صلح و جنگ / جنګ او سوله

فراتر از شهر کندز: وضعیت شکننده ی چهاردره و دشت ارچی


در جریان شش ماه سال جاری نیروهای امنیتی افغان عملیات تصفیوی گسترده ی را در کندز برای بیرون راندن طالبان از حومه شهر و مراکز ولسوالی ها  براه انداخته است. هرچند عملیات پاک سازی، بویژه در ولسوالی های کلیدی ولایت که بدنبال باز پس گیری شهر کندز از مخالفین مسلح در ماه میزان راه اندازی شد،نتایج چندانی نداشته است. حضور گسترده مخالفین مسلح در اطراف شهرکندز و ولسوالی های  همجوار آن،بنحوی عامل سقوط شهر کندز بدست طالبان درمیزان ۱۳۹۴پنداشته میشود. عبید علی در این مقاله پژوهشی نتایج عملیات تصفیوی نیروهای امنیتی را در چهاردره و دشت ارچی- ولسوالی هاییکه طالبان پایگاه های نظامی و آموزشی در آن ایجاد نموده اند، بررسی نموده است. او همچنان به مواردی پرداخته است که از دید هیئت حقیقت یاب حوادث المناک کندز بدور مانده است. حضور جنگجویان جندالله و تنش میان این گروه و طالباناز مواردی است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است.

شهرکندز بعد از دوهفته نبرد در میزان ۱۳۹۴از وجود طالبان تصفیه شد اما هراس و خوف باشندگان شهرواطراف کندز هنوز پا برجاست (بیشتر در مورد سقوط شهر کندز را دراینجا بخوانید). باشندگان شهر کندز هنوز هم از احتمال سقوط دوباره شهر به دست طالبان نگران هستند. از سوی دیگرحضور طالبان درحومه شهر تهدید جدی برای کارمندان دولت پنداشته میشود، به ویژه برای آنانیکه خارج از شهر کندزسکونت دارند. قرار گفته های مردم محل، طالبان هنوز هم در بعضی مناطق نزدیک به شهر-علی خیل، حضرت سلطان،گورتیپه- حضور دارند. حضورگسترده ی طالبان در همین مناطق منجر به سقوط شهر کندز درماه میزان امسال گردیده بود. در صحبت با شبکه تحلیلگران افغانستان باشندگان کندز اظهار نمودند که امیدوار بودند نیروی های امنیتی بتوانند تهدید های احتمالی مخالفین مسلح از اطراف و نواحی شهر را در جریان عملیات تصفیوی بکلی از میان بردارند. انتظاریکه بعد از سپری شدن ماه ها هنوز هم رویا مانده است.

خلاء ها در گزارش هیئت حقیقت یاب حوادث المناک کندز

عدم توانایی دولت برای بازپس گیری مناطق کلیدی در ولسوالی ها یکی از مواردی است که هیئت حقیقت یاب حوادث کندز بدان نپرداخته است. رییس جمهور محمد اشرف غنی در ماه میزان هیئتی رابرای بررسی عوامل و فکتور هایی که باعث سقوط شهر گردید موظف نمود. هیئت مذکور در عقرب ۱۳۹۴گزارش نهایی خود را به شورای امنیت ملی ارایه نموده و در کنفرانس مطبوعاتی بخشی از یافته های خود را چنین بیان نمود: “ضعف در رهبری، خلا و پیچیده گی ساختارها و استفاده نادرست از منابع و امکانات، برخورد چند محوری و چند گانه دولت مرکزی با قضیه کندز در ُبعد ملکی و نظامی در روزهای قبل ار حادثه ی ۶ میزان و عدم قومانده واحد ازجمله مواردی عمده ییست که منجر به سقوط شهر گردید”.

نکته مهمی که در بررسی های هیئت حقیقت یاب غایب است، چگونکی توانایی مخالفین مسلح در کندز و چالش های فراروی نیروی های امنیتی در جریان بازپس گیری کندز میباشد ( برای معلومات بیشتر در مورد گراف ناامنی و تهدید های احتمالی برای شهر کندز اینجا را بخوانید). بگونه مثال در گزارش هیئت حقیقت یاب،اشاره یی به رقم جنگجویان طالب که بر شهر یورش بردندصورت نه گرفته و نه هم در مورد توانایی های سازماندهی طالبان که موفق به انجام همچو یک تهاجم گسترده برای بارنخست (بعد ار ۱۴ سال) گردیدند، چیزی وجود ندارد. بخش دیگری که از دوربین هیئت حقیقت یاب بدور مانده است  سقوط سریع ولسوالی ها بعد از سقوط شهر و چالش هاییکه نیروهای امنیتی برای بازپس گیری مراکز ولسوالی ها به آن مواجه اند،میباشد (این نکات در گزارشی که در دسترس تعدادمحدودی از رسانه هاقرار گرفته تذکر نه یافته است).

ایوب رفیقی (عضو هیئت حقیقت یاب کندز) در صحبت با شبکه تحلیلگران افغانستان اظهار داشت که ارایه معلومات دقیق در مورد رقم طالبان که بالای شهر هجوم آورده بودند نهایت مشکل است. وی اضافه نمود که امنیت ملی کندز تعدادمهاجمان را ۸۰۰جنگجو میگوید، در حالیکه قوماندان امنیه کندز از یک رقم۲۰۰۰نفر حکایت دارد.

بعد از مطالعه گزارش هیئت حقیقت یاب، رییس جمهور محمد اشرف غنی به کندر سفر نمود و سقوط کندز را ” توطئه نه بلکه ناکامی” توصیف نمود. رییس جمهور اظهار داشت “امنیت ملی ناکام بود. امروز امر سبک دوشی تمامی منسوبین امنیت ملی را که در وظیفه خود غفلت نموده اند صادر کردم. یک تعداد طبق اصول نظامی تحت تعقیب عدلی و قضایی قرار می گیرند؛ یک قسمت دیگر شان سبکدوش می شوند. هیچ فرد سیاسی بعداز این اجازه نه خواهدداشت که پولیس محلی داشته باشد. افراد مسلح غیر مسوول اخطارآخرم است: بیایید یا به چارچوب دولت دفاع کنید از مردم، یا قوه مقابل تان استعمال می شود”(اینجا و اینجا را ببینید).با وجود این، اغلب آگاهان امور معتقد بدین اند که تا هنوز استراتیژی جامع برای مهار ساختن وضعیت امنیتی کندز، وجود ندارد.

در همین حال رییس جمهور بدون توجه به وضعیت امنیتی دردو ولسوالی کلیدی- چهاردره و دشت ارچی- جاییکه نیرو های امنیتی برای بیرون راندن طالبان از مرکز آنها با چالش های جدی مواجه اند، از ایجاد سه ولسوالی جدید(گلبد، اقتاش و گل تیپه) خبر داد. این سه ساحه که رییس جمهور قرار است آن را به ولسوالی ارتقا دهد، دقیقاً همان جاهاییست که کنترول آن کاملاً در دست طالبان قرار دارد.

عملیات تصفیوی و نتایج آن در ولسوالی چهار دره

چهار دره یکی از ولسوالی هاییست که برای امنیت کندز اهمیت حیاتی داشته، در۶ کیلومتری غرب شهر کندز موقعیت دارد. چهاردره اولین ولسوالی است که در ۲۹ جوزا برای مدت کوتاهی درکنترول طالبان درآمد. طالبان برای چند روز در این ولسوالی حکمرانی نموده و در نهایت بزرگان محل به مخالفین مسلح رجوع و تقاضا نمودند تا جنگجویان شان را از مرکزشهر بیرون نمایند که در جریان فصل جمع آوری فرآورده های زراعتی، از وقوع جنگ میان نیروهای امنیتی و طالبان جلوگیری شده باشد. حاجی شکور (از ساکنان چهاردره) در صحبت با شبکه تحلیلگران اظهار داشت که بعد از تقاضای بزرگان قوم، طالبان شهر را تخلیه نمودند و آنگاه مقامات دولتی به دفاتر شان برگشتند. البته این تفاهم بعداز سقوط شهر کندز از هم پاشید. تمامی مقامات دولتی در ماه میزان از مرکز ولسوالی چهاردره به ولسوالی خلم بلخ فرار نمودند.

بعد از استرداد شهرکندز، نیروهای امنیتی افغان عملیات تصفیوی را در چهاردره نیز براه انداختند اما این عملیات نتایج چندان موثری در پی نداشت. حضور طالبان درچهاردره بدنبال عملیات نظامی نیروی های امنیتی، هنوز گسترده تر شد که غالباً تهدید جدی برای مقامات محلی پنداشته می شود. قرار گفته های محمد ظاهر (سرپرست ولسوالی چهادره که در همین اواخر استعفا کرده است) درنتیجه عملیات تصفیوی چهاردره، تنها مرکز ولسوالی و ۷ کیلومتر سرک عمومی که به شهر کندز منتهی می شود به دست نیروهای امنیتی بوده و مناطق دیگر کماکان در تسلط طالبان باقی مانده است. محمد ظاهر اضافه نمود که نیروی کافی برای مبارزه و بیرون راندن طالبان وجود دارد اما عدم اراده قوی یگانه مشکل بزرگ شمرده می شود. گل محمد، قوماندان پولیس محلی، باتایید گفته های سرپرست ولسوالی اذعان نمود که طالبان حضور گسترده در چهاردره دارند “حتی در یک و نیم کیلومتری مقام ولسوالی مشاهده می شوند”.

حضور جنگجویان خارجی در کنار طالبان؟

حضور جنگجویان خارجی در حمایت از طالبان محلی یکی از مواردی است که بعضاً مقامات دولتی، قبل از ارایه گزارش هیئت حقیقت یاب، از آن یاد کرده اند. ایوب رفیقی، اظهار داشت که تایید این موضوع کاریست مشکل، هیئت حقیقت یاب شواهد و مدارکی دریافت نه نموده که حضور جنگجویان خارجی را ثابت نماید. وی اضافه نمود”ریاست امنیت ملی مکالمات تلیفونی را ثبت نموده که طالبان در آن از جنگجویان شان تقاضا مینمایند که از مهمان مراقبت نمایند، ولی بعلت عدم موجودیت تاریخ دقیق ثبت، این مکالمه نمیتواند ادعای حضور جنگجویان خارجی را در جریان تهاجم بالای شهر کندز ثابت نماید”. هرچند حکمت خلیل کرزی، معین سیاسی وزارت امور خارجه، در ششمین کنفرانس همکاری های اقتصادی منطقه یی برای افغانستان، اظهار داشت که جنگجویان خارجی وابسته به گروه های متعدد تروریستی در تهاجم بالای کندز شرکت داشتند. معین سیاسی وزارت خارجه اذعان نمود که بیشتر از ۱۳۰۰ جنگجوی خارجی دراین تهاجم حضور داشتند (اینجا را بخوانید). در عین حال هیئت حقیقت یاب ارقام موثق از جنگجویان خارجی در نبرد کندز ارایه ننموده و فقط در مقدمه گزارش، با نقل قول از نهادهای ذیربط دولت به “عناصری از لشکر طیبه، القاعده، جندالله، جنبش اسلامی ازبکستان، اویغورهای ترکستان شرقی مربوط به کشور چین” اشاره صورت گرفته است.

جندالله و طالبان در چهاردره

ادعای حضور جنگجویان آسیای میانه در چهار دره موردی است که مقامات محلی معمولاً بر آن اتکا نموده اند. ظاهراً غرض از همچو ادعا، ایجاد پوشش برای این فرضیه میباشد که سقوط کندز بدون همکاری جنگجویان خارجی امکان پذیر نبود. قرار گزارشات منابع محلی، احتمالاً دو گروه شورشی بعلاوه طالبان، درچهاردره فعالیت دارند. گروه اولی متشکل از چند قوماندان محلی از مربوطات قریه زدران ولسوالی چهاردره است. با توجه به پیوند تباری این گروه با قوم زدران گفته می شود که این خرده گروه با شبکه حقانی رابطه مستقیم دارد ( شبکه حقانی بیشتر در مناطق جنوبی و ولایت کابل فعالیت دارد. اینجا و اینجا را بخوانید). نهادهای دولتی و مردم محل این خرده گروه را شبکه حقانی و القاعده می شمارند.

گروه دومی که اتفاقاً خیلی توانمند هم نیست بنام جندالله مسمی است. این گروه  کوچک ساختار و تشکیلات وسیع در افغانستان نداشته بلکه متشکل از تعدادی از قوماندانان و جنگجویان محلی است که از حرکت اسلامی ازبکستان جدا شده و خود را جندالله می نامد. این گروه با عقیده و باورهای تندروانه یی که دارد  در چهاردره حضور فزیکی داشته و از این رو نگرانی جدی برای حکومت محلی پنداشته می شود. جندالله در اکثر موارد با قضایا برخورد افراطی داشته که معمولاً باعث نقض فرهنگ محلی و تنش با طالبان گردیده است. این گرایش تندروانه جندالله در تناقض با رویه طالبان محلی قرار دارد که در بعضی موارد بیشتر متکی به فرهنگ محلی یعنی روش میانجگری بزرگان و موسفیدان میباشد. جندالله در آغاز، برخورد صرفاً انتقاد آمیز با روش نرم طالبان در برابر فرهنگ محلی داشت، ولی بعد از مدتی و بویژه بعد از رهایی اسرا (پولیس محلی و ملیشه ها) به میانجگری بزرگان محلی، مخالفت سریع جندالله با این نوع برخورد نرم طالبان باعث تشدید تنش های درونی میان گروه های شورشی در چهاردره گردید. پیروان جندالله با ایده های رادیکالی که دارند بیشتر به داعش تمایل داشته و از این رو در رسانه های اجتماعی ویدیو کلیپ های داعش در عراق و سوریه و بعضاً سخنرانی های ابوبکر البغدادی را به زبان دری ترجمه و منتشر مینمایند.

حاجی عمر موسس گروه ی جندالله در کندز در سال ۱۳۸۸ در نتیجه حملات هوایی نیروهای بین اللملی کشته شد. سپس حاجی بشیر مدنی جاگزین حاجی عمر معرفی شد. بعد از سپری شدن مدتی در کندز، حاجی بشیر مدنی همراه با چند قوماندان مشهور جندالله-غلام حضرت (مشهور به حذیفه) و ابوشهید به پاکستان فرار نمودند. هدف از این تغییر مکان مصوون بودن از حملات هوایی نیروهای بین المللی بوده است.

در اواخر۱۳۹۱ هر سه چهره شناخته شده و فعال-مدنی،حذیفه وابوشهید- به چهاردره برگشته و تعدادی از قوماندانان محلی ازبک را که قبلاً با حرکت اسلامی ازبکستان رابطه داشتند، بسیج نمودند. حاجی بشیر مدنی، رهبرجندالله در کندز، توانست در مدت محدودی دایره فعالیت جندالله را فراتر از کندز در ولایات همجوار، تخار و بغلان، گسترش دهد.

رشد سریع جندالله برای حکومت محلی، و درعین حال عملکرد مستقلانه و گرایش افراطی آن برای طالبان نگرانی عمده پنداشته می شود. طالبان محلی همیشه کوشیده اند تا همه گروه های مسلح نظامی را وادار بدین سازند تا زیر بیرق امارت اسلامی فعالیت نمایند، موضوعی که بارها جندالله به آن مخالفت ورزیده است. تنش میان جندالله و طالبان  زمانی اوج گرفت که تعدادی از قوماندانان مشهور جندالله در حملات هوایی هدف قرار گرفته و کشته شدند. جنگجویان جندالله یی بعضاً، طالبان محلی را متهم به جاسوسی به نیروهای امنیتی افغان، برای نابودی جندالله نموده است.

بعد از اعلان مرگ ملاعمر در سرطان ۱۳۹۴ملا سلام بریالی والی نام نهاد طالبان، به رهبر جندالله در کندز رجوع نمود تا این گروه را مجبور به بیعت با رهبر جدید طالبان (ملااختر محمد منصور) نماید. بعد از چندین نشست و مذاکره در چهاردره، حاجی بشیر مدنی و حذیفه با ملا سلام تفاهم نموده و در گردهمایی طالبان برای بیعت با منصور شرکت ورزیدند. حاجی بشیر در سخنرانی مختصر در روز بیعت شرایط بیعت جندالله را با منصور چنین بیان داشت ” همرای مجاهدین بدین نتیجه رسیدیم که به امت ضرر نمی رسانیم، بیعت ما بدین خاطر است که دشمنی ما با دشمنان اسلام است، به همین خاطر ما در اولین کلمه ییکه میگویم همین را میگوییم که ما بیعت میکنیم بخاطر تحکیم شریعت اسلامی، با اختر محمد منصور بیعت میکنیم “. در شام روز بیعت حذیفه همراه باچند قوماندان جندالله در حمله هوایی نیروهای امریکایی کشته شدند (اینجا را بیبینید). حملات هوایی نیروهای امریکایی و کشتن قوماندانان فعال جندالله، فصل جدید تنش وبی اعتمادی را میان طالبان و جندالله گشود. پیروان جندالله بار دیگر طالبان را متهم به جاسوسی به نیروهای افغان کرده و ادعا نمودند که این همکاری طالبان با نیروهای نظامی افغان باعث  قتل قوماندانان مشهور جندالله در کندز شده است. جندالله یی ها به رسم اعتراض از چهاردره به ولسوالی بُرکه (بغلان) و اشکمش (تخار) جاییکه نفوذ گسترده داشتند نقل مکان نمودند.

بدون تردید حضور گسترده طالبان در چهاردره و ارچی مانع عمده برای فعالیت های مستقلانه جندالله در کندز پنداشته می شود. در عین حال جندالله یی ها هم بگونه یی در صدد جلوگیری از تنش های جدی با طالبان هستند، چون بدون حمایت آنها نمی توانند بقاء خود را درکندز حفظ نمایند.

دشت ارچی و جنگ نا تمام

چهاردره تنها مثالی از ولسوالی های ناامن در کندز نبوده بلکه دشت ارچی همچنان قبل از سقوط شهرکندز در انحصار طالبان بوده است. ولسوالی ارچی در رمضان ۱۳۹۴ به دست طالبان افتاد و از آن به بعد به پایگاه مستحکم این گروه مبدل گردید. قرار گفته های مردم محل، طالبان در ارچی پایگاه های مستحکم نظامی ایجاد نموده که در اکثر موارد آگاهان نظامی طالبان و بعضاً جنگجویان آسیای میانه یی نیز در این پایگاه حضور بهم میرسانند. توانایی طالبان و ایجاد پایگاههای آموزشی و نظامی در ارچی یک امر تصادفی نبوده، بلکه والی نام نهاد طالبان که باشنده ارچی است این ولسوالی را محل مناسب برای طالبان تشخیص داده است.

ملا سلام بریالی در قریه قزل تیپه، در حدود ۹ کیلومتری غرب شهر سکونت داشته و احتمالاً در زمان رژیم طالبان سرگروپ یکی از گروه های تحت قیادت ملا دادالله لنگ، یکی از قوماندانان شمال در رژیم طالبان بوده است. در دلو۱۳۸۸ ملاسلام در پاکستان دستگیر و بیش از دوسال را در عقب میله های زندان سپری نمود. ملاسلام بنا بر درخواست شورای عالی صلح از اسلام آباد مبنی بر رهایی قوماندانان زندانی طالبان در پاکستان، آزاد گردید (اینجا را بخوانید). سپس به جبهه کندز به صفت رهبر طالبان در این ولایت پیوست.

با توجه به حضور گسترده ی طالبان در ارچی، نیروهای امنیتی بعد از تصرف دوباره شهر کندز مصمم بدین شدند تا ارچی را نیز از وجود طالبان تصفیه نمایند، اقدامیکه ماه ها نبرد ناتمام را در پی آورد. در ۶ عقرب۱۳۹۴ نیروهای ویژه افغان وارد تانک سوخته (حدود ۶۰۰ متری جنوب شرق مرکز ولسوالی) شده و از آنجا عملیات تصفیوی را بالای مرکز ارچی آغاز نمودند. در ۲۴ ساعت نیروهای ویژه توانستند طالبان را از اکثر مناطق شهر بیرون کرده و اداره مرکز ولسوالی را بدست گیرند، هرچند قادر به کنترول درازمدت مرکز شهر نشدند. در ۷عقرب۱۳۹۴ طالبان عملیات تهاجمی را از قریه های شینواری ها و حاجی نعیم بالای مرکز ولسوالی آغاز و در نتیجه نیروهای امنیتی مجبور به عقب نشینی شدند. دقیقاً بعد از ماه ها جنگ، خط نخست نبرد هنوزهم مرکز ولسوالی است.

در صحبت با شبکه تحلیلگران افغانستان، قوماندان نصرالله (مسوول پولیس محلی ارچی) تایید نمود که نیروهای امنیتی فقط در بعضی محلات مرکز ارچی مستقر هستند و تنها چوک ولسوالی را در اختیار دارند. ” بازار شهر و دکان های اطراف آن از چند ماه بدین سو مسدود است”. هرچند ولسوال ارچی میگوید نشانه های ناامنی درارچی از سال ها بدین سو مشاهده شده است اما والی کندز و سایر مسوولین هیچ توجهی بدان نداشته اند.

نصرالدین سعدی، ولسوال ارچی، اظهار نمود که شاهراه ارچی-کندز از شش ماه بدین سو مسدود و طالبان در ارچی پایگاه های نظامی و آموزشی ایجاد نموده اند. “یکی از این پایگاه ها فقط شش کیلومتر از مرکز ولسوالی فاصله دارد”.

با تمام اینها، جنرال محی الدین غوری، قوماندان فرقه ۲۰، از ادامه عملیات طوفان ۱۱ خبر داده و افزود که عملیات تصفیوی درارچی جریان دارد. جنرال غوری همچنان تاکید نمود که نیروهای امنیتی در ارچی پیشروی نموده و وضعیت امنیتی بهتر شده است (اینجا را بخوانید). در عین حال ساکنان محل با اظهار نگرانی از وضعیت امنیتی میگویند که مکاتب و مراکز صحی مسدود بوده وباشندگان مرکز ولسوالی به سایر مناطق فرار نموده اند. نصرالدین سعدی با تایید گفته های باشندگان ارچی تاکید نمود که نیروهای امنیتی دستاورد چشمگیری نداشته و طالبان هنوزهم تهدید جدی برای نیروهای امنیتی محسوب می شوند. وضعیت و نابسامانی در این ولسوالی تاثیرات عمده بالای روند زندگی مردم عادی گذاشته است. غلام حیدرحیدری فعال مدنی، در صحبت با شبکه تحلیلگران اذعان داشت که تمامی باشندگان مرکز ولسوالی در اثر جنگ میان مخالفین و نیروهای امنیتی به شهر کندز فرار نموده اند. ” بازار و دکان ها کاملاً بسته بوده و دوایر دولتی در ارچی فلج است”.

دشت ارچی و تشکیلات طالبان

اظهاراتی وجود دارد که طالبان در ارچی با ایجاد کمیسیون نظامی، اکثر برنامه های عملیاتی را در سطح ولایت طرح مینمایند. ریاست این کمیسیون را که متشکل از والی نام نهاد طالبان، ولسوال نام نهاد ارچی، قوماندانان نظامی و سایر آگاهان امور نظامی طالبان میباشد، عبیده بعهده دارد. قرار اظهارات منابع نزدیک به طالبان هدف از ایجاد این کمیسیون طرح برنامه های عملیاتی نه تنها در ارچی بلکه در سایر ولسوالی های ولایت کندز بوده است. باشندگان محل میگویند حدود ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ جنگجو تنها در ارچی تحت قیادت این کمیسیون فعالیت دارند، هرچند ارایه ارقام موثق از تعداد جنگجویان زیر فرمان کمیسیون نظامی کاریست مشکل. نصرالدین سعدی در مصاحبه با شبکه تحلیلگران اظهار نمود که تعداد جنگجویان طالب پس از سقوط شهر کندز از ۶۰۰ به ۴۰۰۰ افزایش یافته است. قابل تذکر است که ارقام ارایه شده از تعداد جنگجویان طالب و آسیای میانه یی توسط مقامات محلی در اکثر موارد متناقض ومتضاد است. سوال اینجاست که چرا هیئت حقیقت یاب در باره وضعیت نابسامان ارچی و حضور گسترده مخالفین مسلح در گزارش خود در مورد حوادث کندز یادآوری نه نموده است؟

دشت ارچی و حضور جندالله

جبهه قاری ها گروهی دیگریست که مستقل از طالبان در ارچی فعالیت دارد. جبهه قاری ها، شاخه نظامی جندالله بوده که موسس آن قاری امین الله طیب میباشد. قاری طیب باشنده ولایت تخار، جبهه قاری ها را در ارچی ایجاد نمود. قاری طیب در سال ۱۳۹۲ به صفت ملا امام در قریه قرلق ارچی استخدام شده و سپس جوانان قوم ازبک را تشویق و ترغیب به جهاد علیه حکومت نموده و آنها را با استناد به نظریات رادیکال اسلامگرایانه برعلیه حکومت تحریک میکرد. از آغاز ۲۰۱۳قاری طیب تعداد زیاد جوانان روستایی را برای آموزش نظامی به گورتیپه (منطقه وسیع میان ارچی و ولسوالی خواجه غار تخار) می فرستد. این جبهه متشکل از ۵۰ الی ۶۰ جنگجو و تعدادی از قوماندانان محلی بوده که همه از مربوطات ولایت کندز و ازبک تبار هستند. منابع محلی با تایید حضور فعال این جبهه اظهارداشتند که جنگجویان جبهه قاری ها دارای آموزش های فنی نظامی و نظریات افراطگرایانه میباشند. اکثر اعضای این جبهه آماده اند تا با قربانی جان، مقامات حکومتی را هدف قرار دهند. پایگاه جبهه قاری ها در منطقه شهروان، در ۱۵ کیلومتری شمال غرب مرکز ارچی قرار دارد. شهروان دقیقاً منطقه ییست که جندالله در آن نفوذ گسترده داشته و آموزش نظامی این گروه بیشتر در این محله صورت میگیرد.

بعد از تصفیه شهر کندز از وجود طالبان دیده میشود که برنامه عملیات گسترده برای راندن طالبان از مناطق استراتیژیک، نتایج خیلی ملموس نداشته است. طالبان مسلح و سایر گروه های مخالف دولت هنوزهم دراطراف شهر و مرکز چهاردره و دشت ارچی مایه جدی نگرانی برای کندزی ها میباشند. اکنون طرح یک استراتیژی جامع باتوجه به پیشنهادات هیئت حقیقت یاب حادثه سقوط کندز از یک سو، و پاک سازی دو ولسوالی کلیدی از وجود طالبان از سوی دیگر، دولت را در تنگنا قرار داده است. بدون تردید اگر دولت وحدت ملی طرح همه جانبه را دراسرع وقت برای حل بحران کندز ارایه و تطبیق ننماید، سال آینده برای نیروهای امنیتی یک فصل پرچالش در طول پانزده سال اخیر خواهد بود.

کتگوری: صلح و جنگ / جنګ او سوله