امارت اسلامی افغانستان شورا های انکشاف محلی را که تحت رهبری جمهوری اسلامی افغانستان توسط برنامه همبستگی ملی تأسیس و بعد به برنامه میثاق شهروندی تعویض شده بود، لغو نموده است. به تمام نهاد های حکومتی گفته شده است که در عوض، تمام پروژه های اقتصادی را با شورا های علما هماهنگ نمایند. با این حال، افغانستان دارای سنت قدیمی و دیرینه ازنهاد های مردمی، تصمیم گیری جمعی و حلال مشکلات به نام شوراهای روستاهاست که مدت ها پیش از شوراهای انکشاف محلی تاسیس شده بود. برای مثال، به گفته لوئی دوپری، مردم شناس فقید، نقش این روستاها در زندگی روستایی بسیار مهم بوده چون در “گذار کشور از بحران های داخلی قدرت به امنیت پس از ۱۹۳۳ میلادی (۱۳۱۲ هـ ش)” کمک کرده است. الینا بلیتسا و گروه شبکه تحلیلگران افغانستان بین ماههای عقرب ۱۴۰۱ و جوزای ۱۴۰۳، با روستایی ها در سراسر افغانستان مصاحبه هایی انجام داده اند تا چگونگی اجراآت این شورا ها تحت حاکمیت امارت اسلامی را دریابند. بسیاری از مصاحبه شوندگان گفتند که قبل از اعمال ممنوعیت و تحریم، شورا های آنها غیرفعال شده بودند ویا به مشکل فعالیت می کردند. آنها گفتند که امارت آنها را نادیده گرفته وترجیح می دهد با مَلِک های روستاها که اکثر آنها را خود شان انتخاب کرده اند، کار کنند.
جلسه اعضای شورای انکشافی در ولایت هرات. منبع: فلیکر برنامه همبستگی ملی، 24 عقرب 1389
این گزارش در دو بخش نشر گریده است.
بخش اول این گزارش را اینجا بخوانید:
بخش دوم:
برداشت ها از اختیارات شوراهای روستا پس از تصرف قدرت توسط طالبان در اسد ۱۴۰۰
تقریباً همه مصاحبه شوندگان ما گفتند که صلاحیت شورا ها در تمام محلات سلب شده است. بسیاری از آنها دلیل آنرا حمایت مالی کمتر در حاکمیت امارت اسلامی می دانند. یکی از مصاحبه شوندگان که عضو شورا در کنر است، گفت:
این همان شورای زمان جمهوریت است، اما فعالیت های ما کاهش یافته است، زیرا بر خلاف دوره جمهوریت، هیچ خدمات مالی یا حمایتی در دسترس نیست. ریاست انکشاف دهات که زمانی از این شورا حمایت می کرد، در حال حاضر هیچ بودجه ای ندارد و هیچ کمکی ارائه نمی کند. برخی از کارمندان آن ریاست تغییر کرده و طالبان جایگزین آنها شده اند.
بزرگان قریه در حال ملاقات افسران اردوی ملی افغانستان و اردوی بریتانیا در جریان کار شورا در پایگاه گشتی ولسوالی نهر سراج ولایت هلمند. عکس از: دیوید فورست، خبرگزاری فرانسه، ۳۰ جوزای ۱۳۸۹
با این حال، در برخی جاها شورا همچنان به عنوان رابط و مذاکره کننده بین حکومت و روستا عمل می کند و تا حدی نقش سنتی خود را ایفا می کند. یک مصاحبه شونده از غزنی گفت:
در جلسات، طالبان از ما می خواستند هرکسی که روستا را ترک کرده و به شهر نقل مکان کرده است، گزارش دهد زیرا میخواهد خانههای آنها را به پوسته های نظامی تبدیل کند. آنها همچنین می خواهند همین کار را با مکاتبی که استفاده نمی شوند، انجام دهند. شورا مشکل مردمی را که به شهر غزنی کوچ کرده بودند حل کرد. آنها با طالبان صحبت کردند و به آنها گفتند که این خانه ها را به پوسته های نظامی تبدیل نکنند. به عنوان مثال، آنها می خواستند خانه ای را در روستای نزدیک ما به یک پوسته اردوی طالبان تبدیل کنند، اما با تلاش فراوان، شورا توانست مانع آن شود. با این حال، آنها مکتب قدیمی البیرونی را به یک پوسته نظامی تبدیل خواهند کرد. فکر میکنم آنها منتظرند تا دست شویی های آن ساخته شود.
یکی از اعضای شورا در تخار داستان مشابهی را نقل می کند:
من برای حمایت از مردم روستا کار می کنم. مثلاً، چند روز پیش یک پسر ۹ ساله با تیر و کمان به صفحه برق آفتابی یک ملای طالب، عضو امر به معروف و نهی از منکر، آسیب وارد کرد. ملا می خواست شکایت رسمی کند و غرامت/تاوان بگیرد زیرا از حمایت طالبان برخوردار بود. ما به این موضوع اعتراض کردیم چون پسر کوچک بود. او گفت که والدین او نباید به او تیرکمان می دادند…. ما توانستیم او را متقاعد کنیم که تاوان را از ۱۲۰۰۰ افغانی به ۵۰۰۰ افغانی کاهش دهد، زیرا خانوادۀ آن پسر توان پرداخت پول او را نداشت.
یکتن از استادان پوهنتون تخار به ما گفت که شورا و ارباب محل چطور با هم همکاری کردند تا به مردم کمک کنند:
طالبان اخیراً یکی از اهالی روستای ما را به دلیل فروش چرس بازداشت کردند. از ارباب و رئیس شورا کمک خواستیم. برای آن باشنده روستا پس از اینکه برای گفتگو با طالبان رفتند، وثیقه صادر شد. مشکل ما با برق مثال دیگری است. روستای ما برق دارد، اما میتر برق سوخته است و ما برق نداریم. از شورا [کمک] خواستیم و با کمک ارباب و مردم، برای تعمیر میتر پول جمع کردیم.
نمایندگی شوراها
در رابطه به مصاحبه شوندگانی که گفته اند مقامات امارت اسلامی در ولسوالی ها تعداد اعضای شورا را در روستای آنها به حد اقل رسانده، اکثریت آنها گفتند که نمایندگی شان کاهش یافته است. یکی از دهقان ها در تخار در این زمینه گفت:
از آنجایی که شورا فعلاً صرف دو عضو دارد، نمی تواند آنطور که شاید و باید از مردم نمایندگی کند. قبلاً اعضای بیشتری داشت و مردم می توانستند به راحتی با نمایندگان منتخب محلی خود در مورد نگرانی های خود تماس بگیرند. ما به رئیس جدید و معاون او اعتماد داریم. ما او را به عنوان سرپرست جدید انتخاب کردیم زیرا معتقد بودیم که او می تواند در حل برخی از مشکلات به ما کمک کند. او رابطه خوبی با طالبان دارد.
یکی از اعضای سابق شورا از یکی از روستاهای ولایت بدخشان نیز همین احساس را داشت: “شوراها قبلاً نماینده قریه ها بودند، اما دیگر نمی باشند، زیرا آنها فقط دو عضو دارند، برخلاف سابق که نظر به وسعت روستا و جمعیت آن بین پنج تا ده عضو داشتند.” یکی دیگر از مصاحبه شوندگان از بدخشان همچنان در مورد شورای جدید منصوب شده توسط حکومت نظر مثبت دارد، حتی اگر این شورا دیگر کاملاً از آنها نمایندگی نمی کرد:
شورای کنونی و اعضای آن برای من و روستای ما مفید است. با وجود اینکه مردم آنها را انتخاب نکردند، آنها هنوز کارشان را خوب انجام می دهند. مردم از آنها راضی هستند و به آنها اعتماد دارند. در شرایط کنونی، آنها بهترین افراد برای نمایندگی ما هستند و من به آنها اعتماد دارم، زیرا آنها می توانند رابطه خوبی با طالبان برقرار کنند و به دلیل ملا بودن مورد احترام هستند. مردم جایی برای شکایت ندارند زیرا می ترسند. پیش از این، اعضای شورا افراد با نفوذ در جوامع قومی خود بودند،ولی حالا ملا ها جاگزین آنها شدند. كمك های اندک بشردوستانه كه فراهم می شود به افراد نيازمند و مستحق آن داده ميشود. مردم هیچ شکایتی ندارند و از توزیع کمک های بشردوستانه توسط شورا راضی هستند.
چندین تن از مصاحبه شوندگان گفتند که شورا نمی تواند دیگر از آنها نمایندگی کند، زیرا زنان در آن حضور ندارند. طور مثال، یکی دیگر از اعضای شورا در ولایت بدخشان چنین گفت:
من باوردارم شورا میتواند نماینده جامعه باشد، اما نه به بهترین شکلی که باید، زیرا نمایندهای زنان وجود ندارد. زنان به دلیل مشکلاتی که اکنون دارند نمی توانند در جلسات شرکت کنند. حضور یک یا دو نفر از اعضای زن در شورا عالی خواهد بود زیرا این امکان وجود دارد که شورا همیشه نماینده جامعه نباشد. نمایندگان زن بهتر می توانند به زنان کمک کنند، چون آنها با مسائل خود شان آشنایی بیشتری دارند. اما روستاییان به اعضای فعلی شورا اعتماد دارند. شورا تنها امید برای مطرح کردن نگرانی های ما هستند.
مصاحبهشوندهای از ولایت بلخ احساس میکند که امارت اکنون شوراها را نادیده میگیرد، زیرا میخواهد روابط مستقیم با مردم برقرار کند: “حکومت طالبان هیچ علاقهای به شورا نشان نمیدهد و به آن ارزشی قائل نیست، زیرا تماس مستقیم با مردم را بر تعامل با نمایندگان یا اعضای شورا ترجیح میدهد، زیرا طالبان در جریان جنگ در منطقه ما نبودند و هیچ تأثیری بر مردم منطقه ما نداشتند.” او گفت که شورای سابق از مردم نمایندگی می کرد چونکه مردم اعضای آنرا از بطن جامعه انتخاب می کردند:
آنها افرادی با تجربه، حرفه ای و آگاه بودند که در دوران جمهوریت آموزش دیده بودند. آنها از مردم نمایندگی می کردند چون از میان مردم انتخاب شده بودند و در روستا، خانواده، قوم و خویش دارند و باید تا حد توان از مردم نمایندگی می کردند تا مردم از مفاد آن بهره مند شوند. اعضاي شورا نمايندگان خوبي بودند، زيرا آنها صادق، با نفوذ و منتخب مردم بودند. هر عضو شورا از ۳۰ تا ۴۰ خانواده نمایندگی می کردند، در حالیکه فعلاً تنها دو عضو از ۲۵۰ خانواده نمایندگی می کنند.
چندین تن دیگر از مصاحبه شوندگان از شورا های منطقۀ شان تمجید کرده و گفتند که آنها از میان مردم انتخاب شده و خوب نمایندگی می کنند و پُل ارتباطی بین مردم، حکومت و سازمان های امداد رسانی اند. یکی از مصاحبه شوندگان در ولایت بلخ در این زمینه توضیح داد:
من باور دارم شورای ما نمایندۀ روستا است زیرا مردم اعضای آن را انتخاب می کنند. آنها قابل اعتماد و آگاه هستند و درک خوبی از حکومت و موسسات امداد رسانی دارند. آنها در دوران جمهوریت توسط ریاست احیا و انکشاف دهات آموزش دیده اند و با تجربه هستند. در روستای ما، من باوردارم شورا نماینده خوبی از مردم است و در حال حاضر، گزینه بهتری وجود ندارد.
مصاحبه شوندۀ از زابل در رابطه اینکه چگونه شورا رابطه بین مردم روستا و جهانِ بیرون از روستاست ، توضیح داد، اما او از پاسخ به این سوال که آیا شورا از روستای آنها نمایندگی می کند یا نه، خود داری نمود:
اگر شوراها در منطقه فعال نمی بودند، مردم محلی نمی توانستند مشکلات خود را به حکومت بگویند. این شورا است که مشکلات و مطالبات جامعه را به حکومت انتقال می دهد و از حکومت می خواهد تا به مشکلات آنها رسیدگی کند. آنها مانند یک مرجع رسمی هستند برای هر کسی که از خارج روستا می آید. به عنوان مثال، موسسات غیر دولتی و همچنان حکومت، از طریق شورا و اعضای آن با مردم ارتباط برقرار می کنند.
به قول یکی از مصاحبه شوندگان از کابل، یک شورای انتخابی بهتر از مَلِک منصوب از طرف حکومت است، زیرا برای بسیاری از مردم داشتن شورا به معنای فساد کمتر است:
ملک روستا فقط یک نفر است. او نمی تواند به تمام مشکلات مردم رسیدگی کند. شورا از فساد در توزیع کمک ها جلوگیری کرده است. اگر شورا نبود، ملک ممکن بود آن را بین قبیله و خویشاوندان خود تقسیم کند. این شورا کمک ها را به طور مساوی بین همه در هر روستا توزیع کرده است. من معتقدم هر انسان صادقی که از سوی مردم انتخاب شده باشد و بدون تبعیض به مشکلات مردم بپردازد، مورد قبول همه است و بهترین نماینده است.
یکی از مصاحبه شوندگان در تخار گفت که شورای منتخب آنها تحت الشعاع شورای علمای منصوب از طرف امارت اسلامی قرار گرفته است:
اگرچه ما به اعضای شورای خود اعتماد داریم و می دانیم که آنها کار خود را به بهترین وجه انجام می دهند، اما حکومت فعلی به شورا احترام نمی گذارد. آنها از شورا و اعضای آن که توسط مردم برای مردم انتخاب شده اند، بیزارند. مردم و شورا از این رویکرد دلسرد شده اند. شورای روستا به خوبی از ما نمایندگی می کند، اما چون حکومت فعلی از شورای علما که [اعضای آن] را منصوب کرده حمایت می کند، بیشتر به شکایات آنها توجه می کند تا شورا. شورا، نمایندگان مؤثری دارد و ما به آنها اعتماد داریم و آنها را به شوراهای علما ترجیح می دهیم.
او تفاوت دو شورا را چنین بیان کرد:
شورای روستا خدماتی مانند توزیع کمک های بشردوستانه، شناسایی نیازمندان و کمک به حل و فصل اختلافات و برخی موارد قانونی مانند توزیع آب برای زراعت را فراهم می کند یا خسارت وارده به زمین کشاورزی ناشی از گشت مواشی را یا با توافق یا جریمه رفع می نماید. شوراي علما در حل مسائل شرعي از جمله اختلافات خانوادگي، اختلافات زناشويي، اختلافات ارثي، جرايم جنسي [بدون مشخص كردن نوع] و سرقت كمك مي كند. [اعضای] شورای روستا برخاسته از جامعه است و وقتی درخواست می کنیم، خوشحال می شوند که ما را همراهی کنند و کمک کنند. ما می توانیم نظرات خود را آزادانه و آشکارا با آنها در میان بگذاریم. اما شوراهای علما افراد محترمی هستند و ما نمیتوانیم نظر و نگرانی خود را آزادانه بیان کنیم.
یک مصاحبه شونده از ولایت لغمان به نقش یک فرد متنفذ در قریه و اینکه چگونه چنین فردی به جای شورا می تواند پُلی میان علایق مختلف باشد، اشاره کرد:
شوراهایی که من در آنها عضویت دارم به خوبی از مردم نمایندگی می کند. تأثیرگذارترین فرد در منطقه ما یک شخصی است که با حکومت فعلی روابط خوبی دارد و با حکومت قبلی نیز روابط خوبی داشت. در هر کاری با مردم مشورت می کند. او با اعضای تمام شوراهای فعال در ولسوالی ملاقات میکند و پیامهای حکومت را به آنها میرساند. او به خوبی از مردم نمایندگی می کند. مردم ما و من به او اعتماد داریم – و من هم به بزرگان و علما اعتماد دارم. او شخص با نفوذ است و همیشه مشکلات مردم را بی طرفانه حل می کند.
نفوذ و مشروعیت شوراها
وقتی از مصاحبه شوندگان در سال ۱۴۰۲ پرسیده شد که آیا باوردارند می توانند شکایات خود را در مورد شورا یا هر چیز دیگری که مربوط به شورا می دانند بیان کنند، اکثر آنها گفتند که می توانند به راحتی در مورد هر گونه نگرانی در مورد هر مشکل روستایی با شورا صحبت کنند. بعضی ها حتی گفتند اگر شورا مشکل داشته باشد، عاقلانه نیست که برای رسیدگی به شکایات به حکومت مراجعه کنند. به عنوان مثال، یک مصاحبه شونده از کندز که از اعضای شوراست، گفت:
مردم از اعضای فعلی شورا راضی هستند، اما اگر آنها نتوانند از منافع ما نمایندگی کنند، در این مورد با مردم صحبت می کنیم که چه کار باید کنیم. اگر نماینده ای بهتر از یکی از اعضای فعلی وجود داشته باشد، ما نیز در مورد آن بحث خواهیم کرد. ما میتوانیم یک انتخابات مجدد برگزار کنیم و یک عضو جدید را معرفی کنیم، اما از آنجایی که ما این کار را انجام ندادهایم، مطمئن نیستم که چقدر موثر باشد، به ویژه در حکومت فعلی. من مطمئن نیستم که واکنش طالبان چه خواهد بود و اگر ما از شورا شکایت کنیم، ممکن است آن را به طور کامل منحل کنند.
او گفت اگرچه شورا در میان مردم تأثیرگذار است، اما قدرت واقعی در اختیار امارت است.
شورا در جامعه نفوذ دارد. مردم به آنها اعتماد و اعتقاد دارند زیرا آنها از زمان جمهوریت تا حالا برای مردم کار می کنند. شورا و اعضای آن به آنها در حل مشکلاتشان کمک کردند، اختلافاتشان را حل کردند و در مورد مشکلاتی که در مورد آب و برق داشتند با مقامات مربوطه تماس گرفتند. آنها هنوز در میان مردم نفوذ دارند، اما عموماً فاقد اقتدار عمل یا مقاومت در برابر دستورات طالبان هستند. به عنوان مثال، آنها نمی توانند ممنوعیت بر عضویت زنان در شورا را تغییر دهند، یا زمانی که طالبان به آنها دستور می دهند که با جمع آوری پول از مردم، با مشکلات [آنچه در واقع مربوط حکومت است] – مانند ترمیم برق – مقابله کنند. شورا فاقد صلاحیت اعتراض به هر یک از این تصمیمات است. بنابراین، من فکر میکنم که قدرت واقعی با طالبان است، زیرا شورا نمیتواند با هیچ دستور طالبان مخالفت کند و باید از آن تبعیت کند.
مصاحبه شوندۀ دیگری از بلخ نیز برداشت مشابهی داشت. به گفته او، اعضای شورا در دوره جمهوریت تأثیرگذار تر بودند:
اما حالا شورا قدرت و صلاحیت کمتری دارد. آنها اکنون نمی توانند خدمات فراهم نمایند زیرا این خدمات در دسترس نیستند. حکومت طالبان درساحه به عنوان بخشی از پروژه انکشاف دهات هیچ خدماتی ارائه نمی دهد و کمک های بین المللی کاهش یافته است.
با این وجود، او اعضای شورا را افرادی با نفوذ و آگاه با پیوندهای بیرونی می داند که می توانند مشکلات مردم را حل کنند:
در روستای ما اعضای شورا اعم از رئیس و معاون تاثیرگذار هستند. آنها برای مدت طولانی در شورا کار کرده اند و تجربه و توانایی کسب کرده اند. آنها می دانند که چگونه با گروه ها و موسسات خیریه خارجی تعامل داشته باشند و برای حل مشکلاتشان با مردم کار کرده اند.
دیگران، مانند مصاحبهشوندهای از بدخشان، فکر میکنند که شوراها عموماً مانند گذشته تأثیرگذار و مقامات قانونی هستند که میتوانند مشکلات را حل کنند، زیرا میتوانند در مورد حمایت از جامعه مذاکره کنند:
مردم تمام مشکلات یا شکایات خود را به شورا گزارش می دهند تا بتوانند کمک بگیرند. مثلاً در روستا عروسی بود، از شورا درخواست جنراتور کردم چون مراسم شب بود. حالا وضعیت اقتصادی آنقدر بد است که تامین یک جنراتور برای خانواده نا ممکن است، بنابراین شورا تصمیم گرفت یک جنراتور اجاره کند و در عروسی به خانواده کمک کند.
محمد صادق، ولسوال شاه جوی ولایت زابل در حال ملاقات با بزرگان روستا بعد از جلسه شورا. منبع: رسانه های حمایت قاطع ایالات متحده، ۲۶ اسد ۱۳۹۰
یکی دیگر از مصاحبه شوندگان از بدخشان نیز روایت مشابهی را با ما شریک کرده و می گوید که مردم برای حل مشکلات شان، شورای روستا را بر حکومت، ترجیح می دهند:
مردم ما باوردارند که شورای روستا باید هر مشکلی را حل کند چرا که نمی خواهند موضوع به حکومت ارجاع شود. آنها از طالبان که در هر اختلافی هر دو طرف را تحقیر، شکنجه و جریمه می کنند، می ترسند. در قریه ما اختلافات به جای ارجاع به طالبان توسط شورا حل و فصل می شود.
او همچنین داستانی را در مورد میانجیگری شورای روستا در مورد یک موضوع بین یک نفر از روستا و نمایندگان امارت اسلامی افغانستان به اشتراک می گذارد:
طالبان به افراد خاصی که در دوره جمهوریت اسلحه داشتند دستور دادند که سلاح ها را تسلیم کنند. شورا در این مورد میانجیگری کرد و از طالبان خواست که با آنها بدرفتاری نکنند. رئیس سابق پولیس محلی دوره جمهوریت سلاح های خود را تحویل داد، اما طالبان به ظن داشتن انبار مخفی سلاح، او را دستگیر کردند. پس از اعطای ضمانت از سوی شورا، او از زندان آزاد شد.
مسلماً شوراهایی که هنوز فعال هستند و همچنین اعضای آنها به عنوان نهادهای مؤثر و قانونی بهویژه در مناطقی که طالبان قبل از سال ۱۴۰۰ حضور و/یا پایگاه پشتیبانی قوی نداشتند، دیده میشوند. در جاهایی که شوراها محدود و کمرنگ شده اند، اعضای سابق شورا اغلب هنوز به عنوان افراد با نفوذ دیده می شوند و اغلب وظیفه میانجیگری و رابط بین حکومت و نهادهای خارجی را بر عهده دارند.
شوراهای روستا در ۱۴۰۳
شکل ۵: محل مصاحبه های شورای روستا در سال ۱۴۰۳٫
نقشه توسط راجر هلمز برای شبکه تحلیلگران افغانستان ۱۴۰۳
در ماه ثور ۱۴۰۳، ما با هفت نفر که در سال ۱۴۰۲ مصاحبه کرده بودیم، مجدداً صحبت کردیم. آنها را به طور اتفاقی از پنج ولایت (بدخشان، تخار، کندز، بلخ و دایکندی) انتخاب کردیم. این هفت نفر به طور تصادفی از میان دو سوم مصاحبه شوندگانی انتخاب شدند که در سال ۱۴۰۲ گفتند که شوراهای روستای آنها علیرغم تغییر حکومت بدون تغییر باقی مانده است. این شورا ها یا بر اساس میثاق شهروندی یا برنامه همبستگی ملی ایجاد شده اند. از آنها پرسیدیم که از زمان آخرین صحبت ما با ایشان، در روستایشان چه تغییری بوجود آمده و چرا؟
یکی از مصاحبه شوندگان بدخشی، قبلا در ۱۴۰۲ به ما گفته بود که همان شورای دوره جمهوریت هنوز هم موجود ولی کمتر فعال است. او گفت که امارت اسلامی هیچ تغییر در شوار نیآورده و کمکی هم فراهم نکرده و در امور شورا مداخله هم نکرده است. او این احساس را داشت، زیرا:
قبل از مسلط شدن طالبان بر قدرت، در منطقه ما هیچ طالبی حضور نداشت و آنها در بین مردم حامی و در روستا هم نفوذ نداشتند. من فکر میکنم که طالبان نمیخواهند چهره و تصویری نامطلوبی در میان مردم داشته باشند و توانایی تأثیرگذاری بر آنها را از دست بدهند، بنابراین در شورا دخالت نمیکنند، زیرا شورا در میان مردم نفوذ دارد و اعضای آن تأثیرگذار هستند.
با این حال، یک سال بعد، یعنی در ماه ثور ۱۴۰۳، او گفت با وجودیکه اعضای شورا هنوز پابرجا هستند، شورا کاملاً غیر فعال شده است.
طالبان گفتند که این شورا در ریاست انکشاف دهات بدخشان رسمیت ندارد. شورای مربوط به میثاق شهروندی برای آنها مشروع نیست. حالا اعضای شورا درگیر زندگی روزمره و وظیفه شخصی خود هستند. با این حال، علیرغم عدم فعالیت شورا، برخی از اعضایی که دارای نفوذ و احترام در بین مردم هستند، به ارائه خدمات اجتماعی، مشاوره و کمک محدود بر اساس موازین فرهنگی روستا ادامه می دهند. خدمات مانند قبل نیست: هیچ جلسات رسمی یا اجتماع شورا ها وجود ندارد. اگر مردم نیاز به کمک داشته باشند، برای مشاوره یا کمک به صورت فردی به عنوان هم روستایی با نفوذ و تجربه به آنها مراجعه می کنند. آنها توانایی یا ظرفیت کمک در هیچ موضوعی غیر از مسائل اجتماعی را ندارند زیرا جایگاه رسمی ندارند. من نمی دانم چرا طالبان گفتند که شورا را به رسمیت نمی شناسند. شاید آنها فکر می کنند که این بقایای جمهوریت یا دموکراسی است.
رئیس شورایی از یک روستا در ولایت تخار در سال ۱۴۰۲ به ما گفته بود که شورای او، اگرچه هنوز در میان مردم تأثیرگذار است، اما توانایی آن از نظر انجام کارها، به حداقل رسیده است.
طالبان تا کنون در تصمیمات شورا مداخله نکرده اند، اما از آن خواسته اند که از مردم پول جمع آوری کند، مثلاً برای طلاب مدارس… ما اکنون فقط در مورد مسائل اجتماعی که مردم روستا با آن روبرو هستند کمک می کنیم، مانند اختلافات، نظافت روستا و توزیع کمک ها، اما هیچ پروژه یا بودجه ای برای توسعه روستایی مانند زمان جمهوریت وجود ندارد… با این وجود، شورا نسبت به ملاها در میان مردم نفوذ بیشتری دارد، زیرا اعضای آن بیشتر است و آنها بر خلاف ملا ها توسط مردم انتخاب شده اند.
یک سال بعد، او گفت که هنوز شورایی در روستای او وجود دارد، اما “علاوه بر کمک به ارائه لیست افراد مستحق کمک های بشردوستانه، تمام فعالیت های قبلی ما به مَلِک روستا سپرده شده است.” او در ادامه گفت:
ارباب ها توسط استخبارات طالبان شناسایی و منصوب می شوند و وظیفه نظارت بر تمام فعالیت هایی که قبلاً توسط شورا به جامعه انجام می شد، از جمله رسیدگی به امور حقوقی، را به عهده دارند. آنها همچنین اطلاعات مربوط به امنیت در منطقه را به صورت هفتگی یا ماهانه به استخبارات طالبان گزارش می دهند.
داکتر در حال گوش دادن به حرف های یک مریض در کلینیک صحی ساخته شده توسط برنامه همبستگی ملی در قریه دانشمند، ولسوالی شکردره ولایت کابل. منبع: اداره انکشاف بین المللی بریتانیا، ۱۴ دلو ۱۳۸۸
در یکی دیگر از قریه های ولایت تخار، یکی از باشنده گان به ما گفته بود که شورای پنج نفره در سال ۱۴۰۲ دست نخورده و تا حدودی “در مورد مسائل محدودی مانند ترمیم سرک ها یا رفع قطع برق با جمع آوری پول از مردم، کمک در توزیع کمک ها، حل و فصل اختلافات و مواردی از این قبیل” فعال است. او گفت که در ماه ثور ۱۴۰۳، لیست فعالیتهای آنها تنها به “فراهم نمودن لیست افراد مستحق دریافت کمکهای بشردوستانه در صورت درخواست” کاهش یافته است.
تعداد اعضای شورا کاهش یافته است. طالبان چندین عضو شورا را به دلایل مختلف، از جمله اتهام افزودن بستگانشان به لیست افراد واجد شرایط برای کمکهای بشردوستانه، برکنار کردهاند. اما اعضای برکنار شده را جایگزین نکرده اند… در عوض، یک ارباب را برای انجام کار شورا تعیین کرده اند. آنها ارباب روستا را جاگزین تقریباً همه اعضای شورای ما کرده اند.
یکی از اعضای شورای یکی از روستاهای ولایت کندز در سال ۱۴۰۲ گفته بود که شورای او به طور فعال از حکومت جدید برای کمک به آنها در مسائلی مانند ترمیم خسارات ناشی از سیل، پاکسازی آب فاضلاب و تعمیر ترانسفارمر های برق حمایت میکند، اما به آنها گفته شد که امارت اسلامی افغانستان بودجه ندارد و توصیه کرد که بهتر است پول را از مردم جمع آوری کنند و خودشان به آن رسیدگی کنند. در سال ۱۴۰۳، عضو شورا همچنان در پی حمایت حکومت جدید در مورد این مسائل بود:
یک ماه پیش تمامی رؤسای شوراها به ریاست انکشاف دهات در مرکز ولایت رفتند و در مورد سرنوشت این شوراها با مسئولان ملاقات کردند. پرسیدیم آیا شوراها هنوز رسمیت دارند؟ در پاسخ، گفتند که هنوز نامه رسمی از وزارت و رهبری طالبان برای لغو شوراهای مربوط به میثاق شهروندی در ولایت کندز دریافت نکرده اند. مسئولان به ما گفتند: فعلاً فعالیت شورا تا تصمیم وزارت انکشاف دهات متوقف است و به خاطر کار های مردم، در حال حاضر از ارباب استفاده می کنیم. رئیس اداره انکشاف دهات کندز گفت که شوراها به طور رسمی از اسناد رسمی حذف نشده اند، زیرا هنوز راجستر اند و به طور رسمی توسط مؤسسات کمک کننده خارجی به رسمیت شناخته می شوند. آنها گفتند تا زمان توافق موسسات کمک کننده با تغییرات، باید همه چیز را مثل سابق نگهداریم.
به گفته این مصاحبه شونده، تقریباً ۹۰ درصد شوراها در ولایت کندز فقط به نام وجود دارند و”در عمل فلج و غیرفعال هستند“ :
در روستاهای بزرگتر، ارباب جاگزین شورا شده است. در قریه های کوچکتر، برخی از اعضای سابق شورا یا به عنوان ارباب تعیین شده اند یا با ارباب جدید منصوب شده توسط طالبان همکاری می کنند.
ما با سه مصاحبه شونده دیگر از ولایت بلخ، بدخشان و دایکندی، که در سال ۱۴۰۲ گفته بودند شوار های شان از زمان جمهوریت تا حالا تغییر نکرده، دوباره مصاحبه کردیم. آنها همه اظهار داشتند که شورا ها هنوز هم فعال هستند. با این حال، مصاحبه شونده ای از دایکندی گفت که شورای آنها اکنون نسبت به دوران جمهوریت کمتر فعال است و همچنین کسانی که اکنون در قدرت هستند شورا را نادیده گرفته اند:
مقامات محلی کمتر به نقش شوراهای محلی توجه می کنند و موقف آنها تضعیف شده و قدرت شان کاهش یافته است. اگر چه شورا متشکل از بزرگان، جوانان و علما است، مقامات محلی شوراها را نادیده می گیرند و در برخی موارد بیشتر اختیارات آنها به شورای علما داده شده است.
انحلال شوراهای انکشافی به دستور امیر
به تاریخ ۳ ثور ۱۴۰۳، وزارت احیا و انکشاف دهات با استناد به دستور شفاهی شیخ هیبةالله آخوندزاده، رهبر امارت اسلامی افغانستان، اعلام کرد که امیر شوراهای انکشافی را منحل کرده است. در نامه شماره ۱۴۸۶۹ مورخ ۱۴/۱۱/۱۴۴۵ هجری قمری (۳ ثور ۱۴۰۳) از وزارت احیا و انکشاف دهات به وزارت اقتصاد آمده است:
بنا به توصیه شفاهی امیرالمؤمنین -حفظه الله- کلیه شوراهای انکشافی منحل می شود. وزارت احیا و انکشاف دهات شوراها را در قبال ختم همه پروژه ها، صرف نظر از اینکه این پروژه ها نیمه تمام مانده و یا تکمیل شده اند، پاسخگو می داند.
در این نامه همچنین آمده است که موارد زیر به دستورالعمل بهبود هماهنگی سازمان ها و موسسات ملی و بین المللی اضافه می شود:
اداره اقتصادی هر بخش باید نظر شوراهای محترم علما را در تصمیم گیری در مورد پروژه هایی که درساحه خود اجرا می کنند، در نظر بگیرد.
در پرتو این دستور، ما یک سروی مختصر بین ۶ تا ۱۳ جوزا در تمام ۳۴ ولایت انجام دادیم و با ۳۴ نفر (یک نفر در هر ولایت)، در روستاهایی که به طور تصادفی انتخاب شده بودند، مصاحبه کردیم. ما سؤالات ذیل با پاسخ های بلی یا نخیر را پرسیدیم:
- آیا روستای شما شورا دارد؟ بلی/ نخیر
- آیا زنان در شورا حضور دارند؟ بلی /نخیر
- آیا روستای شما ارباب منصوب شده از طرف امارت اسلامی دارد؟ بلی/نخیر
- آیا روستای شما شورای علمای تأسیس شده از طرف امارت اسلامی دارد؟ بلی /نخیر
یافته های ما حاکی از آنست که فرمان لغو شوراهای انکشافی تا پایان بررسی هنوز به سطح روستا نرسیده بود. در تمام ۳۴ روستا، هنوز شورای روستا در زمان مصاحبه وجود داشت. در واقع، ما عمداً چندین مصاحبه در ۱۳ جوزا انجام دادیم و از مصاحبه شوندگان خود پرسیدیم که آیا از این فرمان اطلاعی دارند یا خیر. همه گفتند که هنوز به طور رسمی به آنها اطلاع داده نشده است.
| شماره | ولایت/ ولسوالی | شورای روستا | زنان در شورا | ملک منصوب از طرف امارت اسلامی | شورای علمای قریه تأسیس شده توسط امارت اسلامی |
| ۱ | بدخشان/ جُرم | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۲ | بادغیس/مُقُر | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۳ | بغلان/اندراب | بلی | نخیر | بلی | بلی |
| ۴ | بلخ/دهدادی | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۵ | بامیان/پنجاب | بلی | بلی | نخیر | نخیر |
| ۶ | دایکندی/نیلی | بلی | بلی | بلی | بلی |
| ۷ | فراه/بالابلوک | بلی | نخیر | نخیر | نخیر |
| ۸ | فاریاب/المار | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۹ | غزنی/جغتو | بلی | نخیر | نخیر | نخیر |
| ۱۰ | غور/تولک | بلی | بلی | نخیر | نخیر |
| ۱۱ | هلمند/نادعلی | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۱۲ | هرات/انجیل | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۱۳ | جوزجان/آقچه | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۱۴ | کابل/شکردره | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۱۵ | کندهار/ارغنداب | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۱۶ | کاپیسا/حصه اول کوهستان | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۱۷ | خوست/زازی میدان | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۱۸ | کنر/نرنگ | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۱۹ | کندز/خان آباد | بلی | نخیر | بلی | بلی |
| ۲۰ | لغمان/قرغه یی | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۲۱ | لوگر/برکی برک | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۲۲ | ننگرهار/اچین | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۲۳ | نیمروز/چهاربُرجک | بلی | نخیر | بلی | بلی |
| ۲۴ | نورستان/ نورگرام | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۲۵ | پکتیا/ زرمت | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۲۶ | پکتیکا/ارگون | بلی | نخیر | نخیر | نخیر |
| ۲۷ | پنجشیر/رُخه | بلی | نخیر | نخیر | نخیر |
| ۲۸ | پروان/جبل السراج | بلی | نخیر | بلی | بلی |
| ۲۹ | سمنگان/خُرم و سارباغ | بلی | نخیر | بلی | بلی |
| ۳۰ | سرپل/بلخاب | بلی | نخیر | بلی | بلی |
| ۳۱ | تخار/رُستاق | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۳۲ | ارزگان/دهراود | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
| ۳۳ | وردک/ سید آباد | بلی | نخیر | نخیر | نخیر |
| ۳۴ | زابل/شاه جوی | بلی | نخیر | بلی | نخیر |
از جمله، هفت ولایت شورای علمای تأسیس شده توسط امارت، ۲۷ ولایت مَلِک روستای تائید شده توسط امارت دارد. ۳ ولایت دیگر هنوز هم در زمان مصاحبه اعضای زن داشتند.
هنوز خیلی زود است که نتیجه گیری کنیم این فرمان چگونه روی روستاها از نقطه نظر قدرت و نفوذ یا چگونگی توزیع و عدم توزیع کمک ها تأثیر می گذارد. حد اقل در حال حاضر، یافته های ما نشان می دهد که هدایات جدید در سطح روستا ها عملی نشده است.
نتیجه گیری
شواهد به دست آمده از تحقیقات میدانی ما حاکی از آنست که شوراهای روستا به عنوان نهادهای داخلی دارای نفوذ و مشروعیت، تا حالا باقی مانده اند و برخی از روش ها و نظام های انتخاباتی که در دوران جمهوریت در این زمینه معرفی شده اند، مورد استفاده و حمایت قرار گرفته اند. ساختارها یا نهاد هایی که مصاحبه شوندگان ما توصیف کردند، ترکیبی از ابزارهای خود مدیریتی جامعه “قدیمی” و “جدید” به نظر می رسد. شوراهایی که دوام آورده اند – و تقلیل نیافته اند یا ملک روستا جاگزین آنها نشده است – هنوز به عنوان رابط بین مردم و ذینفعان خارجی، خواه حکومتی یا سازمان های غیر دولتی، عمل می کنند و کمک ها را فراهم می کنند و یا به طرق دیگر به مردم کمک می کنند.
اطفال درحال گرفتن آب از چاهی با پمپ دستی که توسط مردم و با حمایت برنامه همبستگی ملی ساخته شده است. منبع: فلیکر برنامه همبستگی ملی، ۱۳ حمل ۱۳۹۲
با این حال، تصویر کلی که از تحقیقات ما بدست آمد بیانگر انحلال تدریجی شوراهای روستا به نفع افراد یا گروه هایی مانند ملک روستا و شورای علما که توسط حکومت انتخاب می شوند، می باشد. شورای علما و ملک روستا توسط حکومت تعیین می شود، نه مردم. حتی قبل از صدور فرمان لغو شوراها، اهداف امارت واضح بود که به مرور زمان شوراها را کاهش داده و به حاشیه رانده و در بسیاری از موارد آنها را تا حد زیادی غیرفعال کرده است. این مورد حتی قبل از اینکه رهبر امارت اسلامی شوراهای انکشافی را در ۳ جوزا ۱۴۰۳ لغو کند، وجود داشت.
تعداد بسیار کمی از شوراها اعضای زن خود را حفظ کرده اند. با این حال، بیش از نیمی از مصاحبه شوندگان ما عدم حضور زنان در شوراهای خود را به شدت احساس می کنند، اگر چه این فقط به دلایل واقعی مانند ناتوانی شورا در تشخیص و رسیدگی به مسائل مربوط به زنان است. طوریکه مطالعات و تحقیقات قبلی هم نشان می دهد، فرضیه اینکه مردم روستا در افغانستان در مورد امور زنان به اندازه طالبان محافظه کار اند، ممکن اشتباه باشد و تجربه حضور زنان در شوراهای انکشافی تأثیر پایدار داشته است.
برخی از مصاحبه شوندگان گزارش دادند که رؤسای قریه های منصوب یا تایید شده توسط امارت اسلامی افغانستان به جای اینکه نماینده جامعه باشند، به عنوان امتداد حکومت تلقی می شوند. این میتواند شرایطی را ایجاد کند که جوامعی که قبلاً خود را در برابر دخالت عوامل بیرونی در امورشان مصئون احساس می کردند، اکنون در معرض تهدید ببینند. جالب توجه است که تعداد زیادی از مصاحبه شوندگان ما فکر می کنند که ملک های روستا ها که اخیراً منصوب شده اند، نماینده نیستند و اکثریت آنها نماینده بودن را مترادف با قابل اطمینان بودن، تخصص و تجربه می دانند.
در طول قرن گذشته، شوراها دستخوش تغییرات زیادی شده اند، اما یک چیز به عنوان یک ویژگی ثابت باقی مانده است – آنها همیشه از جوامع خود در برابر تأثیرات خارجی محافظت کرده اند. اکنون، تحت حکومتی که خود را حافظ ارزشهای سنتی میبیند، اما با این وجود اقتدارگرا است، آخرین خطوط دفاعی محلی در معرض تهدید قرار دارند. روند کاهش اهمیت شوراها – از نظر نحوه برخورد حکومت با روستاها – قبلاً واضح بود، اما ضدیت حکومت با شوراها در فرمان منع شوراهای انکشافی متبلور شده است. بسیار محتمل است که ما شاهد به روز شدن روابط قدرت باشیم، زیرا این روابط با خودگردانی روستا تلاقی می کند، رابطه ای که شاهد تسلط بیشتر مَلِک روستا و شورای علمای محلی خواهد بود. بعید به نظر می رسد که دستور امیر آخرین میخ بر تابوت شوراهای روستاهای افغانستان باشد. در روستاهای افغانستان، شوراها به دلیل مرکزیتشان در زندگی روستایی، از آزمون زمان جان سالم بدر برده اند. آنها با اشغال افغانستان توسط شوروی یا با آمدن جمهوریت آغاز به کار نکردند و این بسیار قابل تردید است که با دستور امارت اسلامی کاملاً لغو شوند. نمی توان پیش بینی کرد که در نهایت روستاهای افغانستان چگونه به وضعیت جدید واکنش نشان خواهند داد یا نهادهای محلی که از جوامع حمایت و محافظت می کنند چگونه تغییر خواهند کرد.
تأسیسات کوچک ساخته شده با برنامه همبستگی ملی در ولسوالی قرغه یی ولایت لغمان. منبع: فلیکر برنامه همبستگی ملی، ۲۷ جوزای ۱۳۸۹
اگرچه نامهای که دستورات شیخ هیبةالله، امیر امارت اسلامی درباره شوراهای انکشافی را منتقل میکرد، مختصر بود، اما هدف آن روشن بود – تلاشی برای هماهنگ کردن کمکرسانی با شوراهای علما و کنار گذاشتن کامل نقش شوراهای روستا. سازمان های غیردولتی، بانک جهانی و دفاتر سازمان ملل که کار خود را بر روی هماهنگی ارائه کمک ها با شوراهای انکشافی قرار داده اند، ممکن است با مشکلاتی مواجه شوند. کار مستقیم با مردم توسط شوراهای روستا تسهیل شده است، که به ویژه با توجه به عدم تمایل کمک کنندگان غربی به همکاری با امارت بسیار مهم است. اگرچه اندکی از کار های انکشافی که توسط شورای انکشافی و تحت حمایت برنامه همبستگی ملی اجرا می شد، حالا هم انجام می شود، بسیاری از مصاحبه شوندگان گزارش دادند که کمک های بشردوستانه با شوراهای روستا، به ویژه در تهیه لیست مستفید شوندگان برای اولویت دادن به مردم محلی نیازمند، هماهنگ می شود. روابط امارت با سازمان های کمک های بشردوستانه از قبل پُرتنش بود ( برای جزئیات بیشتر در این مورد گزارش برداشت امارت از کمک ها: توطئه، فساد و سوءتفاهم، توسط اشلی جکسون و سباوون صمیم رااینجا نگاه کنید). بررسی این ضربه اخیر به آنچه که بسیاری از سازمان های امداد رسان معتقد بودند سیستمی برای تضمین توزیع عادلانه و محلی کمک هاست، نیاز به تامل و تفکر زیادی دارد.
اگر رویداد های گذشته و تاریخ راهنما باشند، شوراها به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از بافت اجتماعی افغانستان به عنوان ساختارهای کلیدی خود سازماندهی و خودگردان محلی، صرف نظر از اینکه آینده چه خواهد داشت، ظهور خواهند کرد. پس از فروکش شوک اولیه دستور لغو شورا ها توسط امیر امارت، شوراهای روستا ممکن به بازسازی خود، شاید با اهداف جدید و نامی جدید ادامه دهند.
مترجم: روح الله سروش
یادآوری: نسخهٔ PDF این گزارش را به زبان انگلیسی از اینجا دریافت نمایید.
بیاکتنې:
دا مقاله په وروستي ځل تازه شوې وه ۸ سنبله / وږی ۱۴۰۳