Afghanistan Analysts Network – Dari Pashto

اقتصاد، پرمختیا، چاپېریال / اقتصاد، توسعه، محیط زیست

فرصت یابی اشتغال بعد از جنگ: دکانداران، کارکنان دولتی و دهقان ها در ولسولی اندر

سباوون صمیم 23 دقیقې

ولسوالی اندر ولایت غزنی در اکثر سال های دوران جمهوریت  – از سال ۱۳۸۲ تا سقوط آن در سال  1400 میدان جنگ بود. این درگیری ها نه تنها تلفات انسانی به بار آورده، بلکه آسیب های شدید و اختلال در کسب و کار نیز ایجاد کرده است. اقتصاد ولسوالی اندر بار ديگر مسیر رشد را در پیش گرفته   و در حال حاضر نه تنها در رونق گیری است، بلکه در حال سبقت جستن از روند ملی است. نویسنده مهمان، سباوون صمیم، تحقیقات گسترده‌ای در مورد اینکه چگونه درگیری های سال‌های آخر بر کسب‌وکارهای محلی تأثیر گذاشته و چگونه وضعیت اقتصادی منطقه با برگشت امنیت پس از آمدن امارت اسلامی و وفاداری قبلی جامعه به طالبان، تغییر کرده، انجام داده است.

عده ای از ساکنان ولسوالی اندر در رستورانتی در بازار میری بعد از تصرف ولسوالی توسط طالبان، با یک بشقاب تربوز مصرف شده. عکس از وکیل کهسار از خبرگزاری فرانسه، 13 جواز 1400

مقدمه

ولسوالی اندر ولایت غزنی در دو دهه گذشته، بیشتر اوقات محل  درگیری های شدید بود. موقعیت استراتژیک آن، بر سر شاهراه نمبر یک بین کابل و قندهار و یکی از «دروازه‌های» شهر غزنی، و همچنین این واقعیت که بسیاری از مبارزان و رهبران طالبان اهل اندر هستند،  از همان روز های ابتدایی، آن را به کانون جنگ ‌ها تبدیل کرد. شبکه تحلیلگران افغانستان این ولسوالی را برای سالیان متمادی به طور جامع مورد مطالعه قرار داده و گزارش هایی در مورد وضعیت جنگ، اقتصاد، سیاست و فرهنگ در آنجا ارائه کرده است. شبکه تحلیلگران افغانستان در سال ۱۳۹۴ گزارشی با سرخط “یافتن فرصت کسب و کار در بین درگیری ها: دکانداران، طالبان و اقتصاد سیاسی ولسوالی اندر”  را منتشر کرد. در آن توضیح شده بود که چگونه دکانداران، نه تنها تلاش می کنند از جنگ جان سالم بدر برند، بلکه خطوط مقدم جنگ و بسته شدن جاده ها را به نفع خود و ضرر رقبای شان دستکاری کنند. این مقاله پیگیری گزارش سال ۱۳۹۴ و نسخه به روز رسانی شده آن می باشد و به وضعیت ولسوالی اندر بعد از سال ۱۴۰۰ می پردازد.

این مقاله با معرفی مختصر ساختار اقتصادی سنتی ولسوالی اندر و همچنین ماهیت دگرگونی آن با حمله ایالات متحده و روی کار آمدن حکومت جمهوری جدید که پس از سال  1380 کمک‌ها و هزینه‌های نظامی بی‌سابقه‌ای دریافت کرد، آغاز می‌شود. سپس توضیح می دهد که سال های آخر جنگ، زمانی که طالبان کنترول قلمرو بیشتری را به دست گرفتند، چگونه بر اقتصاد محلی تأثیر گذاشت. بخش پایانی به حالت اقتصادی ولسوالی اندر در شرایط کنونی، تغییرات پدید آمده در بازار های اندر که با بسته شدن و تغییر مکان ها روبرو بود، و همچنان اینکه چگونه  بازگشت امارت اسلامی حد اقل در اینجا سبب افزایش امنیت و اثرات مثبت سیاسی و اقتصادی شده است، می پردازد.

ولسوالی اندر در ولایت غزنی. نقشه ترسیم شده توسط راجر هیلمز، ۱۴۰۲

پس زمینه

از نظر تاریخی، ولسوالی اندر عمدتاً دارای اقتصاد معیشتی بود که حول محور زراعت و مالداری و به میزان خیلی محدود تری، حواله های مهاجران اقتصادی متمرکز بود. محصولات عمده زراعتی در این ولسوالی عبارت از گندم، حبوبات، کچالو و انگور بوده است. مردم آنچه را که در محل می کاشتند به منظور برآورده کردن اساسی ترین نیازهای خود به مبادله می گذاشتند. فقط بخش کوچکی از محصولات، در خارج از منطقه بفروش می رسید و امکان خرید کالاهایی مانند مواد سوخت، لباس و ماشین آلات مثل پمپ های آب، جنراتور و رادیو را که در محل در دسترس نبودند، فراهم می کرد. مالداری به عنوان دومین رکن اقتصادی، نیازهای ضروری دیگری را تامین می کرد. گاو و گوسفند، مایحتاج غذایی و پشم را تأمین می کرد و سرگین خشک آنها به عنوان سوخت، برای پخت و پز و گرم کردن خانه ها در زمستان و به عنوان کود استفاده می شد. مرکب و اسب وسیله اصلی حمل و نقل بود. مهاجرت اقتصادی به کشورهای همسایه، عمدتاً پاکستان و ایران، سومین استراتیژی مهم اقتصادی بود. بسیاری از خانواده ها کسی را داشتند که در خارج از کشور کار می کرد و می توانست پول به خانواده بفرستد تا آنها کالاهای مورد نیاز خود را از بازار خریداری کنند. برای یکی از بزرگان جامعه، زندگی در آن زمان بسیار ساده تر بود:

در گذشته، هر چه می خوردیم و استفاده می کردیم، از منطقه بود. زندگی ساده بود و ما به بسیاری از چیزهایی که اکنون به یک ضرورت در زندگی تبدیل شده اند، نیاز نداشتیم. ما برای ماه ها غزنی [شهر] نمی رفتیم. حتی اگر چیزهای مهمی داشتیم که باید بخریم، یک مرد از قریه می رفت و برای همه مردم  همه چیز می خرید. ما  نارنج، مالته، بامیه و سبزیجات را نمی شناختیم. تنها چیزی که می خوردیم کچالو، اشکنه و نان تر و  دوغ بود. مردم همچنین تنوع لباس های امروزی را نداشتند. برخلاف امروزه، مردم نیازی به مراجعه به داکتر برای درمان نه می دیدند. ما درمان های خانگی خود را داشتیم. هیچ موتر یا موتورسایکل وجود نداشت، و بنابراین نیازی به بردن آنها به ِمستری یا پر کردن تانکی آنها از مواد سوخت نداشتیم. زندگی مثل امروز پیچیده نبود.

در سال  1380، زمانی که حملات ۱۱ سپتمبر (۲۰ سنبله ۱۳۸۰) افغانستان را مورد توجه جهانیان قرار داد، وضعیت به طور قابل توجهی تغییر کرد، ایالات متحده امارت اسلامی را سرنگون و جمهوری اسلامی افغانستان تأسیس شد و این کشور کمک های بی سابقه ای دریافت کرد. سطح فوق العاده بالای هزینه های نظامی و کمک های توسعه، معیار های زندگی را ارتقا داد و باعث رشد اقتصادی شد – اگرچه همیشه این نگرانی وجود داشت که این دست آورد ها پایدار نباشد. جاده‌ها، شفاخانه‌ها، مکاتب و خدمات مخابراتی ایجاد شد که نواحی روستاهای منزوی و غیرقابل دسترس را به مراکز شهری نسبتاً عصری و اغلب از نظر فرهنگی متمایز افغانستان و جهانِ فراتر از آن متصل می‌کرد. ولسوالی اندر نیز از این روندهای ملی مستثنی نبود.

استفاده از کالاهای مصرفی وارداتی به زودی به یک هنجار کاملاً جا افتاده تبدیل شد. ذینفعان اصلی این پدیده بازارهای محلی بودند که تاجران از بازارهای بزرگتر در شهرهایی مانند غزنی کالاها را وارد می کردند. بازارهای محلی از نظر وسعت و تعداد فزونی گرفت و کالاهای وارداتی عرضه شده برای فروش متنوع تر شد. این تجارت رو به رشد به این معنی بود که کسب و کار در بازار به منبع اصلی درآمد برای مردم منطقه تبدیل شود. صدها دکان تازه در بازارهای قدیم تأسیس شد و در محلات مختلف بازارهای جدید برپا شد. اکثر قریه ها شاهد  یک یا دو دکان جدید در ساحه بودند.

عمده ترین ذینفعان این تجارت جدید در ولسوالی اندر، بازارهای تأسیس شده میری، نانی و چاردیوال بودند. بازار میری میزبان مرکز ولسوالی اندر و اداره دولتی است، در حالی که نانی در شاهراه نمبر یک که کابل، اندر وقندهار را وصل می کند، قرارا دارد و بازار چاردیوال در جاده میان شهر گردیز در ولایت پکتیا و شاهراه غزنی قرار دارد.

بازار نیمه فعال میری در ولسوالی اندر ولایت غزنی در سال ۱۳۹۲٫ از سال ۱۳۹۶ به بعد در اثر شدت جنگ، تقریباً تمام دکان ها به مناطق کمال خیل و نظروال نقل مکان کردند. عکس از: فضل مظهری، حمل ۱۳۹۲

کسب و کار در این منطقه رونق گرفته بود تا اینکه درگیری طالبان شدت گرفت. اولین ضربه به بازاریان این محل، ناامنی فزاینده در سال ۱۳۸۸ بود که نظامیان طالبان بازار میری را برای جلوگیری از رای دادن مردم در انتخابات ریاست جمهوری بستند. در حالی که بازار بعدها بازگشایی شد، اما پس از اولین بار بسته شدن در سال ۱۳۸۸ در تمام سال های دوران جنگ بار دیگر به درستی فعال نه شد (برای جزئیات بیشتر گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان در سال ۱۳۹۴ را اینجا نگاه کنید).

با تشدید درگیری در این ولسوالی، سایر بازار ها نیز قربانی آن شدند. نانی محل نبردهای خونین بین طالبان و نیروهای امنیت ملی افغانستان و همچنین نیروهای خارجی به رهبری ایالات متحده بود که در یک دوره تا سال  1393به طور فعال درگیر جنگ بودند. این بازار، اگرچه به طور رسمی تا پایان جنگ بسته نشد، اما هدف مکرر حملات طالبان بود، تا جایی که مردم جرئت بازدید از آن را نداشتند و عملاً بسته شد.

چاردیوال، در حالی که میزبان هیچ یک از ادارات دولتی نبود، شاهد حملات مکرر بر کاروان های عبوری نیروهای امنیت ملی بود که به پایگاه نظامی بند سرده و ولایت پکتیکا می رفتند. همچنین برای کسب و کار دکاندران و بازدید مشتریان بسیار خطرناک شد.

یکی از این کسبه کاران در چاردیوال انور بود که دو دکان بزرگ اجاره کرده بود که مرغ، سبزیجات، میوه های تازه و نوشیدنی می فروخت. او به نویسنده گفت که دکانش همیشه پُر از مشتری بود، زیرا قیمت هایش از بقیه بازار نازلتر بود و همیشه میخواست که میوه و سبزیجات در انبار داشته باشد. کسب و کار رونق داشت. سپس در سال ۱۳۹۵، طالبان در نیمه های شب یک مین زمینی در مقابل دکان او جابجا کردند که صبح روز بعد در وقت عبور کاروان اردوی ملی افغانستان منفجر شد و یک سرباز و چند غیرنظامی کشته و زخمی شدند. اگرچه انور جان سالم بدر برد، اما پس از حمله توسط سربازانی که او را به دلیل تسهیل حمله سرزنش می کردند، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

انور گفت که چند ماه بعد از یک فرمانده محلی طالبان تماس تلفنی دریافت کرده است که از او خواسته به مسجدی در قریه مجاور بیاید. وقتی به آنجا رفت، دوباره مورد ضرب و شتم قرار گرفت و یک هفته زندانی شد و این بار متهم به کمک به اردوی ملی شده بود. انور به جزئیات بیشتر اشاره نکرد، اما داستان او نشان می‌دهد که کسب‌وکارهای محلی تا چه حد می‌ توانستند در برابر سوء ظن‌ها و ادعاهای مطرح ‌شده توسط همه طرف‌های درگیر آسیب ‌پذیر باشند.

هرچه جنگ شدیدتر می شد، بازار و بازاریان بیشتر آسیب می دیدند. با این حال، در سال ۱۳۹۶، از سه بازار، دوتای آن یعنی میری و چاردیوال هرکدام ضربه های شدیدی متحمل شدند. در ماه میزان/عقرب همان سال، طالبان میری، مرکز ولسوالی اندر را محاصره کردند و ده‌ها دکان را که مورد اصابت راکت‌ و ماشیندار قرار گرفته بودند، ویران کردند و باعث بسته شدن کامل بازار شدند. در همین حال، طالبان نیز تصمیم گرفتند تا راه ارتباطی غزنی به پکتیکا را که بازار چاردیوال در آن قرار دارد، تخریب و مسدود کنند. این منجر به بسته شدن کامل چاردیوال شد زیرا تاجران به سرعت بازار را تخلیه کردند و کسب و کار از بین رفت. اردوی ملی چندین عملیات نظامی برای بازگشایی جاده و همچنین بازار انجام داد، اما هر بار با حملات شدید طالبان مواجه شد. تقریباً همه عملیات ها شکست خورد. کل بازار در سال متروک شد و دکان های خالی با سوراخ های متعدد ناشی از اصابت گلوله و راکت باقی ماند.

انور یکی از آن کسبه کارانی بود که مجبور به ترک دکان های خود شده بودند. او تجارت پر رونق خود را رها کرد و همه اجناس را از دکان هایش به خانه منتقل کرد. او به شبکه تحلیلگران افغانستان گفت، “زمانیکه خساره ترک کردن دکان ها را محاسبه کردم، بیش از دو صد هزار روپیه پاکستانی – معادل ۱۸۰۰ دالر امریکایی در آن زمان بود. بیشتر کالا ها از بین رفت یا تاریخ شان گذشت.

تا سال ۱۳۹۷ هیچ بازار بزرگی در اندر به طور کامل فعال نبود. نانی از نظرتخنیکی باز بود، اگرچه درگیری بین طالبان و نیروهای امنیتی جمهوریت عملاً به معنای تعطیلی آن بود. در حالی که کسبه کاران مراکز تجاری خود را از دست داده بودند، تسلیم نشدند، بلکه همراه با مردم محل، راه‌های جدیدی برای تجارت یافتند.

بازار های ولسوالی اندر ولایت غزنی: بازار های قدیمی که دوباره ایجاد شده اند. دایره های بزرگتر نشاندهنده بازار های احیا شده قدیمی و دایره های کوچکتر نشاندهنده بازاری که درگیری در آن جریان داشت و دکانداران و مشتریان از آن فرار کردند، می باشد. پایگاه های نظامی هم نشان داده شده اند. نقشه توسط راجر هیلمز برای شبکه تحلیلگران افغانستان، سال ۱۴۰۲

بازار ایجاد شده توسط جنگ

اندر ولسوالی ای نبود که درگیری ها باعث جابجایی های عمده شود. گذشته از دوره‌هایی که درگیری‌های بزرگ میان طالبان و نیروهای  کم دوام خیزش مردمی  یا مقاومت محلی، یا محاصره مرکز ولسوالی رخ می‌داد، اکثریت قریب به اتفاق مردم، به‌ویژه در مناطق تحت کنترول طالبان، در خانه‌های خود زندگی می‌کردند(گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان در مورد خیزش مردمی را اینجا نگاه کنید).

زمانیکه بازار های میری و چاردیوال بسته شدند، مردم محل دیگر نمی توانستند نیاز های شان را از داخل ولسوالی اندر برآورده کنند، بنابراین تنها گزینه برای آنها سفر به شهر غزنی بود. با این حال، همانطور که یکی از دکانداران توضیح داد، این سفر هم پُرهزینه و هم پُر خطر بود:

وقتی بازارها بسته می شد، مردم برای رفع نیازهای خود به غزنی می رفتند. آنها برای رفتن به آنجا به زمان و پول بیشتری نیاز داشتند. آنهایی که موتر داشتند ۵۰۰ افغانی اضافی برای سوخت موترهایشان خرج می کردند. کسانی که موتر نداشتند، ۲۰۰ افغانی برای کرایه بس می پرداختند. نکته مهم این است که نیم ساعت بیشتر طول می کشید تا به غزنی برسیم و بعد از آن نیم ساعت دیگر برای برگشت. بنابراین، دسترسی به غزنی  بسیار دور و دشوار بود. درگیری ها در جاده به سمت غزنی عادی بود و مسافران اغلب در درگیری و زد وخورد بین دو طرف بند می ماندند.

یکی دیگر از مصاحبه شوندگان نیز اهمیت بازارهای محلی و تأثیر بسته شدن آنها را چنین بازگو کرد:

در گذشته، زمانی که نیاز به تعمیر پمپ آب یا موتر داشتیم، آن را به مِستری در چاردیوال می بردیم. رسیدن به آنجا آسان بود و زمان کمتری از رفتن به غزنی می برد. اما وقتی دکان ها در چاردیوال بسته شدند، ما فقط برای خرید چیزی یا ترمیم موتر یا ماشین آلات به غزنی سفر می‌کردیم که این بار اضافی بر دوش ما بود.

دکاندارانی که در بازارهای بسته کسب و کار داشتند، مجبور بودند راه هایی برای بازگشایی آنها بیابند. این تنها منبع درآمد آنها بود و می خواستند به نیازها و تقاضاهای مردم محل پاسخ دهند. آنها همچنین تحت فشار طالبان قرار داشتند، که دکانداران را وادار می کردند تا کسب و کار خود را به مناطق تحت کنترول آنها انتقال دهند. این کار به چند دلیل به نفع طالبان بود: یکی اینکه به آنها کمک می کرد با جلب حمایت بیشتر مردم برجمهوریت تفوق یابند و تصویر خوبی ازدولتی در سایه خود در آن زمان ترسیم و همچنان نیاز های اولیه خود را برآورده کنند. طالبان نیاز به خرید سوخت، استفاده از خدمات مِستری/میخانیک برای موترها و موتورسایکل های خود، داشتن کلینیک های خصوصی برای جنگجویان مجروح خود و تهیه مواد خام برای ساخت بمب های انتحاری و انفجاری داشتند. این بازارها همچنین به‌عنوان مراکزی برای تجمع ، برنامه‌ریزی، جلب و جذب نیرو وحمایت عمل می‌کردند.

در نتیجه، تعدادی بازار جدید در مناطق تحت کنترول طالبان ایجاد شد. در واقع، بازارهای جدید عملاً همان بازارهای قدیمی چاردیوال، نانی و میری بودند که فقط به مناطق امن تری منتقل و چند پارچه شدند.

بازار میری از سال ۱۳۹۶ به بعد به‌ تدریج به قریه نزدیک به نام کمال خیل منتقل شد که در آن بازار کوچکی از قبل وجود داشت. بخش دیگری از آن در نظروال، یکی دیگر از قریه های مجاور ایجاد شد. تقریباً هر چیزی که در میری موجود بود – از میخانیک/مِستری، داکتر و خیاط گرفته تا دستگاه های فوتوکاپی، لباس و مبایل، به کمال خیل یا نظروال منتقل شد.

بازار چاردیوال نیز به سرنوشتی مشابه دچار گردید. در ابتدا به دو بخش عمده و چند قسمت فرعی تقسیم شد. بخش قابل توجهی از آن به ابراهیمزی نقل مکان کرد، که قبلاً یک بازار کوچک بود و به عنوان مرکز ولسوالیِ موازی طالبان شناخته می شد. در همان زمان، طالبان مسیر شاهراه غزنی-پکتیکا را تغییر دادند و به دور از جاده قیر ریزی شده به یک مسیر کوچک و خاکی منحرف کردند که از قریه های تحت کنترول طالبان در نزدیکی ابراهیمزی می گذشت. این امر در کنار رقابت و کمبود جا در ابراهیمزی باعث شد که برخی از دکانداران در امتداد مسیر خاکی شاهراه غزنی-پکتیکا، در سه کیلومتری ابراهیمزی، بازار جدیدی ایجاد کنند. بازار جدید دلبر نام داشت.

انور گفت که دوستانش پس از چند ماه تلاش توانستند او را متقاعد کنند که کسب و کار خود را در ابراهیمزی از سر بگیرد. او گفت: “نمی‌خواستم  دکانم را دوباره راه‌اندازی کنم، زیرا ابراهیمزی آنقدر از چاردیوال دور است که فکر نمی‌کردم به اندازه کافی مشتری در آنجا پیدا کنم.”  اگرچه هزینه انتقال به یک مکان جدید سنگین بود، اما او گفت که تصمیم او به زودی نتیجه داد و دکان او دوباره مشتری های کافی در ابراهیمزی جذب کرد.

اندکی پس از آن، دکانداران نواحی شرقی ولسوالی اندر نیز تصمیم به راه اندازی بازارچه ای جدید گرفتند تا نیازهای مردم  زیادی را در مناطقی که جایگزینی برای بازار متروکه چاردیوال نداشت، برطرف کنند. بازار جدید در قریه شصت در فاصله دو کیلومتری جاده اسفالت و چاردیوال قرار داشت. این بازار پس از آن ایجاد شد که طالبان پایگاه‌های باقی‌مانده اردوی ملی و پولیس محلی افغانستان را از جاده پاکسازی کردند و منطقه را تقریباً به طور کامل تحت کنترول خود در آوردند. بازار شصت به سرعت شهرت یافت و با دکان های نوساز و فضای وسیع و نزدیک به چاردیوال، مشتریان را به خود جلب کرد. اکثر دکانداران چاردیوال که کسب و کار خود را رها کرده بودند دوباره آنها را در بازار شصت راه اندازی کردند. بازار شصت همچنین کسب و کارهای جدید را جذب کرد.

این دوره برای دکانداران یا مشتریان آسان نبود و اختلال به شدت احساس می شد. بازار میری در مرکز ولسوالی از موقعیتی با دسترسی آسانی برخوردار بود، با جاده قیر ریزی شده، شبکه های مبایل و ادارات دولتی که خدمات رسمی ارائه می کردند. این در تضاد شدید با بازار های جدید جاگزین درکمال خیل و نظروال قرار داشت که هیچ کدام از این مزیت ها را نداشتند. مردمی که در گوشه شمالی این ولسوالی زندگی می‌ کردند، با جاده‌های قیر ریزی نشده و مسافت‌های طولانی احساس می ‌کردند که دیگر هیچ‌کس به آنها خدماتی ارائه نمی کند. رقابت پیچیدگی های بیشتری را اضافه کرد. به عنوان مثال، بازار تازه تأسیس دلبر، جایگزینی برای بازار کمی قدیمی تر ابراهیمزی شد و مشتریانی را از قریه های جنوبی اندر، که قبلاً مجبور به سفر به چاردیوال یا ابراهیمزی بودند، جذب کرد. در نتیجه دکانداران ابراهیمزی سعی کردند برای بازار جدید دلبر دردسر درست کنند. به گفته یکی از ساکنان، آنها حتی به طالبان شکایت کردند که چرا اجازه ایجاد بازارچه جدید را داده اند.

تا اواخر خزان ۱۳۹۷، بیشتر بخش‌های اندر به شمول مرکز ولسوالی تحت کنترول طالبان قرار گرفت. در ماه میزان ۱۳۹۷، مرکز ولسوالی اندر به تصرف طالبان درآمد که منجر به بازگشایی بازار میری شد. با کاهش ترس از درگیری، میری در نهایت مجدداً به همان چیزی که بود، تغییر شکل داد، دکانداران بازگشتند و کسب و کار های جدید افتتاح شد. وضعیت در نانی اما بهبود نیافت. حملات در شاهراه ادامه یافت. بازار آسیب دید. سرنوشت چاردیوال نیز به دلیل نزدیکی دو پایگاه تحت محاصره اردوی ملی به همین شکل باقی ماند.

بازارهای جدید مانند بازارهای کمال خیل، ابراهیمزی، دلبر، کلاخیل و شصت، تا حد زیادی از برکت ثبات نسبی ناشی از کنترول طالبان، رونق داشتند. از آنجایی که درگیری به تعداد انگشت شماری از پایگاه ها و پُسته ها محدود شد و بازارها، در مناطق دورتر خارج از دسترس دولت در قلب ساحه تحت کنترول طالبان قرار داشتند، امنیت برای مشتریان و دکاندارانی که از چاردیوال، میری و نانی  نقل مکان کرده بودند، بی سابقه بود. بازارها تا نیمه های شب باز می بود. برای مشتریانی که در مناطق غیرقابل رقابت زندگی می کردند، تا زمانی که نمی خواستند خیلی دور سفر کنند، زندگی نسبتاً آرام بود.

پایان جنگ و اقتصاد فعلی اندر

پیروزی امارت اسلامی در سال ۱۴۰۰ آرامش وسیع را برای ساکنان  ولسوالی اندر به ارمغان آورد. باری که جنگ بر دوش آنها و اقتصاد آنها گذاشته بود ، به ویژه پس از سال ۱۳۸۸بسیار سنگین بود. اگر چه ولسوالی اندر مانند بقیه مناطق افغانستان به دلیل ورود پول های خارجی به کشور، شاهد رشد و توسعه عمومی اقتصادی بود، اما هنوز هم کسب و کارهای محلی در این ولسوالی از خشونت ها و ناآرامی ها، فضای سوء ظن و آزار و اذیت ناشی از آن، از سوی طالبان و نیروهای جمهوریت متضرر می شد. بسیاری از دکانداران مجبور به نقل مکان شدند که هزینه آن به ناچار به مشتریانشان منتقل میشد. در جریان جنگ وخشونت، دکان های دیگری نیز آسیب دید و سوخت.

خشونت و جنگ در ولسوالی اندر در ماه سرطان سال ۱۴۰۰ پس از تسلیم شدن دو پایگاه آخر نظامی در آن ولسوالی به طالبان، پایان یافت. این یک ماه قبل از تسلط کامل طالبان بر افغانستان در تاریخ ۲۴ اسد بود. بلافاصله پس از پایان جنگ در ولسوالی اندر، شاهراه غزنی- پکتیکا و راه میری بازگشایی شد.

هنگامی که امارت اسلامی مجدداً تأسیس شد، کمک های بین المللی به افغانستان بلافاصله پایان یافت و اقتصاد وابسته به کمک ها در این کشور، درهم ریخت. پس از مدتی، کمک کنندگان مجدداً برای مقابله با وضعیت وخیم اقتصادی، ارسال کمک‌های بشردوستانه به افغانستان را از سر گرفتند. مقامات جدید نیز به نوبه خود اقداماتی برای ثبات اقتصاد کشور انجام دادند )دوسیه اقتصادی شبکه تحلیلگران افغانستان را اینجا نگاه کنید). رکود شدید اقتصادی که پس از ماه اسد ۱۴۰۰ به وجود آمده بود کمی کاهش یافت و نسبتاً استوار شد، اما اقتصاد هنوز هم شکننده است و بخش های خدماتی، زراعتی و صنعتی همچنان در حال انقباض هستند و بسیاری خانواده ها در فقر شدید به سر می برند (گزارش توسعه سالانه بانک جهانی که در این اواخر نشر شد و تازه ترین نظر سنجی نظارت بر رفاه را اینجا نگاه کنید).

با این حال، رکود اقتصادی از ماه اسد ۱۴۰۰ به این سو در تمام مناطق افغانستان تأثیر مشابه و مساوی نداشته است. برخی از مناطق، مانند اندر، که در طول جنگ به شدت آسیب دیدند، روند نزولی عمومی در اقتصاد را به چالش کشیدند. به نظر می رسد که با استقرار مجدد امارت و توقف درگیری ها، از میان رفتن پراکندگی و بی ثباتی در این منطقه، رشد و چشم اندازهای جدیدی به وجود آمده است. در حالی که هیچ آمار رسمی برای اثبات این موضوع وجود ندارد، هنوز راه هایی برای سنجش پیشرفت اقتصادی اندر یا حداقل ثبات میسر است. یکی از آنها، تعقیب وضعیت بازارهاست. آن‌ها اقتصادی را به تصویر می‌کشند که در آن مصرف‌کنندگان حضور دارند، کرایه ها افزایش یافته است و تمایل به سرمایه‌گذاری بالاست – اینها همه، افزایش بالقوه در درآمد موجود را نشان می دهند.

با پایان یافتن جنگ، جاده ها در سراسر ولسوالی اندر باز و بازارهای قدیمی دوباره رونق یافتند. بازار میری که از ۱۳۹۸ به این سو بخاطر نا امنی گسترده و متروک ماندن جاده اسفالت قسماً فعال بود، به طور کامل بازگشایی شد. چاردیوال نیز به تدریج شروع به بازگشایی کرد. شاهراه به جاده اسفالت که مستقیماً از چاردیوال می گذشت، وصل شد. ساکنان محلی و دکانداران وقتی دانستند دیگر اردوی ملی در منطقه نمی آید و جنگ بار دیگر شروع نمی شود، با اطمینان شروع به بازسازی دکان های آسیب دیده در چاردیوال کردند. بازار نانی نیز از آنجایی که پایگاه نظامی حکومت جمهوری و کاروان های عبوری دیگر هدف نبودند، امن شد.

سه بازار بزرگ اندر بار دیگر بزرگتر و وسیعتر شدند. تاجران و ساکنان تلاش کردند تا از مزایای فرصت های تجاری جدید بهره ببرند و دکان های خود را به مکان اصلی بازگردانند. بازار های دوران جنگ همه رها شده اند، به استثنای بازار کمال خیل و ابراهیمزی که هنوز هم فعال اند، اما کار شان بسیار کاهش یافته است. نوسانات تقاضا، در کرایه دکان ها منعکس می شود. مثلاً در چاردیوال کرایه یک دکان قبل از ماه اسد ۱۴۰۰ تقریبا ۵۰ هزار روپیه پاکستانی بود، اما پس از آن تقریباً سه برابر شده است. برای بسیاری از دکانداران مانند این شخص در بازار چاردیوال، قبل از بازگشایی دکان باید اول سرمایه گذاری می کردند:

دروازه دکانم در یک درگیری مورد اصابت آر پی جی قرار گرفت. دکان همراه بسیاری از کالاهای داخل آن به طور کامل نابود شد. دقیقاً نمی‌دانم چه کسی، اما یکی از طرف‌های متخاصم وارد دکان من شده و هرچه به دستشان افتاده، غارت کرده بودند. دکان های همسایه هایم بر اثر اصابت هاوان به طور کامل سوختند. دکانداران در این جنگ ها خسارات مالی زیادی متحمل شدند. وقتی جنگ تمام شد، دکانم را بازسازی کردم و یک دروازه جدید خریدم. هزینه تعمیرات دکان برای من ۱۵۰۰۰۰ روپیه پاکستانی (تقریباً ۶۰۰ دالر امریکایی در آنزمان) شد.

در چاردیوال و میری نیز تقاضا برای دکانهای بزرگ و جدید وجود داشت. زمین های اطراف بازار در هر دو مکان متعلق به دولت است و امارت اسلامی تصمیم گرفت آن را به افرادی اجاره دهد که می خواستند دکان، بازار و سایر کسب و کار ایجاد کنند. آنها شروع به دادن مجوز رسمی برای کرایه یک قطعه زمین بر اساس نرخ ثابت سالانه کردند. این به نوبه خود باعث ایجاد رقابت در میزان بزرگ بین کسبه کاران شد. دکانداری از چاردیوال گفت: “همه تلاش می کردند زمین بیشتری به دست آورند. مردم از ارتباطات شخصی خود با [مقامات] ولسوالی استفاده می کردند. برخی حتی جواز خود را به دیگران فروختند.”  مالک مارکیتی نوساز در میری چگونگی تصمیم خود برای سرمایه گذاری را چنین توضیح داد:

وقتی مردم را می دیدم که بسیار زیاد مشتاقانه دنبال دکان ها می‌گردند، فکر کردم که خوب حالا جنگ تمام شده است، مردم ولسوالی اندر ثروتمند هستند وکرایه ها قبلاً افزایش یافته است، پس چرا اینجا بیش از هر جای دیگری سرمایه‌گذاری نکنیم؟ این کار به پول زیادی نیاز ندارد و وقتی کسی عجله مردم را می بیند، به نظر می رسد که ممکن است همه چیز خوب پیش برود. به شاروالی ولسوالی رفتم و مجوز ساخت یک مارکیت دو طبقه را خواستم. تابستان گذشته شروع به ساخت و ساز کردم و کار نیمه تمام است. تخمین من درست بود: حتی قبل از تکمیل بازار من، بسیاری از مردم درخواست کرده اند که یک، دو یا سه دکان  به آنها اجاره داده شود.

انور، دکانداری که کسب و کار خود را از چاردیوال به ابراهیمزی انتقال داده بود نیز برگشته است. دکان های قدیمی او در درگیری ویران شده بود و او مجبور شد دکان های جدید را اجاره کند و تجارت خود را سر از نو بسازد. اگرچه اکنون کرایه دو برابر بیشتر از آنچه است که قبلاً می پرداخت، شکایت نمی‌کند.  او می گوید، “خدا را شکر می‌کنم که اکنون هیچ‌کس مرا لت و کوب نمی کند، کسی مرا زندانی نمی‌کند و درگیری‌ها تمام شده است.”

بازار چاردیوال در ولسوالی اندر ولایت غزنی از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ تا اول میزان ۱۴۰۲، ساختار های جدید مشخص و برجسته شده. تصاویر سال ۱۴۰۰ از ماکسر تکنالوجی، تصاویر سال ۱۴۰۲ مربوط به ماهواره های آژانس فضایی اروپا، گرافیک توسط راجر هیلمز برای شبکه تحلیلگران افغانستان در سال ۱۴۰۲

تنها عامل اصلی رشد بازارهای ولسوالی اندر پایان جنگ بوده است. یکی از باشندگان این ولسوالی توضیح داد که چگونه بهبود امنیت، پویایی بازدید از بازار میری در مرکز ولسوالی را تغییر داده است:

وقتی در زمان جنگ به بازار می رفتم، سعی می کردم هر چه سریعتر خرید کنم. در زمان‌های مشخصی که به زمان گزمه اردوی ملی افغانستان معروف بود، دکانها بسته می‌شدند و مردم بازار را تخلیه می‌کردند تا در درگیری و تیر اندازی بین دو طرف بند نمانند. به ویژه، ما قبل از تاریکی به خانه می رفتیم، زیرا پُسته های تلاشی پولیس مردم را آزار می دادند یا خودشان مورد حمله قرار می گرفتند. حالا برعکس، هر وقت بخواهم اینجا می آیم. هفته گذشته مشکل صحی عاجل داشتیم ومن مجبور شدم نیمه شب مریض خود را نزد داکتر بیاورم. پس به میری رفتم. سه داکتر نوکری بودند. او را معاینه کردند، دوا  دادند و ساعت دو نیم شب برگشتیم به خانه. این کار دو سال پیش غیرممکن بود.

یکی دیگر از اهالی نقل می کند که بازدید از بازار نانی اکنون چقدر متفاوت است:

در طول جنگ، وقتی به نانی می‌رفتیم، مطمئن نبودیم که زنده برمی‌گردیم یا نه. از یک طرف یک پُسته دولتی نزدیک بازار بود و طالبان بدون توجه به بازار به آن حمله می کردند. از سوی دیگر، سربازان پُسته برای ما مشکل درست می کردند ومبایل های ما را چِک می کردند. آنها مردم مناطق ما را متهم می کردند که طالب و یا طرفدار طالبان هستند. آنها هر کس را که می خواستند به اتهام طالب یا جاسوس طالبان بازداشت می کردند. حالا هرکس می تواند شب و  روز برود و هرچه می خواهد بخرد. هیچ کس از شما نمی پرسد که از کجا آمده اید یا به کجا می روید.

برای دکانداران، محیط امنیتی جدید به این معنی است که آنها می توانند بدون ترس تجارت کنند، همانطور که در زیر توضیح داده شده است:

در زمان جنگ مشکلات زیادی داشتیم. طالبان دکانداران را به خاطر فروش اجناس به سربازان اردو لت و کوب می کردند. نیروهای دولتی دکانداران را به دلیل کمک به طالبان در جاسازی مین های زمینی یا انتقال اطلاعات در مورد تانک هایی که می آمدند، زندانی می کردند. بر علاوه،  نیرو های اربکی آزادانه هرچه دکانداران در دکان های خود داشتند می بردند. حالا الحمدلله همه اینها تمام شد. هیچکس اذیتت نمیکند هیچ کس به شما برچسب نمی زند و شما را به خاطر طالب یا اربکی بودن آزار نمی دهد.

علاوه بر این، همانطور که یکی از مصاحبه شوندگان یاد آور شد، تاجرانی که کالا ها را از شهر غزنی به بازارهای محلی انتقال می دادند، مجبور می شدند در مسیر راه “به چندین پُسته پولیس رشوه بدهند” که این هم به همین ترتیب با پایان جنگ متوقف شد. او این حالت را، اینگونه تشریح کرد:

رشوه ها خیلی زیاد و نامنظم بود. اگر پُسته تلاشی مشکلی می داشت، مبلغ هنگفتی می خواستند و اگر آن را نمی پرداختی، لت و کوب و حتی تیرباران می شدی. این امر باعث شد تا بسیاری از تجار و کسبه کاران واردات کالا را متوقف کنند، زیرا آزار و اذیت و اثرات آن بر کسب و کار غیرقابل تحمل بود.

علاوه بر این، با توقف خصومت ها، اکنون مردم از هر بخش از جامعه جرئت می کنند آزادانه به بازارها رفت و آمد کنند. در جریان جنگ، بخش بزرگی از مردم به سادگی از سفر به مناطق و بازارهای خاص اجتناب می کردند: کسانی که در ساحات تحت کنترول طالبان زندگی می‌کردند در معرض خطر برچسب خوردن به عنوان طرفدار طالبان و آزار و اذیت ازطرف جناح دولتی بودند که تقریباً تا اواخر ۱۳۹۶ بازارهای اصلی ولسوالی در کنترول شان قرار داشت. بعد، پس ازسال ۱۳۹۷، زمانیکه طالبان مناطق بیشتری را تحت کنترول در آوردند، آنهایی که به حکومت وابسته بودند متوجه شدند که آزادی رفت و آمد برای آنها محدود شده است. این محدودیت ها اقتصاد منطقه را تکه تکه کرد و آسیب زد. اکنون، طوریکه یکی از مصاحبه شوندگان در میری توضیح داد، بازارها مزدحم است:

ببین چند نفر اینجا هستند. شاید صدها نفر باشند. متوجه باشید من ثروتمند نیستم، اما هفته ای سه بار به بازار میری می آیم و هر بار که می آیم، چیزی می خرم. همه این کار را می کنند. مردم چپس و آیس کریم می خورند، موتر هایشان تیل مصرف می کند. برخی برای اینترنت به اینجا می آیند و از کریدت کارت استفاده می کنند. بامیه و سبزیجات می خرند. کمتر کسی را می بینید که هنگام بازدید از بازارها پول خرج  نکند. در واقع، کسانی که پول ندارند، نمی آیند. با این حال، بازار همچنان مزدحم است. من فکر می کنم در دو سال آینده مدیریت ازدحام  رفت و آمد وسایط بدون پولیس ترافیک دشوار خواهد بود.

مبنای اقتصادی برای بهبود بازار های اندر

در ابتدای این گزارش، به سه رکن سنتی اقتصاد ولسوالی اندر یعنی محصولات زراعتی، مالداری و حواله پرداختیم. مانند هر جای دیگر، بخش‌هایی در ولسوالی اندر نیز وجود داشت که خطر تبادل آتش و تیر اندازی در آن‌ها کشت و کار را غیرممکن می‌کرد. علیرغم آتش بس های محلی طالبان در تمام مدت فصل خرمن، بنا به اظهارات چندین مصاحبه شونده، محصول شان به دلیل جنگ بین طرف های متخاصم سوخته است. این صدمه به محصول، خانه و زندگی حالا دیگر واقع نمی شود.

مشکل مداوم خشکسالی به بخش زراعت آسیب رسانده است، اما نه به اندازه سایر ولایات از جمله ولایات همجوار. در حالی که سیستم‌های آبیاری سنتی (عمدتاً کاریزها یا تونل‌های زیرزمینی) مدت‌ها پیش ناپدید شدند، اکثر دهقانان اکنون به پمپ‌های آبیاری با انرژی خورشیدی متکی هستند که آنها را در برابر هزینه های رو به افزایش تیل  محافظت می‌کنند. هزینه فعال کردن پمپ های آب خورشیدی زیاد نیست. با این حال، آب‌های زیرزمینی در حال کاهش است، بنابراین همراه با نیاز به حفر چاه‌های عمیق‌تر و خرید یک تخته یا صفحه خورشیدی اضافی در هر سال برای رسیدن به آب‌های زیرزمینی، این تهدید وجود دارد که ممکن است در آینده آب تمام شود یا بسیار عمیق شود که دسترسی به آن غیر ممکن باشد.

با این حال، یکی از دلایل اصلی که اقتصاد اندر به خوبی کار می کند، “رکن” دیگر اقتصادی یعنی حواله است. اینها احتمالاً جایگزین زراعت به عنوان منابع اصلی درآمد خانوار در این ولسوالی شده اند. مهاجرت اقتصادی به امارات متحده عربی، عربستان سعودی، پاکستان و ایران رو به افزایش بوده است و اکثر خانواده ها، طبق تخمین چندین نفر از بزرگان جامعه، حداقل یک نفر دارند که در خارج از کشور کار می کند و پول به خانواده می فرستد. این امر اقتصاد را از بدترین اثرات مشکلات اقتصادی افغانستان محافظت کرده و آن را سرپا نگه داشته است.

ولسوالی اندر حالا منبع درآمد اضافی پس از سال ۱۴۰۰ دارد. این ولسوالی برای مدت طولانی پایگاه و حامی طالبان بود و نظم جدید این پاداش را برایش داده است. علاوه بر تامین جنگجویان و فرماندهان عادی، تعداد زیادی از جنگجویان ولسوالی به قطعه سرخ (واحد ویژه) طالبان استخدام شده و در جریان جنگ علیه گروه دولت اسلامی شاخه ولایت خراسان (داعش) در ننگرهار مستقر شده بودند. ولسوالی اندر مزیت دیگری هم دارد. میزبان یک مدرسه بزرگ به نام نورالمدارس است که یکی از معتبرترین و قدیمی ترین موسسات مذهبی در افغانستان است که میان طالبان در سراسر کشور شهرت دارد.

از زمان تأسیس مجدد امارت، تعداد قابل توجهی از ساکنان اندر به مناصب ارشد دولتی منصوب شده اند. آنها عبارتند از حمدالله نعمانی وزیر شهرسازی و مسکن، ابودجانه فرمانده قول اردوی خالد بن ولید (یکی از هشت قول اردو)، شیخ نورالله منیر وزیر سابق معارف ، مولوی هاشم شهید ورور،رئیس عمومی  دعوت و ارشادو مولوی عبدالخالق،  معاون وزیر معارف و همچنین ده ها مقام متوسط دیگر.

بسیاری از مقامات طالبان و همچنین مبارزان و فرماندهان پیشین به نویسنده گفته اند که هزاران مرد از ولسوالی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در جنگ ها شرکت داشتند یا برای جنبش طالبان کار می کردند، اکنون در دولت استخدام شده اند. به گفته یک مصاحبه شونده شصت ساله، از زمانی که به یاد دارد “این اولین باری است که به این تعداد افراد [از اندر] در دولت وظیفه دارند”. در روشی مشابه، امارت دیگر به مردم محلی اندر که قبلاً از کار در بخش غیردولتی منع کرده بودند – به استثنای بخش های بهداشت و آموزش  که شامل این محدودیت نه می شد، نه تنها  اجازه کار در این موسسات را می دهد، بلکه فعالانه از آن حمایت می کند. نویسنده از موارد متعددی مطلع شده است که در آن افراد از ولسوالی اندر به دلیل وفاداری و حمایت قبلی شان از طالبان برای کار در موسسات غیر دولتی فعال در آنجا، معرفی شده اند.

کمک‌های بین‌المللی، که در جریان جنگ به دلیل خشونت‌، به سختی انتقال داده می شد، به ثبات اقتصادی جدید در اندر نیز کمک کرده است. کمک‌های بشردوستانه به محروم‌ ترین قشر جامعه که فاقد منابع درآمدی جایگزین هستند، ارائه می‌شود و بار دوش کسانی را که نیاز شدید دارند، برمی دارد. یکی از بزرگان جامعه که چهل سال دارد، چنین توضیح می دهد:

در اندر، کسانی که مسافر دارند، یا زمین یا وظیفه دولتی یا کار در موسسات غیردولتی دارند، از موقعیت اقتصادی خوبی برخوردارند. اما چه خوب است کسانی که هیچ کدام از اینها را ندارند، اکنون از کمک های بشری بهره مند می شوند. امارت اسلامی موسسات غیردولتی را به اینجا می آورد و مرتب به فقرا کمک می کنند. آنها کارت دارند [که واجد شرایط بودن آنها را برای کمک اثبات می کند]، و از سازمان های غیردولتی مختلف غذا و پول نقد دریافت می کنند.

در نهایت، هزینه های مرتبط با جنگ و رژیم سابق نیز وجود دارد که دیگر اعمال نمی شود. تغذیه و تمویل طالبان برای باشندگان اندر کار روزانه بود. مردم محلی نیز موظف بودند بخش معینی از محصولات خود را به طالبان (به عنوان عشر) و در سال های اخیر مالیات بر برخی از دارایی های آنها (زکات) اختصاص دهند. همزمان با این، آنها با درخواست رشوه از سوی نیروهای امنیتی جمهوریت، اغلب در هر پُسته تلاشی پولیس ملی و پولیس محلی در امتداد شاهراه، و از سوی مقامات ادارات دولتی مواجه بودند.

طالبان، اما این بار منحیث حکومت هنوز هم مالیات می گیرند. اکثریت مصاحبه شوندگان اما موافق هستند که میزان آن پایین است و نسبت به رشوه های غیرقانونی که باید به نیروهای امنیتی و مقامات جمهوریت می پرداختند، کمتر آزاردهنده است. یکی از مصاحبه شوندگان می گوید: “در گذشته، ما سه بار مالیات می دادیم: اول مالیات رسمی به دولت، دوم، رشوه های کلان به پولیس، و در آخر به طالبان در پُسته های مناطقشان. اکنون فقط طالبان مقدار مشخصی پول را به عنوان مالیات می گیرند.”

قبل و بعد از سقوط جمهوریت: تصاویر ماهواره ای از بازار میری قبل از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ (از مکسر تکنالوجی) و اول میزان ۱۴۰۲ (ماهواره آژانس فضایی اروپا)، ساختار های نو برجسته شده اند. گرافیک توسط راجر هیلمز برای شبکه تحلیلگران افغانستان

پایان جنگ – چه چیزی تغییر کرده است؟

توقف خشونت ها و جنگ آرامش عمیقی را برای مردم ولسوالی اندر به ارمغان آورده بود. زراعت و تجارت می تواند بدون مزاحمت ادامه یابد، کسب و کار ها دوباره ایجاد شده اند و وابستگی ولسوالی به امارت اسلامی صدها شغل ایجاد کرده است. در کنار همه اینها، حواله های پول از خارج برای خانواده در اندر ادامه دارد. در مجموع، اقتصاد اندر نسبتاً باثبات است و حتی نشانه هایی از شکوفایی آن وجود دارد. برای مثال، یکی از مصاحبه شوندگان، تصویری غیرعادی از ثروت نسبی اندر ارائه کرد:

از زمستان سال گذشته، روز به روز بر تعداد گدا های نشسته در جاده غزنی – اندر افزوده می شود. من با بسیاری از آنها صحبت کرده ام و بیشتر آنها اهل اندر نیستند، بلکه از شهر غزنی آمده اند. تعداد آنها در حال افزایش است زیرا آنها مقدار زیادی پول جمع آوری می کنند – مردم اندر ثروتمند هستند و تا حد زیادی به فقرا کمک می کنند. این گداها کسب و کار خوبی گیر آورده اند. در غیر این صورت، اگر آنها پول خوبی جمع آوری نمی کردند، شما حتی یک گدا را در آن ساحه نمی دیدید.

اقتصاد اندر حداقل در مقایسه با سایر مناطق در افغانستان با رکود کلی اقتصادی مقابله کرده است. تا زمانی که حواله‌ها از خارج ادامه می‌یابد و بودجه برای پرداخت به افرادی که در دفاتر دولتی و سازمان‌های غیردولتی کار می‌کنند وجود دارد، وضعیت ولسوالی باید خوب باشد – به استثنای تهدیدی که در کل افغانستان وجود دارد، بحران اقلیم با خشکسالی‌های طولانی و مکرر آن و ترس از اینکه در نهایت، پمپ های آب که با برق خورشیدی کارمی کنند به آب در زیر زمین رسیده نتوانند. اما در حال حاضر، ضرب و شتم افراد در این منطقه که برای مدت طولانی در خط مقدم جبهه قرار داشت، به پایان رسیده است. اندر آشفتگی سیاسی و اقتصادی تقریباً بیست سال جنگ را پشت سر گذاشته و ساکنان آن اعم از  دکانداران، کشاورزان و یا کارمندان دولت که به تازگی منصوب شده اند، از آرامش لذت می برند.  خشونت و جنگ که بر این ولسوالی در خط مقدم تحمیل شده بود، اینک پایان یافته است. شهروندان اندر، خواه کارکنان تازه استخدام شده دولتی، دهقانان یا دکانداران، پس از تحمل نزدیک به دو دهه تحولات سیاسی و اقتصادی، از آرامش لذت می برند.

مترجم: روح الله سروش

لیکوالان: