارتباطی بین جوامع و سازمان های غیر حکومتی تطبیق کننده برنامه ها و نظارت بر طرح های توسعه ایفای نقش می کردند. درحالیکه این برنامه به دلیل رویکرد جامعه محور خود مورد ستایش قرار گرفت، آدم پِن و سیمون لِوین از برنامه همبستگی ملی به دلیل این فرضیه که “هیچ نهادی قبلی موجود و روابط نابرابر قدرت در روستاها وجود نداشت” انتقاد کردند )به سند راهبردی “پالیسی بریف” آدم پِن و سیمون لِوین برای موسسه او دی آی مراجعه کنید). آنها گفتند، “این برنامه نسخه ای از طرز انتخاب رهبری روستا و اینکه چه کاری انجام دهند را تجویز نمود، اما این نسخه با واقعیت نحوه انتصاب رهبران روستا، کاری که انجام میدهند یا مهمتر از آن، با آنچه روستاییان از رهبرانشان انتظار داشتند، مطابقت نداشت.” با این وجود، برنامه همبستگی ملی، یک ابتکار ملی برای ارائه خدمات به جوامع روستایی در کشوری که بدنبال بیش از دو دهه درگیری در حال بهبودی است، به دلیل گستردگی و وسعت آن قابل توجه می باشد. در این راستا، همانطور که پِن و لِوین اشاره می کنند، “شوراهای انکشافی، علیرغم همه ایراداتی که دارند، شاید موثرترین ابزار را برای ارائه خدمات در سطح قریه فراهم کنند.” برنامه همبستگی ملی رهنمود هایی را در مورد چگونگی انتخاب اعضای شورای انکشافی تعیین می کند و جوامع را ملزم می کند که ” اعضای جامعه را به میل خود به شورای انکشافی انتخاب کنند. آنها می توانند اعضای شوراها و جرگه های موجود باشند یا نباشند.” تِز یا پایان نامه دکترای نعمت بینش و تحلیلی از اولین و دومین انتخابات شورای انکشافی (۱۳۸۴- ۱۳۸۳) و (۱۳۸۸) در سه قریه یعنی قلعه جانان خان در ولسوالی بهسود ولایت ننگرهار و کته خانه و آخوندان در ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان ارائه می نماید. او توضیح می دهد که چگونه نخبگان روستا توانستند این روند را کنترول کنند و آن را به نفع خود بچرخانند. او در مورد انتخابات ۱۳۸۴- ۱۳۸۳ در بهسود می نویسد:
در بیشتر موارد، اعضای شورای انکشافی اظهار داشتند که مَلِک روستا به آنها گفته است که در انتخابات شرکت کنند، بنابراین بدیهی است که آنها به مَلِک به عنوان رئیس رأی خواهند داد.
یک نفر از مصاحبه شوندگان کلیدیِ نعمت نقل می کند که چگونه در انتخابات سال ۱۳۸۸، مَلِک در قلعۀ جانان خان همچنان نقشی مهم در حکومت داری محلی بازی می کرد. طرفداران مَلِک مانع تلاش یک فرمانده محلی برای عضویت در شورای انکشافی با هدف استفاده از آن به عنوان پله ای برای رئیس شدن شورا، شدند. همانطور که کریستین نوئل کریمی در مقالۀ ” نهادهای روستایی در درک بازیگران ملی و بین المللی در افغانستان” اشاره می کند، کاندیدان جوانتر همچنین به دنبال ایفای نقش عمده تر در جامعه برای کرسی های شوراها نامزد شدند:
با توجه به جهت گیری آن به سمت برنامه ریزی و اجرای پروژه های انکشافی، شورای انکشافی از نظر ترکیب و مدت تصدی مشخصات متفاوتی را در نظر می گیرد. در این زمینه، نامزدهای جوانتر که به دلیل تحصیلات رسمی و تواناییشان در تعامل با سازمان های امداد رسان شناخته میشوند، از برتری خاصی نسبت به رهبران دارای افکار سنتی برخوردارند.
در برخی جاها، انتخابات شورای انکشافی سبب ظهور نخبگان جدید و جوانتر شد، اما در کُل سبب تأئید افرادی شد که در محل صاحب قدرت بودند.
وزارت احیا و انکشاف دهات همچنین به دنبال تبدیل شوراهای انکشافی به یک نهاد حکومت داری محلی دائمی بود که “مسئولیت های بیشتری را فراتر از برنامه همبستگی ملی در زمان بلوغ و پختگی خود بر عهده بگیرد” (برای اطلاعات بیشتر، مقاله الیساندرو مونسوتی، “حاکمیت مبهم : بازسازی روستایی در افغانستان، بین ارتقای دموکراسی و بازی های قدرت” را نگاه کنید). تلاش های مرکز برای ادغام شوراهای روستا در سیستم حکومتی ملی تنها به برجسته کردن اهمیت آنها در سطح محلی و ملی کمک کرد. اما این تصور که مرکز در حال ادغام شوراهای اخیراً تأسیس شده برای اجرای یک برنامه سراسری نهاد های متحدالشکل کشور بوده است، کاملاً نادرست است.
بیش از ۴۵۰۰۰ مرکز انکشافی که از طریق برنامه همبستگی ملی و میثاق شهروندی در سراسر افغانستان ایجاد شده بودند، دارای اشکال مختلف بودند. به گفته همیش نیکسون که مقاله آن در بالا ذکر شد، انتخابات شورای انکشافی به طرق مختلف برگزار شد و به تنوع زیادی در نحوه تشکیل شورا های انکشافی کمک کرد.
درسال ۱۳۹۶، میثاق شهروندی جاگزین برنامه همبستگی ملی شد. هدف این ابتکار جدید بانک جهانی بازسازی ارتباطات جامعه و حکومت با در دست گرفتن مدیریت شوراهای انکشافی بود. این برنامه جدید بانک جهانی مدیریت شورا های انکشافی را با هدف ایجاد رابطه جدید بین حکومت و جوامع به عهده گرفت (سند برنامه را در اینجا و میثاق شهروندی را در اینجا نگاه کنید). میثاق شهروندی مانند برنامه خلف اش، خود را به عنوان برنامه ای معرفی کرد که از طریق آن، شوراهای انکشفای به طور “دموکراتیک انتخاب می شوند و برای اجرای پروژه های توسعه اساسی” آموزش می بینند. درحالیکه این برنامه در ماه قوس/جدی ۱۴۰۱ پایان یافت، میزان واقعی موفقیت آن در “انتخاب دموکراتیک شورای انکشافی” تا به امروز تحت پرسش قرار دارد. گزارشی توسط شرکت مشاوره ATR در سال ۱۳۹۹ در مورد توسعه جامعه محور، روند انتخابات را در این دوره روشن می کند:
روش های انتخابات با توجه به جامعه مورد بازدید متفاوت بود. اما وجه اشتراک اکثر انتخابات این بود که نامزدها از قبل انتخاب شده بودند که در برخی موارد امکان تبلیغات را فراهم می کرد. در یک ساحه، نامزدهایِ از پیش شناسایی شده، هر کدام جعبه مخصوص به خود را برای جمع آوری آرا داشتند، که به اعضای جامعه اجازه می داد بدون نیاز به نوشتن نام نامزد مورد نظر خود رای دهند. اما این مسئله بطور بالقوه مخفی بودن رای را تضعیف و فرصت های رای دادن به نامزدهای جایگزین را به شدت محدود می کرد (گزارش کامل آنرا اینجا نگاه کنید).
با این وجود، برنامه همبستگی ملی و میثاق شهروندی در بهبود زندگی روستایی در افغانستان پیشرفت چشمگیری داشتند. در طول مدت فعالیت شان، آنها ۲٫۲۸ ملیارد دالر (برنامه همبستگی ملی ۱٫۶۱ میلیارد و میثاق شهروندی ۶۷۲ میلیون) برای تأمین مالی حدود ۸۰۰۰۰ پروژه جامعه محور هزینه کردند که کیفیت زندگی را در هزاران روستای افغانستان بهبود بخشید (به گزارش تحلیلی بسته شدن برنامه همبستگی ملی UN-Habitat در اینجا و گزارش بانک جهانی در مورد تکمیل اجرای میثاق شهروندی را اینجا نگاه کنید). این برنامه از پروژه هایی که توسط جامعه در زمینه های حمل و نقل، آب و فاضلاب، برق آبی، آبیاری، کشاورزی و آموزش، شناسایی و اولویت بندی شده بود، حمایت می کرد )نمودار زیر را برای نشان دادن مقیاس و دامنه پروژه های حمایت شده توسط برنامه همبستگی ملی نگاه کنید).
شکل ۱: پروژه های اجرا شده توسط شوراهای انکشافی در مناطق روستایی، بر اساس بخش.
منبع: بررسی عملکرد شوراهای انکشاف جامعه، با استفاده از معلومات برنامه هبستگی ملی
پس از پایان کار میثاق شهروندی در سال ۱۴۰۱، شوراهای روستا، به ویژه شوراهای انکشافی، همچنان در بحث های مربوط به افغانستان، از جمله در مورد ارسال کمک به افغان هایی که به کمک های بشردوستانه نیاز دارند، حضور داشت. طور مثال، در ماه ثور ۱۴۰۱، به عنوان بخشی از پروژه ۳۶۵ میلیون دالری انعطاف پذیری و معیشت جامعه، بانک جهانی شروع به همکاری با شوراها برای ارائه پشتیبانی اضطراری، از جمله گزینه هایی برای معیشت کوتاه مدت مانند پول نقد در مقابل کار کرد.
هدف این تحقیق شبکه تحلیلگران افغانستان، کمک به بحث جاری با آوردن شواهد میدانی در مورد چگونگی عملکرد شوراهای روستایی تحت حکومت امارت اسلامی افغانستان است.
شواهد میدانی: چه چیزی باقی مانده؟
یافته های ما براساس، ۵۶ مصاحبه ای که با بیش از ۴۰ فرد مطلع کلیدی بین ماههای عقرب ۱۴۰۱ و جوزای ۱۴۰۳ انجام شده است، می باشد. ما با بزرگان قوم، ریش سفیدان، روزنامه نگاران، دهاقین، معلمان و دیگر روستاییان مصاحبه کردیم. مصاحبه شوندگان نماینده گستره قومی و جغرافیایی افغانستان، اما همه مرد بودند.
شکل ۲: مصاحبه های انجام شده بین سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳ (به صورت عددی و درصدی از کل نشان داده شده است)
ما از یک پرسشنامه ساده برای انجام ۱۴ مصاحبه در ۱۳ ولایت به عنوان بخشی از مطالعه مقدماتی برای انجام این فعالیت در ماه عقرب ۱۴۰۱ استفاده کردیم. بین حوت ۱۴۰۱ و جوزای ۱۴۰۲، ما ۳۵ مصاحبۀ دیگر در ۱۶ ولایت با استفاده از یک پرسشنامه اساسی تر که به پنج بخش تقسیم شده است، انجام دادیم (شرح بیشتر در ذیل). همچنان به بعضی از مصاحبه شوندگان از سال ۱۴۰۱ دوباره مراجعه کردیم و از افراد مطلع جدید هم معلومات حاصل کردیم. در حمل و ثور ۱۴۰۳، با هفت مصاحبه شونده که به طور تصادفی از بین ۳۵ نفر در پنج ولایت انتخاب شده بودند، دوباره مصاحبه کردیم (شرح بیشتر در ذیل). سرانجام، در ماه جوزای ۱۴۰۳، ما یک سروی مختصر از روستاییان در تمام ۳۴ ولایت انجام دادیم با ۳۴ نفر (هرولایت یک نفر) مصاحبه کردیم تا وضعیت را پس از فرمان امیر برای لغو شوراهای انکشافی بررسی کنیم. یافته ها به ترتیب زمانی ارائه می شود. بخش اول آنچه مصاحبه شوندگان در مورد شوراها در سال ۱۴۰۱ گفتند، به دنبال آن یافته های مصاحبه های سال ۱۴۰۲ و در نهایت، یافته های جدیدی که در مصاحبه های مجدد به دست آمده، ارائه می شود.
شوراهای روستاها در ۱۴۰۱
شکل ۳: محل مصاحبه های شورای روستا در سال ۱۴۰۱، نقشه توسط راجر هلمز برای شبکه تحلیلگران افغانستان
تقریباً یک سال پس از تغییر قدرت در کابل، در ماه عقرب ۱۴۰۱، بر اساس ۱۴ مصاحبه ای که در ۱۳ ولسوالی (به جدول زیر مراجعه کنید) انجام دادیم، دریافتیم که بسیاری از شوراهای روستایی در سراسر کشور هنوز فعال هستند. ما از مصاحبه شوندگان خود پنج سوال پرسیدیم:
• آیا در منطقه شما شورا/ شورای روستا وجود دارد؟
• آیا این شورا همان شورای دوران جمهوریت است؟
• چگونه متفاوت است؟ آیا زنان در شورا حضور دارند؟
• اکنون وظیفه اصلی شورا چیست؟ چه کار می کنند؟
• چگونه به جامعه کمک می کنند؟
| ولایت/ ولسوالی | آیا شورا وجود دارد؟ | آیا این شورا مانند شورای قبلی است؟ |
| بامیان /یکاولنگ | بلی | بلی |
| دایکندی /نیلی | بلی | بلی، اما با بعضی تغییرات |
| فاریاب /پشتونکوت | بلی | نخیر |
| غزنی / جغتو | بلی | نخیر |
| هلمند / نادعلی (۱) | نخیر | وجود ندارد |
| هلمند/ نادعلی (۲) | نخیر | وجود ندارد |
| جوزجان / خواجه دوکوه | بلی | نخیر |
| کابل / شکر دره | بلی | بلی، اما با بعضی تغییرات |
| خوست / زازی میدان | بلی | بلی، اما با بعضی تغییرات |
| لوگر /برکی برک | بلی | بلی |
| میدان وردک / سید آباد | بلی | بلی، اما با بعضی تغییرات |
| نورستان / وامه | بلی | بلی |
| پکتیا / زرمت | نخیر | وجود ندارد |
| زابل / قلات | نخیر | وجود ندارد |
در بیشتر روستاها شوراها همچنان فعال بودند. در اغلب آنها حتی اعضای سابق حضور داشتند. این شامل ولسوالی یکاولنگ در ولایت بامیان هم بود که مصاحبه شونده چنین گفت:
هیچ تغییری در شورای ما ایجاد نشده است. اعضای شورا مانند گذشته هستند. ما ۱۴ عضو مرد و ۱۴ عضو زن داریم که نماینده ۱۴ روستا هستند. رئیس شورا مرد و نایب رئیس زن است.
با این حال، در جاهای دیگر، از قبل تغییرات قابل توجه بوجود آمده بود. در برخی از روستاها، اعضای شورا تغییر کرده یا برکنار شده بودند، در حالی که در برخی دیگر، شوراها تحت کنترول ملک قریه که توسط امارت اسلامی افغانستان تایید و حتی در برخی موارد منصوب شده بود، در آمده بودند. تقریباً در تمام روستاهای مورد بررسی، شوراها از مسئولیت های قبلی خود سلب شده و تنها به ایفای نقش نمادین تنزل یافته بودند.
عکس : جلسه اعضای شورای انکشافی قریه دانشمند در ولسوالی شکردره ولایت کابل و بحث روی نیازهای جامعۀ شان. منبع: اداره انکشاف بین المللی بریتانیا.
رئیس شورای روستای ولسوالی شکردره در ولایت کابل گفت، در حالی که اکنون بیشتر قدرت در اختیار ملک است، با این حال با بزرگان قریه مشورت می شود:
این همان شورایی است که در زمان جمهوریت فعال بود، اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، اختیارات شورا کاهش یافت. در حال حاضر، ملک قریه قدرت بیشتری دارد. شورا کار رسمی ندارد زیرا طالبان فقط به ملک قریه اهمیت می دهند. بنابراین، ما با ملک قریه، به خصوص زمانی که از سوی نهادهای بین المللی کمک می آید، همکاری می کنیم. او مسئول قریه است، اما در هر مورد با بزرگان مشورت می کند.
ملک یکی از قریه های ولسوالی برکی برک ولایت لوگر نیز داستان مشابهی داشت:
همان شوراهایی که در زمان جمهوریت فعال بودند حالا هم فعال هستند. شورای انکشافی قریه در برنامه میثاق شهروندی فعال بود، اما ما در چهار سال گذشته هیچ برنامه یا پروژه ای در روستای خود نداشتیم… امارت اسلامی به شورا اهمیتی نمی دهد. در حال حاضر ملک قریه تمامی مسئولیت ها را در قبال روستا بر عهده دارد.
یکی از باشندگان دره جرمتو در ولسوالی جغتو ولایت غزنی گفت درحالیکه شورا هنوز فعال است، تغییراتی در آن بوجود آمده است:
منطقه ما شورا دارد، اما مثل سابق نیست. شورا هیچ اختیاری ندارد. اعضای شورا حتی نمی توانند نظر های خود را به امارت بیان کنند. آنها باید به سیاست های امارت احترام بگذارند و نمی توانند چیزی علیه آنها بگویند یا به آنها اعتراض کنند. وظیفه اصلی این شورا دریافت و توزیع کمک ها، که امارت از سازمان ملل یا سایر کشورها دریافت می کند، بین مردم است. اگر بین طالبان و مردم مشکلی وجود داشته باشد، این شورا سعی در حل آن دارد. به عنوان مثال، اگر طالبان یک پولیس یا سرباز سابق را از دره دستگیر کنند، شورا از مردم پول می گیرد و به طالبان پول می دهد تا او را آزاد کند.
یکی از اعضای شورای ولسوالی نیلی ولایت دایکندی به ما گفت که اعضا تغییر نه کرده اند، بلکه تعداد اعضا در واقع افزایش یافته است، اما همه مرد اند:
این شورا قبلاً صرف پنج عضو داشت اما اکنون بیش از ۲۰ عضو دارد. اداره ولایت اعضای جدید شورا را به این دلیل تعیین کرد که مردم از اعضای قبلی شکایت داشتند زیرا آنها کمک ها را به اقارب و بستگان خود شان توزیع می کردند. حالا چهار ماه از انتخاب اعضای جدید می گذرد. قبلاً چند زن در شورا حضور داشتند، اما حالا حتی یک زن هم وجود ندارد.
در جاهای دیگر، چنانچه یک نفر از روستایی ها در ولسوالی پشتونکوت ولایت فاریاب تعریف می کند، اعضای شورا کاهش یافته اند:
روستای ما یک شورا دارد، اما تفاوت زیادی بین این شورا و شورای دوران جمهوریت وجود دارد. شورای قبلی اعضای بیشتری داشت. یک رئیس، معاون، منشی و خزانه دار هم داشت. اما حالا تحت حاکمیت طالبان تنها چهار عضو دارد. ملک قریه رئیس است و امام جماعت مسجد و دو نفر دیگر نیز در شورا حضور دارند. هیچ زنی در این شورا عضویت ندارد. در حال حاضر، آنها فقط در حل و فصل اختلافات و انتخاب مستفید شوندگان برای کمک ها نقش دارند. آنها همچنین درخواست ها و عرایض را برای تذکره تأیید می کنند. ملک قریه این کار را مانند دوران جمهوریت انجام می دهد.
یک فعال جامعه مدنی از ولسوالی زازی میدان ولایت خوست گفت که اکنون بیشتر وظایف را ادارات حکومتی در سطح ولایت بر عهده دارند:
این همان شورای سابق است، اما با کمی تفاوت. در زمان جمهوریت صلاحیت حل مسائل را داشتند اما حالا کمتر اختیار دارند. امارت اسلامی اکثر وظایف را از طریق دفاتر خود انجام می دهد. به عنوان مثال، زمانی که کمک وجود دارد، اداره اقتصاد ولایت آن را توزیع می کند. اگر کار انکشافی وجود داشته باشد، ریاست انکشاف دهات این کار را انجام می دهد و غیره…. در زمان جمهوریت، پروژههای ساختمانی با مشورت شورا انجام می شد.
در چند جای دیگر، مصاحبه شوندگان گزارش دادند که شوراهای انکشافی به طور کامل منحل شده اند. یک معلم از ولسوالی نادعلی در ولایت هلمند به ما گفت که امارت تمام سازمان های روستایی را لغو کرده است:
در منطقه ما شورا وجود ندارد. طالبان تمام شوراهای سابق را منحل کردند… حتی ملک های قریه را هم حذف کردند. آنها گفتند که قوماندان های امنیه در آینده به همه مسائل رسیدگی خواهند کرد. در ولسوالی ما ۱۵ حوزه پولیس وجود دارد.
کارمند یک موسسه غیر دولتی در ولسوالی قلات ولایت زابل نیز تجربه مشابهی را شرح می دهد:
در منطقه ما هیچ شورایی وجود ندارد. طالبان شوراها را در ولایت ما به محض اینکه به قدرت رسیدند، منحل کردند. آنها افرادی را که با حکومت سابق مرتبط بودند دوست ندارند. طالبان، بزرگ منطقه و ملک قریه را انتخاب کردند. در دوران جمهوریت، شورای بزرگ با رئیس، معاون، خزانه دار، منشی و سایر اعضا وجود داشت. با هم تصمیم می گرفتند. آنها حتی در مناقصه ها برای دریافت پروژه ها شرکت می کردند، اما حالا فقط ملک قریه نماینده منطقه است.
با توجه به تصویر متناقضی که از تحقیقات اولیه به دست آوردیم، متوجه شدیم که یک بررسی دقیق تر برای به دست آوردن درک دقیق تر از شوراهای روستا در سراسر یک منطقه جغرافیایی بزرگتر و برای اطمینان از وضعیت فعلی آنها پس از سقوط جمهوریت سودمند خواهد بود.
شوراهای روستا در سال ۱۴۰۲
شکل ۴: محل مصاحبه های شورای روستا در سال ۱۴۰۲، نقشه تهیه شده توسط: راجر هلمز برای شبکه تحلیلگران افغانستان
تحقیقات بعدی را بین حوت ۱۴۰۱ و جوزای ۱۴۰۲ در ۱۶ ولایت انجام دادیم. این تحقیقات شامل مصاحبه مجدد با پنج نفر از مصاحبه شونده های ماه عقرب 1401 و ۳۰ نفر مصاحبه شونده جدید از ولسوالی های دیگر، می شد. در سال ۱۴۰۲ با بعضی ها دوبار مصاحبه کردیم.
بیشتر مصاحبه شوندگان در سال ۱۴۰۲ – ۲۳ نفر از ۳۵ مصاحبه شونده، از ولایات شمالی و شمال شرقی، یعنی بدخشان، بغلان، بلخ، کندز و تخار، جایی که ما بیشترین دسترسی را داشتیم، بودند. با این وجود، ما تلاش کردیم تا توازن نمایندگی قومی را ارائه کنیم. در برخی از این ولایات اکثریت قابل توجه را ازبک ها (بلخ) یا ازبک ها و تاجک ها (تخار و بخش هایی از بدخشان) یا تاجک ها (بیشتر در بدخشان) تشکیل می دهند، در حالی که بغلان و کندز بیشتر از نظر قومی مختلط هستند. مصاحبههای ما نشان می دهد که در اکثر روستاهای این بخش کشور، شوراها همچنان در اداره امور روزمره روستاها حضور فعال دارند.
دور دوم مصاحبه های ما نسبت به دور مقدماتی گسترده تر بود و از پرسشنامه ای نیمه ساختاریافته استفاده کردیم. در دو بخش اول، سؤالاتی در مورد شوراها به طور کلی، به همراه آنچه پاسخ دهندگان معتقد بودند که “شرح وظایف” شوراست، مطرح شد. بخش سوم در مورد نمایندگی این شورا و در بخش چهارم و پنجم در مورد مشروعیت و نفوذ آن درحاکمیت امارت اسلامی افغانستان، سوال شد. یافته های ما در این قسمت در سه بخش ارائه شده و بخش های پرسشنامه را منعکس می کند.
قابل ذکر است که ما در پرسشنامه خود در مورد شوراهای روستاها بدون اشاره به شوراهای انکشافی سوال کردیم. همه پاسخ دهندگان ما ازشورا های انکشافی به جای شورا و شورای روستا استفاده کردند.
از مجموع مصاحبههای انجام شده در سال ۱۴۰۲، تقریباً دو سوم نشان دادند که شوراهایی که تحت چارچوب جمهوریت دوام آورده بودند، در دوره امارت اسلامی یا به یک کارکرد نمادین تنزل داده شده بودند یا به طور کامل توسط امارت حذف شدند.
با این حال، قابل توجه به نظر می رسد که در برخی از ولایات، اعضای شوراها همچنان از طریق رأی گیری که معمولاً در مساجد برگزار می شود، انتخاب می شوند. یکی از مصاحبه شوندگان از کندز که رئیس شورای قریه بود، به ما گفت که شورای روستای او همچنان مانند دوره جمهوریت انتخابی است، با این تفاوت که اکنون دیگر هیچ زنی عضویت شورا را ندارد:
این همان شورای زمان جمهوریت است و اعضای آن همچنان توسط مردم انتخاب می شوند. در اینجا پنج مسجد است و هر مسجد سه عضو شورا را انتخاب می کند. یک برنامه حکومتی به نام میثاق شهروندی که توسط وزارت انکشاف دهات اداره می شد، شورای ما را ایجاد کرد و از آن زمان تا حال اعضای شورای ما تغییر نکرده است. در دوران جمهوریت، شورا ۳۰ عضو داشت، ۱۵ مرد و ۱۵ زن، اما زمانی که طالبان قدرت را به دست گرفتند، عضویت زنان به حالت تعلیق درآمده است. در زمان جمهوریت، شورای هر روستا یک حساب بانکی داشت و پول کمکی حکومت و سازمان های غیر دولتی به این حساب واریز می شد، اما حالا چنین چیزی وجود ندارد. فقط مقدار کمی از کمک های بشردوستانه باقی مانده است که مستقیماً به مردم با همکاری شورا توزیع می شود.
یک مصاحبه شونده از بلخ داستان مشابهی را نقل میکند:
این همان شورایی است که در زمان جمهوریت تشکیل شد، اما یک عضو بر اثر کرونا فوت کرد و یک عضو جدید به جای او توسط مردم در مسجد انتخاب شد.
شوراها در چندین روستا به دقت سازماندهی و تنظیم شده بودند تا ساختار قومی منطقه را منعکس کنند و همینطور باقی مانده بودند. به گفته رئیس شورایی در تخار، آنها به حمایت و مراقبت از جامعه خود ادامه دادند:
در قریه من شورایی وجود دارد که شامل نُه مسجد می شود. در شورا شش نفر هستند. رئیس شورا من هستم (پشتون)، منشی تاجک و دو عضو دیگر به ترتیب ازبک و پشتون هستند ما در موقعیتها و شرایط مختلف به روستا کمک می کنیم. مثلاً در توزیع کمکهای بشردوستانه و خدمات اجتماعی، مانند کمک به مراسم عروسی با فراهم کردن ظروف و خدمات در تشیع جنازه، به روستا کمک میکنیم. به زبان عامیانه، ما در شادی و غم جامعه کمک می کنیم و در کنار آنها می باشیم. زمانی که جمهوریت شکست خورد توانستیم برخی از برنامه های اجتماعی خود را حفظ کنیم.
با این حال، به گفته یکی از افسران متقاعد پولیس در بغلان، در مناطق دیگر همان شورا های منتخب هنوز پابرجا اند، اما امارت اسلامی آنها را نادیده می گیرد:
در زمان جمهوریت هم همین شورا وجود داشت و همچنان رئیس شورا. هر سه سال یک بار رأی گیری صورت می گرفت و برخی ازاعضا مجدداً انتخاب می شدند یا اعضای جدیدی به جای آنها می آمدند. اما حالا نقش کمتری دارند و ضعیف ترند. در گذشته پُل ارتباطی بین مردم و حکومت بودند. آنها به انتخاب پروژه ها، مانند پروژه های توسعه روستایی و اولویت بندی نیازهای روستا کمک می کردند. همه این وظایف اکنون مستقیماً توسط طالبان و بدون نظارت شورا انجام می شود.
در برخی از روستاها، مثلاً در روستاهای ولایت غور، شورا هایی که توسط برنامه همبستگی ملی ایجاد شده بودند، به قوت خود باقی اند، اما تابع شورای علما که تازه تأسیس شده، می باشند. یکی از مصاحبه شوندگان در این زمینه گفت:
شوراهای برنامه همبستگی ملی که در دوران جمهوریت فعالیت می کردند هنوز فعال هستند… آنها هر ماه یک بار یا هر دو ماه یک بار بین خود یا با حکومت جلسه برگزار می کنند. در حال حاضر در هر مسجد شورایی وجود دارد و امام مسجد رئیس شورا و سایر بزرگان اعضای آن هستند. در هر مسجد ۱۲ عضو شورا وجود دارد. این شورای مسجد با شورای روستا در ارتباط است و مشکلات مسجد و روستا را با شوراهای روستا شریک می کند.
اما ترکیب اکثر شوراها تغییر کرده است. به عنوان مثال، در هیچ یک از جوامعی که با آنها صحبت کردیم، زنان اعضای شورا نبودند. یکی از اعضای شورای بدخشان گفت:
روستای ما ۱۸۰ خانواده دارد – حدود ۵۷۰ نفر – و یک شورا با یک رئیس، یک معاون و همچنین چند عضو دیگر. این همان شورای زمان جمهوریت است، با این تفاوت که یک زن را که عضو شورا بود از دست دادیم، یعنی او اکنون عضو شورا نیست.
عکس: ملاقات زنان عضو شورای انکشافی در ولایت کاپیسا. منبع: مطبوعات افغانستان، ۲۷ جوزای ۱۳۸۹
وی درباره عواقب از دست دادن آن زنِ عضو شورا توضیح داد:
او در ارائه خدمات به زنان، به ویژه آنهایی که سرپرست [پدر، شوهر، برادر یا پسر بالغ، یعنی مرد خانواده] نداشتند، کمک می کرد. این یک راه واقعاً موثر برای ارائه خدمات بود، اما به دلیل محدودیت های امارت، ما دیگر عضو زن نداریم. حالا، ما هنگام ارائه خدمات، مانند توزیع کمک، مشکل داریم، زیرا نمی توانیم بفهمیم که زنان با چه مشکلاتی روبرو هستند. با این حال، شورا، از جمله من که از آن حمایت می کنم، تمام تلاش خود را می کند تا به همه خانواده های نیازمند کمک شود.
در سایر ولایات، شوراهای جدید برای وفق با شرایط جدید ایجاد شده است. یکتن از اعضای شورای چهار-عضوی فعال تخار، چنین یک مورد را اینگونه شرح داد:
تغییرات کوچکی واقع شده است… قبلاً برای دو روستا یک شورا وجود داشت… اما پس از اینکه طالبان قدرت را به دست گرفتند، نفوس روستاها افزایش یافت، بنابراین ما به دو شورا تقسیم شدیم. قبلاً فقط ۱۶۵ خانواده در اینجا زندگی می کردند… اما ۱۰۰ خانواده کوچی پس از بازگشت طالبان به قدرت از پاکستان برگشتند تا در زمین های خود که توسط قبایل غیر پشتون غصب شده بود زندگی کنند.
به گفته یک دهقان از محل، در یکی دیگر از روستاهای ولایت تخار، مقامات امارت اسلامی افغانستان درخواست کاهش اعضای شورا را کرده بودند:
این همان شورای دوران جمهوریت با تغییرات جزئی است. فعلاً یک رئیس جدید داریم. قبلاً شش نفر عضو شورا بودند، اما حالا فقط دو عضو، یعنی یک رئیس و معاونش است. یک سال پس از تصاحب قدرت توسط طالبان، آنها از ما خواستند که تعداد اعضا را کاهش دهیم زیرا احساس می کردند شورا غیرضروری است و دو نفر می توانند همه کارها را انجام دهند. ما فیصله کردیم که رئیس و معاون از عهده اکثر امور می برآیند. دیگر هیچ جلسه منظمی وجود ندارد. آنها در زمانی که نیاز باشد، جلسه برگزار می کنند.
یک استاد پوهنتون از تخار نیز به ما گفت که در قریه اش، شورا یک ارباب یا ملک جدید را که مورد قبول مقامات امارت اسلامی است، انتخاب کرده است:
در اواسط سال گذشته، طالبان خواستار انتخاب یک ارباب جدید شدند. اعضای شورا فردی را انتخاب کردند، زیرا او در گذشته به شورا کمک کرده بود و تأثیرگذار بود. طالبان این انتخاب را تایید و قبول کردند. این شورا با شورای دوران جمهوریت فرق دارد. طالبان از نحوه انجام کارها توسط جمهوریت، یا دموکراسی، یا این ایده که مردم باید در مسائل شورا دخالت کنند، خوششان نمی آید. من معتقدم که طالبان ترجیح می دهند به جای شورا فقط یک ارباب در قریه داشته باشند زیرا آنها خواهان کنترول کامل هستند.
یکی دیگر از مصاحبه شوندگان از کندز، که از بزرگان روستا بود، گفت که شورای قریه آنها لغو شده است، اما رئیس شورای سابق از طرف امارت اسلامی افغانستان به عنوان ارباب تعیین شده است:
شورای ما به نام شورای همبستگی ملی بود. ما دیگر جایگاه و موقف رسمی نداریم. طالبان به ما گفتند که از شورای همبستگی نام نبریم، زیرا آنها رویکرد، چارچوب و حتی عناوین دوران جمهوریت را دوست ندارند. شورا لغو شد و ارباب به جای آن تعیین شد. فردی که رئیس شورا بود، اکنون ارباب است.
به همین ترتیب در ولایت کنر شوراهای قریه دیگر فعال نیستند. به گفتۀ یک خبرنگار در این ولایت، امارت اسلامی نمایندگانی را به عنوان رابط بین حکومت و روستاها به عوض شورا تعیین کرده است:
پس از به قدرت رسیدن طالبان، شوراهای روستایی در ولایت کنر به حالت تعلیق درآمدند و دیگر نهادی به نام «شورا» یا «انجمن» در این ولایت فعالیت نمیکند. طالبان اجازه چنین فعالیت هایی را نمی دهند و به مردم اجازه تشکیل شوراها را نمی دهند. در حال حاضر ملک ها در قریه ها و مرکز ولایت فعالیت دارند و نمایندگان منصوب شده از سوی طالبان با آنان همکاری می کنند. این نمایندگان به عنوان رابط بین حکومت و روستاها عمل می کنند.
با وجود اینکه شوراهای سابقه در ولایت لوگر در ماه عقرب ۱۴۰۱ فعال بودند، وقتی در ماه حوت همان سال با ملک یک قریه دوباره مصاحبه کردیم، شورا ها فعال نبودند. او ادعا کرد که از شورا صرف یک نام باقی مانده است.
از زمانی که طالبان به قدرت رسیده اند، شوراها اختیار و صلاحیت خود را از دست داده اند و هیچکس به آنها توجهی نمی کند. اکنون ائمه مساجد و ملک های روستاها همان کاری را می کنند که شوراها انجام می دادند. همچنین طالبان نمایندگان خود را در روستا تعیین کرده اند و آنها اختیار را دارند.
شوراهایی که در دوران جمهوریت وجود داشتند، هنوز هم وجود دارند، اما آنها کاری را که قبلا انجام می دادند، حالا انجام نمی دهند. مثلاً در پروژه های ساختمانی و آبادی، کشاورزی و سایر موارد فعال بودند، اما اکنون حکومت از طریق نمایندگان خود در روستاها کار می کند. در دوران جمهوریت، شوراها در هر ماه یک بار جلسه برگزار می کردند، اما حالا نمی کنند.
آنها با ملک قریه همکاری می کنند، ولی جلسات رسمی دیگر برگزار نمی شوند. وقتی کسی مشکلی پیدا میکند، نزد ملک قریه یا نماینده طالبان در روستا میرود. سپس با هم برای حل مشکلات خود نزد ولسوال می روند. گاهی یک نفر از ولسوالی به روستا می آید و با مردم ملاقات می کند. همه می توانند [در جلسه] شرکت کنند – هیچ مشکلی با آن وجود ندارد.
هنگامی که شوراها هنوز در سال ۱۴۰۲ وجود داشتند، تقریباً همه مصاحبه شوندگان اظهار داشتند که کمتر از دوره حکومت قبلی تشکیل جلسه می دادند. با این حال، کسانی که فعال باقی مانده اند، معمولاً یک بار در ماه یا بیشتر دور هم جمع می شوند. به عنوان مثال، ملکی از زابل گفت:
بخاطریکه در حال حاضر هیچ پروژۀ ساختمانی وجود ندارد، شورای انکشافی در منطقۀ ما چندان فعال نیست. اینها همان شوراهای دوران جمهوریت هستند. آنها دو بار در ماه و همچنین در صورت لزوم جلسه برگزار می کنند. این نشست ها بیشتر در مورد توزیع کمک های بشردوستانه است. گاهی با حکومت ملاقات میکنند و اگر حکومت بخواهد مردم کاری بکنند، شورا پیام را به آنها میرساند.
یک مصاحبه شونده از غزنی که خود عضو شوراست، گفت:
ما هر زمان که طالبان از ما بخواهند جلسه برگزار می کنیم. از زمانی که آنها به قدرت رسیده اند سه یا چهار جلسه داشتیم. آنها پیشنهاد می کنند که هنگام جمع آوری عشر جلساتی برگزار کنند. آنها از حاصلات گندم، کچالو و سیب عشر جمع آوری می کنند.
یادآوری: نسخهٔ PDF این گزارش را به زبان انگلیسی از اینجا دریافت نمایید
بخش دوم این گزارش را اینجا بخوانید.
بیاکتنې:
دا مقاله په وروستي ځل تازه شوې وه ۸ سنبله / وږی ۱۴۰۳