تحریم کشت خشخاش (کوکنار) توسط امارت اسلامی وارد سال چهارم خود شده است و به جز اولین برداشت تریاک در بهار۱۴۰۱، که به دهقانان اجازه جمع آوری محصول داده شد، مقامات این تحریم را اجرا کرده اند، با یک استثنای قابل توجه – بدخشان. دهقانان درآنجا به دلیل بعد مسافت از مرکز و شرایط سخت جغرافیایی و هم وضعیت سیاسی منحصر به فرد آن، توانسته اند خود را از این ممنوعیت دور نگهدارند. فابرزیو فوسکینی و یلینا بلیثا از مردم محل در شمال شرق و همچنین در مهمترین منطقه کشت کوکنار، که به طور تاریخی در جنوب غرب واقع شده است، اطلاعاتی درباره برداشت امسال کسب کرده اند. آنها دریافته اند که اگرچه ممنوعیت کشت خشخاش هنوز در بیشتر نقاط کشور برقرار است، قیمت بالای تریاک و کمبود گزینه های بدیل باعث شده تا دهقانان بیشتری تصمیم پرخطر شکستن این ممنوعیت را بگیرند.
دهقانان افغان در حال برداشت شیره خشخاش در یک مزرعه غیرقانونی در ولسوالی ارگوی ولایت بدخشان. عکس از: عمر ابرار/خبرگزاری فرانسه، ۲۳ جوزای ۱۴۰۴
هنوز روشن نیست که افغانستان در سال ۱۴۰۴ چه مقدار تریاک برداشت خواهد کرد— هنوز برآوردی در این زمینه در دسترس نیست. در سال ۱۴۰۳، میزان زمین های زیر کشت خشخاش در سراسر کشور حدود ۱۹ درصد افزایش یافت: در ۱۴ ولایت افغانستان، دهقانان حدود ۱۲,۸۰۰ هکتار زمین را خشخاش کشت کردند، در حالی که در سال ۱۴۰۲، این مقدار در ۱۵ ولایت حدود ۱۰,۸۰۰ هکتار بود ( دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد). با این وجود، این تنها بخشی از کشت خشخاش در سال ۱۴۰۱، آخرین کشت قبل از اجرای ممنوعیت بود. در آن زمان در ۲۳ ولایت در زمینی به مساحت تقریبی ۲۳۳۰۰۰ هکتار خشخاش کشت می شد )به گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان در اینجا و اینجا نگاه کنید).
در ماه عقرب سال گذشته، شبکه تحلیلگران افغانستان در مورد کشت خزانی خشخاش در بدخشان نوشت؛ اینک تریاک حاصله ازآن در حال برداشت است. این ولایت شمال شرقی، در سالهای گذشته، به دلایل مختلف، کمتر تحت تأثیر مستقیم اجرای ممنوعیت قرار گرفته بود. با وجود اینکه طالبان در دوران جنگ از نظر جذب نیرو و کنترول در بدخشان پیشروی هایی داشتند، اما این منطقه هرگز سنگر مستحکم آنها نبود. پس از سال ۱۴۰۰، امارت اسلامی رویکرد نرمتری در انتصابات و منابع محلی، احتمالاً برای جلوگیری از ایجاد خصومت و خشم در مردم بدخشان که طالبان هنوز هم به دنبال جذب آنها بودند، اتخاذ کرد ( شبکه تحلیلگران افغانستان). این امر همچنین به معنای اجرای محدود ممنوعیت کشت خشخاش بود. همچنین، تاجران عمده مواد مخدر از سراسر کشور – به ویژه ولایات جنوبی هلمند و قندهار، که ممنوعیت کشت به طور کامل در آنها اجرا شده بود اما مافیای مواد مخدر هنوز ذخایر عمده ای در آن داشتند و تجارت آنرا در سطح ملی کماکان اداره می کردند – در خرید تریاک بدخشان و آوردن آن به بازارهای بین المللی دست داشتند.
سال گذشته، زمانی که سهل انگاری در اجرای ممنوعیت کشت خشخاش در بدخشان برای امارت اسلامی بیش از حد آشکار شد و دیگر نمی توانست از آن چشم پوشی کند، اوضاع به گونه ای دیگر رقم خورد. در آن زمان، این ولایت با نزدیک به ۶۰ درصد از مساحت زیر کشت، به پیشتاز بلامنازعه تولید تریاک تبدیل شده بود. کارزار محو مزارع خشخاش که در بهار و تابستان ۱۴۰۳ در آنجا آغاز شد، با مقاومت شدید مردم محلی مواجه و به تلفات متعددی از هر دو طرف منجرشد. با این حال، قضیه و الگوی بدخشان قبلاً توجه بسیاری از دهقانان فقیر در سراسر افغانستان را جلب کرده، و بحران اقتصادی جاری، علاقه به کشتی را که محصول نقد آن برای دهقانان ارزش منحصر به فردی دارد، دوباره برانگیخته است. این مورد در ولایت هلمند در جنوب غرب کشور، که به طور سنتی مرکز تولید مواد مخدر افغانستان است، صدق می کند.
هلمند که از دهه ۱۹۹۰ به بعد، به عنوان تولیدکننده اصلی مواد مخدر در کشور شناخته شده است، ویژگیهای زراعتی، اقتصادی و حتی سیاسی خود را عمدتاً با تولید مواد افیونی شکل داده است. نام هلمند درطول بخش عمده ای از تاریخ اخیر افغانستان مترادف با صنعت تریاک بوده است، و رهبران سیاسی آن – چه آنهایی که از طالبان حمایت میکردند و چه مخالف آنها – عمدتاً از محیطی برخاستهاند که درگیر اقتصاد غیرقانونی بوده است. دهقانان افغان در جنوب نیز راه های جدیدی برای دور زدن ممنوعیت کشت خشخاش ابداع کردهاند. برای مثال، همانطور که اخیراً توسط شبکه تحلیلگران افغانستان مستند شده است، روندی وجود دارد که دهقانان از جنوب افغانستان برای کشت خشخاش به بلوچستان پاکستان نقل مکان میکنند.
شبکه تحلیلگران افغانستان در اواسط ماه حمل تا اواسط ماه جوزا با مردم محل در مناطق جنوب غربی و شمال شرقی صحبت کرده است. مصاحبه شوندگان تأیید می نمایند که کشت خشخاش به دلیل ناتوانی یا عدم تمایل مقامات محلی امارت اسلامی برای توقف کامل آن، همچنان ادامه دارد. با این حال، برخی از دهقانان از روش های کشت پنهانی و مخفی تر استفاده کردهاند تا احتمال مواجهه با عملیات محو کشت و تولید خشخاش توسط حکومت را کاهش دهند. این روشها شامل سفر به جا های جدید و دورافتاده و اجاره زمین برای کشت خشخاش، یا استفاده از نیروی کار به صورت کشت مشارکتی، و همچنین پنهان کردن نبات خشخاش در میان سایر کشتها یا درون زمین های محصور می شود. مصاحبه شوندگان معتقدند که برخی از مقامات، با آگاهی از اهمیت اقتصادی تریاک در سطح محلی، چشم خود را بر چنین کشت هایی بسته اند. یکی از عوامل اصلی کشت خشخاش و تولید مواد افیونی همچنین میتواند افزایش بیسابقه قیمتها ناشی از ممنوعیت کشت باشد که تریاک را به یک تجارت سودآور تبدیل می کند.
موقعیت ولسوالیها، شهرها و سایر مکانهای ذکر شده در گزارش. نقشه توسط: راجر هلمز برای شکه تحلیلکران افغانستان، ۱۴۰۴
شمال شرق
از زمان آغاز اجرای ممنوعیت بر کشت خشخاش و تولید تریاک توسط امارت اسلامی، بدخشان در مرکز کشت و تولید تریاک قرار گرفته است. پس از درگیریهای مرگبار و توجه گسترده رسانهها در تابستان گذشته، انتظار میرفت که اگر امارت اسلامی بخواهد به طور جدی درباره اجرای این ممنوعیت در سطح ملی اقدام کند، این ولایت به میدان اصلی نبرد در سال جاری تبدیل شود. در واقع، در اوایل ماه جوزا، برخی از تلاش های محو مزارع خشخاش منجر به درگیری بین امارت اسلامی و دهقانان محلی در ولسوالی جرم شد (رادیو آزادی).
شبکه تحلیلگران افغانستان در اواخر ماه ثور، درست قبل از شروع برداشت محصول، پنج مصاحبه با دهقانان و افراد دیگر در بدخشان انجام داد. این ولایت کوهستانی خشخاش را در خزان میکارد و برداشت حاصل آن، بسته به مناطق خاص، بین ۱۱ جوزا و ۹ اسد صورت می گیرد. زمین های للمی واقع در ارتفاعات بالاتر معمولاً در اوایل بهار کاشته میشوند. در گذشته، سهم آنها در تهیه تریاک در مقایسه با مزارع در ارتفاعات پایینتر نسبتاً کوچک بود، اما اکنون ممکن است اوضاع به دلیل نیاز به محافظت از مزارع خشخاش در برابر تهدید نابودی، تغییر کند.
مصاحبهشوندگان به وضوح بیان می کنند که دهقانان تحت فشار در بدخشان نه تنها تمایلی به ترک کشت خشخاش و رعایت ممنوعیت امارت اسلامی نه دارند، بلکه از نظر اقتصادی نیز قادر به این کار نیستند. همچنین، آنها گزارش می دهند که مقامات طالبان، حداقل در سطح محلی، تمایلی به اجرای این ممنوعیت ندارند. یکی از فرماندهان محلی طالبان از ولسوالی ارگوی ولایت بدخشان، که از مراکز مهم تولید تریاک در این ولایت به شمار میرود، چنین دیدگاه واقع بینانه ای ارائه می نماید:
امسال، خشخاش در زمین های واقع در امتداد جادهها و نزدیک به شاهراه اصلی تخار-بدخشان عمدتاً کشت نشده است. با این حال، در مناطق خلوت تر – مانند باغها، داخل محوطه های خصوصی یا حویلی ها – کماکان ادامه یافته است. در مناطقی که از جادهها دورتر هستند، کشت طبق معمول ادامه دارد. در برخی مناطق، اندکی کاهش یافته است، در حالی که در برخی دیگر افزایش یافته است. در مجموع، هیچ کاهشی در میزان کلی کشت وجود نداشته است.
او می گوید که مردم در ولسوالی او «به وعدههای طالبان اعتماد ندارند»، یعنی شک دارند که اگر تریاک نفروشند، کمکی را که وعده داده شده بود، دریافت کنند:
سال گذشته، به دهقانان گفته شد که محصولات بدیل برای شان داده می شود، اما هرگز چنین نه شد و جامعه اکنون آن را یک فریب می داند. امسال، طالبان گفتند که کمک خارجی وجود ندارد، امارت اسلامی با کسر بودجه مواجه است و هیچ حمایتی بدیل وجود نخواهد داشت.
شفیق الله، یک تن از زمین داران در ولسوالی خاش حرف فرمانده مذکور را تائید می کند:
در پاسخ به فراخوانهای مقامات محلی امارت اسلامی برای رعایت ممنوعیت، مردم توضیح دادند که منطقه خاش دارای زمین زراعتی بسیار کمی است، هیچ معدن و هیچ فعالیت اقتصادی بدیل مانند مالداری یا مرغداری وجود ندارد و همچنین هیچ گونه کمک دولتی یا خدمات عمومی ارائه نمی شود. آنها گفتند که کشت بنگ و خشخاش برای تولید چرس و تریاک تنها راه بقای آنهاست. همچنین گفتند که اگر بدیلی ارائه شود، از کشت خشخاش دست خواهند کشید. والی قول داد که این پیام را به رهبری در کابل منتقل کند و گفت که کمک ها و حمایت ها ترتیب داده خواهد شد. اما پس از یک سال انتظار، هیچ کمکی یا پاسخی نیامد، بنابراین مردم به کشت خشخاش ادامه دادند.
با این حال، بسیاری از مردم محلی انتظار داشتند که امسال موضع سختگیرانه تری از سوی امارت اسلامی در مورد محو تریاک اتخاذ شود، هرچند دلیل دیگری جز توجه زیاد رسانهها و اعتبار این ممنوعیت که در معرض خطر بود، وجود نداشت. بعضی دهقان ها، مانند عزیزالله یک تن از زمین داران از ولسوالی یفتل پایین که نزدیک فیض آباد مرکز ولایت است، تصمیم گرفتند با احتیاط بیشتری عمل کنند و به دنبال پنهان کردن مزارع خشخاش خود برآیند:
سال گذشته من شش جریب (۱٬۲ هکتار) زمین را کوکنار کشت کرده بودم. اگرچه زمین من برای محو و ریشه کنی تریاک در نظر گرفته نشده بود، اما از روی احتیاط تصمیم گرفتم امسال کشت خود را کاهش دهم. من در کمتر از چهار جریب، شامل یک باغ بزرگ، یک حویلی و یک چهار دیواری، خشخاش کاشتم. اخیراً در داخل چهار دیواری درختان میوه ای را که هنوز جوان هستند کاشتم و در وسط آن تخم خشخاش افشاندم . وابستگان فرماندهان محلی طالبان ما را آزار نمیدهند و احتمال دخالت طالبان از مناطق دیگر کم است. سایر مالکان زمین در این منطقه نیز رویکرد مشابهی را دنبال می کنند و امسال کشت خود را اندکی کاهش دادهاند.
کاهش خطر محو تریاک از طریق محدود کردن کشت به مناطق خاص به این معنی است که اکنون مناطق دورافتاده مورد توجه قرار گرفتهاند. در حالی که تصور اینکه نقاط داغ تولید تریاک، مانند ولسوالیهای ارگو یا درایم، کشت را متوقف کنند دشوار است، کشت خشخاش اکنون به ولسوالیهایی که قبلاً تنها به طور حاشیهای در آنها انجام میشد، گسترش یافته است. یکی از این مناطق، ولسوالی شهر بزرگ است که در مرز با ولایت تخار و تاجیکستان واقع شده و این کشت در آن افزایش یافته است. در این ولسوالی، هیچگاه اقدام به محو کشت خشخاش نشده است – نه در دوران جمهوریت و نه تحت حاکمیت طالبان – عمدتاً به دلیل ناهمواریهای کوهستانی منطقه، عدم وجود جادههای مناسب و دسترسی دشوار. زمان الله، یکی از دهقانان محلی، می گوید: «فقط اخیراً، در همین سال، یک جاده جدید ساخته شده است – به هدف استخراج طلا.» او می افزاید که برخی از مناطق نزدیک یا در امتداد جاده جدید کشت شدهاند، اما بیشتر روستاهایی که در آنها خشخاش کشت می شود در مکان های دورافتاده ای قرار دارند که دسترسی به آنها دشوار است:
میزان کشت خشخاش به میزان زمین متعلق به هر فرد بستگی دارد. برخی افراد شش تا هشت جریب زمین کشت کردهاند، در حالی که از دیگران کمتر است. کشت بیشتر در زمینهای للمی انجام میشود، و به میزان کمتری در مزارع آبی. شهر بزرگ در مقایسه با سایر ولسوالیها مانند ارگو، درایم، کشم، تشکان و یفتل، زمین زراعتی کمتری دارد. به همین دلیل و نیز فقدان دسترسی به جاده، محو تریاک هنوز بسیار بعید است.
شهر بزرگ برای مدت طولانی، مکانی فراموش شده در خارج از جاده اصلی بود، اما به تازگی به دلیل کشف معادن طلا، مورد توجه امارت اسلامی قرار گرفته است. بهره برداری از این معادن، رقابت بین شبکه های محلی موجود و بازیگران جدیدی را که بیشتر به حکومت مرکزی امارت اسلامی متصل هستند، برانگیخته است. زمان الله می گوید نفوذ منافع اقتصادی خارجی و کنترول سیاسی ممکن است تنشها بر سر محو تریاک را تشدید کرده باشد:
در این مناطق دورافتاده شهر بزرگ، تنها تعداد کمی از طالبان محلی وجود دارند و آنها حتی به طور کامل به رهبری اصلی طالبان وفادار تلقی نمیشوند. این طالبان محلی عموماً از مردم حمایت می کنند. آنها از طالبان مرکزی، به خصوص در مسائلی مانند کشت خشخاش، استخراج مواد معدنی و سایر مسائل محلی، ناراضی هستند. آنها در این مسائل در کنار مردم ایستادهاند. در بسیاری از ولسوالیها، طالبان محلی به مردم دستور داده و توصیه کردهاند که خود را مسلح کنند… اگر فشار بیشتر شود، اگر معادن تصرف و کشت خشخاش ریشهکن شود، احتمال قوی قیام مسلحانه در سراسر ولایت وجود دارد.
فرمانده محلی طالبان در ولسوالی ارگو این را تائید می کند،«به استثنای مدیران مبارزه با مواد مخدر در سطح ولسوالی و ولایت، تمام طالبان محلی در ولایت بدخشان مخالف تلاش برای امحای مزارع خشخاش هستند و از آنها حمایت نمی کنند.»
امارت اسلامی اخیراً نیرو های امنیتی را از سایر ولایات به بدخشان اعزام کرده است. فرمانده طالبان در ولسوالی ارگو می گوید، «حدود ۸۰۰ فرد مسلح از سایر ولایات، ۴۰۰ نفر از قندهار و هلمند و ۴۰۰ نفر دیگر از قندوز و تخار، در بدخشان مستقر شدهاند.» بسیاری از آنها، به ویژه آنهایی که از ولایتهای هلمند و قندهار هستند، به زبان محلی صحبت نمیکنند و با فرهنگ منطقه آشنا نیستند. او می گوید، «آنها از زور و خشونت علیه مردم محل کار می گیرند.» به گفته او، حدود «دوصد نفر از افراد بیرونی» که برای عملیات محو تریاک به روستاهای قوچی و آتین جلو در ولسوالی آرگو اعزام شده بودند، «با مقاومت شدید مردم محلی مواجه شدند و در تخریب مزارع خشخاش موفق نبودند.» با این حال، آنها حدود سی نفر از زمین داران و ساکنان محلی را دستگیر و به مرکز ولایت بردند.» او همچنین می گوید که مردم محلی در سراسر ولایت انتظار بدترین اتفاقات را دارند و خود را برای دور جدیدی از اعتراضات، درگیری و مذاکره با مقامات امارت اسلامی آماده می کنند. اومی گوید: «بسیاری از مردم در سراسر ولسوالیها، سلاح تهیه کردهاند؛ اگر علیه آنها از زور استفاده شود، احتمال مقاومت مسلحانه بسیار زیاد است. رهبری طالبان، به ویژه رهبری ولایتی، از این مقاومت محلی آگاه است.»
بدخشان بدون شک اکنون نقش محوری در اقتصاد «جدید» تریاک افغانستان، حداقل در زمینه تولید تریاک خام، ایفا می کند. همه مصاحبه شوندگان ادعا می کنند که اعضای طالبان به صورت محلی در اقتصاد تریاک ، یا با محافظت از محصولات در زمان محو در بدل دریافت غرامت یا با مشارکت مستقیم در تجارت مواد افیونی به خارج از ولایت، دخیل هستند. برخی از مصاحبه شوندگان ادعا می کنند که مقامات ارشد ولایتی خودشان قاچاق مواد افیونی را از ولایت به تاجیکستان و به ویژه به کابل و از آنجا به ولایات جنوبی هلمند و کندهار تسهیل می کنند. خود تجارت تریاک ، به گفته آنها، عمدتاً در دست تاجران مواد مخدر از این دو ولایت است که نه تنها ارتباطات بینالمللی و سرمایه لازم برای ادامه تجارت دارند، بلکه از ارتباطات سیاسی و قبیلهای با بالاترین سطوح امارت اسلامی نیز بهرهمند هستند. شفیقالله از خاش در این مورد چنین اظهار نظر می کند:
در چهار سال گذشته، ما با هیچ مشکلی در رابطه با کشت، فروش یا حمل و نقل مواجه نبودهایم. در دوران جمهوریت، مشکلاتی در حمل و نقل مواد مخدر وجود داشت، اما در دوران طالبان، فشار بیشتر بر دهقانانی است که آن را کشت می کنند. کسانی که در خرید یا انتقال تریاک دخیل هستند، با هیچ مشکلی مواجه نمی شوند.
ناپدید شدن لابراتوار های پروسس هیروئین که زمانی در ارگو و درایم به وفور وجود داشتند، ممکن است نقش مهمی در افزایش سود برای تاجران ایفا کند. این تاجران اکنون از تبدیل تریاک خام، که اصلیترین محصول خروجی از بدخشان است، به مواد مخدر سودآورتر، سود مضاعف میبرند.
جنوب شرق
هلمند در مرکز منطقهای قرار دارد که به عنوان قلب تپنده یا مرکز حیاتی طالبان شناخته می شود. حمایت ایدئولوژیک وارتباطات شخصی یا خانوادگی و شناخت با امارت اسلامی افغانستان ریشههای عمیقی دارد. پس جای تعجب نیست که علیرغم اهمیت اقتصاد تریاک، ممنوعیت سال ۱۴۰۱ در این ولایت تا حد زیادی رعایت شد. کشت خشخاش در جنوب افغانستان پس از شروع اجرای ممنوعیت توسط امارت اسلامی، همانطور که در جدول زیر نشان داده شده است، پراکنده باقی مانده است:
کشت تریاک (به هکتار) در ولایات جنوبی. جای که کشت کمتر از ۱۰۰ هکتار است، عاری از تریاک محسوب می شود. منبع: گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل «استفاده مواد مخدر در افغانستان، جلد اول». جدول از: شبکه تحلیلگران افغانستان
عبدالرحیم، یکتن از دهقانان در ولسوالی گرشک (معروف به نهر سراج) که در اواسط ماه حمل با او مصاحبه کردیم می گوید که در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ خشخاش کشت کرده است. بخشی از این کشت در زمین شخصی او و بخشی دیگر به طور مشارکتی در زمین کسی دیگر صورت گرفته است:
هماکنون در این مناطق شاهد شگوفه زنی کوکنار (خشخاش) هستیم و تا یک هفته دیگر، تریاک آماده برداشت میشود، اما هنوز هیچ نشانهای از حضور حکومت یا برنامهای برای نابودی این مزارع دیده نمیشود. در ولسوالی نهر سراج، حکومت چندین منطقه در کنار جاده را که کشت کوکنار داشت، تخریب کرد، اما با زمینی که حصارکشی شده بود، مانند خانه و حریم خصوصی رفتارشد و هیچکس برای از بین بردن مزارع وارد آن نه گردید.
بخشهای بزرگی از زمین های بایر دولتی در ولسوالی گرشک هلمند، با حفر چاه های عمیق برای آبیاری با استفاده از انرژی خورشیدی و حصارکشی قطعات زمین ده تا بیست هزار متر مربع با دیوارهای خشتی به ارتفاع دو تا سه متر، به ساحه و مزارع کشت کوکنار تبدیل شده است.
این زمین، که عبدالرحمن و مصاحبه شوندگان دیگر به آن اشاره کرده اند، درون یک منطقه حصار کشی شده قرار دارد و بدون توجه به وسعت آن، توسط مقامات به عنوان بخشی از محدوده خانه یک فرد در نظر گرفته می شود. در نتیجه، پولیس برای ورود به آن نیاز به ارائه حکم قضایی دارد و این امر تا حد زیادی کشت کوکنار در داخل آن را محفوظ نگهداشته است.
در سمت چپ، مزرعه ای کوکنار در حال رشد، محصور شده با دیوار و دامنه سنگی که در جنوب افغانستان به عنوان خانه محسوب می شود. سمت راست نمای نزدیک از همان مزرعه. عکس از: شبکه تحلیلگران افغانستان
دهقان دیگری از همان ولسوالی روش دیگری را برای پنهان نمودن کشت کوکنار بیان می کند: او می گوید کسانی که آنرا در درون حصار ها نمی کارند، می توانند با گندم به طور مخلوط کشت کنند:
اول، آنها محصول تریاک و سپس گندم را برداشت می کنند. از دو جریب زمین که گندم و تریاک کشت شده است، بیش از ۴٫۵ کیلوگرام شیره تریاک و بین ۵۰ تا ۷۰ کیلوگرم گندم برداشت می شود. به دلیل استفاده زیاد از کودهای کیمیایی، هم تریاک و هم گندم بازدهی خوبی دارند. مردم از برداشت و حاصلات بسیار راضی هستند.
سایر مصاحبه شوندگان از هلمند نیز تائید می کنند که برداشت و حاصلات تریاک امسال از عملیات محو تریاک توسط امارت اسلامی آسیب ندیده و در امان مانده است. یکی از بزرگان قوم نورزی در ولسوالی نوزاد که در اواخر ماه حمل با او مصاحبه شد، تلاش های امارت برای محو تریاک در سال جاری را ملایم تر از سال گذشته توصیف می نماید:
مردم موسی قلعه سال گذشته مقدار زیادی تریاک کشت کردند. مولوی مبارک، از قبیله علیزی و اهل موسی قلعه، قوماندان امنیه ولایت هلمند بود. او در زمان نابودی کشت کوکنار با قبیله خود برای محافظت از محصولات شان همکاری زیادی کرد و به همین دلیل رهبر امارت، هیبتالله از اقدامات او مطلع شد و او را جایگزین کرد. امسال، مردم منطقه نوزاد کوکنار زیادی کشت کرده اند و حکومت به آرامی آن را در چند جایی که کیفیت مزارع بد است، ریشه کن میکند، از آن فلم می گیرد و سپس فلم را به خارجیها نشان می دهد. آنها در واقع با هیچ کدام از دهقانانی که مزارع کوکنار دارند، برخورد نکرده اند – من خودم پارسال کوکنارکشت کردم و امسال باز این کار را انجام دادهام. اگر تریاک نباشد، مردم هلمند نمیتوانند امرار معاش کنند و بنابراین باید کوکنار کشت شود!
با یکی از ساکنان ولسوالی خاکریز ولایت کندهار که در اواسط ماه جوزا مصاحبه کردیم، از رویکرد فعالانه تر امارت اسلامی در مبارزه با کشت کوکنار خبر می دهد. با این حال، او در مورد نتایج احتمالی ابراز تردید می کند:
امسال تقریباً همه در ولسوالی کوکنار کشت کرده اند؛ حکومت تعدادی از آنها را دستگیر و برای چند روز یا یک هفته در قوماندانی امنیه ولسوالی توقیف نمود. مقامات محلی از آنها تعهد گرفته اند که سال آینده کوکنار نه کارند، اما هیچکس به خاطر کشت آن به محکمه نرفته است و کسانی که تعهد داده اند و آزاد شده اند می گویند که شاید این ولسوال سال آینده اینجا نباشد… خرید و فروش تریاک در بازارهای محل و روستا طبق معمول انجام می شود.
به گفته عصمت خان، یکی از دهقانان و تاجر تریاک که در ولسوالی موسى قلعه زندگی میکند، دهقانان درجنوب روش های بدیل برای کشت کوکنار خارج از حوزه اختیارات امارت اسلامی افغانستان یافته اند، مانند نقل مکان به پاکستان:
من تاجران زیاد تریاک را میشناسم که هم سال گذشته و هم امسال در مناطق بین چمن و کویته در پاکستان کوکنار کاشته اند. پس از برداشت حاصلات، آنها تریاک را از طریق ولسوالی بهرامچه به هلمند منتقل میکنند و در افغانستان به هیروئین تبدیل میکنند، جایی که سایر مواد مخدر مانند متامفتامین و کریستال متامفتامین نیز فرآوری/پروسس میشوند. اما کوکنار در مناطق شمالی هلمند، موسی قلعه، کجکی، سنگین، دشت سمیران در گرشک، نوزاد، واشر، باغنی، باغران و ناومیش نیز به مقدار زیادی کشت میشود.
هلمندی های دیگری با اجاره زمین در دره های دور افتاده و ولایات همجوار مانند غور و دایکندی، کشت کوکنار و پرداخت پول به مردم محل برای کار در مزارع سعی کرده اند از نظارت و تعقیب توسط پولیس فرار کنند. در صورت شروع کارزار محو مزارع کوکنار، مردم که زمین خود را برای کشت آن اجاره داده اند و یا روی آن زمین کار می کنند، با خشونت پولیس مواجه خواهند شد. اکبر، معلمی در ولسوالی پسابند ولایت غور، در مرز شمالی هلمند، می گوید که کشت خشخاش در منطقه او امسال افزایش یافته است: در مناطق تلمستان، رئوف، دهن رئوف، پیتاب و دره کورکچک، که مناطقی با اکثریت هزاره هستند، حدود ۹۰ درصد زمینها به تاجران تریاک از باغران و موسی قلعه ولایت هلمند اجاره داده شده و برای کشت کوکنار استفاده می شود. او همچنان می گوید که زمین های دره کوروم، سینی و سنگان که بخشی از مناطق ایماق نشین ولسوالی پسابند و هم مرز با ولسوالی باغران هلمند هستند، نیز به پشتونهای تاجر تریاک از موسی قلعه و باغران اجاره داده شده است. او می گوید، «در ۳ حمل ۱۴۰۴، مقامات محلی ولسوالی پسابند ده نفر از زمین داران دراین مناطق را دستگیر و محصولات آنها را نابود کردند.» او می افزاید که سال گذشته، درگیری هایی بین مردم محلی و مقامات امارت اسلامی در درههای سینی و سنگان بر سر کشت کوکنار رخ داده بود که منجر به زخمی شدن چندین زن، کودک و مرد شد.
با مصاحبه شونده دیگری که تاجر کوچک تریاک در پسابند است، در اواخر ماه جوزا صحبت نمودیم. او به شبکه تحلیلگران افغانستان وضعیت ولسوالی را چنین شرح می دهد: «امسال، مردم منطقه سرانجام با فرمانده پولیس منطقه به توافق رسیدند: پس از برداشت محصول تریاک، به حکومت اطلاع دادند که میتوانند مزارع را از بین ببرند و ویدئویی مورد نیاز خود را دریافت کنند. به این ترتیب، هیچ مشکلی پیش نیامد. حکومت وظیفه خود را انجام داد و به مردم محلی آسیبی نرسید.»
کبیر، راننده ای از ولسوالی سنگ تخت ولایت دایکندی، از تحولات مشابه در ولایت خود می گوید:
در ساحات و روستاهای دور از مراکز ولسوالیها، تاجران تریاک از ولایت ارزگان زمین هایی را از مردم اجاره کرده و کشت بهاری را آغاز کردند. در مناطق سردسیر، کشت کوکنار در ماه حوت آغاز میشود و شیره آن در ماه سرطان آماده برداشت است. مردم محلی نمی توانند به تنهایی به کشت آن بپردازند، اما تاجران پشتون به آنها اطمینان میدهند که با افراد قدرتمند در حکومت ارتباط دارند و مردم محلی با هیچ مشکلی مواجه نخواهند شد. بنابراین، مردم شروع به کشتخشخاش حداقل در بخشی از زمینهای خود، با یا بدون دریافت اجاره از تاجران بیرونی، کردند. اداره محلی تاکنون در مورد کشت کوکنار سکوت کرده است.
زمانیکه ممنوعیت مواد مخدر در سال ۱۴۰۱ اعلام شد، محل اجرای آن عمدتاً جنوب کشور قرار گرفت. مطابق گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان، دهقانان به قانون جدید احترام گذاشتند و از آن پیروی کردند و مقامات محلی در اجرای آن خیلی جدی بودند. عامل مهم دیگر این بود که «سلاطین و اربابان اصلی تریاک» در منطقه، در همکاری با عده زیادی از دهقانان مرفه و ثروتمند، توانستند ذخایر تریاک خود را که در دوران اضافه تولید بی سابقه و فوق العاده بین سال های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱ انباشته بودند، استفاده کنند. دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم ملل متحد در چهارمین گزارش خود تحت عنوان« استفاده مواد مخدر در افغانستان» که اخیراً منتشر شده است، تخمین زده است که در پایان سال ۱۴۰۱، ذخایر مواد افیونی در افغانستان در مجموع ۱۳۲۰۰ تُن بوده است که به گفته این دفتر، می تواند تقاضای مواد افیونی افغانستان را تا سال ۱۴۰۶ تأمین کند. این ممنوعیت باعث افزایش قیمت ها شد، به این معنی که ارزش ذخایر تریاک به طرز چشمگیری افزایش یافت و از آنجایی که ممنوعیت تجارت به طور ضعیفی اجرا شد، هر کسی که ذخایری برای فروش داشت، از کاهش تولید سود برد.
قیمت های بالا به عنوان یک انگیزه و عامل سیاسی
در حال حاضر، قیمت تریاک به دلیل افزایش تولید در حال کاهش است، هرچند که هنوز هم از لحاظ تاریخی در سطح بالایی قرار دارد. قیمت ها از حد اوسط ۱۰۰ دالر فی کیلوگرام قبل از ممنوعیت به اوج بی سابقه یعنی به بیش از ۱۰۰۰ دالر در اواخر قوس ۱۴۰۲ (شبکه تحلیلگران افغانستان) – در جنوب به ۱۱۱۲ دالر برای هر کیلوگرام و در ننگرهار، طبق گفته دیوید منسفیلد، کارشناس مواد مخدر أفغانستان به ۱۰۸۸ دالر رسید. در اواسط ماه دلو ۱۴۰۲، قیمت ها شروع به کاهش کرد و در ماه جوزا-سرطان ۱۴۰۲، به حد اوسط ۷۰۳ دالر رسید که هنوز بسیار بالاتر از زمان قبل از اجرای ممنوعیت یا قبل از به قدرت رسیدن طالبان است. در سال ۱۴۰۴، قیمتها کماکان در حال کاهش است.
طبق منابع شبکه تحلیلگران افغانستان در هلمند، سال گذشته، قیمت تریاک در اواسط سال به رکورد ۱۲۷۰ دالر فی کیلو برای یک روز رسید و سپس در طول تابستان، قبل از اینکه در حوالی فصل کاشت دوباره کاهش یابد، بین ۶۴۰ تا ۹۵۰ دالر فی کیلو باقی ماند. امسال، به لطف افزایش تولید و دسترسی به تریاک، قیمتها به طور قابل توجهی کاهش یافته است. به گفته مصاحبه شوندگان شبکه تحلیلگران افغانستان، در ولسوالیهای شمالی هلمند مانند موسی قلعه، سنگین و باغران، قیمت آن در حال حاضر بین ۲۷۵ تا ۴۰۰ دالر فی کیلو است. این رقم نشاندهنده کاهش قابل توجه در قیمت تریاک است، اما هنوز هم از قیمت دوره قبل از ممنوعیت بالاتر است. با این حال، نوسانات بیشتری ممکن است در راه باشد. یکی از تاجران تریاک از موسی قلعه به شبکه تحلیلگران افغانستان می گوید: «پس از تعطیلات عید قربان و شروع جنگ ایران و اسرائیل، بازار تریاک متوقف شده است. در حال حاضر هیچ کس خرید و فروش نمیکند.»
در تضاد با جنوب، جایی که قیمتها بعد از افزایش سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ در حال کاهش رفته است، بدخشان در حال حاضر شاهد افزایش جزئی قیمتها می باشد. قیمت تریاک در بدخشان به طور سنتی کمتر از هلمند بوده است، اما به نظر میرسد که اوضاع اکنون در حال تغییر است. احتمالاً، تداوم کشت پس از ممنوعیت، نفوذ آن را در بازار داخلی افزایش داده است. علاوه بر این، تریاک بدخشان، به ویژه تریاکی که از زمینهای للمی به دست میآید، با کیفیت بالا و خالص شناخته میشود. حاجی کریم، یک زمیندار ثروتمند از ولسوالی ارگو، پویایی این وضعیت را اینگونه خلاصه می کند:
در مقایسه با سال گذشته، کشت تریاک درارگو اندکی کاهش یافته است، اما قیمت آن به طور قابل توجهی افزایش یافته و تقریباً به ۱۰۰۰۰ افغانی (۱۴۰ دالر) فی کیلورسیده است. سال گذشته، هر کیلو حدود ۳۰۰۰۰ افغانی (۴۲۰ دالر) فروخته می شد، اما امسال، با وجود کاهش اندک در کشت، حدود ۴۰۰۰۰ افغانی (۵۷۰ دالر) به فروش می رسد. برخی از تاجران و قاچاقچیان با انتظار افزایش قیمت، پیش پرداخت کرده اند. کسانی که زودتر با قیمت ۳۰۰۰۰ افغانی ( ۴۲۰ دالر) فروختند، سود زیادی نبردند، در حالی که کسانی که صبر کردند، اکنون با قیمت بالاتری میفروشند.
او می گوید که در منطقه او، بیشتر زمینها «ارگانیک و للمی» هستند و تریاک حاصله از کشت کوکنار در آنجا بهطور ویژه ای ارزشمند است:
تریاک زمینهای للمی به دلیل کیفیت و خالص بودن پذیرفته شده، قیمت بالاتری دارد… سال گذشته، هر کیلو تریاک حدود ۲۵۰۰۰ افغانی (۳۵۰ دالر) فروخته می شد. امسال، قیمت تریاک مرغوب و حاصل شده از زمین های غیر آبی، به شمول تریاک ذخیره شده و باقی مانده از سال گذشته، تا حدود ۳۸۰۰۰ افغانی (۵۴۰ دالر) فی کیلو افزایش یافته است.
حاجی کریم می گوید، قیمت تریاکی که با استفاده از کود کیمیاوی و زمین های آبی به دست می آید، از ۲۵۰۰۰ تا ۲۸۰۰۰ افغانی (۳۵۰ تا ۴۰۰ دالر) فی کیلو متغیر است.
بدون شک، قیمتهای بالا همچنان یک عامل وسوسه برانگیز برای دهقان هاست تا به کشت خشخاش روی آورند. در موازنه و مقایسه خطر در مقابل سود، تا زمانیکه امحای کامل محصولات حاصله از کوکنار انجام نه یابد، قیمت های بالا خطرناکتر از حذف محصولات زراعتی است: دهقانان و مالکان زمین باید بتوانند حداقل بخشی از محصول خود را، با تغییر در مکان کشت یا رسیدن به توافقی با مقامات محلی، حفظ کنند. علاوه بر این، قیمتهای بالا انگیزههای خاصی برای مقامات ایجاد میکند تا در منافع کشت مواد مخدر مانند تریاک شریک شوند.
در مناطقی که تریاک منبع اصلی درآمد بوده اما از سال ۱۴۰۱ حاصل نشده است، اجرای نامنظم ممنوعیت بر کشت کوکنار، بهویژه با توجه به تجارت مداوم مواد مخدر، ممکن است نارضایتی را افزایش دهد. افزایش بیشتر تولید تریاک همچنین میتواند مجادله بین شبکه های رقیب برای دسترسی به سود حاصل از آن را تشدید کند. برای مثال، جنگ تریاک در بدخشان را باید در چارچوب تنشهای گسترده تر در داخل ولایت دید. همانطور که در مقاله ای از شبکه تحلیلگران افغانستان در سال گذشته بررسی شد، برخلاف سالهای اولیه امارت اسلامی افغانستان، بدخشان اخیراً شاهد مدیریت مستقیمتر و بیرحمانه تری از سوی رهبری مرکزی طالبان بوده است که هدف آن جایگزینی مقامات محلی با اعضای اصلی مورد اعتمادتر و بهره برداری مستقیمتر از منابع این ولایت، به ویژه مواد معدنی آن، است. در بدخشان، چنین روندی به راحتی به روایتی که در بسیاری از ولایات شمالی رایج است، دامن می زند؛ روایتی مبنی بر اینکه رهبری مرکزی امارت اسلامی افغانستان تحت سلطه پشتونها به تدریج جایگزین طالبان غیرپشتون در سطح محلی میشود. با این حال، منافع اقتصادی ممکن است مرزهای شکافهای سیاسی و قومی را کمرنگ کند.
صنعت تریاک، هرچند که کاهش یافته است، هنوز هم عامل مهمی در اقتصاد کلی افغانستان به شمار میرود. کمبود گزینهها و بدیل های واقعی زراعت، کاهش ذخایر و ناپدید شدن سریع کمکهای خارجی ممکن باعث شود که کشت کوکنار دوباره به سطوح قبل از ممنوعیت آن بازگردد. با این حال، این امر مطمئناً مستلزم لغو عمومی این ممنوعیت خواهد بود. تاکنون، چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. در واقع، امیر هیبتالله در خطبه خود به مناسبت عید قربان در ۱۷ جوزا به ممنوعیت فعلی اشاره کرد: «مواد مخدر در افغانستان ممنوع است، نه برای کسب نفوذ در جهان، بلکه بر اساس حکم شریعت اسلامی» (به گزارش تلویزیون ملی، بین دقایق ۳:۴۵ و ۴:۳۰ اینجا گوش دهید). صرف نظر از وسعت میزان آسیب های وارده از این ممنوعیت به کشاورزان، هرگونه تعدیل در سیاست های رسمی درحال حاضر، بعید به نظر می رسد.
مترجم: روح الله سروش
بیاکتنې:
دا مقاله په وروستي ځل تازه شوې وه ۲۹ سرطان / چنګاښ ۱۴۰۴