Afghanistan Analysts Network – Dari Pashto

اقتصاد، پرمختیا، چاپېریال / اقتصاد، توسعه، محیط زیست

برداشت امارت از کمک ها: توطئه، فساد و سوء تفاهم

سباوون صمیم اشلی جکسون 36 دقیقې

علیرغم طرح ادعای آشکار مبنی بر استقبال از کمک های بین المللی، حکومت سرپرست نفوذ فزاینده ای بر فعالیت های بشردوستانه در افغانستان در سطوح ملی و محلی اعمال نموده است. این اعمال نفوذ شامل ممنوعیت کار زنان برای سازمان های غیر دولتی و سازمان ملل می شود. اخیراً دستور تسليم تمام پروژه های آموزشی که در سطح بين المللی تمويل می شوند به وزارت معارف نیز صادر شده است. همگام با ایجاد موانع و افزایش بدگمانی ها در سطوح محلی، دساتیر مهم سرتاسری، شامل تقاضا برای دریافت نامنویس امداد گیرندگان تا بازداشت امداد رسانان، نیز صادر شده است. در این گزارش، نویسندگان مهمان شبکه تحلیلگران افغانستان سباوون صمیم و اشلی جکسون به عوامل موثر در ایجاد محدودیت ها بر توزیع کمک ها و نیروی محرکه ای که برخورد امارت با مساله کمک رسانی و امداد رسانان را شکل می دهد، نگاه کرده اند.

کارمندان در حال استراحت در وقت توزیع مواد غذایی از طرف یک سازمان غیر دولتی در یک سالن ورزشی در کابل. عکس از وکیل کهسار/خبرگزاری فرانسه، 27 جدی 1401

امارت اسلامی در مراحل اولیه پس از برگشت به قدرت در ماه اسد ۱۴۰۰، علاقه مند بود به ملل متحد و موسسات غیر دولتی اطمینان دهد که میتوانند به فعالیت های امداد رسانی خود ادامه دهند. با توجه به اینکه تاسیس امارت اسلامی عمدتاً به معنای پایان خصومت ها و امنیت بیشتر برای امدادگران بود، جای تعجب نیست که برداشت ها و درک اولیه حاکی از ایجاد امکان دسترسی بیشتر بود. تقریباً دو سال بعد، امارت اسلامی محدودیت هایی را در بخش هایی اعمال کرده است که بر چگونگی ارائه کمک ها و اینکه توسط چه کسی فراهم می شود، تاثیر می گذارد. این محدودیت‌ها از کاستن مشارکت زنان در کار کمک‌رسانی گرفته تا تقاضای اطلاعات در مورد امدادگران و دریافت‌کنندگان کمک را شامل می‌ شود. در حالیکه امارت اسلامی در زمان جنگ به دنبال کنترول و تاثیر گذاری بر ارسال کمک ها در مناطق تحت کنترول خود بود، رویکرد آن به عنوان حکومت به اعمال کنترل بر این روند تغییر کرده است. در حالی که محدودیت‌ها در سطح محلی و ملی افزایش می یافت، اولین اقدام ملی مهم هنوز، تا ماه دلو ۱۴۰۰ زمانی که «طرزالعمل کنترول و تنظیم فعالیت‌های سازمان‌های داخلی و بین‌المللی» به موسسات کمک های بشر دوستانه ارائه شد، اعلام نشده بود. این طرزالعمل فرضیه ای را ایجاد می کند که سازمان های امداد رسان غیر شفاف و فاسد اند و نسبت به دوران جمهوریت به نظارت بیشتر و دقیق تری نیاز دارند. با آنکه بعضی بخش های این طرزالعمل با قانون سازمان های غیر دولتی سال ۱۳۸۴ مطابقت دارند، تفاوت اصلی در این است که با دقت بیشتری نسبت به دوره جمهوریت اجرا می شوند. این طرزالعمل همچنان شامل مقررات جدیدی برای جلوگیری از استخدام کارمندان سابق دولت توسط سازمان های امداد رسانی و الزاماتی مبنی بر شریک ساختن معلومات در مورد بررسی ها و ارزیابی ها با مقامات است.

از بسیار جهات، این طرزالعمل در واقع سر آغاز نظارت قاطعانه تر بر کار امداد رسانی می باشد. براساس گزارش دفتر هماهنگی امور بشر دوستانه سازمان ملل، حکومت سرپرست بین ماه قوس ۱۴۰۰ و جوزای ۱۴۰۲، ۱۷۳ دستورالعمل به سطح ملی و محلی صادر کرده است که به طور اوسط کمی بیشتر از دو دستورالعمل در هفته می شود (نمونه آنرا از دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل اینجا نگاه کنید). این محدودیت ها با ممنوعیت کار زنان در سازمان های غیر دولتی در ماه جدی ۱۴۰۱ و همچنان کار آنها در سازمان ملل در ماه حمل ۱۴۰۲، به اوج خود رسید. درعین حال، امدادگران از تلاش روز افزون مقامات محلی برای نفوذ و کنترول اینکه چی کسانی کمک دریافت می کنند، چی کسانی برای کار در پروژه های امداد رسانی استخدام می شوند و اینکه پروژه های امدادرسانی چگونه اجرا می شوند، گزارش داده اند. (گزارش رادیوی ملی امریکا را اینجا نگاه کنید). عواقب سرپیچی از دستورات یا برانگیختن سوء ذنِ امارت اسلامی می تواند شامل دستگیری، ضرب و شتم و توقیف تا تعطیلی کامل پروژه ها گردد. با این حال، هنوز هم می توان در افغانستان کمک رسانی کرد و برخی از موسسات در مورد راه حل ها، اغلب به صورت محلی، اما گاهی در سطح ملی، روی بسیاری از قوانین سخت تر با مسئولان مذاکره کردند.

نگاه امارت اسلامی در مورد کمک ها پیچیده است. از یک طرف، فعالیت های امداد رسانی برای ارائه خدمات خاص مانند صحت و آموزش حیاتی است و برای بسیاری از افغان ها ایجاد شغل می کند. با توجه به اینکه محموله های نقدی سازمان ملل از تلاش ها برای امداد رسانی، تزریق نقدینگی به اقتصاد، تثبیت ارز و مهار تورم حمایت می کند، کمک های خارجی برای حفظ اقتصاد بسیار مهم می باشند. از سوی دیگر، بسیاری از مقامات حکومتی نسبت به سازمان‌های امدادرسان و انگیزه‌های اکثر کمک ‌کنندگان که تاکنون حکومت سرپرست را به رسمیت نشناخته‌اند، مشکوک اند و اعتماد ندارند. مقامات خواستار کمک اند، اما می خواهند نحوه استفاده و برنامه ریزی آن را نیز تحت کنترول داشته باشند.

یکی از عوامل تنش، ماهیت کمک است. اکثریت قریب به اتفاق کمک هایی که به افغانستان سرازیر می شوند، کمک های کوتاه مدت بشردوستانه است. این یک تغییر شدید نسبت به دوره جمهوریت است، که در آن بخش عمده این مساعدتها به کمک های انکشافی اختصاص می یافت، به طور فزاینده ای و واضحاً برای تقویت مشروعیت و توسعه حکومت وقت در بودجه ارائه می شد. کمک کننده گان فعلاً از نظر استراتیژیک کمک های “نجات بخش” بشردوستانه را بر کمک های انکشافی یا سایر انواع کمک ها ترجیح می دهند، دقیقاً به دلیل اینکه این کمک ها قرار است مستقل از ساختار های دولتی و از نظر سیاسی بی طرفانه از طریق نمایندگی های سازمان ملل و موسسات غیر دولتی ارائه شوند. کمک‌های بشردوستانه برای کشورهای مخالف امارت اسلامی مطلوب است، زیرا می‌توانند با سهولت بیشتری مقامات سرپرست را دور بزنند یا از دخالت و کنترول آنها اجتناب کنند. بسیاری از این اشکالات و عیب ها در استراتیژی، مثلاً کوتاه مدت بودن، هزینه های سربار بسیار بالا، ایجاد ساختار های موازی با حکومت، نسبت به گزینه همکاری با امارت اسلامی و یا خروج کامل از کشور ارجحتر می باشند.

دولت های ملی به سختی کار بشردوستانه را مستقل و غیرسیاسی تلقی می کنند، علیرغم اینکه موسسات بشردوست آن را مستقل نشان می دهند. بسیاری از دولت‌ها، مانند سودان و پاکستان، تمایل دارند کمک‌های بشردوستانه را – که معمولاً خارج از سیستم‌های آنها عمل می‌کند – به عنوان تجاوز به حاکمیت خود، تضعیف اقتدار ملی و به طور بالقوه تقویت وابستگی به جای خودکفایی، می پندارند. این ترس در افغانستان تحت امارت اسلامی، که تقریباً تمام کمک های بشردوستانه در آن توسط کشور هایی ارائه می شود که حکومت سرپرست را به رسمیت نمی شناسند (و ارتشهای شان علیه امارت اسلامی جنگیده اند)، هنوز شدید تر است.

این گزارش به بررسی دیدگاه های بعضی از اعضای رهبری امارت اسلامی در مورد کمک ها و عوامل ایجاد  نگرانی  و سوء ظن آنها می پردازد. گزارش بر اساس ۱۶ مصاحبه با مقامات امارت اسلامی و افراد نزدیک به آنها در شش ولایت (دایکندی، غزنی، هرات، کابل، کنر و کندز) صورت گرفته است. این گزارش به عنوان بخشی از یک پروژه مطالعاتی متفاوت در مورد دشواری های امداد رسانی در افغانستان، همچنین شامل مصاحبه با امدادگران و اعضای جامعه نیز می شود (خلاصه آن تحقیق را می توانید در اینجا بخوانید). بخش اول این گزارش ریشه‌های سوء ظن و بی‌اعتمادی امارت اسلامی به کمک‌ها را بررسی می‌کند و متعاقباً به نگرانی‌های آن‌ها در مورد فساد در میان فعالان امدادرسانی می‌پردازد و سپس پیآمدهای این سوء ظن و چگونگی و دلایل امارت برای تنظیم کمک ها را ارزیابی می کند؛ سوء تفاهم موجود بین امارت و امدادگران را توضیح می دهد و قبل از جمع بندی، به فرصت های از دست رفته نگاه می کند که در اوایل به قدرت رسیدن امارت اسلامی در زمینه تأثیرگذاری مثبت تر بر نگرش مقامات در مورد کمک ها وجود داشت.

 نگرانی و سوء ظن نسبت به امدادرسان ها

هرچند دیدگاه های اعضای امارت اسلامی در مورد سازمان های امدادرسان یکسان نیست، اما می تواند به دو رشته روایت اصلی تقسیم شوند. اولین مورد این است که تعدادی از اعضای امارت گمان میکنند که برخی از کارمندان سازمان های بشردوستانه یا کارهای استخباراتی انجام می دهند و یا با قدرت های خارجی به نوع دیگری در ارتباط هستند و هدفشان پیشبرد و ترویج اصول غیر اسلامی است. بنابراین تصور می شود که آنها به طور فعال یا پنهان تلاش می کنند تا امارت اسلامی را سرنگون کنند. بیشتر این باور ریشه در برداشت ها و تجربیات طالبان در جریان جنگ دارد، همانطور که در روایت ذیل از یک مقام محلی امارت در غزنی منعکس شده است:

در دوران جهاد وقتی بزرگان و رهبران ما دستور می دادند که موسسات و کارمندان شان را در ساحات تحت کنترول خود اجازه فعالیت بدهیم، ما این کار را می کردیم. آنها میآمدند و در ساحات مختلف کار می کردند. در آن روز ها که کارمندان موسسات فعال بودند، ما تعداد زیاد مجاهدین خود را در حملات طیاره های بی پیلوت از دست می دادیم. اگرچه نمی‌توانستیم آنها را دستگیر کنیم یا مدارک و شواهدی پیدا نکردیم زیرا اجازه تحقیق نداشتیم، اما بسیار رایج بود که اغلب اوقات، وقتی آنها منطقه‌ای را ترک می‌کردند، چند مجاهد مورد اصابت طیاره های بدون سرنشین قرار می‌گرفت. آنها دستگاه های جی پی اس کوچک را بر موترسیکل های مجاهدین می چسباندند و بعد طیاره های بدون پیلوت مستقیما آنها را هدف قرار می دادند.

این گمان که امدادگران جاسوس هستند و به طور خاص در رهنمایی حملات هوایی دخیل اند، عمدتاً در دوران جنگ گسترده بود(طور مثال به این گزارش موسسه توسعه خارج از کشور در سال ۱۳۹۵ توسط یکی از مولفین را اینجا نگاه کنید). یکی از مقامات امارت در کندز گفت: «بیست سال است که ما تصویر منفی از سازمان های غیردولتی به عنوان دست نشانده ها و جاسوسان خارجی داریم. زمان زیادی برای تغییر این تصور و برداشت نیاز است.»

برخی از افراد بر این باورند که سازمان‌های غیردولتی، اغلب از طریق بررسی‌های نیازسنجی یا فعالیت‌هایی مانند مین‌ پاکی، هنوز اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌کنند که سپس برای منافع سیاسی از آنها استفاده ‌کنند. یک مقام حکومت سرپرست در کندز به صراحت گفت: «سازمان‌های غیردولتی عمدتاً استخباراتی هستند» و افزود «در کشورهایی که حضور مستقیم غرب وجود ندارد، از این روش برای جمع‌آوری اطلاعات و ایجاد آشوب استفاده می‌کنند». او براى موجه نشان داد این ادعا خاطرنشان نمود که چندين تن از مقامات سابق جمهوریت قبلا با سازمانهاى غير دولتى و يا ديگر سازمانهاى بين المللى کار کرده بودند. روابط گسترده ميان مقامات جمهوری و سازمان های بين المللی در تقابل با امارت که در آن تعداد کمی از مقامات ملی يا محلی با سازمانهای کمک رسان ارتباط مستقیم دارند، وجود دارد.

برای بسیاری از مصاحبه شوندگان ما، منبع کمک های مالی و فعالیت های بشر دوستانه دلیل اصلی بی اعتمادی بود. اکثریت فعالیت های بشردوستانه توسط کشورهایی پشتیبانی می شود که نیروهایشان مدت بیست سال با امارت اسلامی جنگیدند، در حالی که بزرگترین کمک کننده یعنی ایالات متحده، آنها را در سال ۱۳۸۰ از قدرت بر انداخت. بسیاری از مقامات امارت در رفع این تناقض آشکار بین کمک به افغان هایی که تحت حاکمیت آنها زندگی می کنند و کشور هایی که دو دهه علیه امارت جنگیدند و از دیدگاه آنها، از طریق تحریم‌ها، ممنوعیت سفر و امتناع از به رسمیت شناختن حکومت شان به مبارزه ادامه می‌دهند، دچار مشکل شده اند.

یک مقام امارت در یکی از ریاست های ولایتی:

برای من در واقع هم خنده آور است و هم غم انگیز. سال ها مردم ما را بمباران کردند، کشتند، بی‌گناهان را به ناحق زندانی کردند، اما اکنون آنقدر نگران ما شده اند که نمی‌خواهند ما از فقر بمیریم. وقتی قدرت و دسترسی داشتند ما را با بمب و گلوله کشتند، اما حالا که دیگر نمی توانند ما را بزنند، می آیند و می خواهند ما را از گرسنگی نجات دهند؟! شما به من بگویید: آیا غیر از اینکه این وسیله دیگری برای کشتن – یا چیزی شبیه به آن باشد، منطقی دیگری در پشت این کمک ها وجود دارد ؟

مقام محلی امارت در کندز:

چه کسی به سازمان های غیردولتی پول می دهد؟ البته کشورهای غربی. همان کسانی که به کشور ما حمله کردند و مردم ما را کشتند. همان کسانی که اقتصاد ما را تحریم کرده اند. همان مردمی که نمی خواهند امارت غالب و پیروز شود. همان مردمی که از خودکفایی افغانستان می ترسند. پس چرا آنها اینقدر نگران وضعیت اسفبار مردم هستند و می خواهند به آنها کمک کنند؟ آیا منطقی است که همان افرادی که عمداً یک مشکل را خلق کرده اند در تلاش برای حل آن باشند؟ اگر صادق هستند، چرا نگذاشتند اقتصاد رشد کند؟ چرا تحریم ها وجود دارد؟ چرا ۲۰ سال ما را کشتند؟

امدادگران اغلب در قبال انتخاب های سیاسی دولت های غربی، به ویژه در مورد تحریم ها و انزوای اجباری بین المللی امارت اسلامی، مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و مقصر شناخته می شوند، زیرا آنها به عنوان عوامل غربی تلقی می شوند. یکی از فرماندهان در کنر نمونه ای از این دیدگاه را بیان کرد و گفت در حالی که امارت از کمک های امدادگران خارجی “قدردانی” می کند، “این فاجعه انسانی که در جریان است، تقصیر خود آنهاست.” او در ادامه گفت: “آنها می خواهند نشان دهند که چقدر به انسانیت اهمیت می دهند، اما در واقع با حمله به کشور ما این وضعیت را ایجاد کردند.” به همین ترتیب، یکی از مقامات محلی امارت در غزنی خاطرنشان کرد که “جامعه بین المللی از یک سو تحریم می کند، امارت را به رسمیت نمی شناسد و این مشکلات اقتصادی را ایجاد کرده است، اما از سوی دیگر به همان مردم کمک می کنند.” مصاحبه شوندگان ما نمی توانستند بین سازمان های امداد رسانی و دولت هایی که آنها را تأمین مالی می کنند تمایز قائل شوند و بسیاری عوامل امداد رسانی را تابع منافع کشورهای غربی می دانستند.

درحالی که دخالت و اشتراک دولت های اصلی کمک کننده در جنگ عامل مهمی است برای این دیدگاه ها، مسائل عمیق تر و ریشه ای ایدئولوژیک نیز وجود دارند. یکی از علمای دینی در غزنی چنین می گوید:

کمک ها، صرفاً  ابزاری دیگری برای ایجاد  فتنه در کشور های مسلمان هستند. چطور ممکن است یک کافر آنقدر سخاوتمند باشد که برای زنده ماندن ما میلیاردها دالر خرج کند؟ آیا او این کار را برای رضای خدا انجام می دهد؟ بدیهی است که نه. در دنیای معاصر، هیچ کس حتی یک سکه پول را مجانی به دیگری نمی دهد، چه رسد به اینکه میلیاردها خرج کند. بنابراین، من با اطمینان می گویم کسانی که کمک می کنند نیت پنهانی دارند. من در جریان کارهایی که برخی کشورها یا سازمان‌های غیردولتی در پشت صحنه انجام می‌دهند نیستم،  اما آنها کاسه ایی زیر نیم کاسه دارند.

مصاحبه شونده دیگر، عالم دینی از کندز، نظرات مشابهی بیان کرد:

کافر هرگز با مسلمان دوست نمی شود. کافرها هرگز به مسلمانان کمک نمی کنند. آنها از هر راه ممکن مانع ظهور و گسترش اسلام شده اند. حتی یک فرد تصادفی می‌فهمد که وقتی فردی برای مبارزه با مسلمانان و اسلام دست به هر کاری می‌زند، چگونه ممکن است که همان شخص واقعاً به همان مسلمانان کمک کند؟ اگر دلایل باطنی ریشه در تفکرضد اسلام نداشت، نه کمکی بود و نه پولی.

يك مقام رسمی حتی تا آنجا پيش رفت كه گفت كارمندان امدادگر ممكن است در صدد ايجاد اختلاف نژادی در شمال باشند، زيرا برخی از اقوام را بر ديگران ترجيح می دهند. فعاليت هاى امداد رسانی بخصوص در ولايت غور در نقاط مرکزی کشور با چالش روبه رو بوده است. مدتی است که والی با عوامل امداد رسانی در تقابل و بن بست قرار دارد. والی سازمان های غیر دولتی را متهم می کند که از طریق توزیع کمک ها اختلاف ایجاد می کنند. او حتی ادعا می کند که سازمان‌های غیردولتی به جای کمک به افراد نیازمند، به پرسونل امنیتی حکومت سابق و جنگجویان داعش از شاخه ولایت خراسان کمک می کنند تا تقویت شوند. (خبر گزاری پژواک این ادعا ها را پوشش داده است. گزارش پژواک را اینجا و اینجا نگاه کنید).

دختری در پرورشگاهی در کابل درحال نگاه کردن به بسته لباس های امدادی. موسسات ملی و بین المللی ازیتیم خانه های افغانستان، کشوری که دارای بیشترین تعداد یتیم در جهان است، حمایت می کنند. عکس از: محمد عبدالله کورتار، خبرگزاری فرانسه ۱۳ جدی ۱۴۰۱

تلاش برای همکاری با زنان و دختران، سوءظن در مورد موجودیت قصد تخریب را بالا برده است. یکی از مقامات در کندز از یکی از سازمان های دولتی به عنوان مثال یادآوری کرده، گفت که معلمان زن را از محل استخدام کرد تا مردم دختران شان را به مکتب بفرستند. چشم انداز درآمد اضافی انگیزه ای بیشتری برای خانواده ها برای آموزش دختران شان ایجاد نمود. این مقام از علمای حامی این برنامه ها انتقاد کرد و آنها را “تله” توصیف کرد. یک مقام دیگر در غزنی نیز برنامه های آموزشی دختران را تلاش برای تغییر نگرش جامعه توصیف کرد و گفت که این برنامه ها شستشوی مغزی است. بار دیگر، یک مقام از کندز تصویر تاریک از آنچه که ممکن است صرفاً تلاش برای ترویج یک پروژه و درک بهتر نیازهای مردم باشد، ترسیم کرد. یکی از کارمندان یک سازمان غیر دولتی پروژه آب با بزرگان و ریش سفیدان محل ملاقات نمود. پس از تشریح کار خود در مورد تأمین آب، از بزرگان در مورد مکتب رفتن دختران پرسید:

اهالی قریه مردمی صادق هستند و این مسائل پیچیده را درک نمی کنند. همه به سوال او پاسخ می دادند. بعد من مداخله کردم و از او پرسیدم که حفر چاه آب چی ربطی به این دارد که آنها دختران شان را به مکتب می فرستند یا خیر؟ او نتوانست جوابی درستی به من بدهد و من به او دستور دادم که فورا قریه را ترک کند و دیگر هرگز نیاید. او چنین اطلاعات حساسی را زیر چتر یک سازمان غیر دولتی که کار رفاهی انجام می داد جمع آوری می کرد. این فقط یک نمونه است که من با آن برخورد کردم. کارهای مشابه زیادی وجود دارند که این افراد انجام می دهند.

بیانیه‌های عمومی سازمان ملل و سازمان‌های غیردولتی درباره فاجعه انسانی نیز احساسات برانگیز بوده است. بسیاری از اعضای امارت چنین اظهاراتی را در جهت تضعیف حاکمیت خود تلقی می کنند نه برجسته کردن مشکلات بشردوستانه در افغانستان:

مقام محلی در کندز:

کجا هستند هزاران کودک و مردمی که به گفته یونیسف و برنامه جهانی غذا از گرسنگی می میرند؟ آنها نمی توانند هیچ یک از اینها را ثابت کنند. مردم دچار فقر هستند و کمبود مواد غدایی دارند، اما از گرسنگی نمی میرند. بار ها در جلسات پرسیدیم که این ارقام مردم مستحق را که نیاز به میلیون ها دالر کمک دارند، از کجا پیدا کردید؟ جواب شان سکوت است. ما می دانیم که سازمان های غیردولتی این کار را چرا انجام می دهند، زیرا می خواهند افغانستان را به خارجی ها بد معرفی کنند. ما به آنها هشدار دادیم که این اظهارات نادرست را نکنند.

مقام محلی در کندز:

برخی از سازمان های غیردولتی و سازمان ملل ادعا می کنند که فقر به این میزان و به این اندازه وجود دارد. آنها می گویند که اکثریت افغان ها غذا برای خوردن ندارند. اما وقتی کسی دسترخوان مردم را می‌بیند، ادعاهای سازمان‌های غیردولتی واقعاً نادرست از آب در می آید. فقر وجود دارد، اما مطمئناً نه به اندازه ای که این افراد به رخ می کشند. در واقع، آنچه آنها می گویند بیشتر جنبه سیاسی دارد تا واقعیت. هدف آنها بی اعتبار ساختن و تضعیف امارت، مقصر دانستن امارت در افزایش فقر، و نشان دادن به جهان خارج است که امارت اسلامی قادر به اداره کشوری که مردم آن از گرسنگی می میرند، نیست.

مقام سطح متوسط امارت در کابل:

این سازمان ها تاکنون جز محکوم کردن امارت چه کرده اند؟ آنها اغلب ادعا می کنند که افغانستان ناامن است و مردم از فقر شدید رنج می برند. آنها می گویند که امارت اسلامی به حقوق این و آن مردم [زنان و اقلیت ها] احترام نمی گذارد. اما تمام قضاوت های آنها بر اساس دستور کار خودشان است و با واقعیت سر نه می خورد. همه امنیت را می بینند. هنوز کسی از فقر نمرده است. زنان بیشتر ازهمیشه محافظت می شوند و احساس امنیت می کنند. با این حال، سازمان‌های غیردولتی و سازمان ملل تنها سعی می‌کنند کوچک‌ترین مشکلی را بیابند و آن را تا حدی باورنکردنی – فقط برای تضعیف نظام اسلامی بزرگ ‌نمایی کنند.

این باور دوباره این تصور را تقویت کرد که امدادگران در تلاش برای رقابت با امارت یا تضعیف آن هستند.

مقام محلی در کندز:

هر چه بیشتر این سازمان های غیر دولتی را مشاهده کنم، به همان پیمانه متوجه می شوم که وظیفه اصلی آنها این است که به عنوان یک حکومت موازی با امارت عمل کنند. ممکن است سازمان‌های غیردولتی کوچک محلی این را درک نکنند، اما در سطوح بالاتر، کسانی که به سازمان‌های غیردولتی محلی پول می‌دهند، مطمئناً این را در ذهن دارند. سازمان های غیردولتی با درازکردن دست کمک به مردم، سعی می کنند به مردم نشان دهند که این خود آنها هستند و نه امارت که به افراد نیازمند کمک می کند. آنها همچنین نشان می دهند که مشکل فقر به خاطر امارت است و سازمان های غیر دولتی فقط در این شرایط سخت به مردم کمک می کنند. مردم مناطق محلی ساده لوح هستند. آنها به موسسات غیردولتی باور می کنند و پیرو آنها می شوند. برای این منظور، کسانی که به سازمان‌های غیردولتی محلی یا کوچک پول می‌دهند، به آنها اطلاع داده‌اند که به مقامات امارت اجازه دخالت در امور آنها را ندهند، زیرا وقتی امارت رهبری را به دست می‌گیرد، آنوقت نمی توانند به اهدافشان برسند.

مقام محلی در غزنی:

سازمان های غیردولتی در تلاش هستند تا افراد، عمدتاً افراد تحصیل کرده را جذب و آنها را از امارت جدا کنند. آنها همچنین با برچسب زدن امارت به عنوان تنها منبع مشکلات اقتصادی در افغانستان، به طور فعال تصویر منفی از امارت را در جهان و برای افغان ها تبلیغ می کنند.

هیچ یک از این مقامات مثال های مشخص یا شواهد خاصی برای اثبات این سوء ظن نداشتند، اما برای آنها وجود انگیزه های پنهان بدیهی بود و معقول ترین راه برای توضیح اینکه چرا خارجی های آمده از کشورهای غیر مسلمان در تلاش برای “کمک کردن” به آنها هستند. برخی دیگری از آنها بر اهداف این کمک ها ظن داشتند که برای متقاعد کردن و تحریک کردن مسلمانان برای گرویدن به یهودیت یا مسیحیت صورت می گیرد. به نظر می رسد که این گمانه زنی ناشی از حکایات یا شایعات محض است که با عدم درک چگونگی کار سازمان های امداد رسانی ترکیب شده است. اما برخی به طور خاص بی اعتمادی خود را در برخی از آیات قرآن ریشه ‌یابی می‌کنند که بر اساس برداشت خود می‌گویند غیر مسلمانان نمی‌توانند با مسلمانان دوست شوند، چه رسد به اینکه خیرخواه آنها باشند. قابل ذکر است که این دیدگاه محدود به اعضای امارت نیست. بسیاری از جوامع روستایی و تا حدی کمتر شهری ممکن است دیدگاه ها یا سوء ظن های مشابهی داشته باشند.

سایر اعضای امارت که معمولاً تحصیلکرده ‌تر هستند، تمایل دارند که از نظر ایدئولوژیک مخالفت‌های شدیدتری داشته باشند که ریشه درقرائت آنها از روایت های دانشمندان مسلمان تندرو و ضدغربی دارد، که به دلیل دسترسی بهتر به تفکر بین‌المللی از طریق دنیای آنلاین و رسانه‌های اجتماعی در دسترس است. مثال دیگر کتاب “فکری پوهنه” یا “دانش فکری” در سال ۱۳۹۴ است که اعضای امارت به طور گسترده آنرا خوانده اند. یک نویسنده آن بنام عبدالهادی مجاهد استدلال می کند که سازمان های غیردولتی، همراه با پوهنتون آمریکایی، مسیحیت را در میان مسلمانان کشورهای مختلف ترویج می کنند. این کتاب ادعا می‌کند که سازمان‌های غیردولتی این پروژه را در دهه ۱۳۵۹در پاکستان آغاز کردند، جایی که آنها “کتاب‌های مسیحی را در کمپ‌های پناهجویان افغان‌ به طور آشکار توزیع می‌کردند.” (صفحه ۳۲۳)

آنانيکه چنين فکر ميکنند، اکثر ادعای خود را با اين استدلال تقویت می کنند که کشورهای غربی رژيم های اسلامی را که مطابق دستور آنها نيست، رد می کنند و سقوط اولین امارت توسط ایالات متحده و حمله به عراق را بعنوان مثال می آورند. آنها همچنین به آشفتگی مصر در سال ۱۳۹۴ پس از انتخابات به عنوان نمونه دیگری از چگونگی تلاش غرب برای تضعیف حکومت های اسلامی اشاره می کنند (گرچه اکثر ناظران به قدرت رسیدن اخوان المسلمین و متعاقباً از دست دادن قدرت شان را به سیاست های داخلی مصر ربط می دهند تا دخالت بین المللی). یکی از مقامات ارشد امارت به یکی از نویسندگان این گزارش گفت که سازمان های غیردولتی “لوای مناسبی برای غرب است که در زیر آن بتواند به این هدف خود یعنی تضعیف حکومت اسلامی دست یابد”. مصاحبه شونده دیگری به یکی از نویسندگان پیام طولانی کتبی با واتس اپ را برای اثبات این نکته ارسال کرد که چین چگونه توانست تنها پس از اخراج سازمان های غیردولتی غربی به رونق اقتصادی دست یابد.

این گونه عدم اطمینان اعتماد منحصر به  اعضای امارات نیست. گروه دولت اسلامی یا داعش – شاخه ولایت خراسان و دیگر سازمان های اسلام گرا دیدگاه های مشابهی یا حتی موکد تری دارند. شاخه ولایت خراسان ِ داعش در مجله العظیم خود امداد رسانی را ممنوع اعلام کرده است، زیرا به باور این گروه، بعلاوه موارد دیگر، از آن در ترویج و گسترش “ادیان دیگر مانند مسیحیت، یهودیت و مذهب تشیع ” استفاده می شود و اینکه آنها با هدایا و کمک های خود می خواهند اذهان مسلمانان را فاسد کنند. شاخه ولایت خراسانِ داعش ادعا نموده که کارمندان سازمان های غیر دولتی اهداف مشروع نظامی اند (اینجا نگاه کنید). حزب التحریر، یکی از گروه های اسلام گرای غیر نظامی، اخیراً سازمان های غیر دولتی را به اشاعه “ارزش های غیر اسلامی” و یا دنبال نمودن “وظایف سیاسی و اطلاعاتی” متهم نموده است (اینجا نگاه کنید). آنها تاکید کرده اند که فعالیت همه سازمان های غیردولتی در کشورهای مسلمان ممنوع شود.

متنفذین محلیِ که نویسندگان با آنها صحبت کرده اند و همچنین تعدادی از اعضای امارت، از نحوه توزیع کمک ها شکایت کرده اند. بزرگان قریه ها بیشتر از اعضای امارت، نگران این هستند که کمک ها بر ارزش های سنتی تأثیر میگذارد. یکی از نگرانی های مهم این است که توزیع کمک ها منجر به وابستگی مردم به آن و عدم علاقه به کار شده است. آنها به این باورند که توزیع کمک های رایگان باعث گسترش “فرهنگ گدایی” می شود و این تلاش عمدی از سوی سازمان های غیردولتی برای لطمه زدن به حیثیت افغان ها و “برده سازی” آنهاست. البته این مورد ویژه چیز جدیدی نیست؛ در دوران جمهوریت و دوره های قبل هم این نگرانی به طور گسترده وجود داشت.

نگرانی در مورد فساد

دومین موضوع اصلی، روایت برخی از اعضای امارت در مورد کمک های ارائه شده توسط امدادگران است که آنها را سود جویان فاسد نشان می دهند که بیشتر نگران پول و قدرت هستند تا رفاه مردم فقیر. مقامات محلی بارها از سوء مدیریت و عدم شفافیت کمک ها شکایت می کردند. بدیهی است که این موضوع ادعاهای آنها را تقویت می کند که حکومت باید بر عملیات کمک رسانی نظارت دقیق اعمال کند تا جلو فساد گرفته شده و این مساله تضمین شود که افغان ها مطابق با نیازهای خود کمک دریافت می کنند. یکی از مقامات در کنر با بیان اینکه “در زمان جمهوریت پول زیادی آمد، اما کمک ها اکثر به یغما رفت”، گفت: “امارت اسلامی جلو این دزدی را گرفته و به نیازمندان کمک می‌کند.” زمانیکه مقامات امارت نظارت خود بر کمک ها را با فساد گسترده دوران جمهوریت مقایسه می کردند، این مساله آشکار می شد. برخی دیگر مواردی از زد و بند ها و اختلاس را در دوران جمهوریت بیان کردند که توسط پرسونل دولتی به آنها اطلاع داده شده بود، یا توضیح دادند که چگونه سازمان ملل و سایر سازمان های بین المللی ارقام را برای حفظ منابع مالی و سرازیر شدن پول بیشتر، بگونه مبالغه آمیز ارائه کرده اند. یکی از مقامات در ولایت کندز گفت، ” آنها برای تأمین بودجه و معاشات خود، هر نوع خلافی را انجام می دهند. آنها به دروغ می گویند که افغانستان با فقر شدید مواجه است.” داستان هایی مانند حرف های این مقام در کندز رایج و معمول است:

ما به سازمان‌های غیردولتی می‌گوییم، اگر می‌خواهید کار کنید، به جای پر کردن جیب خود، روی چیزی کار کنید که به نفع جامعه باشد. این چیزی است که سازمان های غیردولتی دوست ندارند. چند روز پیش، یک سازمان غیردولتی نیمی از تخته های سیستم برق آفتابی را از یک پروژه به سرقت برد. اینگونه اتفاقات با وجود ترسی که آنها از ما و از دقت بررسی های ما دارند،پیش می آیند. با این حال آنها هنوز سعی می کنند، برای مثال، تخته های برق آفتابی را بدزدند. حالا اگر آنها را بررسی نکنیم به نظر شما چه کارهای دیگری انجام خواهند داد؟

نیرو های امارت در زمانیکه مردم  آسیب دیده از زلزله اخیر، منتظر کمک های سازمان بین المللی مهاجرت در ولسوالی سپیره ولایت خوست بودند، ساحه را مراقبت می نمایند. عکس از: ساحل آرمان، خبرگزاری فرانسه/ ۵ سرطان ۱۴۰۱

علاوه بر این، این تصور فراگیر وجود داشت که بخش امداد رسانی، بیشتر علاقه مند حفظ جریان پول های کمک شده به خود است تا مقابله با علل اساسی بحران انسانی. این نگرانی که امدادگران مخفیانه تلاش می‌کنند تا افغان‌ها را به کمک‌ها وابسته نگه دارند و تصور امارت مبنی بر اینکه برنامه‌ها نامناسب یا ناپایدار هستند، پیش فرض های اساسی را که در بالا توضیح گردید، تقویت می بخشد:

مقام محلی در غزنی:

اگر سازمان‌های غیردولتی واقعاً می‌خواهند افغان‌ها از فقر نجات یابند، پس چرا کارهای زیربنایی انجام نمی‌دهند؟ آنها میلیون ها دالر را برای توزیع آرد و روغن خرج می کنند و این حتی برای یک خانواده به سختی برای یک ماه کافی است. چرا در عوض جاده یا شفاخانه نمی سازند؟ اگر واقعاً می‌خواهند به مردم کمک کنند، باید فرصت‌های کاری طولانی‌مدت را برای مردم فراهم کنند.

مقام محلی در کندز:

اگر هدف سازمان‌های غیردولتی رهایی افغانستان از فقر است، چرا با وجود صرف میلیاردها دالر کمک در طول ۲۰ سال گذشته، هنوز به آن نرسیده‌اند. سازمان‌های غیردولتی می‌گویند که این کمک‌ها بشردوستانه است و نباید صرف زیرساخت‌ها یا چیزهایی شود که برای مردم کار فراهم می ‌کند. من هیچ منطقی در این نمی بینم. وقتی هدف شما تأمین معیشت مردم است، آیا بهتر نیست این کار را با دادن شغل های پایدار و دوامدار یا کاری که آنها را برای همیشه از فقر دور نگه می دارند، انجام دهید؟ به جای دادن بسته های غذایی به مردم، بهتر است کارخانه ای بسازید که هزاران نفر بتوانند در آن مشغول کار شوند.

گمانه زنی های بیشتر این مقام حاکی از آن است که هدف، “وابستگی مردم به موسسات” بوده و “دستور کار آنها این است که مردم فقیر نگهداشته شوند.”

یکی از نقاط اصلی اختلاف این است که بسیاری از مقامات احساس می کنند که امدادگران به اندازه کافی با آنها مشورت نمی کنند یا به نظرات آنها در مورد فعالیت هایشان گوش نمی دهند. آنها این را بخشی از کارزارِ بزرگتر “سودجویی” توسط عوامل امداد رسانی و تلاش آنها برای تداوم فساد می دانستند:

مقام محلی در دایکندی:

سازمان‌های غیردولتی همان برنامه‌های دوران جمهوریت را توسعه می‌دهند و رهبران محلی فاسد را توانمند می‌سازند. ما کور نیستیم و می بینیم که آنها با چه کسانی کار می کنند و چقدر فساد در برنامه هایشان وجود دارد. ما شوراهای انکشاف اجتماعی را تعطیل کردیم، زیرا فساد بسیار زیاد بود. برخی از سازمان‌های غیردولتی، اسم دیگری وضع کردند و همان شورا را با نام جدیدی تجدید تشکیل کردند. سازمان های غیر دولتی حتی با مقامات امارت در ولایت دایکندی مشورت نکردند. تنها چیزی که این سازمان های غیردولتی به ما اطلاع دادند این بود که چگونه کمک ها را توزیع می کنند.

ممکن است برخی ها، شاید با توجه به ادعاهایی که تعدادی از اعضای امارت خود رفتار فساد آلود دارند، اظهار شک کنند که هدف امارت بیشتر جلوگیری از فساد و هدر رفتن کمک هاست.از مصاحبه شوندگان در این مورد پرسیدیم. مقامات درخواست کمک برای منافع شخصی را رد کردند، اگرچه یک مقام محلی در هرات پذیرفت که ممکن است موارد جداگانه ای از فساد وجود داشته باشد. او گفت: “ما شکایت هایی شنیدیم که برخی از اعضای امارت نیز از این نظارت برای گرفتن رشوه از سازمان های غیر دولتی استفاده می کنند.” او در ادامه گفت، “آنها سازمان های غیردولتی را تعقیب می کنند و تحقیق می کنند که این پول را کجا و چگونه خرج کرده اند. اگر مشکلی پیدا کنند از موسسات برای خود سهم می گیرند. فکر نمی‌کنم این درست باشد، ممکن است مواردی وجود داشته باشند، اما نه در مقیاسی که سازمان‌های غیردولتی ادعا می‌کنند.” در حالیکه دیگران پذیرفتند که ممکن است در صفوف امارت فساد وجود داشته باشد، آنها امدادگران را به “فاسد کردن” امارت سرزنش کردند و مقصر دانستند. یک مقام محلی در دایکندی گفت: “سازمان های غیردولتی زمانی که از قوانین و دستورالعمل ها عدول بخواهند، به کارمندان ما رشوه پیشنهاد می کنند و کمک هایی به آنها ارائه می کنند. ما ده ها موارد ازین قبیل داریم.” دراین رابطه، قابل ذکر است که یکی از امدادگران اشاره کرد که “برخی از مقامات کنونی در صدد ریشه کن کردن فساد اند. اما انجام این کار، به دلیل موجودیت عنصر توزیع در این پروژه ها [غذایی و غیرغذایی] دشوار است و اعضای امارت نیز در پنهان کردن این دستکاری ها هوشیار شده اند.

تلاش های امارت برای کنترول انتقال کمک ها

همانطور که این گزارش ها نشان می دهد، امارت وضع مقررات بر امداد رسانان را با ذکر نگرانی های خود در مورد فساد در بخش کمک توجیه می کند. امدادگران به این چیزها از زاویه متفاوت می بینند و بسیاری از خواسته های امارت را مداخله ناروا می دانند و تمایل دارند تا تلاش ها و دخالت امارت در فعالیت های ایشان متوقف شود. این امر شامل مقامات حکومتی در سطح ملی و محلی می شود. آنها فهرست افرادی را ارائه می کنند که باید در سروی یا بررسی نیازها گنجانده شوند و عوامل امداد رسانی را تحت فشار قرار می دهند تا به افراد خاصی – خانواده هایی که مظنون به وابستگی با داعش هستند، مقامامت دوره جمهوریت و یا حامیان نزدیک شان- کمک نکنند. مقامات دولتی محلی همچنین سعی می کنند بر استخدام امدادگران، انتخاب مکان و شیوه های برنامه نفوذ کنند.

مقامات محلی “مداخله” در ارسال و انتقال کمک ها را انکار می کنند و آن را بیشتر به عنوان “پاسخگویی” توصیف می کنند و خواسته های خود را در چهارچوب حقوق دولت می پندارند. یک مقام قبلی حکومت محلی در هرات گفت: “این نهادها حضور حکومت را مداخله در برنامه های خود می دانند.” مصاحبه شوندگان از جانب امارت ادعا کردند که “اگر آنها خود در کار های نمایندگی های امداد رسانی وارد می شوند ، صرفاً برای اطمینان از رسیدن کمک به افراد واقعاً نیازمند و جلوگیری از انحراف بودجه یا هدر دادن پول توسط سازمان های کمک رسان است.”

مقام محلی در کنر:

سازمان‌های غیردولتی می‌گویند که این کمک‌ها بشردوستانه است و به امارت اسلامی حق دخالت نمی‌دهند، اما ما به ‌عنوان یک حکومت باید مداخله کنیم تا مطمئن شویم که کمک‌های بشردوستانه به افراد مستحق می‌رسد. امارت اسلامی مداخله می کند تا مطمئن شود که فسادی وجود ندارد.

مقام محلی در کنر:

سازمان‌های غیردولتی اغلب شکایت می‌کنند که امارت اسلامی در امور آنها دخالت می‌کند، اما اگر این کار را نه کنیم، سازمان‌های غیردولتی صادقانه این کمک‌ها را به افراد نیازمند نه، بلکه بر اساس روابط [شخصی] توزیع می کنند. بنابراین این مسئولیت ما به عنوان یک حکومت است که متوجه باشیم کمک ها به افراد نیازمند برسند.

برخی از مقامات گفتند صرف همان کاری را انجام می‌دهند که جمهوریت باید، درصورتی که حکومتی موثر و خدمتگذار مردم میبود، انجام می داد. او گفت، “مقامات امارت اسلامی برای اطمینان از شفافیت به سازمان های غیر دولتی مراجعه می کنند. مشکل واقعی این است که سازمان های غیردولتی به پاسخگویی عادت نداشتند: “در ۲۰ سال گذشته، هیچ کس از آنها نخواسته است پولی را که خرج کرده‌اند، حساب بدهند، اما اکنون امارت اسلامی از آنها می‌خواهند که در قبال هزینه‌هایشان حساب بدهند و پاسخگو باشند” – و او احساس می کند که این همان چیزی است که سازمان های غیر دولتی از آن به عنوان «دخالت امارت» شکایت دارند. مطمئناً، امارت فعالیت های امداد رسانی را با شدت بیشتری نسبت به جمهوریت نظارت می کنند. یکی از امدادگران مثالی ارائه کرد: در حالی که سازمان های غیردولتی گاهگاهی به جمهوریت گزارش نمی دادند، امارت به شدت تمام الزامات عدم گزارش دهی در سطح ولسوالی، ولایت و ملی را پیگیری می کند.

در مصاحبه ها اغلب این حس وجود داشت که غرور ملی و خودکفایی در خطر است. افغانستان یک کشور بسیار وابسته به کمک هاست، وضعیتی که بسیاری از افغان‌ها مدت‌هاست از آن رنج می برند. تلاش های امارت برای کنترول کمک ها تا حدی از این احساسات ناشی می شود. در حالی که برخی از مقامات می دانند که اقتصاد بدون کمک خارجی احتمالا در کوتاه مدت سقوط خواهد کرد، برخی دیگر اما برداشت متفاوت تری دارند. در واقع، در این گفتگوها این احساس وجود دارد که بدون کمک خارجی، افغانستان مطمئناً می تواند به بقای خود ادامه می دهد. این موضوع در بیانیه های عمومی اخیر حکومت سرپرست نیز تکرار شده است. ذبیح الله مجاهد، سخنگوی امارت، در واکنش به توقف موقت فعالیت های سازمان ملل پس از ممنوعیت کار زنان، در توئیتی نیاز به کمکهای خارجی را قبل از همه با اعمال تحریم بین المللی و مصادره دارایی های د افغانستان بانک (بانک مرکزی افغانستان) وابسته دانست: “افغان ها توانایی و ظرفیت ایستادن روی پای خود را دارند.” به نظر می رسد پیام این است که امدادگران می توانند از قوانین حکومت پیروی کنند یا افغانستان را ترک کنند.

مردم نیازمند در حال دریافت مواد غذایی که توسط سازمان های بین المللی توزیع می شود. عکس از: بلال گولر و خبرگزاری فرانسه ، ۳۱ ثور ۱۴۰۱

با این حال، گزارش های امداد گران تصویر پیچیده و ظریفی از چگونگی تأثیرپذیری سازمان‌های امدادرسانی از محدودیت‌ها و فشارهای مختلف در سطوح محلی، ترسیم می‌کنند. در اینجا، تلاش برای تفکیک و تمایز بین مقاماتی که انگیزه کمتر برای استفاده از کمک ها برای منافع شخصی خود دارند و مقاماتی که از کمک ها برای سودجویی و تقویت جایگاه خود و یا کمک به گروه و قبیله خود استفاده می کنند، بسیار مهم است. به عنوان مثال، به نظر می‌رسد که اقدامات برخی از مقامات محلی ناشی از تمایل آنها برای مشاهده شدن در حال کمک به مردم و غمخواری از آنها بود. به هرحال، امارت منابعی کمی برای انجام این کار دارد. یکی از امداد گران این موضوع را چنین توضیح داد، ” امارت به عنوان حکومت مسئول اگر هیچ راهی برای کمک نداشته باشد، نمی تواند [برای تامین حاکمیت] مردم را دست خالی برگردانند.” این تمایل برای کسب اعتبار و افتخار می تواند دلیل اصرار مقامات بر حضور در فعالیت های مهم مانند انتخاب مستفید شوندگان و توزیع مواد غذایی و همچنین نگرانی آنها از اینکه سازمان های غیردولتی ممکن است تلاش کنند افغان ها را از طریق کمک تحت تاثیر قرار دهند، باشد. برخی از مقامات در کابل ادعا کردند که از سازمان های غیر دولتی خواسته اند برنامه های خود را تنظیم مجدد کنند، زیرا احساس می کنند که سایر مناطق نادیده گرفته شده و نیاز به توجه فوری بیشتری دارند. برخی از خواسته های مشابه برای تغییر محل ناشی از حس قیمومیت است. به نظر می رسد میزان مشارکت امارت و انگیزه افراد بر اساس پویایی محلی، علایق شخصی و ارتباطات با سازمان های غیردولتی که در محل کار می کنند، متفاوت است. برخی از مثال‌ها پیچیدگی‌های آنچه ممکن در پس این “مداخله” وجود داشته باشد، را نشان می‌دهند.

در برخی موارد، مقامات محلی به سادگی پروژه های امدادی را مناسب نمی بینند. به عنوان مثال، یکی از مقامات محلی از یک سازمان غیردولتی که در زمینه حل و فصل اختلافات با جوانان کار می کند، درخواست کرد که نیمی از بودجه خود را که به برگزاری ورکشاپ ها و گردهمایی ها اختصاص داده شده است، صرف لابراتوار کمپیوتر کند. از نظر امارت، یک لابراتوار کمپیوتری برای پروژه‌ای که بر مشارکت جوانان متمرکز است، پایدارتر و مناسب‌تر خواهد بود. از نظر سازمان غیردولتی، این مداخله ناروا و تهدیدی برای توانایی آنها برای کار مستقل بود. علاوه بر این، بعید است که امداد رسان ها با چنین تغییری در برنامه ها موافقت کنند – به خصوص اگر بدانند که امارت آن را درخواست کرده است.

درمورد دیگر، مقامات محلی از توزیع پول نقد توسط یک موسسه خیریه به مردم بدون اینکه از آنها کاری توقع داشته باشد، انتقاد کردند. آنها از سازمان های غیر دولتی خواستند بجای پرداخت رایگان پول، آنرا در بدل پاک کاری کاریز بپردازند.

یکی دیگر از مسائل مهم کلینیک های صحی سیار است. نمایندگی های سازمان ملل و سازمان های غیردولتی کلینیک های سیار را مداخله ارزشمند تلقی می نمایند، زیرا به افراد در جا های دور دست زمینه دسترسی به مراقبت های صحی را فراهم می نماید. در غیر آن آنها مجبور اند مسافت های طولانی را طی کنند تا به یک کلینیک یا شفاخانه برسند. حکومت این کلینیک های سیار را بیهوده می پندارند زیرا به این باور است که کلینیک های سیار منابع را از کلینیک های ثابت دولتی دور می کند. استدلال در اینجا اینست که اگر خدمات صحی سیار وجود نه داشنه باشد، کلینیک های ثابت با سرمایه گزاری بیشتر رشد می کنند و مردم بیشتر آنجا مراجعه می کنند.

هدف گیری و انتخاب مستفید شوندگان یکی دیگر از موارد اختلافی است. در برخی موارد، مقامات سعی می کنند بر کسانی که کمک می گیرند مستقیماً نفوذ نمایند. در موارد دیگر آنها بر آنچه که توزیع عادلانه می دانند پافشاری می کنند. در یک مورد در کنر یکی از سازمان های امداد رسان، کمک ها را براساس نیاز سنجی توزیع کرده بود. مقامات و مردم محل این کار را مورد اعتراض قرار دادند، زیرا برخی از خانواده نسبت به سایرین کمکِ بیشتر دریافت کرده بودند. از نظر مقامات و مردم محل این امر سبب بروز  نارضایتی و نزاع  جامعه محلی می گردید. پس از توزیع، آنها به کسانی که کمک دریافت کرده بودند دستور دادند تا آن را به مقامات برگردانند، تا سپس با هم یکجا به طور عادلانه توزیع کنند که هیچ خانواده ای بیش از خانواده دیگر دریافت نکند. یکی از مقامات حکومت سرپرست وضعیت مشابهی را در ولسوالی مربوطه خود در غزنی گزارش داد:

در قریه ما دو خانه را به عنوان واجد شرایط کمک ثبت کردند، اما اینجا بیش از دو خانواده فقیر و واجد شرایط وجود دارد. بعد کسانی که نامشان ثبت نشده بود ناراضی شدند و حتی با هم دعوا کردند. سازمان های غیردولتی حتی در قریه ها بعضی مشکلات را ایجاد می کنند. در یک قریه تعداد زیادی از افراد را لیست می گیرند و ثبت می کنند و در قریه ای دیگر تعداد کمی را. بعد قریه ای که مردم در آن کم ثبت نام شده با قریه دیگر دشمنی می کند و همه قطع رابطه می کنند. اینها همه بخاطر موسسات است.

دیدگاه منفی برخی از اعضای امارت درمورد امداد، توسط میزان شکایت هایی که به گفته مقامات از مردم دریافت می شوند کنند، تشدید شده است. مصاحبه شوندگان محل اظهار نمودند که معمولاً بخاطر شکایت به اداره محلی امر به معروف و رسیدگی به شکایات مراجعه می کنند. در حالی که آنها می‌دانند چگونه به مقامات شکایت کنند، تعداد کمی از آنها در مورد اینکه چگونه شکایات خود را با موسسات که مستقیما در امدادرسانی دخیل اند مطرح کنند، آگاهی داشتند. در افغانستان هیچ میکانیزم یا سیستمی برای درج شکایت در مورد کمک ها وجود ندارد. شکایات مختلف و خط تلفن پاسخگویی یا روش های دیگر توسط سازمان های مختلف مستقل اداره می شود. اما درک این شبکه پیچیده از فرآیندهای متعدد می تواند برای افغان ها چالش برانگیز باشد، زیرا ممکن است حتی از منبع کمکی که دریافت می کنند آگاه نباشند. از طرف دیگر، حکومت سرپرست یک مرجع مرکزی برای تماس مردم و رسیدگی به شکایات آنها در اداره امر به معروف که به طور گسترده اطلاعات مربوط به روند شکایات خود را در مساجد و بازارها توزیع کرده است، دارد. همچنان، در صورتی که مردم تمایل داشته باشند می توانند به والی یا قوماندان امنیه برای شکایت مراجعه کنند. افغان‌ها همچنین می‌توانند انتظار داشته باشند که امارت اسلامی بیشتر از سازمان‌های امداد رسانی به شکایات آنها رسیدگی کند.

با این حال، این انتقادات باعث ایجاد مشکلاتی برای مقامات دلسوزتر در محل ها شد و به دیگران جرئت داد تا کمک ها را بیش از پیش محدود کنند. به گفته شماری از مقامات محلی، رهبری امارت نمی خواهد این موسسات در افغانستان کار کنند، اما بخاطر ملاحظات جامعه بین المللی به آنها اجازه می دهند تا فعالیت های خود را ادامه دهند. یکی از فرماندهان در مورد شکایات مکرر مردم از موسسات خیریه به مقامات صحبت نمود. به گفته او این عمل کار او را دشوارتر نمود، زیرا از استدلال و ادعای دیگران که خواهان تعطیل کردن سازمان های غیر دولتی اند، حمایت می شود. یکی از مقامات محلی در دایکندی چنین اظهار نظر نمود:

سازمان‌های غیردولتی نمی‌خواهند خودشان این مشکل را حل کنند…. من نمی دانم که رهبری امارت تا کی این مشکلات را تحمل خواهد کرد. من می ترسم که اگر این مشکلات تا دو سال دیگر ادامه یابد، رهبری امارت تصمیماتی اتخاذ خواهد کرد تا به مقامات اجازه دهد کمک های بشردوستانه را به طور کامل در کنترول خود در آورند.

سوء تفاهم متقابل و سو تعبیرها؟

بر اساس تحقیقات ما، امارت اسلامی از بسیاری از جنبه‌های کار بشردوستانه بی‌اطلاع هست، که خود یک بوروکراسی پیچیده با قوانین و اصول گوناگون دارد که می‌تواند به راحتی برای کسانی که در آن دخیل نیستند، غیرقابل تصور جلوه کند. این عدم درک، به نوبه خود، سوء ظن امارت را تقویت می کند که امدادگران دارای انگیزه های پنهانی هستند یا در غیر این صورت قابل اعتماد نیستند. طور مثال، یکی از امدادگران در کندز وضعیت را چنین شرح داد:

 اعضای امارت در مورد نحوه برخورد و کار با سازمان های غیر دولتی تجربه ندارند و آشنا نیستند. آنها می خواهند که سازمان های غیردولتی زیر دست و زیر نظر آنها کار کنند. مثلا فکر می کنند: [ اجازه دهید ما] تصمیم بگیریم که با پول موجود چه پروژه هایی در کجا و چگونه تمویل شوند. ما باید در هر قرار داد، سروی و توزیع حرفی برای گفتن داشته باشیم و در تصمیم گیری اشتراک داشته باشیم. نحوه برخورد مقامات امارت با سازمان های غیر دولتی مانند برخورد با سربازان شان است.

تلاش های امدادگران برای توضیح کار ها و فعالیت های شان و منافع احتمالی آن به امارت همیشه کافی نبوده است. با این حال، حتی زمانی که آنها این کار را انجام دهند، باز هم در معرض سوء تفاهم است. هنگامیکه یکی از امدادگران تلاش کرد اصول کارهای بشردوستانه و خصوصاً اصل استقلال را به یکی از مقام های ولایتی توضیح دهد، واکنش و پاسخ طرف خصمانه بود. به گفته این امداد رسان، آن مقام ولایتی، استقلال را به معنی یاغی گری تعبیر کرد. او گفت که مقام ولایتی در خطاب به او تاکید کرد، “ما یاغی گری را تحمل نخواهیم کرد. هر کسی که می خواهد در افغانستان کار کند باید زیر دست و زیر نظر امارت اسلامی کار کند.” از حکومتی که تلاش می کند تمام کشور را تحت کنترول خود درآورد و بر هر متقاضی کار در خارج از سیستم امارت مشکوک است، چنین واکنشی غیر منتظره نیست. با این حال این امر، تفاوت و فاصله بین برداشت امارت و منطق کارهای امداد رسانی را نشان می دهد.

به همین ترتیب، به نظر می‌رسد که امدادگران از چگونگی کار امارت و آنچه که خواسته‌های آن را افزایش می‌دهد، آگاهی ندارند. در حالی که سازمان ملل یک استراتژی تعامل برای امارت دارد، مشخص نیست که آیا این رویکرد برای ایجاد یک تفاهم مشترک مؤثر است یا خیر. به طور مثال، به ما گفتند که دفتر سازمان ملل برای هماهنگی امور بشردوستانه برای آگاه سازی مقامات ولایتی و ولسوالی از اصول کمک های بشردوستانه از ارائه معلومات با پاورپاینت استفاده کرده است. این ممکن است بهترین راه برای شروع یک گفتگوی جدی در مورد عوامل و نگرانی های واقعی محرک محدودیت ها از طرف امارت نباشد. همچنین به این معنی است که سازمان ملل متحد به طور کامل متوجه نشده است که مشکل امارت در کجاست و به عنوان مثال، تلاشی برای رسیدگی به منابع اصلی سوء ظن و بی اعتمادی که در این گزارش مورد بحث قرار گرفته است، نکرده است.

رابطه امدادگران با مقامات بیشتر ماهیت تعاملاتی، پراکنده و پروژه یی دارد. آنها زمانیکه با مسئله ای مواجه می شوند و یا پروژه ای دارند به سراغ مقامات محلی می روند. بحث و گفتگوی کمی بین عوامل امداد رسان و مقامات در مورد معیارهای بین المللی حاکم بر تأمین کمک ها و تفاوت ممکن در آنچه حکومت (یا در واقع مردم) چه انتظاری از تأمین این کمک ها دارند، جریان می یابد. در حالیکه برخی از سازمان های امداد رسان سابقه طولانی مذاکره با مقامات امارت دارند که به چند دهه قبل بر می گردد، برخی دیگر از این سازمان ها بنابر دلایل متعددی در تعامل با امارت اسلامی محتاط اند.

برخی از این مسائل ممکن است بخاطر محدودیت های امدادرسان ها باشد – ناشی از این برداشت که ممکن این کمک ها به نفع امارت تمام شود. این امر بر گفتگو در مورد کمک هایی که عملاً ضروری است، تأثیر مخرب و بازدارنده داشته است. در میان برخی از امدادگران، این عدم ارتباط، به دلیل بیزاری شخصی نسبت به عقاید امارت اسلامی یا ترس از حمایت از برنامه سیاسی آنها پد ید آمده است. یکی از کارمندان امداد رسان در هرات گفت، “مشکل اینجاست که هر دو طرف همدیگر را دوست ندارند. برداشت و تصوری وجود دارد که اعضای امارت از سازمان های غیر دولتی متنفراند. سازمان های دولتی هم هنوز به امارت به عنوان یک حکومت نگاه نمی کنند. بنابراین، مشکل در هر دو طرف وجود دارد.” امدادگران اغلب سعی می‌ کنند از دخالت مقامات در کار خود اجتناب کنند یا آن را به حداقل برسانند، زیرا می‌ترسند که “بیش از حد نزدیک” به امارت دیده شوند یا دلایل دیگری هم وجود دارند.

خانمی در حال انتظار برای دریافت کمک های غیر غذایی از دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درکندهار. عکس از: جاوید تنویر، خبرگزاری فرانسه ۱۷ حوت ۱۴۰۰

یکی از امدادگران می‌گوید: “در زمان جمهوریت از مقامات حکومتی دعوت می‌کردیم، اما نمی‌آمدند، اما اکنون سعی می‌کنیم نماینده امارت را در جلسات و گردهمایی‌ها نداشته باشیم. این مقامات امارت اسلامی اند که برای حضور کارمندان شان در جلسات و گردهمایی ها پافشاری می کنند.” بسیاری ادعا کردند که برای اجتناب از هماهنگی با نمایندگان حکومت، یا به حداقل رساندن آن، تلاش زیادی کرده اند زیرا معتقدند انجام این کار قوانین و مقررات امدادرسانی را نقض می کند. آنها همچنین اظهار داشتند که یک تصور مشترک وجود دارد که باید به هر قیمتی از امارت دوری کرد. برخی از امدادگران این موضع و موقف را زیر سوال بردند، اما در تغییر آن احساس ناتوانی کردند. همانطور که یکی از مقامات در کندز گفت، این فاصله گیری، بدگمانی و خصومت امارت را تقویت می کند:

سازمان های غیردولتی در مورد بودجه، کارکنان یا فعالیت های خود شفاف نیستند. سازمان های غیردولتی بدون اینکه از مردم یا حکومت بپرسند تصمیم می گیرند که در کندز چه چیزی لازم است. اینجا حکومتی وجود دارد که قبل از درخواست پروژه باید دخیل شود، اما سازمان های غیردولتی امارت را کاملا نادیده می گیرند و وانمود می کنند که ما وجود نداریم. ما حکومت اینجا هستیم و این حکومت جمهوری نیست که کسی بتواند پروژه ها را به کندز بیاورد. امارت باید تمام پروژه ها را قبل از شروع بررسی کنند.

تصورات مبنی بر اینکه سازمان های امدادرسان حکومت را دور می زنند و اطلاعات را مخفی می کنند، گسترده است –به ویژه زمانی که مقامات مشاهده کردند که معیارها و شیوه های متفاوتی نسبت به دوران جمهوریت اعمال می شود. به هرحال، بسیاری از مامورین جدید همان مامورین پیشین هستند: بسیاری از کارمندان دولتی در وزارت های مختلف که با امدادگران سروکار دارند، همان افرادی اند که در دوران جمهوریت درعین سمت ها کار می کردند. آنها به یاد دارند که در آنزمان کار ها چه گونه بود و حالا نگاه ها به حکومت فعلی تفاوت کرده است. یکی از مامورین دولتی در هرات گفت، “سازمان های غیر دولتی در دوره جمهوریت همیشه تلاش می کردند کارمندان ملکی را در برنامه های خود دعوت کنند و کارمندان هم در برنامه های آنها حضور داشتند، اما حالا همین سازمان های غیر دولتی از این موضوع اجتناب می کنند و کارمندان حکومت را در برنامه های خود دعوت نمی کنند که بسیار بد است.”

هر قدر فعالان امداد رسانی از ارتباط و تماس بیشتر اجتناب کرده اند، مقامات بد گمان تر شده اند و تلاش می کنند تا عوامل کمک های بشردوستانه را کنترول کنند. به نظر بسیاری از امدادگران خط مقدم، عدم مشوره در مورد طرح پروژه ها باعث تأخیر در کارهای اداری و سایر مشکلات شده است. با این حال، قبل از نهایی کردن پیشنهادات، به ندرت با مقامات در مورد طراحی پروژه مشوره می شد. این بدین مفهوم است که روند تفاهم نامه – دریافت مجوز رسمی از دولت برای کار- در بسیاری موارد اولین موضوعی است که حکومت در مورد یک پروژه می داند و بعد جای تعجب نیست که آنها اکثر سوالاتی دارند که به نوبه خود باعث تأخیر می شود.

در دوران جمهوریت، روابط کاری حکومت با سازمان ملل و سازمان های غیردولتی مشکلات خاص خود را داشت، بنابراین همه ای این چالش ها جدید نیستند. به طور مثال، در زمان جمهوریت هم تأخیر در تصویب تفاهمنامه از طرف حکومت رایج بود. با این حال، اصول اساسی تغییر کرده است و به دلیل بی اعتمادی متقابل و فقدان ارتباط، روابط کاری را که از قبل پر تنش بود، هنوز متشنج تر کرده است.

فرصت های از دست رفته

زمانیکه امارت اسلامی قدرت را به دست گرفت، بسیاری از امدادگران در شرایط دشواری قرار گرفتند. علاوه براین، اکثر سازمان های غیر دولتی و نمایندگی های سازمان ملل متحد با جمهوریت به شدت همسو بودند. آنها درک تحریف شده ای از امارت داشتند و در هنگام تسلط آن بر کشور فاقد ارتباطات مناسب برای تضمین امنیت کارکنان و سازمان های خود بودند. همزمان با پخش صحنه‌های آشفته تخلیه مرم در میدان هوایی بین‌المللی کابل، اعضای امارت چندین مجتمع غیردولتی در کابل را اشغال می کردند، اموال و اشیای آن را می پالیدند، غذا و کمک‌های دیگر می خواستند، یا در واقع آنها را تصرف می کردند. اکثر سازمان های بشردوستانه در ابتدا در مذاکرات محلی و دوجانبه با امارت به منظور کسب مجوز از اداره جدید برای ادامه فعالیت های خود شرکت داشتند. با این حال، این تصور وجود داشت که مقامات حکومت جدید، هم بلافاصله پس از تصاحب قدرت و هم به طور کلی، به طرز شگفت‌آوری عملی و تا حدودی سازگار، تلاش می‌کردند تا امنیت برای عوامل امدادرسانی فراهم شود و مایل بودند بحث در مورد نگرانی‌ آنها مطرح شود. به عنوان مثال، امدادگران گزارش دادند که فضای بیشتری برای بحث‌های تخنیکی و مذاکره وجود دارد، با این حال مهم است که تاکید کنیم که وضعیت در هر جا متفاوت است و به شخصیت‌های دخیل در موضوع بستگی دارد.

در میان بسیاری از امدادگران مصاحبه شده که در زمان مسلط شدن امارت در افغانستان بودند، این حس قوی وجود داشت که فرصتی از دست رفته است. یکی از مدیران موسسات غیردولتی در کابل مسیری را که امارت در پیش دارد، شرح داد:

آنها این وعده‌ها را در بدو ورود شان دادند، زیرا معتقد بودند که تسلط بر کشوری که قبلاً به خوبی کار می‌کرد، ساده است و همه چیز مانند قبل ادامه خواهد داشت. با این حال، اکنون همه چیز از هم متلاشی شده است. آنها دوران بسیار سختی را گذرانده اند. آنها با مخالفت روبرو شده اند، در سراسر جهان به رسمیت شناخته نشده اند و مجبور بوده اند برای یافتن مخالفین خانه های متعددی را جستجو کنند. آنها در حال حاضر طرز نظامی و دفاعی دارند.

محدودیت های فزاینده شدید امارت بر زنان، به ویژه امدادگران زن، این تردید دائمی را تشدید کرده است. بسیاری از امدادگران، به ویژه آنهایی که در خارج از کشور کار می کنند، هنوز بر این باورند که اطلاعات یا منابع لازم برای درک امارت ندارند. این مسئله با این واقعیت تشدید شد که رویداد های متعدد سازمان های امداد رسان را (نه تنها مسلط شدن امارت بر کشور، بلکه همچنین معرفی “طرزالعمل کنترول و تنظیم فعالیت های سازمان های غیردولتی داخلی و بین المللی” درماه دلو/حوت ۱۴۰۰، ممنوعیت تحصیل دختران در ماه حمل ۱۴۰۱، و ممنوعیت کار زنان در موسسات غیر دولتی در ماه جدی ۱۴۰۱ و همچنان ممنوعیت کار زنان در سازمان ملل در ۱۵ حمل ۱۴۰۲) غافلگیر کرد. بنابراین آنها به جای برنامه ریزی یا مشارکت فعالانه، دائماً واکنش نشان می دهند. یکی از کارمندان امداد رسان طنزگونه گفت، به نظر می رسد که پیوسته مشغول بازی موش و گربه اند و چیزی بیشتر از شایعه در مورد رهبری امارت نمی دانند. با این وجود، سازمان‌های دیگری که پیوندهای بیشتری با منطقه و درک بهتری از واقعیت‌های محل دارند، در مذاکرات با مقامات محلی و در گذار از نوسانات ناشی از جریان مداوم مقررات سرتاسری که بر کار آنها تأثیر می‌گذارد، عملکرد بهتری داشته‌اند.

رانندگان موتر های باربری درحال آماده شدن برای انتقال کانتینر های مواد غذایی و سایر اقلام امدادی موسسه غیر دولتی مسلم هَندز از پاکستان به افغانستان. عکس از: عامر قریشی، خبرگزاری فرانسه، ۱۸ دلو ۱۴۰۰

همانطوریکه در این گزارش استدلال شد، مشکل در هر دو طرف است. با این حال، سازمان های امداد رسان به طور روز افزون در معرض تنش های جیو پولیتیک قرار می گیرند. دولت ها و مؤسسات تمویل کننده با تلاش برای استفاده از کمک به عنوان اهرمی در برابر امارت ، ادعاهایی را که نشان می دهد این کمک ها واقعاً به شیوه ای مستقل و بی طرفانه ارائه می شوند، تضعیف کرده است. دولت‌های کمک‌کننده، شرط هایی با انگیزه‌های سیاسی در مورد نحوه استفاده از کمک‌ها وضع کرده‌اند، و با ارائه کمک‌های بشردوستانه کوتاه ‌مدت برای رسیدگی به مسائل بلند مدت مانند فقر و عدم دسترسی به مراقبت‌های صحی، وابستگی به کمک‌ها را تقویت می‌کنند. در همین حال، حکومت سرپرست به طور فزاینده ای از انزاوی بین المللی خود خشمگین است و این خشم را متوجه تنها سمبول یا نمایندگی های باقی مانده جامعه بین المللی – سازمان ملل و موسسات غیر دولتی می سازند. هم حکومت سرپرست و هم دولت های امداد رسان با کمک های نجات بخش حیاتی، بازی سیاسی می کنند و سازمان های امداد رسان در بین اینها گیر مانده است.

نتیجه گیری

به نظر می رسد که اوضاع قبل از اینکه بهتر شود بدتر می شود، زیرا امارت اسلامی به طور فزاینده ای به دنبال محدود کردن فضا برای سازمان ملل متحد و سازمان های غیر دولتی در فراهم نمودن خدمات و کمک است. بسیاری از تنش ها بین عوامل کمک رسان و مقامات در این دوره از تاریخ افغانستان، جدید و منحصر به فرد نه، بلکه کاملاً طبیعی اند: اگر سازمان های امداد رسان در آلمان، برتانیا و جاپان، پروژه هایی را که سبب ایجاد اشتغال گسترده، تضعیف تعادل قدرت محلی، تغییر در رفتار و ارزش های مردم محل می گردید، و آنهم با پروژه های تمویل شده با منابع خارجی و بودجه های برابر با بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی، در استقلال کامل از حکومت ها اجرا می کردند، واکنش آن کشور ها را فقط می توان تصور کرد.

حتی در حالیکه فضای کمتری برای تأثیر گزاری بر امارت وجود دارد، با این وجود درک اینکه چه چیزی سبب تحریک رفتار و برداشت امارت می شود مهم است. اگر این موضوع به طور مؤثر مورد توجه قرار نگیرد، این بی اعتمادی ممکن است کمک به افراد نیازمند را بیشتر محدود کند. رهبران و نظریه پردازان محافظه کار امارت در حال بررسی راه هایی برای تعطیل کردن کامل بخش امداد رسانی اند. سایر جنبش های اسلامی مانند حزب التحریر همچنان با مقامات لابی گری می کنند تا دفاتر سازمان های غیر دولتی را ببندند (گزارش این ویب سایت را در مورد حزب التحریر اینجا نگاه کنید). گروه داعش – شاخه ولایت خراسان هم امارت اسلامی را بخاطر موقف آن در برابر کمک های بین المللی مورد انتقاد قرار می دهد ( گزارش ملیتنت وایر را در اینجا نگاه کنید). علاوه براین، امارت اسلامی نگران است تا مطمئن شود که از این کمک ها، آنطور که هراس دارد، علیه خود آنها استفاده نه می شود.

مردم در حال بار کردن کمک های بشردوستانه بر مرکب ها برای قربانیان زمین لرزه ۶٬۱ ریشتری در خوست در اول سرطان ۱۴۰۱٫ عکس از بلال گولر، خبرگزاری فرانسه ۶ سرطان ۲۰۲۲

به هر حال سوءظن های ایدئولوژیک تنها منبع بی اعتمادی نیست. تطبیق و اجرای ضعیف پروژه ها نیز موجب بی اعتمادی و شک و تردید می شوند. مقامات دولتی مخصوصاً از بزرگان جامعه و علما شکایت دریافت می کنند. یکی از ایرادها و اعتراض های جدی و قابل درک، ناپایداری بسیاری از برنامه های کمک رسانی فعلی است. در مصاحبه‌های ما برای این گزارش و دیگر گفتگوهای جداگانه، امارت و بزرگان جامعه تمایل شدیدی به جامعه امداد رسانی برای ارائه کمک در جایی که فواید دراز مدت داشته باشد، ابراز کردند. اخیراً، مستغفر گُربز، سخنگوی قوماندانی امنیه خوست، به نقل از معاون والی این ولایت به سازمان‌های غیردولتی گفته است: “به نیازمندان کمک کنید، پنج لیتر آب و ۲۰ کیلو آرد برای آنها کافی نیست. خسارت کمک های ناپایدار بسیار بیشتر از منافع آن است. باید کارهای اساسی انجام شود تا افراد نیازمند واقعاً از فقر نجات بیابند.” (این تویت را نگاه کنید). بسیاری از عاملان امداد رسانی با معاون والی موافق هستند –در صورتیکه کارها مطابق انتظار پیش بروند. اما آنها با محدودیت هایی نیز از طرف کشور های امداد رسان در مورد این که چه کمک ها و با چه میکانیزمی فراهم شود، تحت فشار اند.

با وجود این، بسیاری از اعضای امارت اسلامی ، چه در سطوح بالاتر و چه در سطح پایین، هنوز از کمک ها استقبال می کنند. مقامات ارشد از اثرات کلان اقتصادی ورود پول های کمکی خارجی به کشور، هرچند به صورت خصوصی، آگاه هستند. مقامات و اعضای محلی امارت علیرغم مخالفت‌های ایدئولوژیک تمایل دارند از آن سود ببرند. تعداد کمی از امدادگران محلی سازگاری با حکومت سرپرست را ساده می دانند، اما آنهایی که مهارت های ارتباطی، تماس و درک بهتری از امارت دارند، توانسته اند کار خود را بهتر ادامه دهند. فعالان امداد رسانی که از یک طرف با بدگمانی و محدودیت های امارت اسلامی و از طرف دیگر با خواسته های غیر واقعی و مخرب جوامع فراهم کننده کمک ها دست و پنجه نرم می کنند، زمینه کمی برای فعالیت و تحرک دارند. موضع امارت در تحمیل فزاینده محدودیت ها نشان می دهد که وضعیت به این زودی ها بهبود نه خواهد یافت. با این حال، ایجاد روابط با امارت اسلامی و تلاش برای تغییر نگرش امارت نسبت به سازمان های امداد رسان باید اولویت اصلی هر سازمانی باشد که قصد ادامه فعالیت در افغانستان را دارد.

لیکوالان: