Afghanistan Analysts Network – Dari Pashto

کډوالي / مهاجرت

پیدا کردن یک قاچاقبر خوب کار آسانی نیست: تحول شبکه‌های قاچاق افغانها در بالکان

الینا بلیتسا • فابرېزیو فوسکیني • 24 دقیقې

در طول دهه گذشته، افراد ۱۴ تا ۲۳ ساله افغان به بزرگ‌ترین گروه مهاجر در منطقه بالکان غربی مبدل شده‌اند. برآوردها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۹۴ تاکنون بیش از ۲٫۵ میلیون نفر از این مسیر برای رسیدن به اروپای غربی عبور کرده‌اند که نزدیک به یک ‌پنجم آنها افغان بوده‌اند. در این مدت، شبکه‌های قاچاق انسان در میان افغانها به تشکیلات جنایی فرامِلی و در برخی موارد خشونت بار تبدیل شده‌اند. برای بررسی چگونگی تحول و انطباق این شبکه‌ها و نحوه عملکرد فعلی آنها، الینا بلیتسا و فابریزیو فوسکینی از شبکه تحلیلگران افغانستان در ماه جوزای امسال، برای سومین بار در دهه اخیر، به بلگراد، پایتخت صربستان،  و مرز شمالی این کشور با مجارستان سفر کردند. گزارش آنها که با مصاحبه با قاچاقبران، پناهجویان، مقامات دولتی و سازمان‌های امداد رسان تهیه شده، نگاهی مختصر به تاریخچه شبکه‌های قاچاق افغان در بالکان دارد. این گزارش با توصیف یکی از اقامتگاه‌های غیررسمی مهاجران در صربستان آغاز می‌شود.

یکی از قاچاقبران در حال چرت زدن در یک خیمه در حوالی جنوبی شهر بلگراد . عکس از الینا بلیتسا/ شبکه تحلیلگران افغانستان، ۱۵ جوزا ۱۴۰۵

در گرمای بعدازظهر تابستانی بلگراد، اقامتگاه موقت مهاجران – که در میان انبوه درختچه‌های اقاقیای وحشی در یکی از حومه‌های پایتخت، در امتداد کرانهٔ جنوبی رود ساوا پنهان شده بود – مملو از جنب ‌وجوش بود. موسیقی محلی پاکستانی از بلندگویی بی‌سیم در آشپزخانه‌ای موقت که زیر یک ترپال آبی‌رنگ برپا شده بود، پخش می‌شد. یک قاچاقبر جوان و کوتاه‌قد مشغول آماده‌کردن مرغ کرایی با برنج روی کوره آتش بود، این غذا را برای گروهی متشکل از حدود هشت مهاجر و تعدادی از همکاران قاچاقبر خود تهیه می کرد.

بیشتر قاچاقبران سعی داشتند تا با وسوسه و ترغیب دیگران به بازی والیبال در زمینی غیرعادی که با درختان اقاقیا/آکاسیای خاردار احاطه شده بود، وقتشان را بگذرانند. یکی از آنها درخیمه استراحت می‌کرد و پس از یک شیفت کاری که چند روز قبل گروهی از مهاجران را به مرز شمالی با مجارستان برده بود، خوابیده بود.او پیشتر توسط پولیس صربستان دستگیر شده و به یک مرکز دولتی برای مهاجران در منطقه پرشوو، واقع در یک ساحه دور افتاده در جنوب و در مرز صربستان با مقدونیه شمالی، منتقل گردیده، و اینک به تازگی از آنجا بازگشته بود. دو قاچاقبر دیگر به‌طور ناگهانی بازی والیبال خود را متوقف کردند و اعلام کردند که قصد دارند در آپارتمانی که در محله‌ای نزدیک اجاره کرده‌اند، شاور بگیرند. بقیه همانجا ماندند و به‌شکل عادی مراقب «مسافرانی» بودند که دارایی ارزشمندی محسوب می‌شوند و این روزها گاهی نایاب می‌شوند.

در کنار بوته‌ای، گروهی از مهاجران با نگرانی در حال گفت‌وگو با یکدیگر بودند. آنها به نظر  آشفته و نگران می رسیدند و پیوسته به سمت ما بازدیدکنندگان نگاه می‌کردند، گویی به جای شنیدن حرف‌های ما ، می‌خواهند از حالت چهره‌مان بفهمند که واقعی‌ترین ارزیابی ما از وضعیت فعلی آنها و احتمال موفقیتشان در رسیدن به مقصد چیست. زمان آن فرا رسیده بود که گروه پیش از آغاز «بازی»، یعنی تلاش برای عبور غیرقانونی از صربستان به مجارستان و اتحادیه اروپا، آخرین غذای گرم خود را بخورند.

مانند بسیاری دیگر، گروهی از مهاجران که در بلگراد با آنها برخورد کردیم، ناچار بودند به قاچاقبران متکی شوند. روزهای «مهاجرت خودجوش» برای افغانها به اروپا، در برابر رویارویی تهاجمی تر نیروهای امنیتی و همچنین شبکه های قاچاق، تقریباً به کلی از بین رفته است. کاهش تعداد مسافران – سازمان بین‌المللی مهاجرت تخمین زده که در سال ۱۴۰۴، حدود ۳۵۰۰۰ مهاجر از بالکان غربی عبور کرده‌اند، در حالی که این رقم در سال ۱۴۰۱ به بیش از ۱۹۲۰۰۰ نفر افزایش یافته بود. این وضعیت به رقابت شدید میان گروه‌های مختلف قاچاقبر منجر شده که اغلب با خشونت مسلحانه همراه است.

در طول بازدید ما از این منطقه مسکونی هرچند هیچ سلاحی ندیدیم، اما اسلحه‌ به کالای اصلی قاچاقبران تبدیل شده‌ است و درگیری‌های مرگبار بین گروه‌ها برای تسلط بر این منطقه به یک رویداد روزمره تبدیل شده است. برای نمونه، چند هفته قبل از سفر ما در ۲۲ ثور ۱۴۰۵، در یک محل اقامت موقت در اوبرنواک، یکی از مناطق حومه بلگراد، دو گروه رقیب به یکدیگر تیراندازی کردند که این حادثه منجر به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن فرد دیگری شد. هر دوی این افراد افغان بودند(سایت وریم).

در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، در حومه شهر سوبوتیتسا در شمال صربستان، در مرز آن کشور و مجارستان (الجزیره)، و گاهی حتی در مرز غربی صربستان با بوسنیا، تیراندازی و تبادل آتش بین گروه‌های مهاجر رقیب واقع می شد (سایت خبری نووا).

گزارش‌هایی نیز منتشر شده که نشان می‌دهد مهاجران توسط گروه‌های رقیب قاچاقبر یا حتی گروه‌های مسافرتی خودشان ربوده شده و برای باج گیری، سرقت یا سوءاستفاده نگهداری می‌شوند.

این تغییرات نشان‌دهندهٔ روندهای جدید قاچاق در منطقه بالکان است. با توجه به اینکه مهاجرت خود جوش به اروپا دیگر عملاً غیرممکن شده، مهاجرانی که از مسیر بالکان عبور می‌کنند عملاً تنها یک انتخاب دارند – اینکه به کدام گروه قاچاقچی رو بیاورند. البته، با وجود پیچیدگی‌های فزاینده شبکه‌های قاچاق و ادعاهای آن‌ها درباره میزان بالای موفقیت عملیاتشان – حداقل اگر به آنچه که به طور مداوم در تیک‌تاک و سایر شبکه‌های اجتماعی تبلیغ می‌کنند، باور داشته باشیم – در سفر ما واضح شد که پیدا کردن «قاچاقبران خوب» این روزها دشوارتر است.

این گزارش با تاریخچه مختصری از شبکه‌های قاچاق مهاجر در بالکان آغاز می‌شود که به دو دوره ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۵ تقسیم شده است. دورهٔ بین میزان/عقرب ۱۳۹۴ تا حوت ۱۳۹۴ که مسیر مذکور به عنوان کریدوری بشردوستانه برای مهاجران، از جمله افغانها، فعالیت می‌کرد (جزئیات بیشتر در گزارش پیشین شبکه تحلیلگران افغانستان)، به عنوان نقطهٔ مرز بین دو مرحلهٔ طولانی‌تر انتخاب شد. در ادامه، شرحی از عملکرد امروزی این مسیر در سال ۱۴۰۵ ارائه می‌شود که نویسندگان در جریان بازدید خود از صربستان شاهد آن بوده‌اند. دو بخش پایانی به نقش حیاتی حواله به‌عنوان یک سیستم ایمن برای انتقال پول اشاره دارد که عملکردی مشابه با حساب امانی یا ضمانت دارد و اعتماد میان مهاجر یا خانواده او و قاچاقچیان را تضمین می‌کند. همچنین به نقش نوآورانه شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان بستری برای تبلیغات، تجاری‌سازی خدمات قاچاقبران و جذب نیروهای جدید پرداخته می‌شود.

اطلاعات و دیدگاه های ارائه ‌شده در این گزارش از طریق مصاحبه با قاچاقبران، مهاجران، روزنامه ‌نگاران، مقامات دولتی و سازمان‌های امداد رسان به افراد در حال حرکت و مهاجرت جمع‌آوری شده است. همچنین از متن های منتشر شده و تجربه گسترده نویسندگان در پوشش موضوع مهاجرت، به‌ویژه در منطقه بالکان، بهره‌برداری شده است.

پختن کرایی مرغ در یک آشپز خانه موقتی زیر خیمه ابی. عکس از: الینا بلیتسا/شبکه تحلیلگران أفغانستان، ۱۵ جوزا ۱۴۰۵

مهاجرت در قرن جدید: ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۴

در دهه اول قرن بیست و یکم، فعالیت‌های قاچاق عمدتاً توسط شبکه‌های دیاسپورای افغانی مستقر در ایران، ترکیه و یونان سازماندهی می‌شدند. این فعالیت‌ها برخلاف ساختارهای عملیاتی ثابت در منطقه بالکان غربی خارج از محدوده اتحادیه اروپا بودند. این منطقه شامل صربستان، بوسنیا و هرزوگوینا، مونتی‌نگرو، کوزوو، آلبانیا و مقدونیه شمالی است.تسهیل کنندگان اغلب از خود خانواده، قبیله، گروه‌های قومی یا مناطق جغرافیایی مهاجران انتخاب می‌شدند. این افراد عمدتاً به عنوان واسطه‌هایی عمل می‌کردند که مهاجران را با افرادی که توانایی ارائه حمل و نقل و اسناد جعلی داشتند، مرتبط کرده و با واسطه‌های دیگری در مسیر دورتر همکاری می‌کردند.

کریستیان برگ هارپی‌کِن، جامعه‌شناس نارویژی، در اثر مهم خود در سال ۱۳۸۸ درباره مهاجرت افغانها استدلال می کند که این پدیده به‌طور بنیادی تحت تأثیر شبکه‌های اجتماعی قرار دارد. این شبکه‌ها اطلاعات، منابع مالی و امنیت را فراهم می‌کنند. در آن روزهای اولیه، شبکه‌های قاچاق افغان معمولاً کوچک‌تر، کمتر قابل مشاهده و بیشتر متمرکز بر تسهیل عبور و مرور بودند، نه مانند حالا که گروه‌های جنایی به دنبال کنترول قلمرو و ساحه هستند.آنها به‌طور عمده در امر تسهیل قاچاق فعال بودند و در جوامع افغان نفوذ داشتند، مردمی را از داخل افغانستان با افغانهای مقیم ایران، ترکیه، یونان و سایر بخش‌های اروپای غربی مرتبط می‌ساختند.در این مقطع زمانی، هنوز منطقه بالکان غربی به عنوان مسیر اصلی مهاجرت شناخته نشده بود؛ موقعیتی که بعدها به آن دست یافت. بیشتر افغانهای که به دنبال ورود به اروپا بودند، ابتدا از مسیر ایران و ترکیه عبور کرده و سپس وارد یونان یا ایتالیا می‌شدند یا از طرق دیگر به سیستم‌های پناهندگی دسترسی پیدا می‌کردند.

در سال ۱۳۸۹، یونان به دروازهٔ اصلی مهاجرت افغانها به اتحادیهٔ اروپا تبدیل شده بود. رودخانهٔ اوروس/ماریتسا در مرز یونان و ترکیه به عنوان یکی از مسیرهای مهم ورودی مطرح شد و افغانها یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های متقاضی پناهندگی در یونان را تشکیل می‌دادند.

در این دوره، آتن به یکی از مهم‌ترین مراکز شبکه‌های مهاجرت افغانها تبدیل شد. فعالیت‌های قاچاق همچنان پراکنده بود و مهاجران معمولاً سفرهای خود را تحت نظارت یک سازمان مشخص نه، بلکه به شکل مرحله ای انجام می‌دادند. مسیرهایی که مهاجران افغان عموماً انتخاب می‌کردند، شامل عبور از افغانستان به ایران، سپس ترکیه، یونان، مقدونیه شمالی، صربستان و مجارستان بود و پس از آن به آلمان و دیگر کشورهای غرب اروپا ادامه می‌ یافت. قاچاقبران افغان معمولاً خود بر حرکت‌ها در منطقه بالکان کنترول مستقیم نداشتند؛ بلکه به تسهیل‌کنندگان تُرک، واسطه‌های کُردی و افراد محلی متکی بودند که مسئولیت حمل و نقل و ارائه مدارک جعلی را بر عهده داشتند. نقش اصلی آنها مدیریت دسترسی باندها به جوامع مهاجر افغان و تنظیم روابطشان با این مهاجران بود.

با این حال، پس از آنکه اداره مرزی و گارد ساحلی اروپا اولین تیم‌های مداخله سریع مرزی خود را در منطقه اوروس در عقرب/قوس ۱۳۸۹ مستقر کرد، وضعیت تغییر کرد و در سال‌های بعد، شکل کنونی مسیر مهاجرتی بالکان پدید آمد. اگرچه مأموریت تیم‌های مداخلهٔ سریع مرزی در ماه حوت سال ۱۳۸۹ به پایان رسید، اداره مرزی و گارد ساحلی اروپا تا به امروز حضور عملیاتی دائمی خود را حفظ کرده و فعالیت‌های نظارتی و مدیریت مرزی را در امتداد مرز اوروس ادامه داده است.

افزایش کنترول، شامل ساخت حصار در امتداد رودخانه اوروس، باعث شد تا مسیرهای متنوعی در شمال از طریق بلغاریا، صربستان و مجارستان شکل بگیرد. در این مدت، قاچاق مهاجران در بالکان غربی به طور قابل توجهی رشد کرد، هرچند زیرساخت‌های سازمانی آن نسبت به تغییرات بعدی تا حدودی غیررسمی باقی ماند. به نظر می‌رسد افغانها عمدتاً به عنوان استخدام‌کننده، دلال، هماهنگ‌کننده پرداخت و ارائه‌دهنده اطلاعات عمل کرده‌اند، در حالی که تسهیل‌کنندگان محلی بالکان مدیریت حمل و نقل، اقامت و عبور از مرزها را بر عهده داشته‌اند.

در سال ۱۳۹۴، مهاجرت از افغانستان به‌طور چشمگیری افزایش یافت. این افزایش به دلیل وخامت وضعیت امنیتی در افغانستان و همچنین افتتاح کریدور بشردوستانه بالکان برای پناهندگان سوری بود که بعداً افغانها را هم شامل شد. به علاوه، سیاست‌های پناهندگی و رویکرد ظاهراْ باز و انعطاف پذیر آلمان نیز نقش مهمی در این روند داشتند. طبق گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، در سال ۱۳۹۴ بیش از ۲۱۳,۰۰۰ درخواست پناهندگی از سوی افغانها در اروپا ثبت شده است که این امر باعث شد افغانها پس از سوری‌ها، دومین ملیت بزرگ پناهندگان در آن سال باشند.

شبکه های قاچاق افغان تا این مرحله تجربه قابل توجهی در جابه جایی و انتقال مهاجران از طریق ترکیه و یونان کسب کرده بودند، اما انتقالات گستردهٔ سال ۱۳۹۴ این سیستم را عمدتاً به دلیل حجم بالای آنها دگرگون کرد.  باز شدن کریدور بشردوستانه در بالکان غربی بین سنبله و اواسط حوت ۱۳۹۴ به برخی ملیت‌ها از جمله افغانها اجازه داد تا به مرزهای اتحادیه اروپا حرکت کنند و این امر وابستگی مهاجران به قاچاقبران را به‌طور موقت کاهش داد. در این مدت، دولت‌ها خود شان روند عبور مهاجران را تسهیل کردند و با ثبت نام، سازماندهی حمل و نقل، و ارائه‌ میزانی از تسهیلات رسمی، انتقال آنها را آسان‌تر نمودند (شبکه تحلیلگران افغانستان). قاچاقبران افغان ناپدید نشدند، اما با فراهم شدن فرصت‌های انتقال قانونی یا نیمه‌قانونی، نقش آنها به میزان قابل توجهی کاهش یافت.

به طور کلی، شبکه‌های قاچاق افغانستان پیش از سال ۱۳۹۴ تعاملات نزدیکی با جوامع مهاجر افغان در شهرهای استانبول، آتن و تهران داشتند. این شبکه‌ها علاوه بر فعالیت به عنوان شرکت‌های غیرقانونی، نقش سیستم‌های حمایتی مهاجرتی را نیز ایفا می‌کردند. ترکیه به عنوان مرکز اصلی هماهنگی تدارکات مهاجرت از افغانستان فعالیت می‌کرد، در حالی که بالکان غربی عمدتاً به عنوان یک منطقه ترانزیتی باقی مانده بود. برخلاف دوره اخیر، پیش از سال ۱۳۹۴ شواهد کمی موجود است که نشان دهد گروه‌های قاچاق افغان کنترول منطقه‌ای را در دست داشته یا به خشونت متوسل شده‌ اند و یا شباهتی به گروه‌های جرایم سازمان‌یافته متعارف داشته‌اند.

به سوی «حرفه‌ای شدن»:  ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۵

طبق گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان، بسته شدن کریدور بشردوستانه در حوت ۱۳۹۴ باعث شد تقاضا برای خدمات تسهیل مخفیانه افزایش یابد و به شبکه‌های قاچاق افغان نقش جدیدی در سازماندهی حرکت به سمت اروپای غربی بدهد. این موضوع به ویژه در گذرگاه‌های مرزی حساس مانند مرزهای بین ترکیه و یونان یا بلغاریا و همچنین بین صربستان و مجارستان، بوسنیا یا کروویشیا صدق می‌کرد.

بین سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹، شبکه‌های قاچاق افغان در منطقه بالکان بیشتر به عنوان سازمان‌هایی غیرمتمرکز و تسهیل‌کننده مهاجرت شناخته می‌شدند، نه به عنوان سازمان‌های جنایی با ساختار سلسله مراتبی. افغانها به عنوان دلال، واسطه و راهنما در جوامع مهاجر خود فعالیت داشته و اغلب از طریق روابط خانوادگی، روستایی، قومی و دیاسپورایی با مشتریان خود ارتباط برقرار می‌کردند. در این دوره، صربستان به‌ویژه بلگراد به یک مرکز تدارکاتی مهم تبدیل شد که در آن مهاجران مجدداً گروه‌بندی می‌شدند، پرداخت‌ها را ترتیب می‌دادند، دستورالعمل‌ها را دریافت کرده و سفر بعدی خود به سمت مجارستان، کروویشیا، اتریش و آلمان را برنامه‌ریزی می‌کردند. عملیات قاچاق با استفاده از شبکه‌های تقسیم شده و جداگانه ای انجام می‌شد نه از طریق سازمان‌های فرامِلی مدغم ‌شده باهم.  این شبکه‌ها شامل بازیگران مختلفی بودند که در امور حمل و نقل، اقامت، عبور از مرز و ارتباطات تخصص داشتند. مهاجران برای دسترسی به این شبکه‌ها به توصیه‌های شفاهی و تماس‌های تلیفونی به شدت وابسته بودند.

طبق گزارش ابتکار جهانی علیه جرایم سازمان یافته فرامِلی، پولیس اتحادیه اروپا (یوروپول) و شبکه گزارشگری تحقیقاتی بالکان، تقریبا از سال ۱۴۰۰ به بعد شاهد تغییرات چشمگیری در این زمینه هستیم. این تغییرات بیانگر تحولاتی در شیوه‌های قاچاق و فعالیت‌های مجرمانه در این منطقه هستند.

در حالی که شبکه‌های افغانی هنوز مبتنی بر جامعه و انعطاف‌پذیر باقی مانده اند، به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از عملیات قاچاق به طور فزاینده‌ای حرفه‌ای‌تر، منطقه ای تر، فرامِلی تر و خشونت‌آمیزتر شده‌اند. همچنین، این شبکه‌ها به طور فزاینده‌ای در رسانه‌های اجتماعی قابل مشاهده شدند و از این پلتفرم‌ها برای تبلیغ خدمات خود و جذب قاچاقبران تازه‌کار استفاده کردند.

در سال ۱۴۰۱، یوروپول گروه‌های قاچاق مهاجر (با هر ملیتی) را در اروپا به‌عنوان نهاد های فرامِلی پویا توصیف نموده که از طریق سلول‌های بخش‌بندی‌شده فعالیت می‌کنند. همچنین بهره‌گیری آن‌ها از ارتباطات دیجیتال، اپلیکیشن‌های رمزنگاری‌شده و روش‌های استخدام آنلاین را تشریح نموده، چنین می گوید:

شبکه‌های جنایی که در قاچاق مهاجران فعالیت دارند، بسیار سازگار و واکنش‌پذیر به تغییرات محیطی هستند و انعطاف‌پذیری زیادی در مسیرها و روش‌های عملیاتی خود نشان می‌دهند. علاوه بر این، آنها با بهره‌گیری از زیرساخت‌های موجود، مانند امکانات حمل‌ونقل، محدودیت‌های سفر، حضور نیروهای پولیس، یا شرایط آب‌وهوایی، مسیرهای خود را برنامه‌ریزی می‌کنند.

گروه ابتکار علیه جرایم فرامِلی همچنین به جنبه بین‌المللی این شبکه‌ها اشاره کرده و عنوان می کند که افراد خارجی غالباً با قاچاقبران در منطقه بالکان برای عبور از مرزهای پیچیده همکاری می‌کنند. به عنوان مثال، در این گزارش به قضیه ای از عقرب ۱۴۰۳ اشاره شده که در آن پولیس بوسنیا یک شهروند افغان را به اتهام قاچاق انسان و تشکیل یک گروه جرمی با این هدف دستگیر کرده است. بر اساس این گزارش، فرد دستگیر شده گویا به کمک قاچاقبران بالکان، بیش از ۲۵۰ مهاجر غیرقانونی را که عمدتاً تُرک یا کُرد بودند، قاچاق کرده و به طور غیرقانونی بیش از ۱۰۰ هزار یورو (۱۱۴ هزار دالر امریکایی) درآمد داشته است.

 مهم‌ترین نکته، ظهور خشونت به عنوان ویژگی اصلی بخشی از اقتصاد قاچاق مهاجران در مناطق شمالی صربستان و بوسنیا و هرزگووینا است. تحقیقات شبکه گزارش‌دهی تحقیقی بالکان، گروه‌های افغان را به عنوان بازیگران اصلی معرفی می‌کند که برای کنترول گذرگاه‌های سودآور در نزدیکی سوبوتیکا، هورگوش و مرز هنگری با یکدیگر رقابت می‌کنند.درگیری‌های مسلحانه بین گروه‌های افغان و مراکشی در سال ۱۴۰۲ گزارش شده است. این درگیری‌ها شامل استفاده از سلاح‌های خودکار، اختلافات بر سر زمین و نزاع بر سر دسترسی به مهاجران و مسیرهای مرزی بوده است.

برخی از شبکه‌های مرتبط با افغانستان، علاوه بر تسهیل قاچاق، به اشکال شدیدتری از جنایتکاری مانند اخاذی، آدم‌ربایی و درخواست باج روی آورده‌اند. این شبکه‌ها شامل بی دبلیو کی اند که به نام “جنگجویان بالکان کابل” شناخته می‌شوند و در اواخر سال ۱۴۰۳ در منطقه پیروت واقع در مرز بلغارستان و صربستان فعال شدند. پس از آن، فعالیت‌های خود را به مدت حدود شش تا دوازده ماه به منطقه بیهاچ/گرادیشکا در بوسنیا منتقل کردند. سپس در اواخر سال ۱۴۰۴، مرکز عملیات خود را به منطقه لوزنیتسا در مرز بوسنیا و صربستان منتقل یا گسترش دادند . این گروه عمدتاً مهاجرانی را که با گروه‌های رقیب سفر می‌کنند، می‌ربایند تا از بستگانشان در افغانستان باج بگیرند. قربانیان آنها شامل کل خانواده‌ها، از جمله زنان و کودکان، بوده‌اند. فعالیت‌های این گروه به عنوان روشن‌ترین نمونه از تغییر ماهیت قاچاقبران افغان مطرح می‌شود. پژوهشگران روش‌هایی را توصیف کرده‌اند که شامل بازداشت، آزار جسمی و اخاذی و باج از خانواده‌های مهاجران می‌شود.  به گفته ساشا دراگوجیلو، خبرنگار شبکه گزارشگری تحقیقاتی بالکان، تغییر در عملکرد شبکه‌های قاچاق منجر به تغییر ماهیت خشونت شده است. خشونتی که قبلاً بیشتر بین باندهای قاچاقبران اتفاق می‌افتاد، اکنون به سوی قربانی کردن خود مهاجران متمایل شده است. این تغییر به دلیل این است که نوع کسب درآمد قاچاقبران از دریافت هزینه برای قاچاق به باجگیری و آدم ‌ربایی تغییر پیدا کرده است.

اهمیت شبکه‌های قاچاق افغانی با افزایش تعداد افغانهای ۱۴ تا ۲۳ ساله که در دهه گذشته به بزرگترین گروه در بالکان غربی تبدیل شده‌اند، بیشتر شده است. این افزایش تعداد، منجر به تغییر در نحوه عملکرد شبکه‌ها و گروه‌های قاچاقبر افغان شده است. این شبکه‌ها با انعطاف‌پذیری بالا به سرعت به تغییرات در سیاست‌های مهاجرتی، کنترول مرزها و فشار نیروهای پولیس پاسخ داده‌اند.

با این حال، توصیف قاچاق مهاجران افغان در بالکان به عنوان امری که توسط یک «مافیای افغان» متحد کنترول می‌شود، نادرست است. این شبکه‌ها بیشتر شبیه به یک اکوسیستم گسترده و پراکنده از گروه‌های مختلف هستند که در ابعاد، پیچیدگی و جهت‌گیری‌های جنایی متفاوت عمل می‌کنند. با این حال، از سال ۱۳۹۴ به این سو، روند کلی شبکه‌های قاچاق افغان در بالکان بازتاب‌دهندهٔ تناقضی گسترده‌تر است: سیاست‌های مرزی محدودکننده‌ای که پیش‌تر در این گزارش تشریح شد – حصارها، سرکوب‌ها، و گسترش فعالیت سازمان محافظت از مرزهای زمینی و دریایی اروپا (فرانتکس) برای مقابله با مهاجرت غیرمجاز – نتوانسته‌اند قاچاق را از بین ببرند. در عوض، ساختار سازمانی آن به‌طور غیرمنتظره‌ای تغییر کرده و در برخی حوزه‌ها به افزایش فعالیت‌های جنایی منجر شده است.

امروزه اهمیت قاچاقبران به‌ویژه در صربستان و بوسنیا و هرزوگوینا به ‌وضوح افزایش یافته است، زیرا این دو کشور معمولاً به عنوان نقاط توقف موقت و استراحت در این مسیر استفاده می‌شوند. این وضعیت عمدتاً به دلیل سیاست‌های نسبتاً سهل‌گیرانه در مقابله با مهاجرت در این کشورها ایجاد شده است. شبکه‌های قاچاق انسان در آن کشورها زیرساختی کامل دارند – افرادی که خانه‌های اجاره یی و آپارتمان‌ها را مدیریت می‌کنند، با مهاجرانی که از بلغاریا و یونان می‌رسند قرار ملاقات می‌گذارند و آن‌ها را به مرز بعدی می‌رسانند. همچنین راهنماهایی وجود دارند که با استفاده از مختصات جی‌پی‌اس، مهاجران را از مرزها عبور می‌دهند.

در بخش بعدی، شبکه‌ای را که شاهد فعالیت آن در بلگراد در ماه جوزا بودیم، شرح می‌دهیم.

تحرک و جابجایی مهاجران در امتداد مسیر بالکان در سال ۱۴۰۵. نقشه : توسط راجر هلمز و گرافیک توسط ژولت کوواچ برای شبکه تحلیلگران افغانستان، ۱۴۰۵

هزینه‌های بالاتر، مسافران کمتر: مسیر بالکان در سال۱۴۰۵

 گروه هفت‌نفره از مهاجران افغان که در ابتدای گزارش به معرفی آنها پرداخته شد، به تازگی وارد بلگراد شده بود، یا بهتر است بگوییم مستقیماً به اردوگاه موقت منتقل شده، بدون این که فرصتی برای دیدن شهر یا آشنایی با محیط پیدا کند.همه آنها پشتو زبان و پسرانی نسبتاً جوان در اواسط دهه بیست زندگی‌شان بودند و از ولایات مختلفی  ازقندهار تا کنر آمده بودند. بدون استثنا، همه به تازگی مرحله دوم سفر خود را از ترکیه به سوی اروپا آغاز کرده بودند. بیشتر آنها چندین سال را در ترکیه گذرانده بودند، در کارخانه‌های نساجی یا دامداری کار کرده و درآمد کافی برای سفر به ترکیه داشتند. یک زوج به دلیل مهاجرت غیرقانونی به ترکیه، یک سال را در بازداشت گذرانده بود. همگی قصد داشتند به کشورهای دوردست در شمال و غرب اروپا، از جمله بریتانیا، ایرلند، فرانسه و آلمان، برسند، اما در ابتدا به ایتالیا می‌رفتند تا از آنجا سفرشان را ادامه دهند. آنها از مسیرهای مختلف به بلگراد رسیده بودند. برخی از یونان و مقدونیه شمالی عبور کرده بودند؛ دیگران از بلغاریا آمده بودند، جایی که رانندگان محلی برای مسیرهای کوتاه آنها را تا ایستگاه‌های تعیین‌شده همراهی کرده و راهنمایی‌هایی برای عبور از مرز ارائه داده بودند.  پس از ورود به صربستان، رانندگان در سمت صربستان، که متعلق به یک شرکت حمل‌ونقل محلی بود، آنها را به میدان بلگراد رساندند، جایی که ما با آن‌ها ملاقات کردیم.

قاچاقبران تقریباً همسن مشتریان شان به نظر می‌آمدند و بسیاری از آنها حتی شاید جوان‌تر بودند. این افراد در صنعت قاچاق انسان چهره‌های شناخته‌شده‌ای نیستند: تعدادی از آنها ظاهری خشن داشتند، یکی کمی مسن‌تر بود و رفتاری جدی‌تر و محافظه‌کارانه داشت، و دیگری جوان بود و اهل لاف زدن. بقیه افراد شامل گروهی از دستیاران و کمک‌کننده‌ها بودند که در برگیرنده نگهبانان خانه، مسئولین حمل بکس‌ها، حاملان زینه ها و راهنمایان جی‌پی‌اس بودند. این تقسیم‌بندی و حرفه ای سازی در مقایسه با سیستم قبل از سال ۱۳۹۵، زمانی که یکی از مهاجران به صورت موقت به عنوان راهنما فعالیت می‌کرد، تفاوت زیادی دارد. همه ادعا می‌کردند که افغان هستند، به جز یک پشتون پاکستانی. برخی از قاچاقبران مشخص بود که پس از مدتی اقامت و دریافت مدارک پناهندگی در ایتالیا، دوباره از مسیر بالکان بازگشته‌اند.

برخی از نشانه‌ها، که بیشتر شامل لباس بود، قاچاقبران را از مهاجران متمایز می‌کرد. کسانی که به سمت غرب می رفتند و دائم در حال حرکت بودند، به سختی می توانستند از پس پوشیدن لباس سنتی افغانی – پیراهن تنبان – و کلاه چمنی مهره دوزی شده و براق برآیند. در اردوگاه کوچک و نیمه‌خالی که شبیه به یک کمپ غیرقانونی به نظر می‌رسید و ما از آن بازدید کردیم، این نشانه‌ها چندان ضروری به نظر نمی‌رسیدند. البته دیدن این نشانه‌ها برای مواقعی مفید است که قرار است با تازه ‌واردان در مرز ملاقات کنید و یا در شب، زمانی که قاچاقچیان ابتدا باید گروه‌های بزرگ‌تری از مهاجران را گرد هم آورند و سپس آن‌ها را تقسیم کنند تا بدون جلب‌توجه از مرز عبور دهند.

اینکه تعداد قاچاقچبران به اندازه مشتریان شان بود و تعداد مهاجران ورودی در روزهای آینده کم بود، به نظر می‌رسید که نگرانی چندانی برایشان ایجاد نمی‌کرد. به نظر می‌رسید درآمدشان تضمین شده باشد. اکنون هزینه سفر از ترکیه به ایتالیا می‌تواند بین ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ یورو (۶۸۵۰ تا ۹۱۰۰ دالر امریکایی) باشد، اگرچه در برخی موارد، ممکن است از مهاجران خواسته شود که در طول مسیر مبالغ اضافی بپردازند. بنابراین، حتی با کاهش تعداد مهاجران، هزینه سفر به طور چشمگیری افزایش یافته است. در گذشته، کل سفر از کابل تا به آلمان تقریباً ۴۰۰۰ یورو (۴۵۵۰ دالر امریکایی) هزینه داشت. اما اکنون تنها یک بخش از مسیر، یعنی سفر از طریق بالکان غربی، می‌تواند از این مقدار بسیار بیشتر هزینه داشته باشد. به نظر می‌رسد که قاچاقچبران در منطقه بالکان از این وضعیت سود قابل توجهی به دست می‌آورند.

مهاجران و قاچاقبران در حال قدم زدن در امتداد خط ریل در یکی از حومه های جنوبی بلگراد. عکس از:  الینا بلیتسا، شبکه تحلیلگران افغانستان، ۵ جوزا ۱۴۰۵

در رابطه با موضوع کاهش تعداد مهاجران، بحث‌هایی پیرامون میزان این کاهش مطرح شده است. فرانتکس، سازمان مرزی و گارد ساحلی اروپا، برآورد می کند که بین سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، تعداد عبورهای غیرقانونی از مرز خارجی اتحادیه اروپا به سمت کروویشیا و مجارستان از مسیر بالکان غربی، به میزان ۴۲ درصد کاهش یافته است. سازمان بین‌المللی مهاجرت، با اینکه تعداد عبورهای غیرقانونی را سنجش نمی کند، اما تخمین‌هایی از جمعیت مهاجران در مناطق منتخب ارائه می‌دهد.  این سازمان کاهش تعداد مهاجران در حال حرکت در شش کشور غیر عضو اتحادیه اروپا در منطقه بالکان غربی را نیز گزارش کرده است. طبق اعلام این سازمان، تعداد افراد در حال حرکت از بیش از ۱۹۲۰۰۰ نفر در سال ۱۴۰۱ به حدود ۱۶۳۵۰۰ نفر در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته و سپس به حدود ۵۶۲۰۰ نفر در سال ۱۴۰۳ و به حدود ۳۵۳۰۰ نفر در سال ۱۴۰۴ رسیده است. تخمین‌ها برای ورود افراد به اتحادیه اروپا در شهر تریسته ایتالیا، که اکنون به‌عنوان ترمینال اصلی مسیر بالکان عمل می‌کند، نشان‌دهندهٔ کاهش است، هرچند که این کاهش به صورت متفاوتی مشاهده می‌شود. کنسرسیوم همبستگی ایتالیا، سازمانی که با مهاجران در این منطقه همکاری دارد، به شبکه تحلیلگران افغانستان می گوید کاهش ورود به تریسته را در سال گذشته حدود ۱۵ درصد برآورد کرده است و معتقد است که در اواخر ۱۴۰۴ و اوایل ۱۴۰۵ در واقع افزایشی رخ داده است. سازمان بین‌المللی مهاجرت در صربستان همچنین افزایش تعداد مهاجران در منطقه بالکان غربی را در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۴ ثبت کرده است، که نسبت به مدت مشابه در سال ۱۴۰۳، ۳۷ درصد افزایش نشان می‌دهد.

سرمرز

در جوزای ۱۴۰۵، زمانی که ما از منطقه مرزی بین صربستان و مجارستان در سوبتیتسا بازدید کردیم، تغییرات در چشم‌انداز قاچاق به وضوح قابل مشاهده بود. این منطقه که زمانی مملو از اردوگاه‌های کوچک ، هم غیررسمی و هم دولتی، برای مهاجران بود، حالا شکل متفاوتی به خود گرفته است.این منطقه همچنان به عنوان گذرگاه اصلی برای مهاجران به شمار می رود، مانند ۱۵ سال گذشته، اما اردوگاه ها دیگر دیده نمی شوند. امروزه مهاجران شبانه از بلگراد به اینجا منتقل شده و به گروه‌های کوچکتری تقسیم می‌شوند. آنها از طریق بریدگی‌هایی در حصار که در نقاط استراتژیک انتخاب شده‌اند، عبور کرده و پیش از روشن شدن هوا از مرز عبور می‌کنند. یکی از نقاط عبور و مرور که بازدید کردیم، ملکی متروکه در نزدیکی گذرگاه مرزی هورگوش ۲ بود. این مکان، نشانه‌های حضور طولانی‌مدت مهاجران در سال‌های اخیر و همچنین عبور عجولانه اخیر را به نمایش می‌گذاشت. دسترسی به چنین مکان‌هایی همچنان موضوع اختلاف بین قاچاقبران است، که تلاش برای کنترول آن به طور مداوم جریان دارد.

نیاز به تأمین نقاط عبور مرزی مناسب و رقابت بر سر این نقاط، برخی از گروه‌های قاچاقبران را به توسعه مسیرهای خاصی که در آنها مهارت دارند، سوق داده است. برای مثال، اردوگاهی که در حومه جنوبی بلگراد به آنجا سر زدیم، عمدتاً مدیریت امور مربوط به عبور از مرز مجارستان را بر عهده داشت.  یک گروه موازی، وابسته به همان باند اما مستقر در اردوگاهی جداگانه، بیشتر بر هدایت مهاجران به سمت بوسنیا متمرکز بود. ورود به بوسنیا در مقایسه با مجارستان، با وجود نیاز به عبور از رودخانه درینا با گرداب‌های غیرقابل‌پیش‌بینی و جریان‌های تند آن، آسان‌تر است. از قایق‌ها و پُل‌ها استفاده می‌شود، که به‌نظر می‌رسد تا حدی با همدستی مقامات مرزی محلی صورت می‌گیرد. گروه‌های دیگری نیز در عبور از مرز کروویشیا مهارت دارند. در حقیقت، شبکه تحلیلگران افغانستان گزارش‌هایی دریافت کرده که نشان می‌دهد عبور از مرز صربستان و کروویشیا نزدیک شهر شید، که به دلیل کنترول‌های شدید تقریباً متوقف شده بود، در ماه‌های اخیر دوباره آغاز شده است. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهند که رویکرد پولیس کروویشیا از زمان پیوستن این کشور به حوزه شنگن تا حدودی سهل‌گیرانه‌تر شده است، اما عبور از صربستان یا بوسنیا به کروویشیا همچنان با خطرات قابل توجهی همراه است. با این وجود، ظاهراً بیشتر کشورهای بالکان غربی برای نشان دادن موفقیت در کنترول مهاجران به نیابت از دیگر کشورهای اتحادیه اروپا، آمار ورود و عبور مهاجران را کمتر از میزان واقعی گزارش می‌دهند.

نقش حواله

یکی از اجزای مهم در زیرساخت قاچاق مهاجران، در کنترول قاچاقبران و شبکه‌های آنها قرار ندارد. در واقع، این یکی از معدود رویکردهایی است که با آن می‌توان قاچاقبران و گروه‌های شان را تحت نظر داشت. این روش از طریق سیستم حواله انجام می‌شود؛ یک سیستم غیررسمی انتقال پول که در جنوب آسیا و خاورمیانه کاربرد گسترده‌ای دارد. در طول سفرخود با فردی آشنا شدیم که اهمیت بالای این موضوع را برایمان توضیح می دهد. ثاقب، در سال ۱۳۹۶ وقتی که تنها ۱۳ سال داشت وارد بلگراد شد. او در ده سال گذشته تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در صربستان به پایان رسانده و در نهایت به عنوان مترجم در یک سازمان بین‌المللی مشغول به کار شده است. او با استفاده از تجربیاتش در ترجمه برای مهاجران افغان، توضیح می دهد که چگونه حواله‌، به عنوان ماشینی برای تسهیل قاچاق مهاجران عمل می‌کند:« قاچاقبران اغلب از مهاجرانی که در حال گذر از مرز هستند یا فقط در جمع نشسته و به انجام کارهای روزمره مشغولند، فیلم می‌گیرند.» در ادامه، آنها ویدئو را به‌عنوان سندی دال بر رسیدن مهاجر به مقصد مشخص، برای حواله‌ دار ارسال می‌کنند. حواله‌دار که ممکن است در نقطه عزیمت یا در مرحله دیگری از مسیر باشد، تنها پس از دریافت این ویدئو مجوز پرداخت پول به قاچاقبر را صادر می‌کند. ثاقب می گوید، «بعضی از این ویدئوها سپس در رسانه‌های اجتماعی برای تبلیغ و جذب نیرو دوباره استفاده می‌شوند.»

در پژوهش‌های علمی نیز، حواله به عنوان یک سازوکار مهم برای قاچاق مهاجران افغان شناخته شده است. به عنوان نمونه، در مقاله‌ای درباره مهاجرت افغانستان، که به قلم ماهادوان، ماریا خوروک و مهمندزی نگاشته شده است، به این موضوع پرداخته‌اند. این نویسندگان استدلال می‌کنند که نباید به حواله فقط به عنوان یک روش پرداخت نگاه کرد، بلکه باید به عنوان یک بخش اساسی از زیرساخت قاچاق مهاجران در نظر گرفت. تحقیقات آنها نشان می دهد که شبکه‌های حواله، نقش حیاتی در مهاجرت نامنظم از افغانستان ایفا می‌کنند. این مقاله توضیح می‌دهد که حواله در ایجاد اعتماد در اقتصاد قاچاق مهاجران نقش مهمی دارد. مهاجران افغان و خانواده‌های شان معمولاً به حواله‌داران به عنوان واسطه‌هایی که پول را نگه می‌دارند تا زمانی که مهاجران بخشی از مسیر خود را با موفقیت طی کنند یا به مقصد تعیین‌شده برسند، اعتماد می‌کنند. بنابراین، حواله در عمل به عنوان یک سیستم امانی غیررسمی کاربرد دارد و با کاهش خطر کلاهبرداری برای مهاجران، اعتماد به خدمات قاچاق را افزایش می‌دهد. این سازوکار به ویژه در مهاجرت‌های نامنظم اهمیت دارد، زیرا مهاجران معمولاً سفر خود را به صورت مرحله‌ای انجام می‌دهند و با تسهیل‌ کنندگان و دلالان متعددی که در کشورهای مختلف فعالیت می‌کنند، در ارتباط هستند. حواله داران پیوستگی مالی لازم را فراهم می‌کنند تا این پرداخت ‌های پراکنده را به هم متصل کنند.

شبکه‌های حواله به‌طور عمیقی در زندگی اقتصادی و اجتماعی افغانستان جای گرفته‌اند و به طور گسترده برای حواله‌های ارزی، تجارت، و حمایت از خانواده مورد استفاده قرار می‌گیرند. از آنجایی که حواله‌داران از سرمایه اعتباری برخوردارند و به عنوان بازیگران معتمد شناخته می‌شوند، حضور آنها در پرداخت ‌های مربوط به مهاجرت، اعتماد مهاجران را به تسهیل‌کنندگان مشخص یا ترتیبات قاچاق افزایش می‌دهد. امکان انتقال پول در افغانستان و سپس در ایران، ترکیه، صربستان یا کشورهای اروپای غربی، بدون عبور فیزیکی پول نقد از مرزها، شرایطی را فراهم می‌کند تا حواله داران با استفاده از معاملات تجاری، تعادل بدهی یا سایر مکانیزم‌های مالی غیررسمی، تسویه حساب کنند. این انعطاف پذیری به قاچاقبران اجازه می‌دهد عملیات خود را درکشورهای مختلف هماهنگ کرده و همزمان سطح مواجهه با نظارت‌های قانونی و مالی را کاهش دهند.

در مراکز اصلی مهاجرت افغانها، مانند استانبول و بلگراد، سیستم حواله به یکی از اجزای اصلی ساختار قاچاق مهاجران تبدیل شده است. در این روند، حواله ‌داران به‌عنوان واسطه‌های مالی، ضامن‌ها و افرادی که مسئول تسویه‌حساب‌ها هستند، نقش مهمی در اقتصاد قاچاق مهاجران افغان ایفا می‌کنند. پژوهش‌های بیشتری لازم است تا مشخص شود این حواله داران چه کسانی هستند، مثلاً ملیت آنها چیست و چگونه در شبکه‌های مرتبط خود در افغانستان و مناطق دیگر قرار گرفته‌اند.

اصطبل‌های موجود در ملک متروکه نزدیک گذرگاه مرزی هورگوش ۲.عکس از: الینا بلیتسا، ۱۷ جوزا ۱۴۰۵

نقش رسانه های اجتماعی / فضای مجازی

حواله به عنوان یک روش سنتی بیش از هزار سال است که وجود دارد، اما امروزه نوآوری‌های عصری نیز به تسهیل قاچاق کمک می‌کنند. شبکه‌های قاچاق روش‌های جدیدی را برای بهره‌گیری از رسانه‌های اجتماعی در تبلیغ خدمات غیرقانونی خود ایجاد کرده‌اند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که پلتفرم‌های اجتماعی به طور فزاینده‌ای به ابزاری مهم برای تبلیغ فرصت‌های مهاجرت، انتشار اطلاعات، و اتصال مهاجران با افراد تسهیل ‌کننده در این زمینه تبدیل شده‌اند. این تحول از زمانی است که شبکه تحلیلگران افغانستان در گزارش‌های سال ۱۳۹۴ به بررسی قاچاق افغانها از مسیر بالکان پرداخته بود، اما در گزارش‌های سال ۱۳۹۶ به وابستگی شدید به شبکه‌های اعتماد بین الفردی اشاره شده است. مهاجران معمولاً از طریق اعضای خانواده، آشنایان در روستا، دوستان، مسافران قبلی، و توصیه‌هایی که به طور گسترده در میان جوامع افغان در افغانستان، ایران، ترکیه و اروپا رد و بدل می‌شود، تسهیل‌کنندگان را پیدا می‌کردند. ارتباطات عمدتاً به گوشی های مبایل، برنامه‌های پیام‌رسان و معرفی‌های شخصی وابسته بود.

براساس یافته‌های گزارش مشترکی از یوروپول و فرانتکس با عنوان «دیجیتالیزه شدن قاچاق مهاجران»، این وضعیت با تغییراتی همراه بوده است. اکنون خدمات قاچاق به طور گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی، به ویژه صفحات فیسبوک و اینستاگرام و اخیراً در تیک‌تاک تبلیغ می‌شوند. این گزارش بیان می‌کند که تبلیغات در پروفایل‌های شخصی، صفحات عمومی یا تجاری و همچنین در گروه‌های چت در پلتفرم‌های پیام‌رسانی مانند واتساپ و تلگرام انجام می‌شود. همچنین اضافه شده که صفحات، گروه‌ها و پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی که خدمات قاچاق ارائه می‌دهند، شامل دستورالعمل‌ها، نقشه‌ها، عکس‌ها، ویدئوها و قیمت‌ها برای سفر های قاچاقی هستند که به صورت منظم به‌روزرسانی می‌شوند. در این گزارش آمده است که گاهی اوقات «محتوای منتشر شده توسط قاچاقبران با اطلاعات ارائه شده توسط کاربران متعدد دیگر، به شکل نظرات یا اعلان‌ها، تکمیل می‌شود.»

در این ویدئوها به طور منظم عبور از مرزها نشان داده می‌شود، ترتیبات حمل‌ونقل تبلیغ می‌شود و ورودهای موفق به اروپا به تصویر کشیده می‌شود که مهاجرت را به عنوان مسیری ممکن برای دستیابی به امنیت اقتصادی توصیف می‌کند .چنین محتواهایی هم در تبلیغات و هم در کسب در آمد به قاچاقبران کمک می‌کند و به آنها در ایجاد اعتبار و جذب مشتری فراتر از شبکه‌های اجتماعی محلی یاری می‌رساند. شبکه‌های قاچاق امروزی به طور فزاینده‌ای از ابزارهای دیجیتالی، از جمله تیک‌تاک، فیس‌بوک، تلگرام و برنامه‌های پیام‌رسان رمزگذاری‌شده، بهره می‌برند.

شبکه تحلیلگران افغانستان تعدادی از حساب‌های تیک‌تاک را که توسط سازمان‌های غیردولتی خدمات‌دهنده به مهاجران در صربستان شناسایی شده بودند، مورد بررسی قرار داد. تیک‌تاک به عنوان یک پلتفرم جهانی برای انتشار ویدئوهای کوتاه شناخته می‌شود که کاربران می‌توانند در آن ویدئوهایی را. از ۱۵ ثانیه تا ۱۰ دقیقه تولید کنند، به اشتراک بگذارند و یا پیدا کنند.

این برنامه به دلیل الگوریتم بسیار تخصصی با نام «برای شما» که ویدئوهایی را با طول عمر فعال اولیه ۲۴ تا ۴۸ ساعت نمایش می‌دهد، شناخته شده است. در این گزارش‌ها، چند ویژگی تکراری در پیام‌های ویدیوئی شناسایی کردیم. تصویری که اغلب از قاچاقبران ارائه می‌شود، آنها را به عنوان جنگجویان پیروز به نمایش می‌گذارد. این تصویر با ژست‌های آنان در لباس‌های نظامی و تجهیزات استتاری، چه در تپه‌های بوسنیا و چه در ایستگاه بس ها در بایرن آلمان، به ذهن متبادر می‌شود و یا به عنوان کسانی که به هنرهای رزمی پرداخته‌اند و با لقب‌هایی که به درجات نظامی مثل تورن یا عناوین ورزشی مانند پهلوان اشاره دارند، تقویت می‌شود. این نمایش قدرت صرفاً برای نشان دادن این نیست که قاچاقبر مورد نظر قدرتمندترین فرد در منطقه است و در نتیجه امن‌ترین گزینه برای سفر به شمار می‌رود، بلکه هدف دیگری هم دارد؛ تسهیل ارتباط و هم‌ذات‌پنداری مهاجران آینده با شخصیت او.

برخی از ویدئوهای تبلیغاتی، قاچاقبران را با لباس‌های شیک و موترهای لوکس و بزرگ در کنار جاذبه‌های معروف در پایتخت‌های محبوب اروپایی، مانند برج ایفل در پاریس و پُل تاور در لندن نشان می‌دهند. این تصاویر با آرزوهای جوانان افغان همخوانی دارد که در حال مهاجرت هستند و امید دارند در اروپا به «زندگی در سطح بالا» که در کشور خود از دسترسی به آن محرومند، برسند. کمپین‌های رسانه‌های اجتماعی به طور مشخص مردان جوان را هدف قرار داده‌اند. با اینکه به طور سنتی تصمیم‌گیری در مورد مهاجرت توسط خانواده صورت می‌گیرد، شنیدنی های شبکه تحلیلگران افغانستان حاکی از آن است که در افغانستان، همانند اروپا، مردان جوان اغلب به تنهایی تصمیم می‌گیرند و سپس خانواده‌هایشان را برای پذیرش یا پیروی از انتخاب‌های خود متقاعد یا مجبور می‌کنند. علاوه بر این، در میانه راه که معمولاً مسیرهای مهاجرت دو مرحله‌ای هستند، مانند استانبول یا سایر شهرهای ترکیه، این جوانان احتمالاً گزینه‌های بیشتری در انتخاب گروهی که با آن‌ها برای تکمیل سفر خود ارتباط برقرار می‌کنند، دارند.

ویدئوهایی که توسط تیکتاکرهای مرتبط با برندهایی نظیر بی‌ دبلیو کی آپلود می‌شوند، همراه با شماره مسلسل مانند ۲۰، ۶۰ یا ۴۰۰/۵۹، یا برچسب‌هایی که شخصی‌سازی بیشتری دارند مثل «جبار مجرم» یا «فرهاد راه بلد» – نه تنها به تبلیغ فعالیت‌هایشان کمک می‌کنند، بلکه مشتریان بالقوه را با صحنه‌ها و تجربیاتی که در طول مسیر با آنها روبرو خواهند شد، آشنا می‌سازند. این ویدئوها گروه‌هایی از مردان جوان را به تصویر می‌کشند که در جنگل‌ها راهپیمایی می‌کنند، استراحت کرده و دور آتش می نشینند، یا در حال عبور یا بالا رفتن از حصارهای مرزی هستند. این ویدئوها به عنوان راهنمای عملی برای کاربران آینده عمل می‌کنند. برخی از آنها حتی ابزارهای مورد استفاده در این کار را نمایش می‌دهند، مانند نقشه‌هایی با مکان‌های مشخص شده یا تصاویر نمای خیابان گوگل از محل‌های ملاقات. این اطلاعات همان چیزی است که قاچاقبران به مشتریان شان ارائه می‌دهند تا در بخش‌هایی از سفر که باید خودشان طی کنند، در مسیریابی به آنها کمک کنند.

بعضی از ویدئوها برای جذب نیرو به بازار کار محلی استفاده می شوند. به عنوان نمونه، حسابی در تیک‌تاک با نام «ترانسپورت ۵۵۵» تبلیغاتی برای رانندگان محلی در کروویشیا ارائه داده و وعده حقوقی بین ۴۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ یورو (معادل ۴۵۶۰ تا ۱۱۴۰۰ دالرامریکایی) می‌دهد.

به همین شکل، حساب اینستاگرام «ترانسپورت بالکان» که در کروویشیا فعالیت دارد، به رانندگانی که قصد دارند مهاجران را از نوا گرادیشکا در کروویشیا به مرز سلووینیا منتقل کنند، پیشنهاد می‌دهد که این کار را با مبلغ ۵۰۰ یورو  (۵۷۰ دالر امریکایی) برای هر مهاجر انجام دهند. همچنین، اگر تمایل داشته باشند، می‌توانند با ۱۰۰۰ یورو (۱۱۴۰ دالر امریکایی) برای هر نفر، این افراد را به تریسته در ایتالیا ببرند.

سایر ویژگی‌ها، پیوند مفهومی بین مهاجرت در مسیر بالکان و «گیم» را تقویت می‌کنند. تمامی ویدئوها با شکلک‌های نینجا، زینه یا جمجمه تزئین شده‌اند و در کنار پرچم‌های کشورهای یونان، بلغاریا، آلبانیا یا سایر کشورهایی که بناست از آنها عبور صورت گیرد، قرار دارند؛ پس از رسیدن به مقصد، این شکلک‌ها به تاج‌هایی برای مسافران یا قاچاقبران موفق تبدیل می‌شوند. شعارهای مختلف، شعر یا قطعاتی از ترانه‌ها با عباراتی مانند «انشاءالله خیلی زود» روی صفحه به نمایش درمی‌آید. موسیقی پس‌زمینه اغلب شامل صدای پاپ پشتوی امروزی است که با استفاده از افکت‌ها همراه است. اما اشعار برخی از این ترانه‌ها، به موضوعات مرتبط با سفر به اروپا، دلایل مهاجرت، دشواری‌ها و سرمای کوهستان‌های بوسنی و غیره می‌پردازند.

به‌طور کلی، بیشتر محتوای ویدئوهای تیک‌تاک ساده است، اما اطلاعات مهم و جزئیات کلیدی در مورد مسیرها می‌توانند در این شبکه اجتماعی و دیگر شبکه‌ها به اشتراک گذاشته شوند. حضور و وضعیت مشتریان یا مسافران نیز به‌طور غیرمستقیم در ویدئوها نشان داده می‌شود، که حاکی از آن است که گاهی اوقات مسافرانی به غیر از افغانها، مانند افرادی از جنوب آسیا یا افریقا، برای قاچاق به اروپا به گروه‌های افغان متکی هستند. این وضعیت برای افغانها هم صدق می‌کند، چراکه ممکن است همراه با قاچاقبران پاکستانی سفر کنند.

یک گروه قاچاق ممکن است بدون نیاز به ویدئوهای تبلیغاتی مستقیم هم بیشتر شناخته شود. این ویدئوها که توسط خود قاچاقبران و مهاجران به دلایل شخصی منتشر می‌شوند، ممکن است شامل خصوصیات شناسایی قاچاقبران، مثل یک سری شماره، باشند که در نهایت به افزایش شهرت آنها کمک می‌کند.

بدیهی است که دیجیتالی شدن خدمات قاچاق مهاجران به یک اکوسیستم در حال گسترش اشاره دارد، جایی که قاچاقبران از پلتفرم‌های دیجیتال برای تبادل اطلاعات، ایجاد اعتبار و جذب مشتریان بالقوه بهره می‌برند. مهاجرت نامنظم اکنون به بازاری رقابتی در بستر آنلاین تبدیل شده که در آن، دیده شدن، اعتمادسازی و ارتباطات به طور فزاینده‌ای از طریق کانال‌های رسانه‌های اجتماعی انجام می‌شود.

بازی ادامه دارد

با توجه به کاهش تمایل دولت‌های اروپایی برای پذیرش تعداد زیادی از مهاجران افغان و افزایش موانع و کنترول‌های مهاجرتی، نقش و سودآوری شبکه‌های قاچاقبران در منطقه بالکان بیشتر از گذشته شده است. این موضوع سبب شده است که نقش آنها در مدیریت تمام جنبه‌های مهاجرت در این منطقه از جهان افزایش یابد؛ نقشی که اکنون با احتیاط بیشتری ایفا می‌کنند و تلاش دارند تا حد امکان از حضور فیزیکی خودداری کنند و خود را به خطر نیندازند. این تغییر همچنین باعث کاهش سفرهای مستقل مهاجران و عبور از مرزها شده و توازن قدرت بین مهاجران و قاچاقبران را به هم زده است. مهاجران اکنون به شدت به قاچاقبران وابسته هستند و در عین حال با خطرات بیشتری از سوی آنها مواجه می‌شوند، همان‌طور که در گزارش‌های متعدد از موارد سوءاستفاده و خشونت ناشی از رقابت بین باندها مشاهده می‌شود.

الگوهای در حال تغییر و افزایش سود موجود، ممکن است به تدریج چهره و جایگاه قاچاقبران را دگرگون کند. با این که عملیات آنها بی‌رحمانه و سوال‌برانگیز است، اما سعی دارند خود را به عنوان الگوهای مثبت و موفق برای بخش وسیع‌تری از جامعه هدفشان معرفی کنند. این جامعه شامل مردان جوان افغان است که در مسیر اروپا هستند یا قبلاً به آنجا رسیده‌اند. حرفه قاچاقبران با جذابیت خود، حضور بسیاری از افغانها، حتی افراد بسیار جوان، را توجیه می‌کند که پس از دریافت پناهندگی در یکی از کشورهای اتحادیه اروپا بار دیگر به بالکان بازگشته و با این گروه‌ها همکاری می‌کنند. این موضوع همچنین دلیل سبک ویدئوهای تیک‌تاک را توضیح می‌دهد؛ ویدئوهایی که در آن، قاچاقبران ارشد به‌مانند فرماندهان نظامی جدید در کنار دستیاران و معاونان شان نشان داده می‌شوند.

مردان جوان افغان که به ایتالیا وارد می‌شوند و در اردوگاه‌های پذیرش منتظر دریافت مدارک خود هستند، حوصله‌شان سر می‌رود و به دنبال فرصت‌های اقتصادی هستند. استفاده از چنین فرصت‌هایی به ظاهر طلایی که برای کسب درآمد و دستیابی به جایگاه بالاتر به نظر می‌رسند، برای آن‌ها کار دشواری نیست. مهاجران جوان همچنین انعطاف ‌پذیری و مهارت‌های لازم برای سازگاری با جوامع اروپایی و یادگیری زبان‌هایی را دارند که معمولاً قاچاقبران مسن‌تر، که اغلب رؤسای ظاهری این سازمان‌ها هستند، فاقد آن هستند. با این حال، این یک میانبر در مسیری پرتلاطم است، جایی که قوانین دائماً در حال تغییر هستند، هیچ چیز ثابت نمی‌ماند و بازی همیشه ادامه دارد.

مترجم: روح الله سروش

لیکوالان:

الینا بلیتسا

نور د دې لیکوال څخه
فابرېزیو فوسکیني

نور د دې لیکوال څخه